در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در این میان با توجه به تداوم درگیریها و شورشها در برخی مناطق، بعضی بازیگران بینالمللی هر روز به نوعی برای حاکمیت سوریه خط و نشان میکشند.
به نحوی که گویی میخواهند پروژه لیبی را در سوریه نیز پیاده کنند. با توجه به این مسائل و برای درک تحولات این کشور با دکتر حسین رویوران، کارشناس مسائل خاورمیانه و رئیس کمیسیون سیاسی جمعیت دفاع از ملت فلسطین به گفتوگو پرداختیم.
پس از اعلام 2 قانون جدید احزاب و مطبوعات سوریه، پیشنویس قانون جدید انتخابات سوریه نیز تهیه و اعلام شد. هدف دولت بشار اسد از این اصلاحات را چگونه ارزیابی میکنید؟
آزادی تشکل یا تشکیل احزاب سیاسی و فعالیت آنها، یکی از نتایج کنفرانس گفتوگوی ملی بود که چند هفته پیش در سوریه بر گزار شد و یکی از توصیههای آن نیز آزاد سازی فضای سیاسی در سوریه و آزادی تشکل و فعالیت احزاب سیاسی بود. این تصمیم دولت سوریه نشانگر اراده دولت در جهت پاسخگویی به یک سری از احزاب و جریانهای سیاسی در داخل سوریه و همچنین کوششی برای مدیریت داخلی و حل بحران به دور از دخالت عنصر خارجی است (که در مرزها جریان دارد و در بسیاری از اعتراضهایی که در شهرهای مرزی صورت میگیرد، دخالت عنصر خارجی قابل مشاهده است.) در این میان دولت سوریه سعی میکند با پاسخگویی به نیازهای داخلی و بسترهایی که مردم خواهان آن هستند خواستههای مردم را از خواستههای قدرتهای دیگر تفکیک و تا حدی هم زمینه دخالت عنصر خارجی را تضعیف کند.
با توجه به این که سرکرده گروه القاعده از عملیات مسلحانه علیه نظام سوریه حمایت کرده است به نظر شما القاعده چه نقشی در ناآرامیهای اخیر سوریه دارد؟
با توجه به این که ایمن الظواهری از اعتراضها در سوریه علیه نظام بشار اسد حمایت کرده است باید گفت اولا این اظهارنظر وی نشاندهنده دخالت القاعده در این اعتراضهاست. اکنون نیز با توجه به این که بخش وسیعی از نیروهای سلفی ـ تکفیری به ترور بویژه ترور نظامیان و نیروهای امنیتی دست میزنند بیانگر آن است که القاعده در حوادث سوریه نقش دارد. گذشته از این، القاعده تصور میکند اگر بتواند در سوریه جای پایی پیدا کند در معادله خاور میانه نیز میتواند جای پای بزرگتری یابد. تصور القاعده این است که حزبالله به دلیل رویارویی با اسرائیل این جایگاه را کسب کرده است و القاعده نیز اگر در جایی که هم مرز با اسرائیل (مثل سوریه) باشد میتواند جایگاهی ویژه به دست آورد. به همین دلیل القاعده از تغییر شرایط در سوریه و حضور بیشتر در این کشور حمایت میکند.
اگر توجهی به گستره مخالفان و معارضان دولت بشار اسد در سوریه داشته باشیم از دید شما اخوانالمسلمین چه نقش و جایگاهی میان مخالفان دارد؟
باید گفت هر کسی را که اکنون در اعتراضهای سوریه حضور دارد نمیتوان به طور کامل به اخوانالمسلمین منتسب ساخت. در این میان یک سری نیروهای جوان و احزاب مختلف هم در اعتراضها حضور دارند. البته اطلاعات کمی از سوریه به بیرون درز میکند و رهبری اعتراضها هم چندان مشخص نیست و تصور دقیقی در مورد مخالفان در سوریه وجود ندارد، اما در کنفرانسی که توسط مخالفان در استانبول برگزار شد دیدیم به دلیل استفاده از واژه جامعه عرب سوریه، کردها جدا شدند و زمانی هم که سکولارها اجازه ندادند اسلام مهمترین منبع قانونگذاری در آینده باشد، اخوان آن را تحریم کرد. اینها بیانگر آن است که در بین مخالفان خارج از سوریه هم اخوانیها تعیینکننده نیستند و شاید جریان سکولار و ملی از قدرت بیشتری برخوردار باشد. در این حال مشخص نیست آنچه در خارج است در داخل هم به همین شکل باشد چون اطلاعات دقیقی وجود ندارد، اما شکی نیست که اخوانالمسلمین بخش مهمی از جریان اعتراضی در سوریه است و شاخصهای آن هم استفاده از مساجد بویژه در درعا، حمص و... است که بیانگر نقش مهم اخوان است، اما نمیتوان گفت اخوانیها اکثریت را دارند و در واقع اکثریت مخالفان همچنان جوانان اند که گرایش آنان مشخص نیست.
به نظر میرسد رژیمصهیونیستی در ماههای اخیر در حال آموزش و آمادهسازی نظامیان خود برای مواجهه با سناریوهای احتمالی در سوریه است. در این بین با توجه به شکافها در رژیم صهیونیستی در قبال برخورد با تحولات سوریه این رفتار تل آویو را چگونه ارزیابی میکنید؟
رویوران: در واقع اکثریت مخالفان دولت بشار اسد جوانانی هستند که گرایش آنان مشخص نیست در عین حال تردیدی وجود ندارد که بخش مهمی از جریان اعتراضی در این کشور را اخوانالمسلمین هدایت میکند
رژیم صهیونیستی در مورد سوریه دچار تناقض است و به همین دلیل هم رویکردهایی که در این زمینه در پیش گرفته متفاوت و گاه متعارض است. رژیم صهیونیستی از یک طرف به دنبال این بود که سوریه را از محور مقاومت جدا کند (به همین دلیل نیز از سوی آمریکا پیشنهادهای زیادی به دولت سوریه داده شد اما اتفاق نیفتاد). زیرا رژیم صهیونیستی تصور میکند اگر سوریه از این محور جدا شود، دسترسی ایران به حزبالله لبنان و نیروهای مقاومت در فلسطین تا حد زیادی قطع خواهد شد. به همین دلیل یکی از اهدافی که تل آویو دنبال میکند جدایی سوریه از محور مقاومت است. حال با توجه به تحولات درون سوریه باید گفت کسانی که طرفدار جدایی سوریه از محور مقاومت بودند تصور میکنند میتوانند با حمایت از مخالفان در سوریه به این هدف برسند. گروه دیگری در رژیم صهیونیستی آلترناتیو دولت سوریه را اخوانالمسلمین میدانند و اخوان نیز به گفته یکی از مسوولان اسرائیل از بمب هستهای هم خطرناکتر است؛ زیرا اخوان تضادی ایدئولوژیک با رژیم صهیونیستی دارد، در حالی که نظامهای سکولار یک تضاد سیاسی دارند. این گروه معتقد است رژیم صهیونیستی نباید از هیچ گروهی که منجر به روی کار آمدن اخوانالمسلمین در سوریه شود حمایت کند. به همین دلیل زمانی که آمریکا گفتوگو با اخوان مصر را آغاز کرد رژیم صهیونیستی بسرعت واکنش نشان داد و بشدت به آن اعتراض کرد که نشان میدهد طرفداران این جریان مخالف روندی هستند که نظام سیاسی در سوریه تغییر کند، ولی از سویی نیز طرفدار تضعیف نظام اسد هستند و بر این عقیدهاند که اسد تضعیف شده برای رژیم صهیونیستی بسیار سودمند خواهد بود. به همین دلیل بیشتر از تضعیف اسد حمایت میکنند تا از تغییر نظام سوریه. در واقع این دو نگاه در داخل رژیم صهیونیستی وجود دارد. هر دو به دنبال یک هدف مشترک هستند ولی در مقصد، هدف و شدت تضاد متفاوتاند.
در چند ماه اخیر ترکیه کوشیده نقشی مهم در تحولات سوریه داشته باشد در این راستا در واقع آنکارا در جستجوی ایفای چه نقشی اعم از براندازی یا حمایت از اصلاحات در سوریه است؟
در اروپا کنفدراسیونی وجود دارد تحت عنوان کنفدراسیون اخوانالمسلمین که بسیاری از جریانهای اخوانالمسلمین در آن عضو هستند. اخوانالمسلمین مصر و سوریه به علاوه حماس هم عضو آن هستند. حزب عدالت و توسعه ترکیه هم (چون بخشی از اخوان است) در آن عضویت دارد. این رویکرد نشان میدهد بین اخوان و قدرت سیاسی در ترکیه همگونی فکری و ایدئولوژیک وجود دارد. به همین دلیل ترکیه با کمک (کمک سیاسی و نظامی در مرزها) به اخوان سوریه سعی دارد بر اسب اخوان سوار شده و جایگاه و نفوذ بیشتری در سوریه پیدا کند. این کنش ترکیه هم میتواند در چارچوب باجگیری از دولت اسد و هم میتواند به نوعی سرمایهگذاری برای آینده از طرف اردوغان و حزب وی تلقی شود.
با توجه به سخنان و اظهارات گاه متناقض مقامات غربی درمورد سوریه و همچنین افزایش تحریمها ضد دولت دمشق، به طور کلی غرب چه استراتژیای را در مقابل تحولات در سوریه دارد و آیا با توجه به عدم موفقیت مخالفان هنوز به گزینه براندازی فکر میکند؟
سخن خانم کلینتون درمورد فاقد شرایط بودن اسد یا «سرنگون شدن وی» موضعگیری مهمی بود که نشان میداد آمریکا پروژه براندازی اسد را دنبال میکند؛ اما تحولات پس از این اظهارنظر و اعلام اینکه این اظهارنظر کلینتون به صورت ناخودآگاه بوده است و سیاست آمریکا را نشان نمیدهد، بیانگر آن است که در آمریکا نیز اختلاف نظر جدی در مورد سوریه و شکل مدیریت بحران در سوریه وجود دارد. اینکه سفیر آمریکا و فرانسه به حماه میروند و بر خلاف عرف دیپلماتیک رفتار میکنند شاخصی است که نشان میدهد غرب دنبال سرنگونی اسد است، اما اظهارنظرهای بعدی نشان میدهد در آمریکا در این خصوص چند صدایی وجود دارد. در این میان باید گفت همه گروههایی که در آمریکا هستند بین تضعیف اسد و سرنگونی وی عمل میکنند و این نشان میدهد رفتار آمریکا در قبال سوریه منفی است، اما شدت سلبی بودن آن متفاوت است.
با وجود این احتمال حمله نظامی ناتو به سوریه وجود ندارد؟
بعید میدانم، به هر حال غرب تصور میکرد در لیبی کار را ظرف یکی دو هفته تمام میکند، اما با وجود گذشت چند ماه نتوانسته و کار به جنگی فرسایشی کشیده شده است و حتی نمایندگان غرب با نمایندگان قذافی در چند کشور گفتوگو کردهاند که بیانگر آن است راهکار لیبی راهکاری سنجیده شده نبوده است. این که غرب همین اشتباه را در سوریه تکرار کند امری بعید به نظر میرسد و در واقع چنین ریسکی نخواهد کرد و حتی اگر غرب تصمیم بگیرد روسیه و چین حاضر به همکاری نیستند.
اگر نگاهی به گذشته و حال تحولات سوریه و نوع بازی بازیگران در این کشور داشته باشیم چه سناریوهای دیگری را برای تحولات آینده این کشور میتوان پیشبینی کرد؟
در سوریه شرایطی وجود دارد و از یک سو اعتراضهایی نیز به چشم میخورد. در کنار بستر داخلی از سویی نیز عنصر دخالتگر خارجی نیز وجود دارد. نظام این کشور هنوز از پایگاه بزرگ اجتماعی برخوردار است و تظاهرات موافقان نظام کمتر از تظاهرات مخالفان نیست که خود نشان میدهد در سوریه هم مخالفان و هم دولت از پایگاه اجتماعی برخوردار هستند؛ لذا راهی جز گفتوگوی اینان و راهحل داخلی وجود ندارد. در این بین دخالت عنصر خارجی شرایط را سختتر میکند و توافق داخلی را از بین میبرد جدا از این غرب با استفاده از رسانه و فضای سایبری سعی میکند این تضادها را افزایش دهد در حالی که واقعیتها این گونه نیست. من تصور میکنم اگر نیروهای سیاسی سوریه راهحل گفتوگو را در پیش بگیرند، هم نظام برای اصلاح آمادگی دارد و هم خواست مردم با هزینه کمتری قابل تحقق است.
علی رمضانی
جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: