در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
برای فوتبال ما، اما این پایان کار نبود چون این قانون مثل خیلی از قوانین حاکم در این رشته ورزشی نه ضمانت اجرایی چندانی داشت و نه در تدوین آن جوانب کار سنجیده شده بود، تا جایی که امروز خیلی از کسانی که حتی منتقد تفاوت آشکار دستمزد فوتبالیها با سایر اقشار جامعه بوده و هستند به این طرح و شیوه اجرای آن اشکالاتی را وارد میدانند.
فصل گذشته که اولین سال اعمال این قانون بود شاهد عقد قراردادهایی تا حتی بیشتر از 2 برابر مبلغ سقف قرارداد بودیم، قراردادهایی که البته تا حد مجاز سقف یعنی 350 میلیون تومان در هیاتهای فوتبال به ثبت رسید، اما در طول فصل و به بهانههای مختلف میزان بالاتر از آن پرداخت شد تا این که سازمان لیگ در آستانه آغاز لیگ یازدهم با جدیت بیشتری پیگیر اجرای این قانون در فصل نقل و انتقالات شد، هرچند که گفته میشود همچنان برخی باشگاهها این قانون را به نوعی دور میزنند تا بتوانند بازیکن و مربی را برای حضور در تیمشان قانع کنند.
به نظر میرسد جدیتر شدن این قانون راه دیگری را پیش پای بازیکنان فوتبال ما قرار داده است؛ فرار بازیکنان از فوتبال ایران و حضور آنها در لیگهای کشورهای حوزه خلیجفارس که کیفیت و اعتبار چندانی ندارد، میتواند تازهترین معضل قانون ناقص سقف قراردادهای فدراسیون فوتبال برای بازیکنان و مربیان باشد.
راهی که خلعتبری، مبعلی، عقیلی، پژمان نوری و بازیکنان دیگر برای پیوستن به لیگ امارات و قطر در پیش گرفتند، همان راهی است که پیش از این خیلی از ستارههای فوتبال ما انتخاب کردند و نهتنها از تیم ملی دور ماندند، بلکه در بازگشت به فوتبال ایران هرگز آمادگی گذشته را پیدا نکردند و حالا چون در باشگاههای فوتبال کشورمان توان پرداختهای نجومی نیست و قانون هم این اجازه را نمیدهد، دوباره تیمهای عربی با پیشنهادات خیرهکننده خود برای بازیکنان ایرانی جذاب شدهاند. اما آیا این تمام چیزی است که فدراسیون فوتبال از اتخاذ این قانون میخواست یا ضروری است که قانون سقف قراردادها بازنگری شود تا اجرای آن با اعمال تبصرههایی به اصلاح فوتبال ما در بحث پرداختها و جلوگیری از افزایش نرخ کاذب قرارداد بازیکنان کمک کند.
خالی شدن تیمها از ستاره
پژمان نوری، یکی از بازیکنانی که در 31 سالگی امارات را برای ادامه فوتبال انتخاب کرده است بعد از پیوستن به الامارات میگوید: این نظر درست است که قانون سقف قرارداد، بازیکنان را برای حضور در کشورهای دیگر به جز ایران تشویق میکند، اما یک بازیکن مگر چند سال میتواند بازی کند. به ناچار هر بازیکنی باید به آینده خودش فکر کند و بهترین تصمیم را به لحاظ مالی اتخاذ کند.
وی ادامه میدهد: در قانون سقف قرارداد میتوان برای ملیپوشان شرایط دیگری را قائل شد تا انگیزه بازیکنان هم بالا برود. با شیوه موجود ملیپوشان یکییکی از لیگ ایران دور میشوند و این کیفیت مسابقات را پایین میآورد، لیگ ما با ستارهها جذاب است و اگر قرار باشد تیمها از ستارهها خالی شوند این جذابیت از بین میرود.
کاهش حضور تماشاگران در ورزشگاهها
خالی شدن تیمها از ستارهها بحثی است که ارتباط مستقیم با تماشاگران فوتبال دارد. بزرگترین تیمهای دنیا که طرفداران پرشماری هم دارند از به خدمت گرفتن بهترین بازیکنان و ستارههای فوتبال اهداف مختلفی را دنبال میکنند که برتری فنی نسبت به حریفان یکی از آنهاست. آنها بر این باورند که سرمایهگذاری برای جذب این بازیکنان تماشاگر را برای آمدن به استادیوم ترغیب میکند و این حضور تماشاگر وقتی با نتیجه گرفتن و موفقیت همراه شود بین باشگاه و تماشاگر تبادل سرمایه رخ داده و چرخه درستی از درآمد شکل میگیرد.
این در حالی است که در فوتبال کشورمان شاهد ریزش تماشاگران و کاهش حضور آنها در استادیومها هستیم که البته کارشناسان خالی شدن تیمها از ستاره را یکی از دلایل آن میدانند.
عزیزاله محمدی: ما سقف قرارداد تعیین کردیم، کف قرارداد که نگذاشتیم، باشگاهها میتوانند 350 میلیون را برای ستارهها و ملیپوشان در نظر بگیرند و برای سایر بازیکنان به نسبت آن، مبلغی را تعیین کنند
محمدرضا زادمهر، پیشکسوت تیم فوتبال پرسپولیس در اینباره به «جامجم» میگوید: زمانی که ما فوتبال بازی میکردیم مردم بیشتر از آن که دنبال نتیجه باشند به دنبال تشویق بازیکنان محبوب خود بودند، بازیکنانی که در تاریخ فوتبال ایران بینظیر هستند و ماندگار شدند، تماشاگر اگر از فوتبال لذت ببرد و بازیکنانی را در تیمش ببیند که ستاره هستند و در اوج قرار دارند خیلی از حاشیههای مرسوم این روزهای فوتبال از بین میرود، جذب ستارهها هم بودجه میخواهد و هم قانونی که دست و پای باشگاهها را نبندد. من با پرداختهای غیرمنطقی به بازیکنی که حتی نیمی از هزینههایی که برای استخدام او شده را نمیتواند با بازی موثر و خوب جبران کند مخالف هستم، اما تصور میکنم مثلا باید بین دروازهبان شماره یک تیم ملی و بقیه دروازهبانها تفاوت باشد، وقتی یک دروازهبان معمولی رقم سقف را بگیرد تعادل به هم میخورد و توقعات بالا میرود، با این روش نهتنها رقابت برابر نیست، بلکه بازیکن به خاطر سطح توقعی که شاید منطقی هم باشد بدون تیم میماند و تیم بدون بازیکن ستاره.
بازیکنان بدون تیم و تیمهای بدون بازیکن
حمید درخشان نیز در گفتوگو با «جامجم» با اشاره به ضعفهایی که قانون سقف قرارداد بازیکنان دارد، تصریح میکند: وقتی یک قانون را وضع میکنیم باید جوانب را بسنجیم، درست است که این قانون با اهداف مثبت طراحی شده اما در حال حاضر ضررهایی که به فوتبال ما میزند بیشتر از منفعتهای آن است، همین رفتن بازیکنان به امارات و قطر در بلندمدت تیم ملی ما را متضرر میکند، درست است که امارات پیشرفتهایی در فوتبال داشته، اما نمیتواند باعث پیشرفت بازیکنان ما شود با این تفاوت که بازیکنان ما قبلا با منت به این باشگاهها میرفتند اما حالا با این نگاه که در کشور خودتان ایران بیشتر از این به شما نمیدهند استخدام میشوند، طبیعی است که بازیکن با مبلغی بیشتر موافقتر است.
وی ادامه میدهد: ما الان واقعا برای بستن یک تیم با مشکل مواجه هستیم، این قانون به جای این که جلوی افزایش قیمتها را بگیرد باشگاهها را در تنگنا قرار داده است. جدا از این که خیلیها قانون را رعایت نمیکنند و بازیکنان به گرفتن مبلغ سقف راضی نمیشوند. الان فوتبال ما 5 دروازهبان خوب دارد که با توجه به رقمهای مد نظرشان جرات نمیکنید پای مذاکره با آنها بروید، جالب است که آنها ترجیح میدهند فعلا بدون تیم باشند چون بالاخره یا پیشنهاد خارجی به آنها میرسد یا باشگاهها راهی برای راضی کردن آنها پیدا میکنند. این وسط دوباره بازیکن سود میکند و این باشگاههایی که سقف قرارداد را رعایت میکنند یا اصلا بودجه زیادی ندارند، متضرر شده و دچار افت میشوند. این قانون نیاز به اصلاح دارد، باید شرایطی در آن در نظر گرفته شود که واقعا به باشگاهها و فوتبال ما کمک کند. وقتی دستمزد بازیکن ثابت میشود طبیعی است که او دنبال هر راهی برای گرفتن رقم بیشتر میگردد و کشورهای عربی حاضرند این مبالغ را پرداخت کنند.
فعالیت ویژه دلالان و واسطهها
اما در این بین به فعالیت دلالان و واسطهها هم باید اشاره کرد، خیلی از واسطههایی که از انتقال بازیکنان مورد نظر خود به تیمهای لیگ برتری با مبالغ آنچنانی ناامید شدند و سود خود را در خطر میبینند فعالیت تازهای را در انتقال بازیکنان به لیگهای حوزه خلیج فارس آغاز کردند تا از این طریق قانون سقف قرارداد را به عنوان مانعی برای بهره بردن خود از فصل نقل و انتقالات از پیشرو بردارند. منابع آگاه از ارتباط این واسطهها با بازیکنان خبر میدهند، واسطههایی که بازیکنان را تشویق میکنند در ازای گرفتن مبلغی بیشتر به جای تیمهای ایرانی به امارات و قطر بروند و با وعدههای آنچنانی آنها را ترغیب میکنند.
سازمان لیگ ،انتقادها را نمیپذیرد
اما عزیزالله محمدی، رئیس سازمان لیگ این نظرات را قبول ندارد و به «جامجم» میگوید: ما سقف قرارداد تعیین کردیم، کف قرارداد که نگذاشتیم، باشگاهها میتوانند 350 میلیون را برای ستارهها و ملیپوشان در نظر بگیرند و برای سایر بازیکنان به نسبت آن مبلغی را تعیین کنند، این باشگاهها هستند که بازار نقل و انتقالات را خراب میکنند و بعد معترض میشوند که این قانون مانع پیشرفت آنها شده است.
وی در خصوص انتقال بازیکنان به لیگ امارات و قطر و ارتباط آن با قانون سقف قرارداد میگوید: مگر در سالهای گذشته که سقف قرارداد نبود بازیکنان به این کشورها منتقل نمیشدند، این انتقالها ربطی به سقف قرارداد ندارد و بهتر است باشگاهها به جای این انتقادها به فکر اجرای درست این قانون باشند، چون تمام این کارها برای این است که باشگاهها بتوانند طی 2 سال آینده هزینههای خود را کم کنند و پروانه حرفهای بودن بگیرند.
سارا احمدیان
جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: