کنترل تلویزیون دست کیست؛

بسیاری از صاحب نظران علوم ارتباطات و پژوهشگران علوم اجتماعی در تبیین و بررسی جایگاه تلویزیون در خانواده ، آن را یکی از اعضای خانواده قلمداد کرده اند که نبودش بلافاصله ملموس و وابستگی دیگر اعضای خانواده به آن کاملا محسوس
کد خبر: ۴۱۱۱۹
است.
اعضای خانواده ضمن تعامل با هم با تلویزیون نیز تعامل دارند. گذران اوقات فراغت ، سرگرمی ، کسب آرامش و گاه نیاز به برانگیختگی ، همدم یابی ، یافتن موضوعی برای گفتگو، فرار از مشکلات و کسب اخبار و اطلاعات از مهمترین دلایل تماشای تلویزیون در خانواده ها برشمرده می شود.
اکنون خانواده ها هر شب گرداگرد اجاق سرد تلویزیون جمع می شوند. بسیاری از صاحب نظران اعتقاد دارند که تلویزیون تبدیل به کانون توجه خانواده شده است و با پی ریزی روابط موازی در خانواده از تعامل سازنده و تجربه عواطف خانوادگی جلوگیری می کند.
با این حال در اغلب جوامع ، خانواده و تلویزیون جدایی ناپذیرند و راهکارهای ارائه شده برای حذف آثار منفی آن بر خانواده بیشتر بر نظارت دقیق تر، کاهش تماشای تلویزیون و آگاهی از سازوکارهای تاثیر آن در قالب افزایش سواد رسانه ای (medliaLitracy) تاکید دارند تا حذف کامل آن از زندگی خانوادگی.
چه این رسانه ، کارکردهای مثبت چشمگیری نیز دارد. تلویزیون به عنوان یک کارگزار اجتماعی شدن نقش موثری در انتقال هنجارها، ارزش ها و مجموعه اختصاصات و ویژگی های فرهنگی به نسل جدید دارد و با ارائه آموزش های اثربخش ، اطلاعات و مهارت های والدین در حوزه فرزندپروری ، بهداشت جسم و روان ، مهارت های اجتماعی ، مدیریت خانه و... به بهبود کیفیت زندگی و افزایش سطح بهزیستی جامعه کمک می کند.
تلویزیون برای آن که دیده شود و منافع اقتصادی ناشی از سرمایه گذاری صاحبان بنگاه های رسانه ای و آگهی دهندگان را تامین کند، به خانواده ها متکی است و خانواده ها نیز برای کسب اطلاع ، سرگرمی و آموزش و همچنین بنا بر دلایل روانشناختی و جامعه شناختی دیگر به تلویزیون متکی هستند.
نتایج بررسی در مورد میزان تماشای تلویزیون در ایران نشان می دهد که این فعالیت بر دیگر شیوه های گذران اوقات فراغت برتری دارد و حدود 99 درصد از خانواده های ایرانی در اوقات فراغت به تماشای تلویزیون می پردازند.
اختراع دستگاه کنترل از راه دور (ریموت کنترل) یکی از عواملی است که باعث تثبیت جایگاه تلویزیون در خانواده ها شد و باعث شد رفتار اعضای خانواده با تلویزیون و تعامل آنان با یکدیگر تحت تاثیر حضور این وسیله قرار گیرد.
همچنین دستگاه ضبط و پخش تصویر یا ویدئو نیز تحول شگرفی در بازار مصرف تلویزیون ایجاد کرد. این 2 وسیله به سهولت تماشای تلویزیون کمک کردند و امکانات زیادی فراروی استفاده کنندگان از تلویزیون قرار دادند. اکنون دستگاه کنترل از راه دور جزیی جدایی ناپذیر از تلویزیون است.
این وسیله به خانواده ها کمک می کند تا آزادی عمل کافی برای گریز از تبلیغات تجاری ، انتخاب برنامه مورد نظر و حتی خاموش یا روشن کردن دستگاه تلویزیون داشته باشند.
این امر باعث پیچیده تر شدن رابطه مبتنی بر نفع متقابل صنعت تبلیغات و آگهی های تلویزیونی و گرایش خانواده ها به سرگرمی و کسب آگاهی و اطلاعات شده است.
همچنین استفاده از این وسیله باعث شده است کنترل و نظارت والدین بر عادات تماشای کودکان افزایش یابد و از سوی دیگر پی گردی و حس اکتشاف و جستجو نیز در کودکان بالا رود. به هر حال ، بسته به این که این وسیله در اختیار چه کسی باشد، پیامدهای مختلفی در خانواده بر جای می گذارد.
بررسی پژوهش هایی که در این باره انجام شده است ، نشان می دهد که در خانواده های هسته ای سنتی که مردان رئیس خانواده هستند، دستگاه کنترل از راه دور، انحصارا در اختیار مرد است.
این نتایج حاکی از آن است که در خانواده هایی که این وسیله در اختیار زن قرار دارد، گرایش های اجتماعی قوی تر است و استفاده از سبک های ارتباطی و عاطفی هیجانی و مستقیم بیشتر است.
به علاوه پدیده تغییر دادن متوالی شبکه ها به احتمال زیاد هنگامی رخ می دهد که اعضای خانواده به تنهایی به تماشای تلویزیون می پردازند؛ چرا که این پدیده تماشای گروهی را مختل می کند و باعث آشفتگی در روابط خانوادگی می شود.
به هر حال تملک این دستگاه بیانگر رقابت اعضای خانواده مخصوصا برادران و خواهران بر سر کسب جایگاه ویژه در خانواده است.

تصویر خانواده در تلویزیون
با آن که سریال های خانوادگی بخش شایان توجهی از جداول پخش برنامه های تلویزیونی در ایران را به خود اختصاص می دهند، تحقیقات بسیار اندکی در مورد آنها انجام گرفته است و در بسیاری از این تحقیقات تنها به توصیف میزان بیننده و دیگر شاخصهای جمعیت شناختی اکتفا شده و تحلیل نظری مفاهیم ، الگوها و تصاویری که تلویزیون از خانواده ایرانی نمایش می دهد، صورت نگرفته است.
یکی از پژوهش هایی که با استفاده از روشهای کیفی به مطالعه سریال های خانوادگی پرداخته است ، تحلیل محتوای سریال «پدر سالار» است. (درانی ، 1375)
صرفنظر از اشکالات روش شناختی ، این تحقیق بر تضاد بین سنت و مدرنیسم در بین خانواده های ایرانی تاکید کرده و نشان داده است که تلویزیون به شرایط گذار جامعه ایران و چالشهای فراروی خانواده ها توجه دارد.
با این حال ، برآیند تحقیقات و مشاهدات حاکی از این است که تصویری که تلویزیون از خانواده ارائه می کند، باوجود تمام دگرگونی هایی که در جامعه رخ داده ، نمایانگر نوعی خانواده مردسالار نوین است ؛ به این معنا که اولا خانواده افرادی کمتر از گذشته دارد و معمولا خانواده ها هسته ای هستند تا گسترده ، ثانیا اقتدار مرد تا حدودی تغییر شکل داده و از اقتدار و تسلط مطلق بر جان و مال افراد، به اقتدار در تصمیم گیری تبدیل شده است ، اما باز هم این مردان هستند که تصمیم نهایی را در خانواده می گیرند و زنان حتی اگر مشاغل مردانه هم داشته باشند، باز تحت تاثیر عواطف و احساساتند و زود به گریه می افتند یا غش می کنند.
در برخی حیطه ها زنان شاید بهتر از مردان باشند، اما محدوده های زنانه و مردانه زندگی و تقسیم نقش به طور مشخص دیده می شود.
در این خانواده ها، باوجود اهمیتی که خانواده دارد، معمولا رفتارهای دستوری تنبیهی و تعارضی به جای محبت و همفکری و توضیح و همیاری دیده می شود.
دیگر تحقیقات نیز نتایج نسبتا مشابهی داشته اند (برای مثال اعزازی ، 1373و 1379) بررسی چگونگی ارائه تصویر خانواده از تلویزیون باتوجه به نقشها، مشکلات خانوادگی ، نگرشها و افکار ارائه شده در فیلمها، نشان داد که خانواده به نمایش درآمده هسته ای ، با ویژگی های پدرسالارانه و تقسیم نقش های سنتی و جنسیتی همراه بود.
زنان در خانه و مردان در بیرون از خانه بودند و مسائل و مشکلات زنان نیز به چارچوب خانه ، همسر و فرزندان و کلا به مسائلی دور از مسائل اجتماعی ، محدود بود.
باوجود آن که در تلویزیون به صورت عام بر اهمیت نقش مادر تاکید می شود، در موارد خاص مادرانی که قادر به ایفای این نقش نبودند نیز نشان داده شده بودند. تاکید بر سنتها بسیار نمایان است.
ایجاد تغییر در زندگی نامطلوب محسوب می شد. حل مشکلات خانوادگی با پیش داوری ساده انگاری و استفاده از عواطف و بیشتر اوقات با حل آنی مشکلات و بدون توجه به عواقب درازمدت آن صورت می گرفت.
زنان در برخورد با همسر انفعالی یا پرخاشگر و در برخورد با کودکان نیز بی توجه یا پرخاشگر بودند و اصولا زنان در این گونه فیلمها و سریال ها رفتاری دوقطبی (پرخاشگر - تسلیم) داشتند.
روابط مادران با فرزندان با وجود تاکید مثبت ، با فاصله و بدون درک احساسات و عواطف یکدیگر بود (اعزازی ،1373) علاوه بر فیلمها و سریال های خانوادگی ، برخی برنامه های ترکیبی با عناوین مربوط به خانواده نیز عموما تصویری جهت دار (از نظر اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی ، قومی و...) از خانواده ایرانی ارائه می کنند؛ اما نباید از این اصل مهم نیز چشم پوشی کرد که بسیاری از این برنامه ها و حتی سریال ها با طرح موضوعات جدید و ارائه اطلاعات روزآمد موجب آگاهی اعضای خانواده ، بخصوص زنان ، از مهارت های اجتماعی ، حقوق مدنی و شهروندی و... می شوند و راههای زندگی موفق و سالم را آموزش می دهند و بنابراین ، می توانند تاثیر بسیار مثبتی بگذارند و زمینه ساز توسعه فرهنگی و اجتماعی در سطح کلان باشند.

محمدرضا رضایی بایندر
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها