با آن که سریال های خانوادگی بخش شایان توجهی از جداول پخش برنامه های تلویزیونی در ایران را به خود اختصاص می دهند، تحقیقات بسیار اندکی در مورد آنها انجام گرفته است و در بسیاری از این تحقیقات تنها به توصیف میزان بیننده و دیگر شاخصهای جمعیت شناختی اکتفا شده و تحلیل نظری مفاهیم ، الگوها و تصاویری که تلویزیون از خانواده ایرانی نمایش می دهد، صورت نگرفته است.
یکی از پژوهش هایی که با استفاده از روشهای کیفی به مطالعه سریال های خانوادگی پرداخته است ، تحلیل محتوای سریال «پدر سالار» است. (درانی ، 1375)
صرفنظر از اشکالات روش شناختی ، این تحقیق بر تضاد بین سنت و مدرنیسم در بین خانواده های ایرانی تاکید کرده و نشان داده است که تلویزیون به شرایط گذار جامعه ایران و چالشهای فراروی خانواده ها توجه دارد.
با این حال ، برآیند تحقیقات و مشاهدات حاکی از این است که تصویری که تلویزیون از خانواده ارائه می کند، باوجود تمام دگرگونی هایی که در جامعه رخ داده ، نمایانگر نوعی خانواده مردسالار نوین است ؛ به این معنا که اولا خانواده افرادی کمتر از گذشته دارد و معمولا خانواده ها هسته ای هستند تا گسترده ، ثانیا اقتدار مرد تا حدودی تغییر شکل داده و از اقتدار و تسلط مطلق بر جان و مال افراد، به اقتدار در تصمیم گیری تبدیل شده است ، اما باز هم این مردان هستند که تصمیم نهایی را در خانواده می گیرند و زنان حتی اگر مشاغل مردانه هم داشته باشند، باز تحت تاثیر عواطف و احساساتند و زود به گریه می افتند یا غش می کنند.
در برخی حیطه ها زنان شاید بهتر از مردان باشند، اما محدوده های زنانه و مردانه زندگی و تقسیم نقش به طور مشخص دیده می شود.
در این خانواده ها، باوجود اهمیتی که خانواده دارد، معمولا رفتارهای دستوری تنبیهی و تعارضی به جای محبت و همفکری و توضیح و همیاری دیده می شود.
دیگر تحقیقات نیز نتایج نسبتا مشابهی داشته اند (برای مثال اعزازی ، 1373و 1379) بررسی چگونگی ارائه تصویر خانواده از تلویزیون باتوجه به نقشها، مشکلات خانوادگی ، نگرشها و افکار ارائه شده در فیلمها، نشان داد که خانواده به نمایش درآمده هسته ای ، با ویژگی های پدرسالارانه و تقسیم نقش های سنتی و جنسیتی همراه بود.
زنان در خانه و مردان در بیرون از خانه بودند و مسائل و مشکلات زنان نیز به چارچوب خانه ، همسر و فرزندان و کلا به مسائلی دور از مسائل اجتماعی ، محدود بود.
باوجود آن که در تلویزیون به صورت عام بر اهمیت نقش مادر تاکید می شود، در موارد خاص مادرانی که قادر به ایفای این نقش نبودند نیز نشان داده شده بودند. تاکید بر سنتها بسیار نمایان است.
ایجاد تغییر در زندگی نامطلوب محسوب می شد. حل مشکلات خانوادگی با پیش داوری ساده انگاری و استفاده از عواطف و بیشتر اوقات با حل آنی مشکلات و بدون توجه به عواقب درازمدت آن صورت می گرفت.
زنان در برخورد با همسر انفعالی یا پرخاشگر و در برخورد با کودکان نیز بی توجه یا پرخاشگر بودند و اصولا زنان در این گونه فیلمها و سریال ها رفتاری دوقطبی (پرخاشگر - تسلیم) داشتند.
روابط مادران با فرزندان با وجود تاکید مثبت ، با فاصله و بدون
درک احساسات و عواطف یکدیگر بود (اعزازی ،1373) علاوه بر فیلمها و سریال های خانوادگی ، برخی برنامه های ترکیبی با عناوین مربوط به خانواده نیز عموما تصویری جهت دار (از نظر اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی ، قومی و...) از خانواده ایرانی ارائه می کنند؛ اما نباید از این اصل مهم نیز چشم پوشی کرد که بسیاری از این برنامه ها و حتی سریال ها با طرح موضوعات جدید و ارائه اطلاعات روزآمد موجب آگاهی اعضای خانواده ، بخصوص زنان ، از مهارت های اجتماعی ، حقوق مدنی و شهروندی و... می شوند و راههای زندگی موفق و سالم را آموزش می دهند و بنابراین ، می توانند تاثیر بسیار مثبتی بگذارند و زمینه ساز توسعه فرهنگی و اجتماعی در سطح کلان باشند.