در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در بخشهای شرقی کرانه سپیدرود، دره سرسبزی وجود دارد به نام گوهر رود که یکی از محوطههای باستانی مهم ایران به شمار میآید. چراکه گنجینهای ارزشمند از هنر و تمدن بشری را در دل تپههای خود نهان کرده است و شناختهشدهترین تپه آن، تپه باستانی مارلیک است. این تپه که در رودبار (استان گیلان) و منطقه رحمتآباد قرار گرفته در میان مردم محلی بیشتر به «چراغعلی تپه» معروف است. چراغعلی نام کسی است که این تپهها در ملک شخصی او واقع شده بود. اما برای نام باستانی مارلیک دو تعبیر وجود دارد: یکی آنکه گفته میشود ترکیبی است از «مار» و «لیک» به معنی سوراخ که با هم میشود سوراخ مار یا سوراخ ماران، چراکه به دلیل وجود حفرههای طبیعی در تپهها، مارهای زیادی در این منطقه دیده میشدند. اما نظر محققانهتر آن است که این واژه تاریخی از 2 جزو مارد و لیک تشکیل شده که مارد از نام اقوام آمارد و لیک از واژه لک به معنی قوم و عشیره گرفته شده است. آماردها یکی از اقوام متمدن و سلحشور بودند که پیش از ورود آریاییها در کرانههای جنوب دریای خزر زندگی میکردند و بعدها به دلیل ورود آریاییها در جستجوی پناهگاهی امنتر به کوهستان البرز و کنارههای سپیدرود مهاجرت کردند. به همین علت در گذشته سپیدرود را رود آمارد میگفتند. خلاصه آنکه سکونت مردمانی با این پیشینه که دست کم تمدن آنها را تا 3000 سال پیش میتوان شناسایی کرد، سبب شد تا آنجا را به یکی از اماکن و گنجینههای ارزنده تاریخی مبدل کنند.
تپه مارلیک تا پیش از سالهای دهه ۱۳۴۰ تمدنی ناشناخته بود و متاسفانه در طول سالهای ۱۳3۰ـ۱۳2۰ توسط حفاران غیرمجاز مورد تعرض قرار گرفت و دامنههای البرز جولانگاه قاچاقچیانی شد که اشیا به دست آمده از آن را در بازارهای عتیقه به فروش میرساندند. بسیاری از این آثار، امروزه زینتبخش موزههای بزرگ دنیا هستند. سال ۱۳۴۰ بود که دره گوهر رود توسط یک تیم باستانشناس ایرانی به سرپرستی دکتر عزتالله نگهبان، کاوش شد. طی این عملیات باستانشناسی، اشیای زیبا و بیهمتایی به دست آمد که برای محققان، مورخان، پژوهشگران تاریخ هنر و حتی جامعهشناسان افقهای تازهای را گشود. ساکنان این منطقه و مردمان این تمدن، مردگان خود را همراه با اشیای ارزشمند به خاک میسپردند. از این رو در این منطقه که تاکنون آرامگاههای بسیاری در آن شناسایی شده است، اشیایی مانند ظروف سفالین، دکمههای تزئینی، انواع سرگرز، پیکان، جامهای چینی، طلا، نقره و مفرغ، خنجر، شمشیر، مجسمههای برنزی و سفالی، سرنیزه، کلاهخود و... پیدا شده است. پارچههای به دست آماده نیز از وجود صنعت بافندگی در هزاران سال پیش در ایران خبر میدهند. در کاوشگریهای این منطقه آثار ساختمان چاردیواریای پدیدار شد که حدود ۳۰ متر مساحت داشت و به نظر میآمد آرامگاه یا معبد باشد. پژوهشگران بر این باورند که آثار باستانی این منطقه متعلق به فرمانروایانی است که در اواخر هزاره دوم و آغاز هزاره اول پیش از میلاد بر این ناحیه حکومت میکردند.
گفته میشود جامهای شیشهای در این محوطه از اولین نمونههای صنعت شیشهسازی بشر است. علاوه بر این، جامهای زرین و سیمینی که از مارلیک به دست آمده نشان از هنر شگفتانگیز قلمزنی توسط مردمان این تمدن دارد. در این میان جام طلایی که به نام جام مارلیک شهرت یافته و میتوان گفت نماد این تمدن باستانی است از زرناب ساخته شده و هنرمند توانگر آن با استفاده از نرمی طلا توانسته نقشهایی خیرهکننده چون چهار گاو بالدار، درختان زندگی و نقش خورشید را بر آن بنشاند. نمایش بدن حیوان در حالت نیمرخ و سر آن از روبهرو که از خصوصیات هنر اصیل ایرانی است، هویت جام و هنرمند سازنده آن را بخوبی نشان میدهد. شاخها و گوشهای حیوان به طرز زیبایی جداگانه ساخته شده و سپس در محل خود روی بدن حیوان نصب شده است. مهارت هنرمند مخصوصا در نشان دادن عضلات ورزیده و اندام در هم پیچیده حیوان صحنهای جاندار را به وجود آورده است که نمونه خوبی از بلوغ و تکامل هنرهای زیبا مخصوصا نقاشی و مجسمهسازی در ایران باستان و بخصوص منطقه گیلان است. در کف جام، گل تزئینی زیبایی نقش شده است و در وسط گل، نقش خورشید دیده میشود که اشعه خود را به صورت منظم در هر سو پراکنده است. دور اشعه خورشید برگهای درخت زندگی به شیوه مهندسی و منظم نمایش داده شده است. وجود نقش خورشید در بیشتر آثار مارلیک نشان میدهد که آنان خورشید را مقدس میدانستند. از دیگر آثاری که از مارلیک به دست آمده آجرهای خشتی است که روی آنها کتیبههایی به خط میخی عیلامی نوشته شده است. این آجرها سالهاست که در یکی از موزههای آمریکا نگهداری میشوند.
جامهای شیشهای کشف شده در مارلیک از اولین نمونههای صنعت شیشهسازی بشر است
بد نیست بدانید یکی از فیلمسازان قدیمی و مطرح کشورمان به نام ابراهیم گلستان سال 1342 فیلم مستند و جالبی درباره تپههای مارلیک، با همین نام ساخته است. مدت زمان این فیلم کوتاه 15 دقیقه است و سازندهاش درباره آن گفته است: نخستین بار که نمایشگاه اشیای پیدا شده در مارلیک را دیدم نظرم به 2 مجسمه کوچک رفت که انگار فریاد میزدند. این دو، خدای مرد و زن باروری بودند. من در مجسمه خدای زن دعوت به زندگی دیدم... و آفتاب بود که از پشت پرده تالار موزه میآمد تا بچه آهوی مفرغ را با بوسههای گرم بنوازد. مرگ آنجا نبود. 30 قرن دفن، از اعتبار افتاده بود و پیش از تهنیت آفتاب، آهو هنوز لبخند آشنا میزد. اینها بود علت برای اینکه فیلم بسازم.
آثار بدست آمده از تپه مارلیک شباهت زیادی به آثار به دست آمده از تپههای سیلک در کاشان دارند تا آنجا که برخی پژوهشگران بر این باورند که اهالی سیلک همان ساکنان مارلیک هستند که بعدها به این منطقه مهاجرت کردهاند. اما براستی چه تفاوتی دارد که مارلیکیها همان سیلکیها باشند یا 2 قوم متفاوت که بر هنر و فرهنگ یکدیگر تأثیر گذاشتهاند؟ مهم آن است که به هرکجای این سرزمین پاک پا بگذارید ردپایی از هنر و تمدن چندهزار ساله را خواهید یافت.
امید که شما هم این مکانهای زیبا را در فهرست گردشگری خود قرار دهید و از آنها بازدید کنید.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: