در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در حال حاضر برنامههای متعددی در شبکههای مختلف تلویزیون درباره شهر پخش میشود که برنامه «در شهر» در میان آنها جای خود را باز کرده و مخاطبان خوبی دارد. این برنامه البته بیشتر از جنس مستند و گزارش خبری بوده و کمتر از تمهیدات هنری در آنها استفاده شده است، اما در برنامهای که شاید به طور اتفاقی آن را دیده باشید به نام «همین حوالی» سعی شده با بهرهگیری از ظرفیتهای هنری و تمهیدات رسانهای بیشتر اخلاق شهروندی و ویژگیهای یک انسان شهری در آن آموزش داده شود. بدون شک همین حوالی را میتوان مصداق کاملی از یک برنامه با ماهیت شهر انسانی و انسان شهری دانست که شعار امسال جشنواره شهر بود که هفته گذشته به پایان رسید. جالب است که این برنامه با همکاری سازمان فرهنگی ـ هنری شهرداری تهیه و تولید شد والگوی خوبی است برای این که سازمانهای مرتبط اداری و دولتی، بخشی از بودجه خود را در ارتباط با ساخت برنامههای مستند یا نمایشی درباره حیطه وظایف سازمانی خود هزینه کنند. برنامه تلویزیونی همین حوالی به تهیهکنندگی و کارگردانی محمدرضا درخشان در 150 قسمت تهیه شده و در هر قسمت به مدت زمان 180 ثانیه به مقوله اخلاق شهروندی و زندگی شهری میپردازد. این برنامه ـ که از ابتدای امسال در حال پخش است ـ علاوه بر موضوع حقوق و اخلاق شهروندی، به موضوعات مرتبط با خانواده هم میپردازد. رویکرد همین حوالی به گونهای است که 2 کارکرد اساسی میتوان برای آن برشمرد، یکی آسیبشناسی اخلاق و رفتار شهروندی و بازنمایی تصویری انتقادی از محیط شهری و دوم، فرهنگسازی در این زمینه و آموزش رفتارها و مهارتهای شهروندی برای تحقق یک شهر انسانی و اخلاقی. از منظر روانشناسی ـ تربیتی، این برنامه سعی کرده به واسطه نمایش موازی اخلاق پسندیده شهری و نابهنجاری و بیاخلاقی شهری، مخاطب را در معرض قضاوت درونی و فردی درباره آن قرار دهد و از تحمیل یکسویه و لحن نصیحتگرانه به آنها پرهیز کند. استفاده از عکس و تصاویری از سطح شهر و مرتبط با موضوع برنامه کمک میکند تا وجوه مستندگونه این برنامه تقویت شود و میزان تاثیرگذاری آن بر مخاطب افزایش یابد. قطعا و بدون شک یکی از عناصر و ابزارهای مهم این تاثیرگذاری استفاده از صدای محمدرضا فروتن، بازیگر مشهور سینما برای اجرای نریشن این برنامه است. علاوه بر محبوبیت و موقعیتی که فروتن در ذهن بسیاری از مخاطبان دارد و صدای او میتواند امکان تاثیرپذیری این مفاهیم آموزشی و میزان شنوایی مخاطب درباره آنها را تضمین کند، خود جنس صدای فروتن و آرامش و متانتی که در کلام و بیان او وجود دارد نیز این ضمانت اجرایی را 2 برابر میکند. در ضمن مخاطب همواره از شخصیتهای محبوب خود بویژه هنرمندان و بازیگران سینما حرفشنوی دارد و به آنها به عنوان یک الگو مینگرد. این تمهید، برگ برنده این برنامه بوده و دستکم مخاطب را که با صدای فروتن آشناست کنجکاو میکند تا روی این برنامه متمرکز شده، توجهش به آن جلب شود. ادبیات نوشتاری این برنامه نیز دارای لحنی مودبانه و قابل احترام است و اگرچه امکان دارد برای بسیاری از مخاطبان تلخ باشد، اما برخورنده نیست و مخاطب آن را پس نمیزند. استفاده از بازیگران مشهور و موقعیت و محبوبیت آنها در این نوع برنامهها، مصداقی از یک بهرهبرداری درست تبلیغاتی برای ترویج مفاهیم و ارزشهای پسندیده اجتماعی است و چه خوب است اشکال دیگری از این سنت و روش پسندیده در ساخت برنامههای مشابه کارگرفته شود.
اما در همین حوالی، 2 ویژگی دیگر به چشم میخورد که بر جذابیت آن میافزاید. یکی تنوع سوژه و انتخاب موضوعاتی است که در مرز بین مفاهیم اخلاقی و کنشهای شهروندی قرار میگیرد و حتی برخی موضوعات که بظاهر پیش پاافتاده به نظر میرسند. سلام کردن، مکالمه با تلفن همراه در مکانهای عمومی، شیوه رانندگی، جوانی کردن، مسائل خانوادگی و شیوه زندگی، تنبلی، زخمزبان، عمل بیاندیشه، اهدای یادگاری و ایستادن در صفها ازجمله موضوعات برنامه همین حوالی هستند.
ویژگی دوم و خیلی خاص این برنامه در مدت زمان آن است. برنامهای که کل سوژه خود را فقط در 180 ثانیه جمع و جور میکند و از زیادهگویی و کش دادن بیهوده آن پرهیز میکند. این ساختار زمانی البته با روانشناختی مخاطب امروز تناسب و هماهنگی دارد. مخاطب امروز هم به واسطه نوع زندگی در جامعه شهری و هم زمان کوتاهی که در اختیار دارد، بهتر میتواند پای تماشای این برنامه بنشیند و از آن استفاده کند. همان طور که در حوزه ادبیات داستانی امروز داستان کوتاه و حتی داستانک بیشترین کاربرد و تاثیرگذاری را دارد و دیگر کسی وقت یا حوصله رمانهای بلند را ندارد، در عالم تصویر و رسانه نیز این ویژگی بسط یافته و اکنون برنامهسازان تلویزیونی به سراغ ساخت برنامههای کوتاه، اما جذاب میروند تا بتوانند مخاطب را راضی نگه دارند. به همین دلیل گزافه نیست که همین حوالی را یک داستانک تصویری و حتی یک کلیپ آموزشی بدانیم که قصد دارد بیشترین بهرهبرداری را از کمترین زمان ببرد. روانشناسی رسانه نیز امروز تاکید میکند این ساختار از ظرفیت بیشتری برای آموزش مفاهیم و یادگیری عمومی برخوردار است. زندگی شهری امروز به دلیل پیچیدگی ساختار اجتماعی، به کسب مهارتها و دانش عمومی و شهروندی نیازمند است و تلویزیون به عنوان مظهر کامل رسانه ملی موظف است با ساخت برنامههای آموزشی کوتاهمدت، اما جذاب و تاثیرگذار به رسالت حرفهای خود عمل کند. همین حوالی را میتوان نمونه موفقی از این برنامهها دانست.
سیدرضا صائمی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: