توسعه گردشگری، چالش‌ها و راهکارهای آن در گفت و گو با اسماعیل قادری

گردشگری؛ بنگاه اقتصادی یا حرکتی فرهنگی؟

انتقادهای زیادی درخصوص جایگاه ایران به لحاظ گردشگری و توسعه این صنعت با توجه به پتانسیل‌های موجود در کشور مطرح است. در این میان گاهی 2 بخش خصوصی و دولتی فعال در این حوزه، توپ را به زمین دیگری انداخته و انتقادها و کمبودها را متوجه طرف مقابل می‌کنند. این در حالی است که صورت مساله همچنان باقی است و این بازی به صورت باخت ـ باخت همچنان ادامه می‌یابد. اسماعیل قادری، عضو هیات علمی دانشگاه علوم و تحقیقات و کارشناس رشته جغرافیا و برنامه‌ریزی توریسم، به عدم برنامه‌ریزی، عدم مطالعه بازار، عدم تخصص بخش خصوصی در حوزه گردشگری و... اشاره می‌کند که به عنوان بخشی از چالش‌های موجود بر سر راه توسعه گردشگری ایران قرار گرفته‌اند.
کد خبر: ۴۰۳۷۸۲

با توجه به این که ایران به لحاظ جاذبه‌های گردشگری، جزو 10 کشور اول در دنیا شناخته می‌شود، آیا از این توانایی به نوعی استفاده شده که سهمی از تولید ناخالص ملی را در اقتصاد کشور به خود اختصاص دهد؟

این مساله که ایران جزو 10 کشور نخست در زمینه جاذبه‌های گردشگری است، درست نیست و لازم است که این عبارت اصلاح شود. دلیل آن هم این است تاکنون هیچ فرد یا نهادی، کشورها را بر مبنای جاذبه‌های گردشگری و تعداد آثار باستانی موجود، طبقه‌بندی نکرده است. پس از منظر علمی این مساله پذیرفته شده نیست و چنین سندی وجود ندارد که کسی کشورها را به این لحاظ رتبه‌بندی کرده باشد.

اما شاخص‌هایی که برای رتبه‌بندی کشورها در زمینه گردشگری در جهان وجود دارد و سازمان‌های بین‌المللی نیز آن را قبول دارند، این است که تعداد ورودی‌های جهانگردان را به صورت سالیانه مشخص می‌کنند، همچنین درآمد ناشی از گردشگری، تعداد جهانگردان خروجی و نیز میزان «هزینه‌کرد» یک کشور برای جهانگردان را محاسبه می‌کنند. به طور مثال آلمان رتبه اول را در میزان جهانگردان خروجی دارد. این کشور بیش از جمعیت خود توریست به خارج از کشور می‌فرستد و از این لحاظ در هزینه‌کرد رتبه اول را دارد. از آن طرف فرانسه از لحاظ ورودی‌ها رتبه نخست را به خود اختصاص داده است. می‌خواهم بگویم براساس چنین معیارهایی کشورها را در حوزه توریسم رتبه‌بندی می‌کنند.

اگر به برنامه پنجم توسعه نیز دقت کنید و وارد بخش‌های کیفی آن شوید، در مورد سایر حوزه‌ها همچون نفت، کشاورزی، معدن و دیگر فعالیت‌های صنعتی تجزیه و تحلیل انجام شده است و سهم هر یک در اشتغالزایی و تولید ناخالص ملی مشخص شده است؛ اما در جهانگردی این اتفاق نیفتاده است. تنها درآمد جهانگردی ایران بر مبنای همان توریستی که وجود دارد، محاسبه و ارزیابی می‌شود. در کل با توجه به درآمد اندک، این مساله چندان جایگاه مهمی در اقتصاد کلان کشور ندارد.

اگر صنعت گردشگری را به عنوان یک متغیر در نظر بگیریم، در حال حاضر و با شرایط فعلی ریسک سرمایه‌گذاری در این حوزه چه اندازه است؟ و در چه بخش‌هایی می‌توان سرمایه‌گذاری کرد؟

در مجموع می‌توان در بخش‌های مختلف صنعت گردشگری سرمایه‌گذاری کرد. یکی از این موارد بخش اقامتی است، برخی از استان‌ها به لحاظ سرمایه‌گذاری در این بخش وضعیت خوبی دارند؛ آن هم به دلیل رونق‌داشتن سفرهای داخلی است. به هر حال چون مردم تمایل دارند در ایام تعطیل از استان‌های مختلف بازدید کنند، همین مساله موجب جابجایی مردم در داخل کشور شده و خواهد شد؛ در نتیجه زمینه برای افزایش سرمایه‌گذاری بویژه در بخش تاسیسات اقامتگاهی مهیاست.

از سوی دیگر گرایش مردم به هتل‌های جدید بیشتر از هتل‌های قدیمی است و این خود دلیل دیگری است که تا حدودی سرمایه‌گذاری در این بخش را به صرفه نشان می‌دهد بویژه در جاهایی که مقصدهای توریستی هستند؛ اما در این زمینه یک مشکل وجود دارد، چون تقاضا محدود است، میزان سرمایه‌گذاری در این زمینه نیز با محدودیت
رو به روست. به هر حال تعداد گردشگران ورودی با توجه به پتانسیل موجود در کشور بسیار اندک است و از طرف دیگر در بخش گردشگری داخلی، همیشه مردم اقامت در هتل را انتخاب نخواهند کرد.

اما این که عنوان می‌شود گرایش مردم به هتل‌های جدید بیشتر شده است، باید اذعان کرد مردم همواره دوست دارند ضمن تجربه‌کردن، خدمات جدیدی نیز دریافت کنند. گرچه شاید خدمات جدیدی که انتظار آن وجود دارد دریافت نشود. به هر حال، سرمایه‌گذاری‌هایی که در زمینه ساخت هتل‌های جدید انجام می‌شود به ضرر هتل‌ها و تأسیسات قدیمی تمام خواهد شد و به سود تأسیسات جدید.

پس با این استدلال سرمایه‌گذاری در این زمینه می‌تواند موفق باشد.

همان‌گونه که عنوان شد، در برخی از مقصدها که متناسب با سلیقه و نیاز گردشگر باشد، جوابگو خواهد بود.

در کل چه چالش‌هایی برای سرمایه‌گذاری در صنعت توریسم در داخل کشور وجود دارد؟

عمده چالش‌هایی که در بخش سرمایه‌گذاری می‌توان به آن اشاره کرد، بحث اطمینان از روند و ثبات بازگشت سرمایه است. مقصدهایی که ما درباره آنها بحث می‌کنیم ظرفیت محدودی دارند و البته برخی اوقات این ظرفیت محدود رعایت نمی‌شود. به طور مثال امکان دارد یک استان تنها ظرفیت 200 تا 300 اتاق را داشته باشد، اما گاهی با انجام سرمایه‌گذاری‌های بدون مطالعات امکان‌سنجی، ممکن است به جای 300 اتاق، 500 اتاق ساخته شود؛ به این ترتیب در بهترین شرایط هم 200 اتاق مازاد است. باید روی این مساله مطالعات لازم صورت گیرد و با توجه به ظرفیت‌های موجود، اقدام به سرمایه‌گذاری کرد.

سرمایه‌گذاری بدون مطالعه یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های موجود در این زمینه است؛ در حال حاضر هر شخصی در هر منطقه‌ای که علاقه‌مند باشد بدون مطالعات امکان سنجی، سرمایه‌گذاری می‌کند.

موضوع دیگر بحث بی‌ثباتی در گردشگری ورودی است. در کل با توجه به نوساناتی که در بازار گردشگری وجود دارد، در این خصوص کشور ما آسیب بیشتری می‌بیند، در نتیجه نمی‌توان با هدف گردشگری ورودی، سرمایه‌گذاری انجام داد. البته این نوسانات به طور معمولی وجود دارند.

درخصوص گردشگر داخلی نیز یکی از بزرگترین چالش ها، بحث افزیش قیمت‌ها و نرخ‌هاست. با توجه به سیاست موجود در اقتصاد کشور، به طور طبیعی با ادامه این روند، به مرور تقاضای گردشگری کاهش می‌یابد. به نظرمی‌رسد که حداقل در یک دوره 4 تا 5 ساله با رکودی نسبی در گردشگری داخلی مواجه شویم.

یعنی شما تصور می‌کنید تورم، منجر به کاهش تقاضای گردشگری در آینده‌ای نزدیک
خواهد شد؟

گردشگری هنگامی اتفاق می‌افتد که میزان درآمد در اختیار شما افزایش پیدا کند. هنگامی که هزینه‌ها بالا می‌روند، فرد ناگزیر به تامین هزینه‌های ضروری زندگی خواهد بود، در نتیجه میزان درآمد در اختیار، کاهش می‌یابد. هنگامی که این کاهش اتفاق افتاد، میزان تقاضا برای گردشگری نیز کاهش خواهد یافت؛ چون بین این دو مساله ارتباط مستقیم وجود دارد.

در ایران با توجه به نوسانات قیمت‌ها، مردم ترجیح می‌دهند اولویت‌های اولیه خود را که همان نیازهای ضروری همچون خوراک، پوشاک و... است. تامین کنند، سپس در اولویت ثانویه یا حتی ثالثه، به بحث سفر و گردشگری توجه می‌کنند. پس چنانچه درآمد کاهش یابد، گردشگری هم با افت روبه‌رو می‌شود.

شما قبلا از نگرش فرهنگی به مقوله گردشگری، به عنوان یکی از موانع توسعه این صنعت یاد کرده‌اید؛ در کل این نوع نگرش چه موانعی بر سر راه توسعه گردشگری ایجاد خواهد کرد؟

بله، نگرش فرهنگی یکی از موانع توسعه گردشگری است. باید به این مساله دقت شود که گردشگری یا همان جهانگردی، یک بنگاه اقتصادی است و یک بنگاه اقتصادی باید درآمدزا باشد. منظور از صنعت جهانگردی، مجموعه فعالیت‌های مرتبط با جهانگردی است که ایجاد درآمد کند؛ مانند آژانس، هتل یا سیستم حمل و نقل. حال سوال من این است که کدام یک از این موارد فرهنگی است؟ این مساله که گردشگری ارتباطات فرهنگی ایجاد می‌کند و پیامدهای فرهنگی به دنبال دارد، درست است، اما هدف اصلی توسعه جهانگردی در دنیا بیشتر مباحث اقتصادی است و به عنوان یک بخش فعال اقتصادی مطرح است. در ایران نگرش فرهنگی موجود به این مقوله موجب شده است که گردشگری به نوعی هزینه‌بر باشد تا مولد؛ یعنی بیشتر مصرف‌کننده است.

با داشتن نگاه اقتصادی، این بنگاه باید سودآور باشد، در نتیجه به دنبال راهکارهایی برای سودآوربودن آن خواهیم بود. اما در بحث فعالیت‌های فرهنگی، سود مدنظر نیست و بیشتر به دنبال توسعه فرهنگی هستیم که معمولا مصرف‌کننده است. در حالی که اگر نگاه اقتصادی داشته باشیم، این فعالیت باید سودآور باشد، باید تولید صورت گیرد، درآمد حاصل شود، ایجاد شغل شود و.... ما به طور عمده با این نگرش به موضوع می‌پردازیم.

بنابراین به زعم بنده، در برنامه‌های توسعه باید گردشگری را از بخش فرهنگ جدا کنیم و در زیرمجموعه فعالیت‌های اقتصادی قرار دهیم. بر این اساس نیز برای آن برنامه‌ریزی کنیم و مباحث توسعه آن را دنبال کنیم. حتی از نظر سازمانی نیز باید تغییراتی انجام شود و آن را به زیرمجموعه سازمان‌هایی ببریم که بیشتر اقتصادمحور هستند.

هنگامی که شما برای جهانگردی و طرح‌های توسعه آن برنامه‌ریزی می‌کنید همه آنها در حقیقت چرخه اقتصادی بزرگی را دارند که باید در نهایت به درآمدزایی منجر شود.

شما در نوشتاری دیگر از گردشگری به عنوان یک روش برای برون‌رفت اقتصاد تک‌پایه‌ای یاد کرده‌اید؛ این نگاه در میان برنامه‌ریزان گردشگری چه اندازه مورد توجه است؟

می‌توان این مساله را در میان برنامه‌های موجود مشاهده کرد، اما در حقیقت بسیار ضعیف است و تاکنون نگاه دقیق و علمی به آن نشده است. هر چند برخی شعار «جهانگردی جایگزین نفت» را سر می‌دهند، اما بنده آن را قبول ندارم. چون در ایران فعلا این کار امکان‌پذیر نیست. اما گردشگری می‌تواند یک بخش برای تنوع‌سازی فعالیت‌های اقتصادی باشد. البته دیگر فعالیت‌های موجود نیز می‌توانند کشور را از اقتصاد تک‌محصولی ـ که همان نفت است ـ
رها سازند. بسیاری از کشورها در کنار فعالیت‌های صنعتی خود، این کار را انجام داده‌اند. به طور مثال، کشور فرانسه با وجود این که یکی از بزرگ ترین کشورهای صنعتی در دنیا است و از نظر فعالیت‌های اقتصادی و تولیدی دارای جایگاه مناسب و شاخصی است، اما حدود 6 درصد تولید ناخالص داخلی آن، اختصاص به جهانگردی دارد که در جای خود اهمیت ویژه‌ای دارد. این در حالی است که در ایران روی این موضوع کار و بحث زیادی صورت نگرفته است و هنوز جایگاه آن در اقتصاد خیلی تعریف‌شده نیست.

چه راهکارهایی برای رسیدن به این هدف وجود دارد؟

صنعت جهانگردی یک صنعت تقاضا محور است، باید به تقاضای بازار نگاه شود و بر این مبنا نیازهای بازار را برآورده کنیم. مشکل عمده موجود در این زمینه آن است که اصلا به این بازار دقت نمی‌شود که چه چیزی نیاز دارد. با این وجود تبلیغات برای جذب جهانگرد نیز انجام می‌دهیم.

یعنی دوباره به همان خلأ مطالعاتی نیازسنجی و امکان سنجی، بازمی گردیم؟

بله، دقیقا. شما باید بدانید که توریست‌ها چه می‌خواهند و با اطلاع یافتن از این موضوع تعیین کنید که حالا به کدام بخش از این تقاضاها می‌توانید پاسخ دهید. البته در این مساله باید به تمام شرایط و محدودیت‌هایی که در جامعه وجود دارد، همچون باید‌ها و نبایدها، ارزش‌ها، هنجارها و سیاست‌های کلی نیز توجه شود. به اعتقاد بنده، با تمام این شرایط باید بتوانیم به نیازهای بخش زیاد و طیف وسیعی از جهانگردان پاسخ بدهیم، اما می‌گویم ابتدا باید نیازهای آنها را شناخت.

مشکل اساسی در اینجاست که ما اصلا نمی‌دانیم گردشگران چه می‌خواهند. باید از نیازها و خواسته‌های آنها با انجام یک مطالعات بازار خیلی وسیع، اطلاع حاصل کنیم. سپس بر مبنای این مطالعات، بازارهای خود را شناسایی، طبقه‌بندی و تقسیم‌بندی کنیم. دقیقا بر این مبنا می‌توان بازارهای هدف را مشخص و نسبت به جذب توریست اقدام کرد.

چه نهاد یا ارگانی متولی انجام این کارها است؟ آیا تقسیم‌بندی کار بین بخش دولتی و بخش خصوصی انجام شده است؟

اصطلاحا در صنعت گردشگری گفته می‌شود که بازارسازی به عهده دولت است و بازاریابی و بازارداری، وظیفه آژانس‌ها، دفاتر خدمات مسافرتی و هتل‌ها است. مشکل عمده در این حوزه این است که بخش خصوصی انتظار دارد دولت همه کارها را انجام دهد. اکنون آژانس‌ها، شرکت‌های خدمات مسافرتی حتی جاذبه‌های جهانگردی همچون موزه‌ها و اماکن دیدنی، هیچ تبلیغاتی را انجام نمی‌دهند. آنها تنها انتظار دارند که به طور مثال دولت نمایشگاهی را با تقبل هزینه توسط خود برگزار کند و آژانس‌ها در آن شرکت کنند. در حالی که خود آژانس‌ها باید پیگیر این موضوع باشند و بر مبنای آن تبلیغات خود را انجام دهند. یعنی ارائه‌کنندگان و تولیدکنندگان کالا و خدمات جهانگردی اعم از هتل‌ها، آژانس‌ها و جاذبه‌های گردشگری باید خودشان کار بازاریابی را انجام دهند. دولت در این زمینه تنها باید به صورت کلان، سیاستگذار، ناظر و هدایتگر باشد.

تصور می‌کنید با شرایط فعلی آژانس‌ها و مشکلاتی که با آن روبه‌رو هستند، آیا امکان انجام این حجم از کار را دارند؟

باید دانست که اقتصاد یک علم ودانش است، مدیریت آژانس مهارتی است که به آموزش، تخصص، سواد و تحصیلات نیاز دارد. حال با توجه به این مسائل، آیا ساختار آژانس‌ها و دفاتر خدماتی مسافرتی ما چنین حالت و ویژگی‌هایی را دارند؟ هنگامی که آنها در این حیطه دارای تخصص نباشند و ندانند چه کاری را باید انجام دهند، در نهایت از دولت انتقاد می‌کنند. همچنین از دولت نیز انتظار دارند که کارها را انجام دهد. این پرسش مطرح است که در دیگر کشورها کارها به چه روشی انجام می‌شود؟ در حقیقت این وظیفه آژانس‌ها است که کار و مسوولیت را بر عهده گیرند، اگر نمی‌توانند از پس کار بر بیاید، کنار بروند تا کسانی وارد این حوزه شوند که توان انجام کار را دارند. اعطای مجوز به آنها توسط یک سازمان، دلیل بر آن نیست که خود سازمان هم برای آنها ایجاد درآمد و سودآوری کند.

این مساله که دولت هزینه بگذارد و بازاریابی کند، سپس درآمد آن برای آژانس‌ها باشد، قابل قبول نیست. به سایر بخش‌های تولیدی و صنعتی در کشور توجه کنید که چگونه فعالیت و کار می‌کنند؛ به‌طور مثال کسی که کارگاه تولیدی لباس دارد، آیا دولت برای چنین شخصی نیز کار بازاریابی انجام می‌دهد؟ آیا دولت برای او هم سرمایه‌گذاری می‌کند؟ خیر چنین چیزی نیست. پس چرا این انتظار وجود دارد که دولت برای آژانس‌های مسافرتی و هتل‌ها این اقدامات را انجام دهد؟ باید هتل و آژانس خود دارای این تخصص باشند که کار بازاریابی انجام دهند، خدمات مطلوب‌تری ارائه دهند، کالاهای خود را عرضه کنند و... اما همه ما می‌دانیم که آنها هیچ‌گاه چنین کارهایی را انجام نمی‌دهند.

گرچه بیشتر انتقادات در حوزه توسعه گردشگری متوجه 2 بخش دولتی و خصوصی است، از سویی دیگر در شهره بودن ایرانیان به مهمان‌نوازی هم شکی نیست، اما آیا تصور نمی‌کنید در برخی اماکن از سوی خود میزبان و اهالی یک منطقه، نوعی مقاومت فرهنگی در برابر گردشگران صورت می‌گیرد؟

یک اصل در جهانگردی وجود دارد، اگر جامعه میزبان را آموزش دهیم، او را هدایت کنیم و همچنین او را در منافع و درآمدها و فعالیت‌های جهانگردی مشارکت دهیم و چنانچه وی احساس کند از ناحیه توسعه جهانگردی منافعی نصیبش خواهد شد، بدون شک از آن حمایت خواهد کرد.البته این منافع می‌تواند شامل منافع اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی، سرمایه، ایجاد جاده و شبکه‌های اجتماعی باشد. مشکل اصلی در این است که ما خیلی اوقات می‌خواهیم منابع جامعه میزبان را مصرف کنیم در حالی که سودی نصیب جامعه میزبان نشود. در این شرایط به طور طبیعی او مقاومت خواهد کرد چنانچه ضمن آموزش و هدایت، او را در منافع مشارکت دهیم همکاری خواهد کرد.

به باور بنده برای توسعه جهانگردی و این که یک جامعه میزبان پذیرای گردشگران باشد، باید آنها را در منافع مورد اشاره مشارکت دهیم. باید با دیدگاه‌های جدید جهانگردی آشنا باشیم و با استفاده از این دیدگاه‌ها به سمت مشارکت بیشتر مردم پیش برویم. در اغلب جاها این احساس از ناحیه میزبان وجود دارد که یک بار اضافه بر او تحمیل شده است و منافع آن نیز تنها عاید افراد دیگری می‌شود.

در حالی که همواره به نقش گردشگری در اقتصاد تاکید می‌شود و این که این صنعت می‌تواند موجب شکوفایی اقتصادی و ایجاد اشتغال و... شود، اما چنین به نظر می‌رسد که با توجه به میزان زیاد خروج ایرانیان در سال‌های اخیر با هدف گردش در کشورهای دیگر، علاوه بر خروج بخش قابل توجهی ارز، این شکوفایی و رونق اقتصادی در کشور نیز چندان محقق نمی‌شود.

مردم حق دارند مسافرت کنند، اگر مردم برای مسافرت خود کشورهای دیگر را انتخاب می‌کنند، این ضعف از فعالیت‌های گردشگری داخلی است. اینجا این مساله مطرح است که ما نمی‌توانیم آنها را جذب کنیم و نمی‌توانیم برای آنها برنامه‌ریزی مناسب و مورد توجه انجام دهیم.

باید نیازها و تقاضاهای آنها را شناخت و متناسب با همین تقاضاها برای آنها برنامه‌ریزی کرد. این در حالی است که کاری در این حوزه انجام نمی‌شود.

سامان عابری

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها