در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
سرمربی سرخپوشان که از اواسط لیگ نهم، جانشین زلاتکو کرانچار شده بود تا پرسپولیس بحرانزده را نجات دهد، آن فصل را با قهرمانی در جام حذفی و راهیابی به لیگ قهرمانان آسیا پشت سر گذاشت تا با بازگشت به پرسپولیس و البته با کمک کاشانی ناکامی خود در عرصه مربیگری در تیم ملی را تا حدی به فراموشی بسپارد، اما این پایان کار نبود.
لیگ دهم، فصلی متفاوت برای پرسپولیسیها بود، فصلی که با شکستهای غیرمنتظره و متوالی، ناکامی محض در دربی سنتی و حذف زودهنگام از گردونه رقابتهای لیگ قهرمانان آسیا برای دایی و شاگردانش و هواداران پرسپولیس همراه بود تا آن نگاههای مشتاق و امیدوار به کاشانی و دایی، به سردی و ناامیدی بگراید، اما آنچه در این میان قابل توجه به نظر میرسد تفاوت بین نگاه منتقدان پرسپولیس است، در شرایطی که اعضای این باشگاه بیشتر به دنبال پیدا کردن مقصر ناکامیهای تیمشان هستند در بیرون از این مجموعه گروهی، درصد بیشتری از افت پرسپولیس را به عملکرد کاشانی نسبت میدهند و گروه دیگر بر این باورند که علی دایی مقصر اصلی ناکامی پرسپولیس است، در حالی که راه منطقیتر دیگری هم هست و آن این که هر کس به اندازه خودش در وضعیت کنونی پرسپولیس سهمی دارد؛ کاشانی، دایی و اختلاف بین این دو نام.
کاشانی و یک حمایت بیمعنی
پس از آن که کرانچار در لیگ نهم نتوانست نتایج مورد نظر باشگاه پرسپولیس را بگیرد، حبیب کاشانی به سراغ علی دایی رفت تا یکی از پرافتخارترین بازیکنان ما در دنیای فوتبال با تجربه قهرمانی همراه سایپا در لیگ برتر، به پرسپولیس بیاید.
دایی که به دلیل ناکامی در تیم ملی از فوتبال فاصله گرفته بود به خاطر دوستی و رفاقت نزدیک با کاشانی دوباره به فوتبال بازگشت تا شانس خود را بیازماید.
سیاست کاشانی در برخورد با سرمربی، همان ابتدا مشخص شد. وقتی دایی عابدزاده را کنار گذاشت و یک استقلالی را روی نیمکت نشاند عدهای آن را به سلیقه یک سرمربی برای انتخاب همکارانش ربط دادند، ولی گروه دیگر که تعدادشان بیشتر از موافقان با تصمیم دایی بود انتظار داشتند کاشانی به عنوان یک مدیر، کاری میکرد که سرمربی تیمش تصمیم بهتری برای انتخاب مربی دروازهبانانش بگیرد. شاید این نخستین اشتباه کاشانی به بهانه حمایت از علی دایی و تصمیمهایش بود. اتفاقی که باعث شد اصل مشورت بین مدیر و سرمربی به طور کامل زیرسوال برود و آغازی شود برای اتخاذ تصمیمهایی بدون مشورت و خودسرانه از سوی سرمربی.
در حقیقت مدیر باشگاه پرسپولیس که البته همچنان عنوان سرپرست را یدک میکشد به اندازه خود در ناکامیهای پرسپولیس نقش داشته است.
مجموعه مدیریتی باشگاه پرسپولیس که در ظاهر به یک نفر خلاصه میشود یا معنای حمایت کامل از سرمربی را نمیدانست یا ناچار بود خودش را به این راه بزند.
وقتی لیگ نهم با قهرمانی پرسپولیس در جام حذفی به پایان رسید اعتماد به نفس کاشانی و دایی برای ادامه همکاری با یکدیگر بیشتر شد، اما پرسپولیسی که برای نخستین بار طی سالهای اخیر این فرصت را داشت که با تکیه بر ثبات مدیریتی و کادر فنی، تیم بهتری از آب درآید آنقدر درگیر خودخواهیها و لجبازیها شد که عاقبت، فصل متفاوتی را رقم زد.
کاشانی همچنان نقش مشورت را کنار گذاشت،البته احتمالا نیت او به عنوان یک مدیر، خیر بوده و با این هدف که دایی تیمش را با سلیقه خودش ببندد از همان ابتدا اعلام کرد که طبق نظر دایی پیش میرود.
از اتفاقات فصل نقل و انتقال و ناکامی نسبی باشگاه پرسپولیس و کاشانی در جذب برخی مهرههای موردنظر دایی که بگذریم به یک نکته مهم در افت سرخپوشان میرسیم، فرار دایی از نامها و خالی شدن پرسپولیس از باتجربهها چیزی نبود که کاشانی بخواهد کوتاه آمدن برابر آن را به حمایت کامل از علی دایی نسبت دهد.
کاری که دایی به عنوان سرمربی یک تیم مدعی با مجموعه تحت اختیارش کرد چیزی شبیه به خودزنی بود که سکوت برابر آن به هیچ عنوان جایز نبوده. دایی نهتنها خیلی از ستارهها را برای پیوستن به تیمش نخواست، بلکه مهرههایی مثل کریم باقری و شیث رضایی را به بهانههای مختلف کنار گذاشت تا یک تیم از درون تهی، دیگر حرفی برای گفتن نداشته باشد و در تمام این اتفاقات کاشانی سکوت کرد.
سرپرست باشگاه پرسپولیس را در بخش دیگری از اتفاقات باید مقصر دانست، او را که پیش از این به عنوان فردی با قابلیت و شایستگی در مدیریت کردن بحران فوتبالی میشناختند در لیگ دهم با چهرهای متفاوت دیدیم، در شرایطی که دایی و پرسپولیس به آرامش، اتحاد و حمایت نیاز داشتند او نهتنها نتوانست شکاف ایجاد شده بین هواداران یا بهتر بگوییم لیدرها را برطرف کند بلکه اسباب عمیقتر شدن آن را فراهم کرد.
در روزهایی که همه انتظار داشتند مدیریت باشگاه قاطعانه مقابل کسانی که حاشیهساز شدند بایستد در کمال تعجب حتی ضارب علی دایی (همان لیدری که با سرمربی سرخها درگیر شده بود) در بازی بعد در جایگاه ویژه نشسته بود تا ثابت شود قاطعیت لازم در باشگاه پرسپولیس وجود ندارد که اگر وجود داشت دستی پشت پرده فعالیت نمیکرد تا دایی ناکامیهایش را به آن نسبت دهد.
دستپخت دایی، هم شور هم بینمک!
علی دایی هرچقدر از عوامل بیرونی و حاشیهساز این فصل پرسپولیس بگوید نمیتواند سهم خود را در ناکامیهای پرسپولس نادیده بگیرد.
همین علی دایی که معتقد است بضاعت بازیکنانش همین بوده پیش از شروع لیگ دهم از داشتن بازیکنان همطراز و یکدست در هر 3 پست حرف میزد و وعده قهرمانی در هر 3 جام را میداد.
دایی وقتی بعد از بازی با پاس همدان لب به انتقاد از بازیکنانش گشود و گفت که مهاجمانش از فرصتها استفاده نمیکنند و خودش هم نمیتواند برای گلزنی به میدان برود باید روزهایی را به یاد میآورد که میگفت مهدویکیا، کاظمیان، اولادی و خیلیهای دیگر به درد سیستم مورد نظر او برای بازی نمیخورند.
تیمی که دستپخت علی دایی بود آنقدر فراز و نشیب داشت که به درستی خود سرمربی هم نمیتوانست نتایج را پیشبینی کند. تیمی دایی چیزی نبود که وعده داده بود و در این افت فنی و کیفی پرسپولیس بدون شک سرمربی بیشترین تقصیر را دارد، تیمی که میتواند به ذوبآهن 3 گل بزند، الاتحاد سرگروه را 3 بر 2 ببرد و به نفت تهران 5 گل بزند اگر به فاصله یک هفته نتایجی عکس این را بگیرد حتما با مشکلات فنی روبهروست و بیشترین مسوولیت فنی متوجه علی دایی است.
یک اختلاف پنهان آشکار
اما از اختلاف کاشانی و دایی هم باید بگوییم، چیزی که در اغلب روزها و هفتههای گذشته از این فصل از سوی طرفین تکذیب شد، اما در فوتبال ما آنقدر از این دوستیهای نمادین زیاد است که طرفداران فوتبال هم آن را به خوبی میشناسند.
اولین مورد، اختلاف بین سرپرست و سرمربی از فصل نقل و انتقالات آغاز شد، وقتی که دایی اعلام کرد بازیکنان مورد نظرش را باشگاه جذب نکرده است، این اختلاف در ادامه و با پیش آمدن قضیه لیدرها به اوج رسید.
یکی از نزدیکان باشگاه پرسپولیس میگوید: دایی بعد از درگیری با لیدرها در یک محفل خصوصی گفته بود که یک عده آرزو دارند پرسپولیس با دایی زمین بخورد.
انتشار نتیجه نظرسنجی سایت باشگاه پرسپولیس که پیش از دیدار با ذوبآهن رای به شکست این تیم با آمار 95 درصد داد این شائبه را تقویت کرد، اما دایی و کاشانی مجبور بودند که با هم ادامه دهند. دایی غیرمستقیم توپ را به میدان کاشانی میانداخت و کاشانی هم در اظهارنظری رسمی اعلام کرد که دایی باید بماند و تیمی که خودش بسته است را به پایان راه برساند. این اختلاف یکی از مهمترین دلایل ناکامی پرسپولیس بود و همچنان ادامه دارد. خانهای روی آب با پایههای سست و شکننده به جای اتحاد، همدیگر را تحمل کردند تا به امروز برسند و برای رهایی از فشار انتقادات هر یک به دنبال مقصر هستند. با این وضع به نظر شما امیدی برای قهرمان شدن این تیم در جام حذفی هست؟ در فوتبال ما البته هیچ چیز بعید نیست.
حاج رضایی: پرسپولیس سازماندهی اصولی ندارد
باشگاهی که سازماندهی درست و اصولی ندارد نمیتواند انتظار داشته باشد که تیم فوتبالش مسیر موفقیت را طی کند.
این توصیف امیر حاجرضایی از پرسپولیس است که در لیگ دهم بارها طعم شکست را پذیرفته است، وی با بیان این مطلب به «جامجم» گفت: اگر باشگاهی به معنای واقعی سامان یافته باشد برای ناکامی تیم از نظر نتیجه، عملکرد کادر فنی را نقد میکنند؛ نقد به معنای جدا کردن خوب از بد تا مشخص شود که بار تقصیر به عهده چه کسی بوده است.
اما وضعیت پرسپولیس فرق میکند؛ این باشگاه ماههای طولانی است که بدون مدیرعامل، هیات مدیره و مجمع اداره میشود، شرایطی که در فوتبال مدرن دنیا به هیچ عنوان مشابهی ندارد.
کارشناس فوتبال کشورمان افزود: بنابراین با وجود این شرایط مشکلات پرسپولیس فراتر از سیستم، تعویض و مباحث فنی است و آنقدر عمیق و کلان است که به آسیبشناسی جدی نیاز دارد.
حاجرضایی به نتایج پرسپولیس در لیگ دهم اشاره و اضافه کرد: در سالیان طولانی که پیگیر فوتبال هستم هرگز 10 شکست از پرسپولیس فقط در جریان رقابتهای لیگ ندیدم، شکستهای سنگین، چهارم شدن بین 4 تیم در لیگ قهرمانان آسیا و همه اتفاقاتی که برای این تیم در این فصل رقم خورد آمار فاجعهآمیزی است که بزرگترین دلیل آن سازمان نیافته بودن این باشگاه است.
وی افزود: چیزی که فیفا همواره روی آن تاکید دارد قویتر بودن تیم بدون میدان است، تیم مدیریتی که بتواند مشکلات را حل کند و بحران را مدیریت کند. نمیشود برای بررسی یک مشکل کل را رها کرد و به جزء پرداخت، بنابراین این مسائلی است که ما از بیرون میبینیم، همه چیز سر جای خودش نیست و نمیتوانیم از این موارد براحتی بگذریم. موارد دیگری هم هست که رسانهای است و در صحت و سقم آن تردید وجود دارد، اما اگر باشگاهی سازمانیافته باشد منصفانه است که کادر فنی را نقد کرد و پرسپولیس این شرایط را ندارد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: