برای مثال در سفری به مشهد، شاهد پخش فیلمی هنری و بسیار سنگین بودم که کمتر همسفری را میدیدم که با آن ارتباط برقرار کند. وقتی هم به مهماندار واگن گوشزد کردم که این فیلم اثری مناسب برای پر کردن اوقات سفر نیست، او که فارغ التحصیل رشته تئاتر بود، بر تعداد زیاد جوایز خارجی فیلم و وجوه هنری آن تاکید کرد. این توضیح آن مهماندار تحصیلکرده، نشان میداد که او در انتخاب فیلم به شرایط خاص سفر با قطار توجه نکرده و همه مسافران را مثل خودش از علاقهمندان حرفهای سینما در نظر گرفته بود. البته این یک مورد استثنایی بود و بیشتر مواقع مهمانداران قطار از آن ور بام میافتند.برای مثال فیلمهای اکشن رزمی سرشار از صحنههای خشن و آثار متعلق به سینمای وحشت که حتی برای اکران در سینماها یا نمایش خانگی هم با محدودیتهای سنی روبهرو هستند، بدون هیچ محدودیتی در قطارهای مسافری به نمایش در میآیند.شاید حالا دیگر وقت آن رسیده باشد تا مسوولان قطارهای مسافری تنها بر این که هر فیلم مجوز داری را پخش کنند، تکیه نکرده و به گزینش فیلمها بیشتر توجه کنند. در این میان چند شاخص را باید رعایت کرد. اول آن که در سفر، وجه سرگرم کنندگی فیلمها را نباید از یاد برد و نمیتوان انتظار داشت هر فیلم فاخر و هر درام جدی برای این اوقات مناسب باشد. دومین مساله ضرورت تنوع آثار و تازه بودن آنهاست، چرا که تکرار فیلمها به یکی از آزار دهنده ترین مسائل تبدیل شده است. سومین امری هم که نباید از نظر دور بماند، پرهیز از نمایش فیلمهای سطحی و سخیف است که بیشتر از هر چیز بر ذائقه تماشاگران اثر منفی میگذارد. با این توضیحات بهتر است نمایش فیلم در قطارهای مسافری از نظم و برنامهریزی دقیقتر و بهتری برخوردار شود تا کارکرد فرهنگی مناسب تری هم پیدا کند.
مهدی یاورمنش / گروه فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم