اوپرا وینفری به دلیل مادر بودن رابرتز را برای اجرای مجموعه خود انتخاب کرد.او میگوید : «میخواستم کسی کار گفتوگو را به عهده بگیرد که خودش خیلی خوب با موضوع بحث آشناست و نسبت به آن حساسیت دارد. در عین حال، این فرد باید محبوب و مورد احترام عموم مردم و بویژه خانمها هم باشد. رابرتز تمام این مشخصات را با خود داشت. این بازیگر اسکار گرفته سینما از یک سو یکی از بازیگران مورد احترام خانوادههاست و از سوی دیگر، پس از مادر شدن بخش عمده وقت و زندگیاش را به پرورش و نگهداری فرزندانش اختصاص داده است. او بخوبی میداند مادر بودن یعنی چه و به همین دلیل در طول گفتوگو براحتی میتوانست جنبههای مختلف مادر بودن و تلاش برای انجام کارهای درست و بهتر را مورد بحث و بررسی دقیق و موشکافانه قرار دهد.»
جولیا رابرتز هم با این نظریه موافق است و این در حالی است که منتقدان هنری میگویند زمانی که صحبت مادر بودن میشود، او یاد گرفته است که چگونه باید خود و خانوادهاش را خوشحال کند. رابرتز میگوید: «اگر در تمام طول روز لبخند به لب داشته باشی، آن وقت میتوانی ادعا کنی که یک مادر خوب هستی. من 3 فرزند دارم که هدف اصلیام در زندگی خوشحال کردن آنهاست.
همکاری با اوپرا وینفری در تولید مستند تازهاش هم بخشی از همین هدف است. خیلی خوب میشود که تو در مقام یک مادر تجربیات خودت را با بقیه مادرها تقسیم کنی و تماشاگران تلویزیونی را دعوت به دیدن و تجربه کردن این تجربهها بکنی. هریک از ما مادرها یک قصه متفاوت از زندگی و تلاشهای خودمان داریم و چقدر خوب میشود که بقیه هم با آنها آشنا و همراه شوند. من برای وینفری به عنوان یک همکار احترام زیادی قائلم و خوشحالم که او دست به تولید مستندی درباره مادران زده است، اما صادقانه بگویم حتی اگر نام مطرحی مثل او پشت سر این قضیه نبود من باز هم با این مجموعه همکاری میکردم. مادر بودن مرا وادار میکند با هر مجموعهای که در ارتباط با مضمون مادری ساخته میشود همکاری کنم، حتی اگر این همکاری در حد یک رد شدنی چند ثانیهای از جلوی دوربین فیلمبرداری باشد!»
جولیا رابرتز در این مستند تلویزیونی اول از همه درباره تجربه مادر شدن خودش با تماشاگران صحبت میکند. یکی از نکات جالبی که او در ارتباط با این موضوع بیان میکند این است که نگاه او به دنیا و فعالیت بازیگری پس از مادر شدن کاملا تغییر کرد و او تمام کارها و برنامههای خود را براساس وقت و مسائل فرزندانش تنظیم میکند.
یکی از این موارد هم این است که او پس از تولد فرزندانش جذب بازی در فیلمهایی شده که برای بچهها تهیه و تولید میشود.
برای مثال کار جدیدی که او قرار است در آن بازی کند، نسخه تازه «سفید برفی و هفت کوتوله» است که در آن در نقش ملکه سیاهدل و بدطینت قصه ظاهر خواهد شد. رابرتز پس از صحبت کردن درباره تجربه مادر شدن خود، همراه با یک فیلمبردار و صدابردار راهی مناطق مختلف شهر و همچنین کشور آمریکا میشود تا با مادران مختلف و متفاوت درباره زندگی و تجربیاتی که داشتهاند صحبت کند. این مادران چقدر فرزندان خود را دوست دارند و برای آنها چه کارهایی کرده یا میخواهند بکنند؟
رابرتز با مطرح کردن چنین موضوعاتی تلاش میکند به روحیات و درونیات مادران نفوذ کند و راز و رمز مادر بودن را مورد مکاشفه قرار دهد. برای جلوگیری از طولانیشدن و خسته شدن سکانسهای مجموعه، قرار است تدوین آن ویژه باشد تا باعث شود تماشاگران با میل و رغبت به تماشای مجموعه بنشینند. مادرانی که در مجموعه طرف صحبت قرار میگیرند در سنین مختلف و از طبقات و قشرهای مختلف هستند. از زنان خانهدار گرفته تا زنان شاغل در مراکز مهمی مثل بیمارستانها یا مراکز رسمی دولتی جلوی دوربین مجموعه قرار میگیرند و دانستهها و تجربیات خود را با بینندگان تلویزیونی تقسیم میکنند.
اوپرا وینفری میگوید این مادران حقیقتا داستانهایی شگفتانگیز درباره زندگی و هنر مادری تعریف میکنند و به همین دلیل است که نام کار مستند او مادران شگفتانگیز است. منتقدان تلویزیونی هم با توجه به حال و هوای این مستند پیشبینی میکنند انبوه تماشاگران تلویزیونی را جذب خود کند. مجموعا مستند مادران شگفتانگیز کارگردان ندارد و وینفری به نوعی کارگردان آن هم هست، اما در کارهایی از این دست، کارگردان اهمیت چندانی ندارد و نقش اصلی با مجری و حتی فیلمبردار است که چگونه بتوانند لحظات مستند کار را شکار کرده و چیز بهتری به بیننده ارائه کنند. در همین ارتباط است که دو فیلمبردار مسلط و کهنهکار تلویزیونی رابرتز را در سفر مادرانهای که داشته همراهی کردند.
رابرتز که باید او را در حقیقت راوی مجموعه قلمداد کرد، قبل از این به عنوان بازیگر مهمان در مجموعههای موفقی مثل «دوستان» و «میامی وایس» حضور داشته است و مادران شگفتانگیز اولین کار تلویزیونی اوست که در مقام راوی با سازندگان آن همکاری میکند.
وی میگوید علاقهمند است در هر پروژه مشابه تلویزیونی دیگری هم کار کند و با این کار خود، هنر بازیگریاش را در خدمت فعالیتهای اجتماعی و خانوادگی مربوط به زنان و مادران قرار دهد. اوپرا وینفری تهیهکننده و مجری تلویزیونی که در چند فیلم سینمایی هم نقش کمرنگی بازی کرده است، به عنوان مطرحترین مجری تاکشوهای تلویزیونی معرفی شده و «نمایش اوپرا وینفری» او در فاصله سالهای 1989 تا 2009 یکی از پربینندهترین برنامههای تلویزیونی بوده که در هر برنامه بیش از 50 میلیون تماشاچی داشته است. در این سالها او همچنین تهیهکننده یک سری برنامهها، نمایشها، مجموعهها و فیلمهای تلویزیونی هم بوده است.
او در تمام کارهای خود توجه ویژهای به قشر سیاهپوست جامعه آمریکا داشته است. وینفری با وجود بازی در فیلمی مثل «رنگ ارغوانی» استیون اسپیلبرگ در سال 1985 ـ که اولین کار سینمایی او در مقام بازیگر محسوب میشود ـ و موفقیت کلان در امر مجریگری، هیچ وقت نتوانست نام خود را به عنوان یک بازیگر موفق مطرح کند.
او پس از آن که متوجه این نکته شد (که البته هشدارهای منتقدان هم در این رابطه بیتاثیر نبود) تصمیم گرفت بازیگری را به عنوان یک تفنن ادامه دهد و وقت خود را صرف انجام کاری کند که بهتر از بقیه میتواند آن را انجام دهد.
منبع:رویترز
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم