دولت دکتر مصدق که «اصلاح قانون انتخابات و شهرداریها» را پس از «اجرای قانون ملی کردن صنعت نفت» در دستور کار خود قرار داده بود، در طول سال 1330 به علت حوادث و پیچیدگیهای پرداختن به مساله نفت، موفق نشد اصلاح قانون انتخابات را از تصویب مجلس بگذراند. بناچار وقتی عمر دوره شانزدهم به پایان رسید، چون فترت بین مجلس شانزدهم و هفدهم را به علت دخالت بیگانگان در مساله نفت به هیچ وجه مصلحت کشور و ملت نمی دید، ناچار شد از همان قانونی برای انتخابات استفاده کند که خود نیم قرن علیه آن سخن گفته بود.در آن دوران ماهها طول می کشید تا انتخابات به اتمام برسد، چون اولاً جمعآوری و شمردن آرا در جامعه روستایی کشور، به خاطر پراکندگی حوزه ها و وضعیت راهها کار ساده ای نبود، ثانیاً کشمکش و برخورد و حتی تقلب و زد و خورد در پاره ای از حوزه ها مرتباً ادامه داشت.
مصدق درباره چگونگی برگزاری انتخابات مجلس هفدهم با شاه مذاکره کرده بود. او به شاه گفته بود که انتخابات باید کاملا آزاد باشد. شاه اما درباره حزب توده نگران بود. مصدق با ذکر این مساله که حزب توده در میان مردم پایگاهی ندارد و آزادی انتخابات سبب پیروزی آن نخواهد شد، موافقت وی را جلب کرد (هرچند از نظر قانون اساسی گفتوگو با شاه درباره نحوه برگزاری انتخابات لزومی نداشت اما مصدق همیشه سعی می کرد به شرط آنکه قانون پایمال نشود، شاه را در جریان امور قرار دهد.)
مصدق با تغییر برخی از استانداران و فرماندهان و صدور دستور مبنی بر اینکه امضای انجمنهای نظارت بر انتخابات باید از اشخاص خوشنام و از طریق قرعه کشی انتخاب شوند، تلاش زیادی برای تأمین آزادی و صحت انتخابات به عمل آورد. با این حال، وجود قانون انتخابات موجود، مداخلات دربار از طریق فرماندهان ارتش و رؤسای انتظامی و مالکان و منتفذین محلی و نیز رفتار برخی از طرفدارانش حتی در جبهه ملی، از جمله عواملی بود که انتخابات را با مشکل مواجه ساختند. در نیمه راه انتخابات دکتر مصدق از وجود اعمال نظر و کشمکش و درگیری در انتخابات آگاه شد و بناچار وقتی کمی بیش از مجموع وکلای مجلس شورای ملی انتخاب شدند، انتخابات را متوقف ساخت.
نخست وزیر در پیامی که به مناسبت فرارسیدن 1331 از رادیو برای مردم فرستاد، اذعان داشت که انتخابات با آزادی کامل انجام نگرفت اما در عین حال اظهار کرد که حدود 80 درصد نمایندگانی که به مجلس می روند، نماینده واقعی مردم هستند (وی بعدها اعتراف کرد که در تخمین درصد نمایندگان مردم اشتباه کرده بود.)
در این زمان چند ماهی بود که مملکت در دوران فترت به سر میبرد و بدون مجلس اداره می شد. به این سبب شاه، مصدق، دولت و وکلای انتخاب شده به اتفاق خواهان آغاز به کار مجلس پیش از زمان موعد و انتخاب تمامی اعضا بودند.
در نتیجه هفدهمین مجلس قانونگذاری در 7 اردیبهشت 1331 شمسی (برابر با 2 شعبان 1371 هجری قمری و 17 آوریل 1952 میلادی) با حضور 70 نماینده منتخب به دست شاه افتتاح شد. دکتر مصدق در اعتراض به تقلب در انتخابات، از شرکت در آن امتناع جست.
8 اردیبهشت ، دکتر مصدق نامه ای به مجلس شورای ملی فرستاد و یادآور شد که در جریان انتخابات مجلس هفدهم در بعضی از حوزههای انتخاباتی فساد وجود داشته و مردم نیز از اینگونه انتخابات بیزارند، به همین دلیل بر نمایندگان مجلس واجب است که اعتبارنامه های مخدوش را رد کنند. به دنبال نامه نخست وزیربه مجلس، آیتالله غروی نایب رئیس انجمن نظارت بر انتخابات تهران در ارتباط با نامه نخست وزیر گزارشی منتشر و وجود فساد در انتخابات تهران را تأیید کرد.
در پی این نامه، توفانی در کشور به پا خاست و جناحهای مختلف، درباری و غیر درباری از آن به عنوان سند به نفع خود بهره برداری کردند. با اینکه گشایش مجلس هفدهم، روز 7 اردیبهشت بود ولی بیش از یک ماه کشمکش در تصویب اعتبارنامه ها سبب شد که در 8 خرداد با تصویب نیمی از اعتبارنامه ها رسمیت مجلس اعلام شود.عده وکلای معرفی شده به مجلس، 80 نفر بود که با انتصاب دکتر فاطمی به وزارت امورخارجه به 79 نفر تنزل یافت، درحالی که مجموع وکلا برابر قانون اساسی باید 136 نفر باشد. از 80 وکیل، کمتر از نصف برای اولین بار انتخاب شدند و بقیه وکلای سابق که جمع قابل ملاحظه ای از آنان از وکلای دوره رضاشاهی بودند، تشکیل شده بود.
اولین جلسه علنی این مجلس به ریاست سنی «شیخ الملکاورنگ» تشکیل شد و طبق سنت پارلمانی در همین جلسه اعتبارنامههای دریافتی، میان شعب شش گانه مجلس تقسیم شدند تا پس از بررسی، گزارش آن در جلسه بعد مجلس مطرح شود.
بدینسان رؤسای شعب شش گانه به ترتیب اول تا ششم انتخاب شدند. ریاست شعبه های دوم، پنجم و ششم را دکتر سیدعلی شایگان، میلانی و دکتر کریم سنجابی از طرفداران دکتر مصدق به دست آوردند و 3 شعبه دیگر را حاج آقا رضا رفیع (قائم مقام الملک) شعبه اول، جواد گنجه ای شعبه سوم و هاشم ملک مدنی شعبه چهارم، از درباریان عهدهدار شدند. گفتنی است نقش رئیس شعبه در جریان تصویب اعتبارنامهها بسیار مهم بود.
نمایندگان مجلس هفدهم از نظر سیاسی به 4 گروه تقسیم میشدند، تعدادی از آنها طرفدار مصدق و برخی نیز به آیت الله کاشانی متمایل بودند، دسته سوم وابسته به دربار بوده و نظر شاه را اعمال میکردند و دسته چهارم نیز که بیطرف بودند، توسط نمایندگان منتفذ هدایت میشدند.
از 79 نماینده ای که به مجلس راه یافتند، 30 نفر یا وابسته به جبهه ملی بودند یا موضعی نزدیک به آن داشتند و بقیه در جبهه مقابل دکتر مصدق و دولت وی قرار می گرفتند. بیشتر این 30 نفر از طبقات متوسط جدید و سنتی بودند. در این گروه 4 حقوقدان، 4 مهندس، 3 روزنامه نگار، 3 استاد دانشگاه، یک مورخ و 10 روحانی حضور داشتند که البته مدتی بعد، از تعداد این 30 نفر هم کاسته شد. از همان آغاز کار معلوم شد که در این مجلس، دکتر مصدق از نظر مشی سیاسی و روش حکومتی خود، فاقد اکثریت لازم است.
به این ترتیب مجلس هفدهم شورای ملی، در شرایط بحرانی سال 1331 که با روزهای ملتهب آغاز شده بود و اوضاع داخلی نیز به همان میزان شرایط سیاست خارجی ایران متشنج می نمود، تبدیل به قطب قدرتمند مخالف و سد راه پیشبرد اهداف دکتر مصدق شد. چنین شرایطی دکتر مصدق را برخلاف میل خود وادار به منحل کردن مجلس شورای ملی کرد.
دوره 28 ماهه نخست وزیری دکتر مصدق به 2 دوره تقسیم میشود؛ دوره اول از آغاز نخست وزیری او تا 25 تیر 1331 به طول انجامید که در این دوره مصدق از مجلس شورای ملی درخواست کرد که طی ماده واحده ای اختیارات 6 ماهه به او اعطا کند اما نمایندگان مجلس تصویب این اختیارات را مخالف قانون اساسی دانستند تا این که وی در 25 تیر در دیدار با شاه خواستار به دست گرفتن وزارت جنگ شد، اما وقتی با مخالفت شاه مواجه شد، استعفا کرد.
نمایندگان مجلس شورای ملی سپس به نخستوزیری احمد قوام رای موافق دادند؛ اما با مخالفت آیتالله کاشانی و ملت مواجه شدند که در نهایت این ماجرا به قیام 30 تیر در 1331 و کنار رفتن قوام و بر سرکار آمدن دوباره مصدق منجر شد.
دوره دوم نخستوزیری دکتر مصدق نیز از 30 تیر 1331 آغاز شد و تا کودتای 28 مرداد 1332 طول کشید که در این دوره مجلس اعطای اختیارات 6 ماهه به مصدق را تصویب کرد و شاه نیز بناچار مسوولیت وزارت جنگ را به او محول کرد. در این دوره طرح انحلال مجلس سنا از جانب نمایندگان جبهه ملی مطرح شد که نمایندگان ـ به جای انحلال ـ مدت آن را به 2 سال کاهش دادند.
همچنین به دنبال ارائه لایحه قانونی انتخابات از طرف دولت، میان نمایندگان مجلس شورای ملی و دولت اختلافاتی بروز کرد و در قضیه تمدید اختیارات دولت از مجلس اختلاف میان طرفداران مصدق و مخالفان به اوج رسید و این اختلافات به خارج از مجلس نیز سرایت کرد که سرانجام مصدق به این نتیجه رسید که مجلس شورای ملی باید تعطیل شود. در اجرای خواست او 27 نفر از نمایندگان فراکسیون نهضت ملی و 25 نفر دیگر نیز به پیروی از نمایندگان نهضت ملی استعفا کردند و به تبع آن، مجلس عملا تعطیل شد، با این وصف دکتر مصدق خواستار انحلال قانونی مجلس بود.
در مرداد 1332 مصدق با مراجعه به آرای عمومی، مجلس هفدهم را ـ که کمتر از یکسال از عمرش باقی مانده بود ـ تعطیل کرد تا بلافاصله به انتخابات عمومی مجلس هجدهم بپردازد. به عقیده بسیاری از اندیشمندان سیاسی، این تصمیم از نظر سیاسی درست نبود و عواقب سیاسی آن (یعنی کودتای 25 و 28 مرداد) در عرض 2هفته روشن شد.
جمعی از برجسته ترین مشاوران و هواداران او از جمله دکتر معظمی، دکتر شایگان، دکتر سنجابی، دکتر صدیقی، خلیل ملکی و محمود نریمان کوشیدند که او را از این تصمیم منصرف کنند اما این پیر لجوج (لقبی که ایدن وزیر امور خارجه دولت وینستون چرچیل و نخست وزیر بعدی انگلستان به او داده بود) بر سر رأی خود باقی ماند و سرانجام مردم در 12 مرداد 1332 در تهران و 19 مرداد در شهرستانها به انحلال مجلس رأی دادند.درست زمانی که دکتر مصدق به کار رفراندم و انحلال مجلس مشغول بود و اختلافات داخلی به اوج خود رسیده بود، آمریکا و انگلیس سرگرم پیاده کردن نقشه کودتا علیه دولت وی بودند. با اینکه کودتای اول در 25 مرداد 1332 نافرجام ماند اما سرانجام 3 روز بعد در 28 مرداد 1332 با کودتای شاه، دولت مصدق سقوط کرد و به این ترتیب بزرگترین نهضت ملی که پس از شهریور 1320 در ایران شکل گرفته بود، شکست خورد و ایران یکباره در خفقان و خاموشی فرو رفت.
شکوفه حبیب زاده
منابع:
1ـ سفری، محمدعلی. قلم و سیاسی؛ از استعفای رضاشاه تا سقوط مصدق. تهران: نشر نامک، بهار 1371.
2ـ نجاتی، غلامرضا. مصدق؛ سالهای مبارزه و مقاومت. تهران: مؤسسه خدمات فرهنگی رسا، جلد اول، 1376.
3ـ کاتوزیان، محمدعلی. استبداد، دموکراسی و نهضت ملی. تهران: نشر مرکز،1372.
4ـ کاتوزیان، محمدعلی. مصدق و مبارزه برای قدرت در ایران. تهران: نشر مرکز، 1372.
5 ـ آبراهامیان، یرواند. ایران بین دو انقلاب. ترجمه احمد گل محمدی و محمدابراهیم فتاحی. تهران: نشر نی، 1377.
6ـ شیفته، نصرالله. زندگینامه و مبارزات سیاسی دکتر مصدق در سالهای 1330 تا 1332. تهران: نشر کومش، جلد اول، 1370.
7ـ سحابی، عزت الله. مجموعه مقالات و گفتوگوهای تاریخ سیاسی (مصدق، دولت ملی و کودتا). تهران: طرح نو.
8 ـ گزارش مرکز پژوهشها از هفدهمین مجلس شورای قانونگذاری ایران. شنبه، 14 مردادماه 1385. www.majlis.ir
9ـ مقاله «نوع برخورد دکتر مصدق با مجلس در دوران نخست وزیری» به کوشش حمیدرضا مسیبیان. http://naghddrmosadegh.blogfa.com
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم