در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
تلهفیلم کانادا که تهیهکننده اصلی مجموعه بود، به دنبال استقبال تماشاگران از فصل اول آن، تصمیم گرفت دنباله ماجراجوییهای اصلی آن را تولید کند و به این ترتیب 7 فصل مجموعه تا سال 1996 تولید و پخش شد.
کوین سولیوان، خالق اصلی این درام خانوادگی است، ولی اکثر تماشاگران آن را به واسطه حضور سارا پولی بازیگر نوجوان کانادایی در نقش اصلی آن میشناسند و به یاد میآورند. موفقیت این مجموعه باعث شد تا بعدها و هنگام تولید فصلهای جدید، شبکه تلویزیونی بیبیسی انگلستان و کمپانی والتدیزنی هم به جمع تهیهکنندگان آن بپیوندند و به عنوان سرمایهگذار مشترک با این پروژه همکاری کنند. مجموعه قصههای جزیره در شرایطی تبدیل به یک کار پربیننده تلویزیونی شد که برخلاف بسیاری از کارهای تلویزیونی که قصهای اصلی (اریژینال) داشتند، داستانی اقتباسی داشت و همین مساله باعث تعجب منتقدان و تحلیلگران تلویزیونی شد. طبق یک سنت قدیمی، همیشه این مجموعهها با قصههایی اصیل و غیراقتباسی هستند که میتوانند انبوه عظیمی از تماشاگران را جذب خود کنند. ولی قصههای جزیره به نوعی این قاعده را شکست و با داستانهایی از کتابهای ال.ام مونتگمری نویسنده توانست محبوبیتی در حد و اندازههای مجموعههایی با طرحها و قصههای اریژینال کسب کند.
مهاجرت به جزیره
البته کوین سولیوان، خالق و تهیهکننده اصلی مجموعه از همان زمان که پیشتولید این پروژه تلویزیونی را شروع کرد، به موفقیت کلان آن اطمینان داشت. او قبل از آن قصه دیگری از مونتگمری به نام «آنی اهل گرین گابلز» را تبدیل به یک کار موفق تلویزیونی در سال 1985 کرده بود. این مجموعه هم سال 1987 به فصل دوم رسید و توانست بینندگان انبوه خود را راضی و خشنود کند، اما رابطه بین سولیوان و قصه مونتگمری یک سود ویژه هم برای قصه این نویسنده داشت. محبوبیت مجموعه در میان عامه مردم باعث شد تا برخی اپیزودهای مختلف مجموعه توسط نویسندگان مختلف به صورت قصههایی مستقل دوبارهنویسی شده و وارد دنیای نشر و ادبیات شوند. نام مجموعه هنگام نمایش در آمریکا و اروپا کوتاه شد و به آوونلی تغییر کرد. خط اصلی قصه مجموعه در یک شهر خیالی به نام آوونلی اتفاق میافتد که به جزیره پرنس ادوارد معروف است. این قصه در اوایل قرن 20 (در فاصله سالهای 1903 تا 1912) رخ میدهد. شخصیت اصلی داستان، دختر 11 سالهای به نام سارا استنلی (با بازی سارا پولی) است که از سوی پدر متمول خود نزد 2 خاله خود هتی و الیویا کینگ فرستاده میشود. هدف این است که سارا تا حد امکان به خانواده مادر مرحوم خود نزدیک شود. به این ترتیب، قصه مجموعه به بررسی وضعیت سارا در موقعیت جدید و روابطش با آدمهای محیط دور و بر میپردازد و در کنار آن قصههایی را درباره خانواده کینگ تعریف میکند.
به گفته سولیوان، زمانی که فصل اول مجموعه با استقبال بالای تماشاگران روبهرو و قرار شد فصلهای بعدی آن را تولید کنیم، میدانستم که با مشکلی به نام فیلمنامه جذاب و سرگرمکننده روبهرو هستیم. قصه زندگی و ماجراجوییهای سارا را تا چند قسمت میتوانستیم ادامه داده و دنبال کنیم؟ طبیعی است که بعد از مدتی تماشاگران از یکنواختی و عدم تحرک قصه خسته خواهند شد و ماجراها را پیگیری نخواهند کرد. به همین دلیل باید به فکر راه چارهای میافتادیم و قصه مجموعه را به سمتی میبردیم که بتواند همچنان شادابی خود را حفظ کرده و بیننده را به دنبال خودش بکشد. این مساله باعث شد تا از تعداد بیشتری فیلمنامهنویس کمک بگیریم تا دیدگاهها و طرحهای نو و تازه آنها، به تازه بودن قصه کمک کند. به جز فیونا مکهیو و هیتر کانکی که در کار نگارش 55 اپیزود فیلمنامه همکاری کردند (و کارشان هم خیلی خوب بود) از همراهی 10 فیلمنامهنویس فعال تلویزیونی بهره گرفتم تا فیلمنامههای 7 فصل مجموعه نوشته شود. این تعداد بالای فیلمنامهنویس برای نگارش فیلمنامه یک مجموعه پرطرفدار که قرار بود پخش آن 6 سال طول بکشد لازم و ضروری بود. یک مشکل اساسی که در این رابطه وجود داشت، این بود که من میخواستم بیشتر از فیلمنامهنویسان خانم بهره بگیرم تا فیلمنامهنویسان مرد و این در حالی بود که ما همیشه با کمبود فیلمنامهنویس خانم روبهرو بودهایم. برای خلق حال و هوای شخصیت اصلی قصه مجموعه و ماجراجوییهای او، ما به نویسندگانی احتیاج داشتیم که کاملا با چنین روحیه و حال و هوایی آشنایی داشته باشند. سارا پولی بازیگر بسیار خوبی است، اما در کار نگارش فیلمنامه و خلق شخصیت سارا در مجموعه نمیتوانست کمک زیادی به ما بکند.»
سولیوان تاکید میکند تنوع نویسندگان فیلمنامه و دیدگاههای آنان باعث شد تا داستانهای تازهای برای اپیزودهای فصلهای بعدی مجموعه خلق شود که کاملا متفاوت از یکدیگر بودند و حتی میتوانستند حکم یک مجموعه جدید را پیدا کنند که ارتباط چندانی با خط اصلی و اولیه قصه مجموعه نداشت. به این ترتیب، قصه مجموعه در فصلهای بعدی روی اهالی و ساکنان آوونلی تمرکز میکند و البته یک جورهایی هم به ارتباط آنها با خانواده کینگ میپردازد.
شخصیت سارا در قصه فصلهای بعد به تدریج کمرنگتر میشود و او برای ادامه تحصیل، این شهر و فامیل خود را ترک میکند. سارا پولی در نقش سارا در 2 فصل ششم و هفتم فقط به عنوان بازیگر مهمان و در نقشی کوتاه ظاهر شد. با آن که پیشبینی میشد غیبت سارا پولی از مجموعه تا حد زیادی شمار تماشاگران آن را کاهش دهد، ولی درعمل چنین اتفاقی رخ نداد و اپیزودهای فصلهای آخر تنها با کاهش بیننده محدودی روبهرو شد.
16 کارگردان برای یک سریال
قصههای جزیره یکی از پرسر و صداترین مجموعههای تلویزیونی کاناداست که با هزینه بالایی جلوی دوربین رفت. اما تهیهکنندگان این مجموعه هیچوقت رقم دقیق هزینههای تولید آن را به صورت رسمی اعلام نکردند. لوکیشنهای فیلم یکی از مناطق خوش آب و هوای جنوب کشور بود که هنگام تدوین فیلم، رنگ آن کمی تغییر کرد و به کمک جلوههای ویژه کامپیوتری کمی قرمزتر شد.
نکته: قصههای جزیره فقط باعث شهرت فراوان برای سارا پولی نشد. زاخاری بنت ایفاگر نقش فلیکس کینگ که در هر 91 اپیزود مجموعه حضور داشت هم به کمک این پروژه تبدیل بهیکی از موفقترین چهرههای جوانتلویزیونی کانادا شد
قصههای جزیره از نظر تعداد و تنوع کارگردان هم دست به یک نوع رکوردشکنی در تاریخ تولید مجموعه در تلویزیون کانادا زد. تعداد 16 کارگردان، اپیزودهای 7 فصل مجموعه را کارگردانی کردند. هاروی فراست و آلن کینگ هر یک با کارگردانی 25 قسمت مجموعه، بیشترین همکاری را با این پروژه داشتند. آنها در سالهای مختلف، اپیزودهای متفاوتی را کارگردانی کردند. فراست، فیلمسازی برای تلویزیون را از سال 1979 شروع کرد و قصههای جزیره را در اواسط سالهای کاریاش ساخت. نکته جالب در این رابطه این است که یکی از اپیزودهایی که فراست برای این مجموعه کارگردانی کرد، جایزه امی بهترین مجموعه تلویزیونی را گرفت و چند تا از اپیزودهای دیگر او نامزد دریافت جوایز مختلف تلویزیونی شد. این فیلمساز هنوز هم یکی از کارگردانان فعال تلویزیونی است و پس از مجموعه «بورلیهیلزها» که در فاصله سالهای 1996 تا 1999 به روی آنتن رفت به ساخت فیلمهای سینمایی تلویزیونی روی آورده است و بیش از 12 فیلم تلویزیونی کارگردانی کرده است. در شرایطی که فراست بیشترین همکاری را با سولیوان، تهیهکننده مجموعه داشت و کمترین مشکل را برای وی فراهم کرد، آلن کینگ اپیزودهای خود را با وسواس عجیبی کارگردانی میکرد که این نکته اوضاع سختی را برای سولیوان و بازیگران مجموعه ایجاد میکرد. این فیلمساز طبق عادت همیشگی خود، اپیزودهای خویش در قصههای جزیره را فقط با یک فیلمبردار کار کرد. در این حالت، بازیگران مجموعه مجبور بودند خودشان را با شرایط ویژه کاری کینگ وفق دهند. شرایط سخت فیلمبرداری در این ایام باعث شد تا برخی از بازیگران نسبت به آن شرایط از خود واکنش تندی نشان دهند و حتی تهدید به کنارهگیری از بازی نیز کنند، اما توانایی کینگ و جذابیت ویژهای که برای اپیزودهای خود خلق کرد، باعث شد تا سولیوان توجه چندانی به این اعتراضها نشان ندهد.
بازیگرانی که معروف شدند
قصههای جزیره فقط باعث شهرت فراوان برای سارا پولی نشد. زاخاری بنت، ایفاگر نقش فلیکس کینگ که در هر 91 اپیزود مجموعه حضور داشت هم به کمک این پروژه تبدیل به یکی از موفقترین چهرههای جوان تلویزیونی کانادا شد. در سال 1990 که پخش مجموعه شروع شد، وی 10 سال داشت. او بازیگری را از سن 6 سالگی در سال 1986 شروع کرد و یکی از پرکارترین بازیگران کودک کانادا لقب گرفته است. بنت بازی در قصههای جزیره را در شرایطی شروع کردکه در بیش از 20 مجموعه تلویزیونی ایفای نقش کرده بود. تا قبل از این مجموعه، او نقشهای مکمل کارهای تلویزیونی را بازی میکرد و موفقیت قصههای جزیره کمک کرد تا وی تبدیل به یکی از معروفترین بازیگران رسانه کوچک شده و نقشهای اول مجموعههای تلویزیونی را به عهده بگیرد. در عین حال، وی توانست در تعدادی فیلم سینمایی هم نقشهای خوب و مهمی را بازی کند.
سارا پولی، بازیگر شخصیتمحوری قصه مجموعه در 67اپیزود آن ظاهر شد و این اولین بار در تاریخ رسانه تلویزیون در سطح بینالمللی (و نه فقط کانادا) است که حضور بازیگر اصلی یک مجموعه در مقایسه با بقیه بازیگران آن مجموعه، در تعداد کمتری اپیزود ایفای نقش میکند و ناگهان در ادامه ماجراها غیب و حذف میشود. برای غیبت سارا پولی در اپیزودهای آخری قصههای جزیره شایعات مختلفی ساخته شد و حتی بحث اختلاف او با تهیهکنندگان و سازندگان مجموعه هم پیش کشیده شد، اما هر دو طرف این شایعات را رد کردند.
پولی به واسطه موفقیت کلان خود از بابت بازی در این مجموعه تلویزیونی توانست تبدیل به یکی از برجستهترین بازیگران صنعت سینمای کانادا هم بشود و اخیرا وارد فعالیتهای فیلمسازی شده است. وی با آن که با تعدادی از بهترین فیلمسازان کانادایی و بینالمللی کار کرده، ولی هیچوقت همکاریاش با رسانه تلویزیون را قطع نکرد. او در سالهای 2006 و 2008 در 2 مجموعه موفق تلویزیونی ظاهر شد. پولی پس از ساخت چند فیلم کوتاه در سالهای 1999 تا 2001، در سال 2002 اولین فیلم بلند سینماییاش را کارگردانی کرد و پس از کارگردانی یک مجموعه تلویزیونی در سال 2004، در سال 2006 دومین فیلم سینمایی خود را جلوی دوربین برد. سارا پولی در ارتباط با مجموعه قصههای جزیره چنین میگوید: «همیشه دلم میخواست در جلوی دوربین نقش کسانی را به عهده بگیرم که رازی را با خود دارند و با آن زندگی میکنند. این جور کاراکترها یک جورهایی منزوی هستند و سعی میکنند دور از بقیه آدمها زندگی کنند. وجود این راز باعث میشود تا خود آنها هم به نوعی آدمهایی مرموز به نظر برسند. مجموعه قصههای جزیره یک پروژه شاد و سرخوش بود که راز و رمز خاصی را با خودش حمل نمیکرد. سارای قصه مجموعه یک دختر معمولی بود که زندگی سادهای داشت. با این وجود این شخصیت را دوست داشتم. در سینما و تلویزیون، بازیگر خیلی زود تبدیل به کلیشه میشود و همه انتظار دارند تو همیشه همان نقشی را به عهده بگیری که با آن مشهور شدهای. تماشاگران از من هم میخواستند برای همیشه همان سارا استنلی قصه این مجموعه باقی بمانم، اما خواست من در نقطه مقابل این درخواست قرار داشت و تصمیم گرفتم راه خودم را بروم و آن کاری را انجام دهم که خودم دوست دارم. از این بابت هم پشیمان نیستم. من بازیگری را از سن 4 سالگی و در سال 1985 شروع کردم و از همان ابتدا میدانستم که دوست دارم در نقش متفاوت ظاهر شوم و خودم را تکرار نکنم.»
سایت آیام دیبی / مترجم : کیکاووس زیاری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: