در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اما در فیلم «پیرمرد و دریا» ساخته جود تایلور که چند روز پیش از شبکه تهران پخش شد، نکته جالبی خودنمایی می
کند. اصراری که کارگردان در توصیف شخصیتها به نزدیکترین شکل به کتاب دارد، قابل تحسین است. انگار کارگردان به خوبی این الزام را احساس میکند که به تمامی جزئیات در کتاب مقید باشد. تا حدی که بسیاری از افکار درونی پیرمرد را به صورت مونولوگهایی از زبان خودش میشنویم. هرچند این مقدار از پایبندی گاهی منجر به این شود که جذابیتهای فیلم قربانی شوند.نکته دیگر بازی
های این فیلم است. سالهاست که در فیلمهای هالیوودی نمیبینیم که از بزرگترین بازیگر یک فیلم (مثلا آنتونی کوئین در همین فیلم) گرفته تا بازیگر غیرمشهور یک نقش کمرنگ و حاشیهای، یک بازی اغراق شده، دور از واقعیت و دمدستی داشته باشند. انگار این وسواس در مورد تمام بازیگران وجود دارد که چنان با نقششان عجین شوند که خودشان را فراموش کنند و کنار بگذارند. مثلا یک تاکسیران، پیشخدمت، فروشنده یک مغازه که نقشی در روند داستان ندارند و بار داستان را بر دوش ندارند، بازهم با ظرافت و دقت، شبیه به نمونههای بیرونیشان هستند. این اتفاقی است که در کشور ما به ندرت به این شکل پیش میآید. اما در «پیرمرد و دریا» که یک فیلم تلویزیونی است و افتخارات چندانی هم کسب نکرده، میبینیم که بازی تمام بازیگران حسابشده و حرفهای است و اگر هم اینطور نباشد، مسلما آنقدر طبیعی هست که آسیبی به پیکره فیلم وارد نکند.نمی
شود در مورد این فیلم حرف زد و یادی از دوبله فوقالعاده آن نکرد.واقعا یکی از امتیازاتی که تلویزیون ما از آن برخوردار است، دوبلورهای باتجربه و متعهد و مقید هستند. هیچ قید و بند و قانونی وجود ندارد که دوبلورها بخواهند این
قدر به ظرایف کار بپردازند، مثلا طوری که کمتر ببینیم که دیالوگها با حرکات لب بازیگران سینک نیستند.اما تفکر دوبلورهای ما آنقدر پخته و حرفهای هست که وقتی صدای آنها روی یک فیلم خارجی قرار میگیرد، برای آن ارائهای محسوب میشود که آن را زیباتر هم میکند.شروینه شجریکهن / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: