در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
نمره قبولی در ارزش ادبی
داستانهای سبکترین مارلبروی هستی اغلب بازگویی تجربههای زیستی و دغدغههایی است که یک زن تحصیلکرده روشنفکر طبقه متوسط شهری درگیر آن است. از این جنس داستانها که درونمایه اصلی آن همین نگاه است، در سالهای اخیر به شدت رواج یافته و رویکرد گسترده زنان به داستاننویسی و داستانخوانی در گرم کردن این بازار نقش عمدهای داشته است چرا که هم نویسندگان و هم خوانندگان، فضای داستان امروز را محل مناسبی برای بازگویی دغدغههای ذهنی و عاطفی و چالشهایی یافتهاند که زنان با افزایش سطح سواد و مرتبه اجتماعی در یک جامعه مردسالار با آن دست به گریبان هستند.
از این منظر این گونه داستانها، کارکردی اجتماعی نیز دارند و میتوانند به شفاف شدن بخش پنهان ماندهای از اندیشههای ابراز نشده طبقات اجتماعی میانه کمک کنند اما آن چه داستان را در درجه نخست سرپا نگه میدارد، ارزش ادبی اثر است و از این منظر داستانهای عاکفیان نمره به نسبه قابل قبولی میگیرد.
طرح ساده، درونمایه تکراری
نویسنده در این مجموعه عمده انرژی خود را بر ساخت و پرداخت جزئیات داستان متمرکز کرده است و اتفاقاً در برخی داستانها، این نگاه جزئینگر به کمک داستان آمده و کل اثر بر ساخت این جزئیات و پرداخت و نمایاندن آنها استوار شده است. در واقع همین کشفهای کوچک است که خوانندگانی را که در فضای مشترکی با نویسنده و نویسندگانی مانند او زندگی میکنند به داستانهایی مانند این علاقهمند میکند.
اغلب داستانهای سبکترین مارلبروی هستی طرح ساده و درونمایهای تکراری دارند. چیزی که داستان را برای مخاطب جذاب میکند، پیچیدگی شخصیتها یا روابط میان آنها یا شیوههای خلاقانه روایت یا هرچیزی مانند آن نیست. در این مجموعه با توالی ماجراها یا ابهام در روایت یا صحنهپردازیهای شگفتآور روبهرو نیستیم. داستان از همین زنان معمولی (یا حداکثر زنان طبقه اجتماعی میانه با سطح سواد و آگاهیهای ادبی و هنری متوسط به بالا) سخن میگوید و پرداخت آن نیز روایت اغلب سر راست است و برای خوانندگان کمی علاقمند به ادبیات امروز قابل وصول. شاید دلیل اصلی خوشخوان بودن داستانهای مجموعه نیز همین باشد.کتاب را میشود یک نفس خواند و برای خوانشهای بعدی هم بهرههایی داشت. نویسنده نثر سالم اما سادهای دارد، سادگی ملموسی که ممکن است سهل باشد اما لزوماً ممتنع نیست و چون داستانها روایت پیچیده و طرح تودرتویی نیز ندارد بهرهمندی گروه بیشتری از خوانندگان را موجب میشود.
نثر پاکیزه
چیزی که داستان را سرپا نگه میدارد یکی نثر پاکیزه داستاننویس است و دیگری توجه او به بهرهمندی هوشمندانه از کلیدهایی که در هر داستان به جای میگذارد تا نقش نشانههایی را بازی کند که میتواند کارکردهای فرامتنی داشته باشد نظیر کارت ویزیت، رومیزی و صدای زنگ پیامک در تعدادی از داستانها. اگرچه گاه این نشانهها چنان به شکلی عریان در داستانها مورد استفاده قرارگرفتهاند که نقش نشانهای خود را از دست دادهاند و به صراحت پیام نویسنده را به مخاطب منتقل میکنند.
هرچه نویسندهای چون عاکفیان، در پرداخت فضاهایی آشنا چون کافی شاپ، آشپزخانه و دفترکار مسلط است، داستانهای او به هیچ فضای دیگری سر نمیزند. داستانهای او در همین فضاهای محدود اسیر شدهاند و این برای نویسندهای که بر ابزارهای داستاننویسی مسلط است در بلند مدت ضعف به شمار میآید. خطر عمدهای که ممکن است نویسندگانی چون او را دچار سادهانگاری ناخواستهای کند این است که بیرون کشیدن داستان از تجربههای شخصی یا فضاهای آشنای پیرامونی به بحران فقر تجربه زیستی در داستان امروز منجر شود که در جای خود مشکلی مهم است. نازل شدن داستان در حد بیان خاطرات، اگر به طیف قابلتوجهی از داستاننویسان امروز ما گسترش یابد پس از مدتی شاهد خواهیم بود که همه در حال بازسازی فضاهایی آشنا هستیم که برای درصدی اندک از فارسیزبانان تجربه شده است. وقتی داستان در محدوده شهر، آن هم در محدوده آپارتمانها، فضای داخل خودروها و کافی شاپها خلاصه شود، بخش بزرگی از لحظههای انسانی، درگیریهای حسی و فکری و فضاهای رنگارنگ و تجربههای گوناگون فرمی و تکنیکی را از تجربههای داستاننویسی خود حذف کردهایم.
آرش شفاعی / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: