در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این فیلم روایت متفاوت تیم برتون کارگردان معاصر از داستان پیر بول به همین نام است. پیش از این و سال 1968 نسخه دیگری از این فیلم ساخته شده بود که تاکنون در رده یکی از بهترین فیلمهای علمی ـ تخیلی مطرح میشود. از سال 1980 دستاندرکاران سینما در پی ساخت نسخهای دیگر یا دنبالهای از این داستان بودند و کارگردانهایی مانند اولیور استون، کلمبوس و جیمز کامرون برای کارگردانی آن نامزد شدند تا اینکه در نهایت ساخت آن بر عهده تیم برتون گذاشته شد.
داستان سال 2029 و با گشتزنی یک سفینه فضایی زمینی آغاز میشود. سفینهای که در آن میمونها یکی از همکاران انسان به شمار میروند. در حین این گشتزنی خدمه با یک توفان فضایی برخورد میکند و با عبور از درون این توفان سفری در زمان و فضا انجام میدهد و به سال 3002 و به سیارهای شبیه به زمین میرسد با این تفاوت که در آنجا میمونهای انسان نما که قادر به صحبت به زبان انسانی هستند، جامعه خودکامه را به وجود آورده و با سیاست مشت آهنین بر آن فرمان میرانند. انسانها و برخی از میمونها در این سیاره برده هستند و باید برای اربابان میمون خود خدمت کنند.
داستان با فرار از دست میمونها و بازگشت به توفان فضایی و بازگشت به زمین پایان مییابد جایی که در واشنگتن و در بنای یاد بود لینکلن، کله لینکلن با کله یک میمون عوض شده است. گویا روند تکامل روی زمین تغییر کرده و این بار میمونها در این سیاره حاکم شدهاند. این پایان یکی از بحث برانگیزترین پایانها در فیلمهای تیم برتون و فیلمهای علمی ـ تخیلی است.
از دید علمی اگر به این فیلم نگاه کنیم دو نکته مهم را باید در آن بررسی کرد؛ یکی داستان تکامل و اینکه آیا تکامل امکان هوشمند شدن میمونها را به شکل شامپانزههای غولآسا میدهد و دیگر سفر در فضا و از دل توفانهای فضایی. تکامل به طور جدی وابسته به شرایط است، اما اگر همه شرایط سیاره مورد اشاره در فیلم با زمین یکسان بوده و از طرف دیگر مورفولوژی یا ریختشناسی شامپانزههای غول پیکر را در نظر بگیریم، بسیاری از متخصصان تکامل معتقدند شانس اینکه در این شرایط و با این ریختشناسی اسکلتی، میمونها قادر به ورود به مرحله هوشمندی نظیر انسان باشند بسیار کم است. ازجمله مسائل مورد اشکال، ساختار پوزه و سیستم صوتی و زبانی آنهاست تا برای اینکه قادر به تکامل باشند باید به گونه دیگری تکامل پیدا کند.
بخش دیگر داستان درباره توفانی فضایی است که ماهیت آن مشخص نمیشود. تنها نوع فرضی آشفتگیهایی که میتواند منجر به سفر در فضا ـ زمان و در حد نظری شوند کرم چالهها هستند که آنها نیز چنین جلوه بیرونی نخواهند داشت.
اما زمانی که پای بحثهای سینمایی به میان میآید در این فیلم نمیتوان به گریم بینظیر ریک بیکر اشاره نکرد. بیکر که استاد چهرهپردازی 3 بعدی است در این فیلم نیز هنر بینظیرش را به رخ کشیده است. اگر فیلم چیزی جز این گریمهای سنگین نداشت همین دلیل برای دیدنش کافی بود.
پوریا ناظمی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: