در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
چندی پیش وقتی از بانک حقوق ماهانه خود را گرفتم تا با خوشحالی برای خرید شب عید به بازار بروم نمیدانستم که چه اتفاقی برایم خواهد افتاد. پشت فرمان خودروی خود نشسته و حرکت کردم. شیشهها را پایین کشیدم و داشتم قفل فرمان را باز میکردم.
کیف خود را بالای داشبورد گذاشتم تا دم دست باشد. داشتم آینه را تنظیم میکردم که ناگهان دستی از پنجره وارد خودرو شد و کیفم را بسرعت برداشته و فرار کرد.
چنان با سرعت کار خود را انجام داد که چند لحظه شوکه شده بودم. نمیدانستم چکار کنم. فریاد زدم آی دزد را
بگیرید.
عدهای از مردم که در پیادهرو در حال رفت و آمد بودند برگشتند تا ببینند چه اتفاقی افتاده. کسی که کیفم را سرقت کرد جوانی حدود 25 ساله بود.
چهرهاش را ندیدم و وقتی که بسرعت دوید و فرار کرد از پشت سر او را دیدم. مانند باد گریخت. پیاده شده و به خودرو تکیه دادم. نمیدانستم چه اقدامی بکنم. البته به پلیس اطلاع دادم و قرار شد بروم کلانتری و برگه پر کنم.
اما عدهای که در پیادهرو بودند آنها هم نتوانستند عکسالعمل فوری انجام دهند و سارق را تعقیب کنند.
ناچار دوباره سوار خودرو شده و دست خالی به منزل برگشتم. با حسرت به خودم گفتم یک ماه تمام زحمت کشیدم و در یک ثانیه تمام تلاش یک ماههام به سرقت رفت. البته این درس عبرتی شد تا از این به بعد مراقب وسایل خود باشم و بیخیال کیفم را جلوی داشبورد نگذارم.
فرشته محمدی ـ تهران
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: