در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به عنوان بازیگر وقتی متن را مطالعه کردید چه درکی از موضوع، محتوا و پیام امپراطور کشتار داشتید؟
مهمترین تم این متن عدم ارتباط و تنهایی انسان معاصر است. عدم درک و فهم انسانها با یکدیگر حتی با داشتن تحصیلات و شرایط نرمال اجتماعی.
متن تراژدی است یا کمدی؟
طنز تلخ یا سیاه است. در عین این که به این ارتباط تصنعی میخندید، از عدم فهم و درک هم متاثر میشوید.
اگرآن را تراژدی خندهدار بدانیم (آنگونه که خود نویسنده اشاره کرده) یا به تعبیری دیگر کمدی سیاه، به نظرتان موقعیت بازی در چنین فضاهای متضادی با چه جلوهها و چالشهایی مواجه خواهد بود؟
درک موقعیت کاراکترهای نمایش مهمترین بخش اجرای این آثار است. تلاش برای کمدی ساختن لحظهها به ناب بودن و واقعی بودن موقعیتها صدمه میزند. کمدی، موقعیت است نه اجرای آن.
در نقش نویسنده، موقعیتها و تغییرات رفتاری آشکار و متناقضی را از خود به نمایش میگذارید، مثلا در آغاز خوشقلبی و مهربان و بعد به سوی برخوردهای شدید کلامی و فیزیکی میروید و موجودی غیراخلاقی میشوید؟ در مقام ایفاگر نقشتان از نظر شخصیتپردازی چه برداشتی از این دگرگونیها داشتید؟
دقیقا وجوه متفاوت انسان طبیعی است. شخصیتها کاملا خاکستری هستند و برای همین قابل باورند. شما به عنوان مخاطب لحظهای او را دوست دارید، جای دیگری از او عصبانی میشوید، در دقیقه دیگری برایش دل میسوزانید و همین تنوع است که برای نقش و اجرای آن و مخاطبش جذابیت ایجاد میکند. آدمها غیر قابل پیشبینی و اعتماد هستند!
پذیرش اجرای این نقش از سوی شما براساس چه انگیزه و تجربه و تواناییهایی که از خود سراغ داشتید، انجام گرفت؟
اصولا تجربه در نقشها و گونههای متفاوت را بسیار دوست دارم. این انگیزه اصلی پذیرفتن این جنس کار است. ضمن این که متن بسیار پرقدرت و درست نوشته شده، چیزی که کمبودش در فیلمنامهها و آثار ایرانی آشکار است.
با توجه به سوابق ممتاز کارگردان، راهنمایی و تجربیات او در نمایاندن جذابتر نقشتان تا چه اندازه کارگشا بود؟
قطعا سابقه شناخت از آثار قبلی کارگردان در پذیرفتن نقش بسیار مهم و موثر بوده است. شیوه ایشان هم بسیار متفاوت و سخت بود. به هر حال تفاوت سلیقههایی هم وجود دارد که باعث چالش بین بازیگر و کارگردانش است که اگر درست هدایت شود، نتیجه بسیار خوب میشود که فکر میکنم در این کار اتفاق افتاد.
متن، اجراهای گوناگونی را با زبان اصلی و بازیگران خارجی در بیرون از ایران داشته، برای رسیدن به اجرای مورد نظر نقش خودتان آنها را دیدهاید؟ تصور میکنید در وضعیت مشابه دیدن و تجربه و تحلیل آن تجربهها چه اندازه میتواند در بهتر شدن اجرای نقش توسط بازیگر موثر واقع شود؟
خیر. بشدت با این کار مخالفم و اصلا از این شیوه پیروی نکرده و نمیکنم. دیدن اجرای سایرین ناخودآگاه، نگاه تقلیدی ایجاد میکند و بازیگر را از خلاقیت دور میسازد. در ضمن هر اجرایی به تحلیل و شیوه کارگردان برمیگردد.
حالا که صحبت از متنهای خارجی شد، خواستم نظرتان را درباره بیشتر کار شدن روی متنهای نویسندههای غیرایرانی در ارتباط با تئاتر تلویزیونی بدانم؟
به هر حال فقر متون محکم ایرانی، مشکل کتمانناپذیری است. اما اجرای آثار برتر جهان، دیدگاه و دنیای نویسندگان را هم بیشتر فعال میکند و مهمتر از همه ذائقه تماشاگر را هم از کارهای سطحی و مبتذل دور میسازد.
نقشهای مکمل یا مقابلتان مثل همسرتان میشل (با بازی هژیر آزاد) والن و انت (با بازیهای بهاره رهنما و بهنام تشکر) با توجه به موقعیت و تجربههایی که در عرصه بازیگری داشتند، چه تاثیراتی در بهتر اجرا کردن نقشی که بر عهده داشتید گذاشت؟
تاثیر و حضور همبازی بسیار مهم و تاثیرگذار است. در این کار ما 4 بازیگر تمام تلاشمان را برای ایجاد فضای صمیمی و محکم کردیم و موفق هم شدیم. برای همین هم در اجرای صحنه و هم در اجرای تصویری کار موفق بود.
امپراطور کشتار قبلا روی صحنه اجرا شده بود، بازیتان در صحنه و در مقابل تماشاگران را با بازی مقابل دوربین چگونه ارزیابی میکنید؟ چه تفاوتی بین بازی روی صحنه تئاتر با تلهتئاتر تلویزیونی وجود دارد؟
بازی من در صحنه و برای تلهتئاتر فرق زیادی از نظر بنیادی نداشت. اصولا تلهتئاتر هم به خاطر ضبط 3 دوربین، برای بازیگر شرایط را راحتتر میکند. در هر صورت تحلیل نقش فرقی نمیکند فقط تکنیک و شیوه اجرایی باید با مدیوم مورد نظر تطبیق پیدا کند.
در کنار کارگردان هنری تعامل شما با کارگردان تلویزیونی چگونه بود؟
این چندمین کاری بود که در کنار آقای مسعود فروتن در مقام کارگردان تلویزیونی بودهام. کار با ایشان بسیار راحت است. به شرایط بازیگر بسیار اشراف دارند و همه چیز در خدمت بازیگر قرار میگیرد. با بازیگر وارد تعامل و مشورت میشوند، برای همین کار را لذتبخش
میکنند.
با تئاتر وارد عرصه بازیگری شدید. از اولین کار تئاتریتان «ساحره سوزان» که در سال 70 بود تاکنون که در امپراطور کشتار ایفای نقش کردید چه تغییری از نظر نگاهتان به این مقوله داشتید؟
19 سال تجربه مهمترین تغییر من در این عرصه است و مهمترین کشف که دنیای بازیگری جهانی است بیکرانه که تا زندگی هست، تجربیات و خلق شخصیتهای مختلف در موقعیتهای متفاوت وجود دارد.
پشتوانه تئاتریتان را در نقشآفرینی سینماییتان چگونه تحلیل میکنید؟
بازیگری بر صحنه، پختگی و کمال برای بازیگرانش میآورد.
نظرتان درباره سطح بازیگری در تئاترهای تلویزیونی چیست و آن را نسبت به تئاترهای تلویزیونی کشورهای دیگر چگونه میبینید؟
اصولا قیاس بازیگری ما با جهان امری اشتباه است چون نگاه و شرایط بازیگری در ایران با جهان متفاوت است. تلهتئاتر اگر از طرف مسوولان و مدیران شبکهها بیشتر مورد توجه و کمتر مورد بیمهری قرار بگیرد، تاثیر مهمی برای بالا رفتن سلیقه مخاطب و حتی شناخت از جنسهای مختلف نمایشی دارد. بخصوص که این مدیوم موثر و پرمخاطب دسترسی هنرمندان و علاقهمندان شهرستانی را میتواند راحتتر کند.
به عنوان آخرین سوال علاقهمندم درباره آخرین فعالیتهایتان در بازیگری بگویید؟
کارهای زیادی آماده اکران و پخش دارم. فیلم سینمایی «زندگی با چشمان بسته» کار آقای رسول صدرعاملی، فیلم تلویزیونی «وقتی بهار میآید» به کارگردانی آقای شاهرخ دولکو که البته در بخش بینالمللی جشنواره رشد اولین پخش آن بود، فیلم سینمایی «بچه تهرون» به کارگردانی آقای کامبوزیا پرتوی و تجربه جدید و جالبی داشتم در زمینه دوبله که به جای 3 شخصیت در انیمیشن «قلب سیمرغ» به کارگردانی وحید نصیریان حرف زدم. در حال حاضر هم در حال تمرین نمایش «شن» به کارگردانی خانم کتایون حسینزاده هستم.
الهه کریمی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: