در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
ما در این گفتوگو میگفتیم با استناد به اظهارات مسوولان مختلف و سنجش مان از بازار سیاه دارو ثابت میکنیم در ایران مافیای دارو وجود دارد و او اعتقاد دارد لفظ مافیا برای تخلفات موجود در بازار دارویی کشور زیادی بزرگ است.
با این حال دیناروند هشدار میدهد که قوانین دارو و مواد غذایی در ایران ضعیف است و خلأهای آن به مدیران اجازه برخوردهای سلیقهای میدهد و این نوع تصمیمگیریها، راه را برای شکلگیری مافیا در این حوزه باز میکند.
همین رویکرد باعث شد او در سالهای 84 تا 88 که در سمت معاون غذا و داروی وزارت بهداشت فعالیت میکرد، با همکاری گروهی از متخصصان، قانون غذا و دارو را تکمیل کند و آن را در آخرین سال فعالیتش به مجلس شورای اسلامی فرستاد که این طرح هنوز در کمیسیون بهداشت و درمان مجلس در حال بررسی است و مشخص نیست تصویب آن چند سال دیگر طول بکشد. گفتوگوی ما را با او بخوانید.
چندی پیش رئیس مجمع عالی واردات در گفتوگو با رسانهها اعلام کرد گردش مالی دارو و مکملهای تقلبی و قاچاق در کشور سالانه 300 میلیارد تومان است. شما هم این آمار را تایید میکنید؟
معمولا خبرنگارها دنبال انعکاس اخبار همراه با آمار هستند ولی مسوولان اگر آمار دقیق ندارند باید از ارائه آماری که به صحت آن اعتماد ندارند خودداری کنند. از دیدگاه من، در حال حاضر ارائه آمار دقیق از میزان فرآوردههای دارویی و مکمل قاچاق و تقلبی در کشور میسر نیست و اگر کسی در این زمینه آماری ارائه بدهد باید بگوید مرجع آن کجا بوده است. من در سالهایی که مسوولیت داشتم هرگز در این مورد به آمار دقیقی نرسیدم چون قاچاق پدیدهای زیرزمینی است بنابراین، فرآورده قاچاق را نمیتوان هنگام ورود به کشور ارزیابی کرد و باید در سطح عرضه اندازهگیری شود.
اما من به یاد دارم زمانی که شما صاحب مسوولیت بودید هم پژوهشی در این زمینه انجام شد. درست نمیگویم؟
بله اواخر 84 و اوایل 85 ما در معاونت غذا و داروی وزارت بهداشت تصمیم گرفتیم ارزیابی از داروخانههای تهران انجام دهیم تا بفهمیم چه میزان از داروهای آنها، قاچاق است. البته میدانم که این آمار را نمیشود به کل کشور تعمیم داد و از سویی دیگر وضعیت ما در سالهای 87 و 88 خیلی بهتر شد اما به هر حال این آمار قابل توجه است.
در آن زمان حدود 90 درصد از داروخانههای تهران دارای حداقل یک قلم دارو یا مکمل غذایی قاچاق بودند و آن 10درصد که کالای قاچاق نداشتند عمدتا داروخانههای دولتی و شبانهروزی بزرگ بودند.
ما برای اصلاح وضعیت بازار دارویی بخشنامهای را که بعدها به آییننامه 17 مادهای مشهور شد به امضای وزیر بهداشت به دانشگاههای علوم پزشکی کشور ابلاغ کردیم و با آن مصادیق قاچاق و مجموعه قوانین و مقرراتی را که این دانشگاهها میتوانستند در برخورد با پدیده قاچاق از آنها استفاده کنند تشریح کردیم و سپس یک بازرسی ضربتی در تهران انجام دادیم و داروخانههایی که تخلفات وسیع داشتند، شناسایی کردیم و آنها را به دادگاه فرستادیم که بعضا موقتا تعطیل یا جریمه شدند. فکر میکنم از حدودا 1400 داروخانه در تهران با حدود 100 تا از آنها برخورد جدی شد.
این آمار 90 درصدی وجود اجناس قاچاق و تقلبی در داروخانهها مربوط به سالهای 84-85، در سالهای 87 - 88 به کمتر از 10 درصد رسید. یعنی 90 درصد از داروخانههای ما از داروهای قاچاق پاک شدند. همچنین بسیاری از مکملهای غذایی که در آن زمان بصورت قاچاق وارد کشور میشدند با وضع ضوابط جدید امکان ورود و تولید قانونی پیدا کردند. ما در این زمینه ضابطهای تدوین کردیم که به این فرآوردهها، چه وارداتی و چه تولید داخل اجازه ثبت دادیم و بنابراین، بازار سیاه غیررسمی به بازاری رسمی و کنترل شده تبدیل شد.
سازمان بهداشت جهانی در گزارشی، کشورها را از نظر وضعیت داروهای تقلبی و قاچاق دستهبندی کرده است که بر اساس آن، کشورهایی که نظارت قوی دارند حداکثر یک درصد بازارشان قاچاق و تقلبی است. کشورهایی که نظارت ضعیفتر دارند 10 درصد و کشورهایی که تقریبا نظارت ندارند بین 30 تا 70 درصد بازار داروییشان، قاچاق و تقلب است. من اعتقاد دارم کشور ما جزو آن دسته اول است که به علت سیستم نظارتی قوی و مستمر در حال حاضر از وضعیت خوبی از این نظر برخوردار است.
اما این امکان وجود دارد که از آن سالها تا امروز دوباره بحث قاچاق دارو جدی شده باشد.
من فکر نمیکنم در این یک سال و نیم اخیر وضع بدتر شده باشد. اعلام اینکه 300 میلیارد تومان داروی قاچاق و تقلبی در بازار ایران وجود دارد یعنی 10 درصد بازار ایران به داروهای قاچاق و تقلبی اختصاص یافته است، به نظر من این درست نیست!
با این حال همانطور که خودتان گفتید چون قاچاق فرآیندی زیرزمینی و پنهان است نمیشود با اطمینان گفت کاهش یا افزایش یافته یا حتی ثابت مانده است.
خب من هم نمیگویم قاچاق در کشور ما وجود ندارد. ما با پدیده قاچاق درگیریم و شکی در آن نیست اما باید در ارائه آمار دقیقتر باشیم.
فکر میکنید اصلیترین دلیلی که بازار قاچاق دارو در کشور ما همچنان رونق دارد، چیست؟
دلیل اول وجود پدیده قاچاق، این است که گاهی اجازه فعالیت قانونی به برخی فرآوردهها داده نمیشود. یعنی ضوابط تعیین شده از سوی دولت برای بازار دارو، روزآمد نیست و از راههای قانونی پاسخگوی مردم نیست، منظورم این است که گاهی ضعف قوانین دولتی، باعث جان گرفتن قاچاق میشود که برای حل این مشکل باید وزارت بهداشت واردعمل شود اما دلیل دومی هم وجود دارد. گاهی اوقات با داروهایی مثل داروهای دوپینگ و مخدر و سقط جنین و برخی داروهای دیگر که امکان دسترسی آنها بصورت قانونی وجود ندارد نیز روبهرو هستیم. قاعدتا برای این داروها بازار سیاه بوجود میآید و در این زمینه دیگر وزارت بهداشت نمیتواند کاری بکند و وظیفه نیروی انتظامی و دستگاههای امنیتی و قضایی است که برخورد قانونی کنند.
خیلی از کسانی که در حوزه بهداشت و درمان مسوولیت دارند گاهی اصطلاح مافیای دارو را در گفتوگوهای رسانهای به کار میبرند. شما مافیای دارو را در کشورمان قبول دارید؟
به نظرم، ما در استفاده از کلمه مافیا خیلی سخاوتمندانه عمل میکنیم مثلا میگوییم مافیای پسته، موز، دارو، نفت و... در حالی که گاهی اوقات شاید منظورمان از کلمه مافیا، سوء استفادههای خیلی سطح پایین باشد، اما آنچه در دنیا به مافیا اطلاق میشود یعنی یک شبکه گسترده زیرزمینی که فعالیت اقتصادی غیرقانونی میکند.
با توجه به این معنا میگویم امکان ندارد اکثریت بازار داروی ما در دست مافیا باشد و دلیلم این است که دوسوم بازار داروی ما در اختیار بخش صنعت داروسازی است و از نظر ریالی نمیتوان این دوسوم را به مافیا نسبت داد، چون بخش بزرگی از این صنعت به نحوی به نهادهای عمومی وابسته است و اقلیتی از آن نیز متعلق به اشخاص و شرکتهای خصوصی است. بر این شرکتها، قانون حاکم است و به علت حضور در بازار بورس عملکردشان شفاف است و اگر هم تخلفی در آنها صورت گیرد درحدی نیست که بشود برای آن از کلمه مافیا استفاده کرد.در واردات دارو نیز از حدود 10 سال پیش تلاش کردیم که انحصار شکسته شود تا مافیا شکل نگیرد.
منظورتان از انحصار طلبی در حوزه واردات چیست؟
برای مثال حدود 10 سال پیش واردات از طریق 3 شرکت دولتی بود اما پشت پرده این سه شرکت دولتی عملا نمایندگان شرکتهای خارجی بودند؛ یعنی خرید و واردات دارو به صورت فیزیکی توسط این شرکتهای دولتی انجام میشد و مسوولیت به عهده آنها بود اما سودش به جیب نمایندگیهای شرکتهای خارجی میرفت. بر اساس قانون توسعه برنامه سوم انحصار واردات شکسته شد و وزارت بهداشت اعلام کرد شرکتهای خصوصی خودشان میتوانند دارو وارد و عرضه کنند و به این ترتیب شرکتهایی که در این حوزه فعالیت میکردند فراوان شدند و هم اکنون حداقل 50 شرکت داروسازی در کشور در زمینه واردات فعالیت دارند. اینها همه شرکتهای ثبت شده هستند و قانون بر آنها حاکم است و وزارت بهداشت و سایر نهادهای مسوول دقیقا میدانند که آنها چه نوع داروهایی وارد میکنند و طبق قانون مالیات میدهند.
دیناروند: من تایید میکنم که تخلف در همین تولیدکنندهها و واردکنندهها هم وجود دارد اما تخلف یک شرکت را نباید معادل مافیا گرفت حتی کلمه مافیا را با مفهومی که شما قبولش دارید نباید به شرکتهایی که فعالیت قانونی و روشن میکنند اطلاق کرد
اگر ما قانون را رعایت کنیم نمیشود گفت مافیایی وجود دارد اما اگر اجازه فعالیت در این حوزه را محدود کنیم، این باعث رانت میشود و رانت هم باعث بوجود آمدن باند و مافیا میشود. به نظرم در یک شرایط باز که در آن رقابت میسر است و مردم خودشان یکدیگر را کنترل میکنند و دولت هم نظارت دارد امکان بروز تخلف خیلی کمتر است اما در یک شرایط مسدود و مبهم یعنی شرایطی که دولت اجازه فعالیت به افراد جدید نمیدهد، مافیا شکل میگیرد.
به نظر شما ما در حوزه دارو در کشورمان از مدیریتی قوی و کارآمد برخورداریم؟
هنوز یکسری زیرساختهای لازم برای چنین مدیریتی را کم داریم. برای نمونه قانون غذا و داروی ضعیفی داریم که مربوط به سال 1334 است. این قانون نیاز به بازنگری جدی و وسیع دارد و باید از این حالت کلیگویی خارج شود.
اگر به قانون غذا و دارو در کشورهای پیشرفته نگاه کنید میبینید بسیار دقیق است اما قانون کنونی ما آنقدر کلی است که به مدیران و مسوولین در این حوزه اختیار میدهد سلیقه خود را اعمال کنند. در حالی که قانون نوشته شده است تا از اعمال سلیقه جلوگیری کند.
منظورتان را از اعمال سلیقه در حوزه مدیریت دارو روشنتر توضیح میدهید؟
از هر جهت که فکر کنید، برای مثال در صدور پروانه تولید دارو، طول عمر این پروانه، زمان لازم برای بررسی درخواست یک شرکت داروسازی، دلایل قبول یا رد درخواست پروانه و.... امکان اعمال سلیقه وجود دارد. در قانون فعلی همه این اختیارات با وزارت بهداشت است و در آن تعیین تکلیف دقیقی وجود ندارد.
از صحبتهایتان میشود چنین برداشت کرد که در قانون فعلی دست وزارت بهداشت در تصمیمگیری باز است.
به هرحال این ابهام در قانون وجود دارد. فرض کنید یک مدیر سلیقهای خاص داشته باشد، مثلا معتقد باشد در بازار دارویی نباید دست زیاد شود و فقط چند شرکت بزرگ باید پروانه تولید یا واردات دارو داشته باشند و بقیه حق داشتن پروانه دارویی ندارند، این سلیقهها هیچکدام مغایر قانون دارویی فعلی نیستند.
با این حساب امکان سوءاستفاده مدیران از شرایط هم بوجود میآید.
نمی خواهم بگویم مدیران میخواهند سوءاستفاده کنند. میگویم تصمیم سلیقهای یک مدیر در شرایط فعلی خلاف قانون نیست در حالی که قانون درست باید اجازه رقابت بدهد و کسی جرات محدود کردن رقابت را نداشته باشد.
حتی اگر فرض کنیم که مافیا با تعریفی که شما از آن میکنید وجود نداشته باشد، بالاخره وقتی دارویی غیرقانونی در بازار پخش میشود، باید تخلفی صورت گرفته باشد. این را که قبول دارید؟
این کار شبکههای زیر زمینی است.
پس وجود شبکههای زیرزمینی را تایید میکنید.
خب حتما وجود دارند. من تایید میکنم که تخلف در همین تولیدکنندهها و واردکنندهها هم وجود دارد اما تخلف یک شرکت را نباید معادل مافیا گرفت حتی کلمه مافیا را با مفهومی که شما قبولش دارید نباید به شرکتهایی که فعالیت قانونی و روشن میکنند اطلاق کرد چون سود و عملیات و مالیات و همه ویژگیهای آنها روشن است اما اگر شرکتی مجوز ندارد و غیر قانونی فعالیت میکند دیگر مافیا نیست از مافیا هم عبور کرده است!
اما سوال خبرنگارها معمولا درمورد مافیای دارو راجع به بخش زیر زمینی آن نیست.
یادم میآید که سال 84 هم جامجم با من مصاحبه کرد و گفت مافیا بر دارو حاکم است و تفسیرشان این بود که چرا من به عنوان معاون وزیر، پیشتر مدیر عامل یک کارخانه داروسازی بودهام یا چرا مدیر کل قبلی دارو، مدیر عامل کارخانه داروسازی شده است. من قبول ندارم که این مافیاست. کسی که معاون وزیر بهداشت در حوزه دارو میشود یا مدیر کل دارو میشود از کره مریخ نمیآید، او باید سابقه فعالیت در حوزه داروسازی را داشته باشد و در این زمینه صاحب تجربه و تخصص باشد و واضح است که وزیر، یک فرد بی تجربه و ناآگاه را به عنوان معاونش انتخاب نمیکند. رانت وقتی بوجود میآید که رقابت وجود نداشته باشد اما رقابت، نظام شفاف را میسازد.
برای مثال پیش از آمدن من به وزارت بهداشت، 4 شرکت با عنوان شرکتهای فوریتی یا تکنسخهای وجود داشتند که حجم واردات آنها حدودا 110 میلیون دلار بود. با شروع کار و در پی موافقت وزیر بهداشت انحصار در این عرصه مانند سایر بخشها برداشته شد. به گونهای که بعد از 4 سال تعداد این شرکتها از مرز 40 عبور کرد ولی چون ما با توسعه واردات دارو بصورت تکنسخهای موافق نبودیم کل حجم واردات این 40 شرکت به 70 میلیون دلار هم نمیرسید. یعنی ضمن حذف انحصار، از واردات بیرویه هم جلوگیری شد. شما فکر میکنید مافیا ـ با تعریف شما البته ـ وقتی شکل میگیرد که فقط تعداد محدودی شرکت فعالیت کنند یا وقتی که رقابت بوجود میآید و تعداد شرکتها زیاد میشود و به این ترتیب، ما به همه کسانی که انتقاد میکردند و نگران بودند واردات تکنسخهای سرسامآور شود، با اعداد و ارقام ثابت کردیم که میشود رانت را از بین برد اما واردات را اضافه نکرد. عرصه رقابت را اضافه کردیم اما میزان تجارت را نگذاشتیم بالا برود چون در کنترل خودمان بود. مافیا در شرایط بسته و مبهم که رقابت وجود نداشته باشد، رشد میکند.
شما در اشکالات مدیریتی گفتید مدیریت گاهی شکل سلیقهای دارد. با توجه به توضیحات شما، میشود نتیجه گرفت که با توجه به هشدارهایتان درباره سلیقهای شدن تصمیمهای مدیریتی به دلیل ضعف قانون، مافیایی که ما از آن صحبت میکنیم میتواند به شکل خرد وجود داشته باشد.
چرا نمیتواند وجود داشته باشد؟ وجود دارد! منتها یک مدیر سلیقهاش به سمت انحصارطلبی است که باعث شکلگیری قاچاق میشود و یک مدیر سلیقهاش به سمت رقابت است و بنابر این مردم سودش را میبرند.
بالاخره شما وجود مافیا را تایید میکنید یا نه؟
نمیتوانم بگویم وجود دارد یا نه، گفتم که تعریف ما و روزنامه جامجم از این کلمه همسان نیست.
من چندی پیش در ناصرخسرو وضعیت بازار قاچاق را بررسی میکردم. آنجا داروهای قاچاق در حجمی عظیم عرضه میشوند مسلما این مقدار داروی قاچاق با جاسازی در کیف یک مسافر وارد بازارهای داخلی ما نشده است و طبیعتا قاچاق در سطح کلان باید حامیانی قدرتمند داشته باشد. آیا امکان دارد این حامیان در وزارت بهداشت باشند؟
چرا باید در وزارت بهداشت باشند؟! وزارت بهداشت خودش مجوز صادر میکند. اتفاقا کسانی که در قاچاق فعالند نباید در وزارت بهداشت حضور داشته باشند. اگر کالایی مجوز بگیرد که دیگر قاچاق نیست. فکر میکنم ما باید مرزها و مبادی ورودی کشور را بهتر کنترل کنیم.
پس بگذارید به نتیجه روشنتری برسیم، داروهای قاچاق وارد کشور میشوند و شما معتقدید این حجم زیاد دارو، باید با همکاری برخی نیروهای مرزی وارد کشور شده باشد؟
بله. کسانی که باید محمولهها را بگردند و قاچاقچیان را دستگیر کنند ممکن است وظیفهشان را به درستی انجام ندهند. این موضوع فقط برای داروها نیست. بلکه برای کالاهای دیگر هم هست؛ کالاهایی که در صدها کانتینر از مرز میگذرند تا نیاز کشور را پاسخ بدهند مثلا زمانی یک نوع چای معروف خارجی بصورت قاچاق وارد کشور میشد. میزان این چای قاچاق، به حدی وسیع بود که حتی مردم احساس نمیکردند که قاچاق است، چون در همه فروشگاهها پیدا میشد و توزیع آن بسیار گسترده بود. اما هیچ دارویی در این سطح که من مثال زدم قاچاق نمیشود. الان قاچاق دارو خارج از داروخانههاست چون داروخانهها به شدت نظارت میشوند.
خیلی وقتها یک داروی مجاز، در داروخانهها نایاب میشود اما در ناصرخسرو فراوان است. این وضعیت را چطور تحلیل میکنید؟
این دیگر داستانش جداست. بهترین راه مبارزه با کمبود دارویی، توسعه رقابت است. ریشه کمبود در انحصارگرایی و محدود کردن و سیاستهای نامناسب است که وقتی چند سال پیش اصلاح شدند کمبودهای دارویی هم تا حدود زیادی برطرف شد. قاعدتا اگر آن سیاستها برقرار باشند کمبودی نخواهیم داشت. ولی اگر دوباره کمبودی پیدا شود یعنی دوباره انحصار و محدودیت به عرصههای مختلف دارویی برگشته است.
من میخواهم راجع به داروهایی صحبت کنید که مجوز دارند و وارد بازار سیاه میشوند!
ممکن است کسانی در شبکه توزیع و داروخانهها حضور داشته باشند که به محض این که حدس میزدند توزیع دارویی محدود شده است و ممکن است به سمت کمبود یا حتی نایاب شدن پیش رود آن را احتکار میکنند و در بازار سیاه به چند برابر قیمت داروی احتکار شده بفروشند.
شما در طول گفتوگو این وضعیت را به سیاستهای غلط وزارت بهداشت نسبت دادید. آیا ممکن است این سیاستهای غلط هم تعمدی باشند و گروهی در این میان قصد سودجویی داشته باشند؟
اگر رقابت وجود داشته باشد و هر دارویی سه چهار تولید کننده داشته باشد، کمبود تعمدی هم اتفاق نمیافتد.
شاید یکی از دلایل قاچاق دارو و بوجود آمدن بازار سیاه، باورهای مردمی درباره کیفیت داروهای داخلی باشد که آنها را وادار میکند مشتری برخی داروهای خارجی کمیاب در این نوع بازارها شوند. خیلی از مردم معتقدند داروهای داخلی کیفیت خوبی ندارند و خارجیها مرغوبترند.
با عرض پوزش، این که شما سخنگوی مردم باشید را قبول ندارم! این نتیجهگیری علمی نیست! باید بگویید برخی مردم از کیفیت برخی داروها ناراضیاند.
پس بگذارید ماجرا را نه از زبان مردم، بلکه از زبان هم صنفیهای شما تعریف کنم. همین حالا اگر به داروخانه بروید و یک مولتی ویتامین ساده بخواهید، مسوول داروخانه میپرسد ایرانی یا خارجی و اگر بپرسید فرقشان چیست میگوید خارجیها کیفیت بهتری دارند.
این وضعیت در برخی داروخانهها، با هدف سود بیشتر است چون داروی خارجی گرانتر از داروی داخلی است اما این دلیل نمیشود کیفیت آن هم بالاتر باشد.
دیناروند: بهترین راه مبارزه با کمبود دارویی، همانطور که گفتم توسعه رقابت است. ریشه کمبود در انحصارگرایی و محدود کردن و سیاستهای نامناسب است که وقتی چند سال پیش اصلاح شدند کمبودهای دارویی هم تا حدود زیادی برطرف شد
باورهای عمومی معمولا کالای خارجی را به داخلی ترجیح میدهد و این در مورد داروها اشتباه است. اگر چه این احتمال وجود دارد که برخی داروهای داخلی در مقایسه با رقبا از سطح پایین تری برخوردار باشند اما آیا این یعنی داروی ایرانی که قیمتش مثلا یک سیام داروی خارجی است بی اثر است؟ خیر! داروی داخلی طبق فارماکوپه و استاندارد ساخته شده است. از دیدگاه من بخشی از اثرگذاری دارو به باور مصرفکننده نسبت به آن بستگی دارد، این موضوع را بر اساس پژوهشی میگویم که چند سال پیش در یکی از نشریات معتبر دنیا منتشر شده است.
در این پژوهش به تعدادی داوطلب گفته شد دارویی که به شما میدهیم داروی ضد دردی با قیمت پایین است و به گروهی دیگر گفتند دارویی که شما مصرف میکنید داروی ضد دردی جدید با قیمت بالاست. این در حالی بود که هر دو گروه عملا یک نوع دارو را دریافت میکردند و نمیدانستند محتوای آنچه مصرف میکنند چیست. گرچه داروی هر دو گروه مشترک بود اما دارویی که گفته میشد گرانتر است، اثرگذاری بیشتری داشت و این نشان میدهد تلقین در اثرگذاری دارو تاثیر دارد.
این شایعه هم وجود دارد که برخی داروهای داخلی مواد اولیه خوبی ندارند.
نه این فقط یک شایعه است. ممکن است ما در یک سال 20 الی 30 قلم داروی باکیفیت نامناسب را از بازار جمع کنیم اما این حسابش جداست.
برای مثال برخی مسکنهای تولید شده در کشور ما از مواد مخدر کشفی ساخته میشوند که این مورد تایید سازمان جهانی مبارزه با مواد مخدر نیست.
فکر میکنید چرا؟ چون این سازمان اعتقاد دارد مواد مخدر قاچاق، باید نابود شود ! و هیچ کشوری حق ندارد از کشفیاتش برای اهداف دیگر استفاده کند. البته در مورد جمهوری اسلامی ایران، این سازمان چشمهایش را روی هم گذاشته است چراکه کشور ما جزو 8 کشوری بوده است که پیش از انقلاب مجوز کشت مواد مخدر دارویی داشت اما از مجوزش چشمپوشی کرد و کشتش را بدون باطل کردن این مجوز متوقف کرد و به همین دلیل سازمان جهانی مبارزه با مواد مخدر عجالتا در مورد ایران سختگیری نمیکند.
ایران مبدا قاچاق محسوب میشود یا مقصد آن؟
در مورد داروهای تقلبی ما مقصد هستیم. داروهای تقلبی به مقصد ایران میآیند و از کشور ما به جایی نمیروند. اما برخی داروهای ایرانی به علت ارزانی به کشورهای دیگر قاچاق میشوند. این داروها تقلبی نیستند بلکه داروهای اصلی هستند که از مسیر رسمی صادر نمیشوند.
این داروها بیشتر از کدام کشورها به ایران میآیند؟
واقعا تخمینش سخت است اما چین و هند متهم اصلی در این زمینهاند.
گفتید که داروهای قاچاق از ایران به کشور دیگری نمیروند اما من شنیدهام که برخی از این داروها از کشور ما به عراق میروند؟
شاید این داروها از طریق کردستان عراق به شکل رسمی خریده شوند و بعد به داخل عراق قاچاق شوند.
به نظر شما توزیع دارو در کشور ما از وضعیت مطلوبی برخوردار است، نمیخواهم در این باره فقط تهران را بسنجید.
توزیع در کشور ما خوب است اما میتواند خیلی بهتر از این باشد
ما از نظر کمی 97 درصد داروی مورد نیاز کشور را خودمان تولید میکنیم، فکر میکنید دلیل این که نمیتوانیم در توزیع چندان موفق عمل کنیم چیست؟
شرکتهای داروسازی ما سعی میکنند بسیاری از داروها را با فشار و تمهیدات مختلف به داروخانهها بفروشند مثلا به داروخانهای دارو میدهند و یک سال بعد پول آن را میگیرند یا 20 درصد تخفیف میدهند و همه این تلاشها برای این است که داروخانهها حتما محصول شرکتها را بخرند اما هیچ جای دنیا از این روش فروش دارو استفاده نمیکنند. داروخانهها انبار نیستند. زمانی که مسوول بودم از یک شرکت توزیع دارو در خارج کشور بازدید داشتم. آن شرکت روزی 4 بار سفارش دارو میگرفت چون داروخانهها دارو را بر اساس میزان فروش و درخواست خریدار سفارش میدادند.
اما در ایران شرکتهای پخش معمولا در ماه فقط چندبار دارو توزیع میکنند ولی سعی میکنند در همان یکی دوبار تا جایی که امکان دارد دارو به داروخانهها منتقل کنند که این کار درستی نیست. با این روش بخش مهمی از فعالیت اقتصادی داروخانهها، صرف انبار کردن داروها میشود و خلاصه، رقابتی ناسالم و منفی شکل میگیرد.
در سالهای اخیر ما داروهای زیادی را مثل داروی ایدز یا آنژی پارس به عنوان کشفیات داخلی معرفی کردهایم، اما این داروها هرگز به پذیرش و تولید در سطح جهانی نرسیدند، دلیل این وضعیت چیست؟
این داروها به تولید انبوه در سطح داخلی رسیدهاند. برای نمونه داروی ایدز جزو پروتکل درمانی همه بیماران ایدزی است و آنژی پارس هم برای زخم پای دیابتی به فراوانی تولید میشود و در دسترس بیماران است اما اینکه چرا این داروها در بازار جهانی عرضه نشدهاند به کیفیت این داروها ربطی ندارد بلکه بیشتر ناشی از ضعف ما در بازاریابی جهانی است. تاییدیه بینالمللی (آمریکا و اروپا) در مورد دارو هم فقط زمانی صادر میشود که دارو به آن کشورها صادر شود. البته سازمان جهانی بهداشت برای برخی از داروها مانند داروی ضد مالاریا یا واکسنها، تاییدیه صادر میکند که چند شرکت ایرانی تولیدکننده این داروها، هم اکنون مشغول رایزنی در این زمینه هستند.
اگر سطح بازاریابی ما پیشرفت کند و بتوانیم تایید جهانی را بگیریم فکر میکنید کدام کشورها میتوانند خریدار داروهای ایرانی باشند؟
عجالتا بازار دارویی ایران فقط به کشورهای همسایه آسیایی و آفریقایی است در آینده انشاءالله باید دنبال نفوذ در بازار آمریکا و اروپا باشیم که تا حدود زیادی به شرایط سیاسی و بینالمللی بستگی دارد.
مریم یوشیزاده
گروه جامعه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: