در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در این خصوص تا به حال شاهد آثار متعددی در تلویزیون بودهایم. تلهفیلم «رکب» نیز یکی از همین ساختههاست و داستانی را روایت میکند که حول زندگی 2 شخصیت اصلی نیما (با بازی کاوه سماکباشی) و حامد (با بازی کاوه خداشناس) است. تضاد موضوعی که در شخصیتپردازی این فیلم تلویزیونی به چشم میخورد، گرچه به صورت نامتعارف بزرگنمایی شده، اما برای مخاطب عام تلویزیون قابل درک و باور است.
تلهفیلم رکب، داستانی موازی از زندگی 2 جوان را به تصویر میکشد، اما مهمترین وجه قصهپردازی این فیلم داستانی رویارویی 2 کاراکتر اصلی است که در میانههای داستان به صورت اتفاقی به هم میرسند و در پی این اتفاق که نقطه عطف داستان محسوب میشود، ماجراهایی رقم میخورد.
بدی آب و هوا و شرایط نامساعد جاده، حامد را که برای تدفین مادربزرگش عازم لواسانات است در میانه راه به نیما (که او نیز برای رساندن سندی به دست دوستش به طور اتفاقی با حامد هم میسر است) میرساند. این دو که به لحاظ سبک و سیاق زندگی، شرایط تربیتی، اقتصادی و اجتماعی با تضادهایی ملموس مواجه هستند، پس از یکی شدن مسیرشان با تحولاتی روبهرو میشوند که خطدهی روایی داستان در همین سکانسها شکل میگیرد.
تقلیل موضوعی، راهی برای بزرگنمایی محتوا
رکب که به کارگردانی نارین بهجت، روزهای پایانی تصویربرداری خود را پشت سر میگذارد، پیش از تولید با تغییرات متعددی در فیلمنامه مواجه بوده است و به گفته کارگردانش، داستان این تلهفیلم بارها بازنویسی شده و شخصیتها تقلیل یافتهاند تا جایی که به 2 کاراکتر اصلی یعنی حامد و نیما رسیده است.
بهجت میگوید: طرح فیلمنامه را خودم ارائه دادهام و در مراحل نگارش آن تغییرات متعددی را اعمال کردم، به طوری که در طرح اولیه 3 شخصیت داشتیم که در کلبهای میان جاده بنا به دلایلی به یکدیگر میرسند. در ادامه یکی از کاراکترها را که تضاد بسیاری با 2 تای دیگر داشت و فردی بود که دغدغه اصلیاش امرار معاش خود و خانوادهاش بود را حذف کردم و به 2 شخصیت دیگر که به لحاظ تضاد، همپوشانی بیشتری با هم داشتند یکی با تمعرفانی و دیگری با سطح مالی بالاتر و شیطنتهای درونی بیشتر در فیلمنامه گنجاندم.
او درخصوص تحولاتی که کاراکترها با زمینه مختلف شخصیتی با آن مواجه هستند، میگوید: ابتدا این تضاد پررنگتر جلوه میکرد و پس از اعمال تحول در داستان به سطح کمرنگتری از این دوگانگی میرسیم. در این بین، جنس دیالوگها نیز کمی یکدستتر شد، به طوری که نیما و حامد را از سیاه و سفید محض بیرون کشیدم و برای ارتباط بهتر بیننده با آنها دیالوگها را به یکدیگر نزدیکتر کردم.
معمولا در نگارش فیلمنامههایم با دید زندگی روزمره آدمها پیش میروم. اتفاقاتی که در جامعه در جریان است، کلکل آدمهای اطرافم و همه و همه در جنس دیالوگها نمود پیدا میکنند که میتوان به عنوان یک خلاقیت در نگارش از آن یاد کرد.
بهجت ادامه میدهد: همکاری با آدمها در ساخت یک اثر بسیار سختتر از تولید یک کار گرافیکی است، چراکه هر یک از بازیگران و عوامل، صاحب نظر و ایدهای جدید هستند و هماهنگی بین آنها و آنچه شخصا در ذهن میپرورانم کار مشکلی است. تلاشم را کردهام تا در اعمال نظر چیزی را به عوامل (از بازیگر گرفته تا طراح صحنه، نور و...) تحمیل نکنم. بازیگران باید دیالوگها و حتی لباسی را که پوشیدهاند دوست داشته باشند و در دکوپاژ و میزانسنها نظر تصویربرداری، طراح صحنه، نورپردازی و... نیز اعمال گردد تا بروز این خلاقیتها به تولید یک اثر قابل قبول منجر شود.
ایمان موذنی دستیار بهجت میگوید: نوع دکوپاژهای فیلم نیز بسیار خاص و متفاوت است و خانم بهجت از معدود کارگردانهایی محسوب میشوند که شخصا Story board کارهایشان را آماده میکنند.
بازیگری، بازی متفاوت
کاوه خداشناس ازجمله بازیگران جوانی است که به سرعت به مخاطب سیما شناسانده شد. در آثار متعدد و کنار کارگردانهای با تجربه تلویزیون حضور داشته و آثار او از جمله «رستگاران»، «بانو»، «عملیات 125» (سری اول و دوم) و «آسمان همیشه ابری نیست» و... با پذیرش خوبی از سوی مخاطب مواجه بوده است. وی در تله فیلم رکب با بازی در نقش حامد در وهله اول شخصیتی مثبتگرا را در ذهن مخاطب ترسیم میکند، اما خودش معتقد است حامد در کنار نیما کاراکترهایی روزمره و نزدیک به سطح جامعه را به نمایش میگذارند. او میگوید: من و کاوه سماک باشی در کار بهروز افخمی (سری اول عملیات 125) حدود شش هفت ماه کنار یکدیگر زندگی کردیم. روز و شب با هم بودیم و میتوانم بگویم قلق و جنس بازی همدیگر را بخوبی میشناسیم و در تقابل 2 شخصیت نیما و حامد در این تلهفیلم با هیچ کمبود و نقصانی روبهرو نبودهایم.
خداشناس ادامه میدهد: همواره معتقدم اتفاق خوب به معنای نوآوری در ساخت آثار مخاطبپسند به دست کارگردانهای جوان و تازه نفس به انجام میرسد، چرا که به لحاظ فرم و محتوا در مراحل تولیدی جسارت به خرج میدهند و حس نگاه تجربی خوبی را به مخاطب ارائه میدهند. کارگردان این اثر نیز نگاه تصویری و ایدهای جدید در ذهن دارد.
نورپردازی حرفهای
بخش اعظمی از سکانسهای تلهفیلم رکب در خانه نیما (کاوه سماکباشی) تصویربرداری میشود. لوکیشنی در محله کامرانیه که در سکوت و سوز زمستانی خیابانهای خلوت قرار دارد. اما داخل خانه رفت و آمد بسیاری از عوامل در جریان است.
در اتاق خواب نسبتا تاریکی کاوه سماکباشی روی تخت دراز کشیده و قرار است یکی از سکانسهای عطف داستان که مربوط به خواب پریشان نیماست، تصویربرداری شود. عوامل تصویر و نور با پوشاندن پنجرهها، فضایی کاملا تاریک را در اتاق ایجاد کردهاند.
این فضا به گونهای درست شده که توسط 2?پروژکتور و استفاده از فیلتر القاکننده جداره پنجره گویی نور مهتاب بر چهره بازیگر میتابد. گروه چند بار به تمرین میپردازد. سماکباشی با حالتی آشفته و پریشان از خواب میپرد و روی تخت مینشیند. چند بار خود را جابهجا میکند تا نور در نقطهای مناسب از صورتش قرار گیرد و حالت اضطراب و ترس ناشی از کابوسی را که دیده است بخوبی نمایش دهد. پس از پایان این برداشت قصد داریم با سماکباشی درخصوص کاراکترش و بازی در این تلهفیلم گفتوگویی انجام دهیم. وی که در این مدت حضور کمرنگی در آثار 90 دقیقهای تلویزیون داشته است در آخرین مجموعهای که از او بهیادداریم (سری اول عملیات 125) بازی نهچندان موفقی را از خود به نمایش گذاشت تا جایی که در سری دوم این مجموعه محمدرضا آهنج (کارگردان) امیر محمدزند را در همان کاراکتر و ویژگیهایی متفاوت جایگزین او کرد. سماکباشی بنا به دلایل شخصی و نه حرفهای که تا پایان نیز بر ما پوشیده ماند از گفتوگو امتناع کرد.
محمد گودرزی (دستیار تصویربردار) در گوشهای ایستاده و مشغول تنظیم نور محیط است. از او میخواهیم در خصوص نحوه فضاسازی و نوردهی اتاقی که نیما در آن بازی دارد توضیحاتی ارائه دهد.
او به ژانر حادثهای تلهفیلم رکب اشاره میکند و میگوید: با توجه به مشورتی که با آقای اللهیاری (مدیر تصویربرداری) داشتیم، تصمیم بر این شد که ویژگی تضاد صحنه را افزایش دهیم، به گونهای که حسی از نورپردازی در صحنه به وجود آید تا سایه روشن نورهای موضعی، حس فیلمنامه را انتقال دهد.
وی ادامه میدهد: با توجه به محدودیتهایی که به لحاظ کار شبانه در لوکیشن با آن روبهرو بودیم، سکانسهای مربوط به شب را از طریق فضاسازی و نورپردازی صحنه کار کردیم و به وسیله افکت پنجره و نیز تقویت نور آباژورها، فضایی از رویا و توهم را برای شخصیت نیما به وجود آوردیم.
رکب که از 8 دیماه مقابل دوربین رفته است به گفته امیرحسین کلهر (مدیرتولید این اثر) چیزی حدود 15 روز مرحله پیشتولید خود را پشتسر گذاشته است.
او میگوید: نام این تلهفیلم در حقیقت برگرفته از خود فیلمنامه است، به نحوی که در جریان داستان، نیما از دوستان ناباب و اطرافیانی که فکرش را نمیکند ضربه ببیند، رکب میخورد. به طور کلی میتوان گفت این تلهفیلم در بستر یک درام اجتماعی شکل میگیرد و چینشی که برای آن انجام شده است به لحاظ انتخاب بازیگران، نتیجه قابل قبول را در ارائه درونمایه شخصیتها تا اینجای کار به نمایش گذاشته است.
پروانه صدقی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: