این پرونده را چند سال قبل در دادگاه کیفری استان تهران مورد رسیدگی قرار دادیم. یادم میآید در این پرونده درگیری به خاطر چیدن سیب اتفاق افتاده بود. مطابق قانون 5 قاضی ای که میخواهد پروندهای را مورد رسیدگی قرار دهد باید حتما پرونده را به صورت دقیق مطالعه کند. وقتی پرونده را در اختیار من گذاشتند تا آن را بخوانم متوجه شدم در واقع این درگیری به خاطر انتقامگیری یا مساله دیگری نبوده و خشم آنی باعث قتل شده است.
ماجرا از این قرار بود که روز حادثه پسر متهم بالای پشت بام رفت تا سیب بچیند. این سیبها محصول درخت خانه همسایه بود و وی با پسر همسایه در پشتبام درگیر و این آغاز پروندهای شد که متاسفانه قتل یک مرد و حکم قصاص مرد دیگر را رقم زد.
متهم در بازجوییها گفته بود: من از ماجرا اطلاعی نداشتم. همسرم به خانه آمد و گفت پسر همسایه فرزندمان را زده است. بیدار شدم و دیدم پسرم گریه میکند. به او گفتم چه اتفاقی افتاده جواب داد در حال چیدن سیب بود که پسر همسایه آمد و او را زد. بینی پسرم پر از خون شده بود. خیلی ناراحت شدم. این بار اولی نبود که پسرم اینطور کتک میخورد. نتوانستم خودم را کنترل کنم.
از محتویات پرونده کاملا مشخص بود که مرد جوان نتوانسته بود خود را کنترل کند و به خانه مقتول یورش برده و او را به قتل رسانده بود.
آنطور که متهم توضیح داده بود بعد از اینکه مقابل خانه مقتول رفته و مقتول در را باز کرده او را بشدت کتک زده و بعد هم بدون اینکه فرصت دفاع یا صحبت کردن به مقتول بدهد وی را با چاقو زده و بعد محل را ترک کرده بود. رفتار متهم نشان میداد او بشدت عصبانی شده و بعد از اینکه کنترل خود را از دست داده و نتوانسته خشمش را مدیریت کند دست به چنین کاری زده بود.
وقتی این مرد را بازداشت کرده بودند تازه متوجه شده بود چه کرده است و چه مجازاتی در انتظار او خواهد بود. او اظهار پشیمانی میکرد، اما کاری که کرده بود قابل جبران نبود.
وقتی زمان رسیدگی به پرونده فرا رسید مطابق معمول همه پروندههای قتل ،رئیس دادگاه برای اصلاح ذاتالبین از اولیای دم خواست گذشت کنند و متهم را جور دیگری تنبیه کنند. آنها قبول نکردند. خانواده مقتول میگفتند وقتی متهم خودش به خاطر یک سیلی که به صورت فرزندش خورده پدرمان را به قتل رسانده است چطور انتظار دارد که ما از خون او بگذریم.
متهم خیلی گریه میکرد و میگفت از کردهاش پشیمان است. میگفت نمیخواست چنین کاری کند و بشدت در عذاب است، اما اولیای دم بر قصاص وی تاکید داشتند. او در دادگاه هر آنچه را اتفاق افتاده بود تعریف و تاکید کرد تقاضای عفو دارد.
اصرار قضات برای جلب رضایت اولیای دم مقتول فایدهای نداشت و در نهایت رای بر قصاص صادر شد. البته باید توضیح دهم هرچند قضات بر اصلاح ذاتالبین توصیه میکنند، این امر به آن معنا نیست که غم و اندوه اولیای دم
را نمیفهمند .ما میدانیم از دست دادن عزیز بسیار سخت است و تحمل غم آن کمر هر کسی را خم میکند، اما خداوند به بخشش توصیه کرده و این بخشش است که روح فرد را آرام و فرد را به سمت معنویات هدایت میکند.
البته اگر کسی هم نتوانست ببخشد نمیتوان به او ایرادی وارد کرد. این پرونده نیز به حکم قصاص منتهی شد و وکیل متهم به رای صادره اعتراض کرد و پرونده به دیوان عالی کشور رفت. از آنجایی که پرونده کاملا واضح و روشن بود بنابراین رای مورد تایید قرار گرفت، اما امیدوارم اولیای دم با توجه به اینکه متهم فرزند کوچکی دارد او را ببخشند و البته این به عملکرد متهم و خانوادهاش نیز مربوط است.
راثی نصیری ـ قاضی دادگاه کیفری استان تهران
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم