میراث گیاهی ایران تشنه تدبیراست

یکی از وزیران دانشمند و بزرگ تاریخ کشور ما شیخ بهایی است که در دوران صفویه صدارت داشت. یکی از کشفیات این دانشمند سیاسی راه اندازی حمامی در اصفهان بود که منبع آب گرم آن بدون نیاز به سوخت
کد خبر: ۳۷۱۲۷
روشن می شد.
این از کشفیات مهم تاریخ بشریت و البته تاریخ کشور ما بود و با مرگ این دانشمند بزرگ راز چنین طرح عظیمی برای چند سال خفته شد تا در زمانهای بعد مشخص شد که سوخت این حمام بیوگاز از یکسری دستشویی عمومی بوده که از سوی این دانشمند بزرگ در نزدیکی این حمام احداث شده بود.
حال سوال در اینجاست که اگر این دانشمند راز چنین کشف مهم و البته ساده برای استفاده را در همان زمان برای این سرزمین تحت فشارهای طبیعی بیان می کرد، به چه میزان در روند تکاملی این سرزمین موثر بود؛
حداقل چه میزان از جنگلها و مراتع ما کمتر برای سوخت استفاده شده بود؛
و اکنون ما در کجای تاریخ این سرزمین بودیم؛ نکته دیگر علت حاکمیت چنین بینشی بر افکار دانشمندان و متخصصان این سرزمین بوده است.
علت را باید ابتدا در وضعیت جغرافیایی این سرزمین جستجو کرد، سرزمینی تحت استرس های متنوع و متناوب ، خشکسالی های متناوب و دیگر فشارها و تناوبهای طبیعی ، که عدم اطمینان به آینده را در ذهن هر فردی حک می کند و وقتی به بررسی روابط اجتماعی و سیاسی می رسیم باز هم ناپایداری نکته اساسی است و آن دانشمند بزرگ نیز باید دانسته های خود را فقط برای خود محفوظ بدارد که این می تواند تداوم پایداری صدارت و حفظ قدرت را در پی داشته باشد. بنابراین توانمندی ها و دستاوردها را باید برای پایداری خود محفوظ داشت.
حال در زمان بمباران اطلاعات ، این مرکز حک شده در بینش دانشمندان و بزرگان این سرزمین باید محو شده یا حداقل کم رنگ شده باشد، ولی به نظر می رسد که فقط شکل آن عوض شده است و بس.
همان تناوب های طبیعی و گسترده که زمینه ای برای القای این بینش بوده است ، تنوع عظیمی از گیاهان و موجودات زنده را در این سرزمین ایجاد کرده است که هرکدام در شرایطی خاص می توانند پایدارتر باقی بمانند و هرکدام از این گیاهان و موجودات مانند دانشمندان این سرزمین اطلاعاتی را در مرکز اطلاعات خود، که همان ژنوم موجود زنده است ، ذخیره کردند که خاص خود آنهاست و باعث می شود که آنها نیز مانند دانشمندان پایدار بمانند.
ولی این موجودات زنده کلیه اطلاعات خود را به نسل بعد منتقل کرده اند و بدین ترتیب سرمایه بسیار عظیمی برای این سرزمین فراهم شده است.
در حال حاضر عظیم ترین و مهمترین سرمایه ملی هر کشور ذخایر توارثی آن است و هر کشور در مرحله اول جمع آوری ، شناسایی و طبقه بندی ذخایر توارثی را در برنامه های اساسی خود قرار داده است و بعد از آن ثبت و بیان این اطلاعات و استفاده از این ذخایر توارثی در برنامه های اصلاح گیاه و دام است و بدین صورت جایگاه بانک ژن در هر کشور مشخص می شود.
تاسیس اولین بانک ژن در ایران از زمان زنده یاد مهندس منصور عطایی در حدود سالهای 1310 شروع شد و این دانشمند بزرگ موفق شد کلکسیونی شامل چند 10هزار نمونه از گندمهای ایران را جمع آوری کند که هنوز هم یکی از ذخایر مهم توارثی کشور محسوب می شود.
در سال 1362 بانک ژن ملی گیاهی کشور به صورت یک بخش مستقل در موسسه تحقیقات و تهیه نهال و بذر وزارت کشاورزی تاسیس شد.
از این پس جمع آوری ذخایر توارثی گیاهی کشور وارد مرحله نوینی شد. کلکسیون های بزرگی در مراکز مختلف فراهم شد که سرمایه های عظیم ملی این کشور محسوب می شود.
ولی ظاهرا کار در همین مرحله متوقف شد و حتی نگهداری این ذخایر توارث ژنتیکی برای هرکدام از این مراکز مشکل شد، به صورتی که امکانات و بودجه های موجود، پاسخگوی آن نیست.
از طرف دیگر نگرش حاکم بر این مجموعه ها نیز نگرشی انحصارطلبانه و خودمحور است که حکایت همان حمام شیخ بهایی را تداعی می کند.

دکتر منصور امیدی
استادیار گروه بیوتکنولوژی کشاورزی دانشگاه تهران

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها