در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اما در فاصله کمی تا فصل زمستان و به واقع در آستانه 2011 فابیانو از بسیاری جهات به خود مطمئن است و میگوید جایش را در هر دو تیم باز خواهد ستاند.
وی معترف است که برای جامجهانی بعدی (2014)، زمانی که 33 سال سن خواهد داشت، قدری پیر تلقی خواهد شد ولی دلیلی برای عدم همراهی زرد و آبیپوشان در مسابقات جام ملتهای آمریکا جنوبی 2011 نمیبیند و در آن صورت باید مثل سالهای 2007 تا 2010 رقبای جوانتر خود را در اردوی ملی برزیل کنار بزند و مثل جام کنفدراسیونهای 2009 باز هم برترین گلزن تیم ملی کشور سامبا و قهوه و بهترین مهاجم کل رقابتها باشد.
بعلاوه مرد بلندقد 29 سالهای که در حضور امثال فردریک کانوته آفریقایی و معروف بهترین گلزن سهویا در 3 فصل گذشته بوده، از رکود و خستگی فکری و جسمیاش در ابتدای فصل جاری ناامید نشده و آیندهاش را در اسپانیا هم بهتر از روزهای اخیر میبیند.
شما هم امسال دچار فراز و فرودهایی در کارتان بودهاید، آیا به اعتقاد خودتان همان اشتهای گذشته را برای گلزنی و پیروز کردن تیمتان دارید؟
به لحاظ انگیزه و اشتها برای ارائه نمایشهایی خوب و گلزنی هیچ مشکل و کمبودی را حس نمی کنم. در عین حال چون تابستان امسال درگیر جامجهانی بودیم، از یکسو با ناراحتی روحی حاصل از حذف در مرحله یکچهارم نهایی از آفریقا بازگشتیم و از طرف دیگر استراحت جسمانی کافی در تابستان نداشتیم و اینها باعث شد من در خط فکری لازم برای فصل جدید قرار نگیرم و راهی مثل سایرین را طی نکنم. با این وجود بیش از 3 ماه بعد از شروع فصل جاری حس می کنم که در شرایط بهتری قرار گرفتهام و در حال غلبه نهایی بر این مشکل هستم. برای این مهم باید زمان بگذرد و در بازیهای بیشتری شرکت کنید و گلهای بیشتری بزنید. اگر صبر کنید من در روزهای پیش رو در ترکیب سهویا از نو شکوفا و به همان گلزنی بدل میشوم که قبل از شروع جام جهانی لعنتی(!) امسال بودم.
با این حال کادر فنی سهویا با قطع امید از شما، در چند بازی این فصل شما را روی نیمکت نشانده و حتی یک دقیقه هم به شما بازی نداده است.
همینطور است و به همین سبب بود که اخیرا اعلام کردم اگر تغییری در وضعیت فعلی به وجود نیاید در پایان فصل و حتی خاتمه نیمفصل اول ـ دی ماه ـ اندلس را ترک خواهم کرد.
هنوز هم سر حرفتان هستید؟
بله، دیدگاه من همانی است که قبلا بود. کدام بازیکن مطرح را مییابید که دوست داشته باشد روی نیمکت بنشیند؟
بعد از گلهای متعددم برای سهویا در دو سه فصل گذشته بسیار طبیعی است که به کمتر از آن در این فصل رضایت ندهم.
در گذشته هم با مشکلاتی از این دست مواجه شده، اما همیشه بر آن غلبه کرده و به میدان بازگشتهام و این بار نیز چنین خواهد شد. در آن صورت خواهید دید من همان لوئیس فابیانو گذشته هستم.
در واپسین مرحله انتخابی مسابقات امسال فوتبال جام قهرمانان باشگاههای اروپا امکان راهیابی به این رقابتها را از دست دادید. با این اوصاف و با وضع نه چندان درخشان تیمتان در پیکارهای لالیگا آیا بختی حقیقی برای تیمتان جهت قهرمانی در این لیگ قائل هستید؟
ابتدا این را متذکر شوم که حذف شدن در مرحله سوم انتخابی لیگ قهرمانان اروپا یک ناکامی عمده بود و باعث تلخ کامی فراوان برای سهویا و هوادارانش شد، اما آن واقعه هر چه بود گذشت و رفت و به رغم مشکلاتمان در اوایل فصل جاری لیگ اسپانیا، سهویا در حال جمع کردن خود و حرکت به سمت آیندهای بهتر است و مهم این است که تیم قوام و وحدت تاکتیکیاش را حفظ کرده و همانی است که پیشتر بود.در عین حال باید بگویم با مهرههایی که بارسلونا و رئالمادرید دارند و هر سال نیز بر آن میافزایند، طرف شدن با آنها بسیار سخت و سبقت گرفتن از آنان در جدول ردهبندی لیگ اسپانیا تقریبا غیرممکن است.
آن چه امسال در این زمینه به ما و سایرین امیدهایی بخشیده، این است که بارسلونا بعد از دو سه فصل درخشش مطلق، دیگر آن تیم گذشته نیست و قدری نزول داشته و رئالمادرید به رغم جا افتادن سریع تازه واردانش هنوز در مرحله بازسازی خود قرار دارد و به این سبب هر دو لغزشهایی بیشتر از فصل پیش خواهند داشت. ما تا هفته پانزدهم لیگ اسپانیا شرایط را بررسی و صبر خواهیم کرد و اگر در آن موقع جزء بالانشینان و مدعی جدی قهرمانی بودیم، تا آخر راه را میرویم و برای همین مهم و دستیابی به همین مساله خواهیم کوشید، اما اگر نشد و یک بار دیگر از مسیر قهرمانی دور بودیم، مثل فصول اخیر رتبه سوم لالیگا را هدف خواهیم گرفت.
چیزی که تضمینکننده حضور ما در فصل آتی پیکارهای جام قهرمانان باشگاههای اروپا خواهد بود. این احساس و برداشت و هدفی است که ویارئال و والنسیا هم در این هفتهها داشتهاند و امری اجباری و آیندهای محتمل برای هر تیمی است که در اسپانیا بازی میکند و مجبور است با کابوس رقابت نافرجام با این دو باشگاه بزرگ سر و با آن زندگی کند.
در 5/5 سال اقامت در اندلس حدود 100 گل برای سهویا در مسابقات رسمی این تیم زدهاید. آیا به نظرتان کافی نیست؟
از این طریق تبدیل به یکی از گلزن برتر تاریخ حیات سهویا شدهام و این برای هواداران تیم ارزش زیادی دارد، بنابراین میکوشم از آن نیز فراتر بروم. در سائوپولو که بازی میکردم آنجا هم آمار گلزنی فوقالعادهای را به ثبت رساندم و نامم وارد دفاتر تاریخ حیات این باشگاه برزیلی شد و شاید چنان چیزی در سهویا هم در انتظارم باشد.
در جام جهانی امسال حذف بسیار غیرمنتظرهای به دست هلند را در مرحله یکچهارم نهایی تجربه کردید،آن هم در حالی که تا قبل از آن مسابقه همه چیز به خوبی پیش رفته بود و حتی در مسابقه با لالههای نارنجی (هلند) نیز در نیمه اول یک بر صفر برنده بودید.
هنوز هم قادر به تشریح کامل ناراحتی ناشی از آن شکست نیستم. به خودی خود هر باختی با لباس تیم ملی برزیل تجربهای غیرقابل تحمل و رویدادی بسیار تلخ است و وای به وقتی که در جام جهانی روی بدهد. شاید در بازیهای قبلیمان به اندازه کافی به ما فشار وارد نشده بود و شاید هم بعد از گلی که در نیمه اول به هلند زدیم، به غلط حس کردیم که کار، تمام و صعودمان قطعی است. فرصت بزرگی از دست رفت و بخصوص برای ما مسنترهای تیم. در جام جهانی بعدی (2014) 33 ساله خواهم بود و این سن در ظاهر برای شرکت مجدد در جام جهانی بسیار پیر و غیرممکن نیست، اما فرض محتملتر این است که مرا برای این امر گزینش نکنند.
با این حساب حتما از تجربه شرکت در این جشنواره بزرگ فوتبال ناراضی و پشیمان هستید.
باید متذکر شوم که به دلایلی در زمان برگزاری آن مسابقات در شرایط ایدهآل خود قرار نداشتم و با این که در مرحله گروهی به ظاهر خوب جلوه و گلزنی هم کردم، اما هم من و هم کاکا در پی یک آسیبدیدگی مزمن وارد آفریقای جنوبی شدیم و در چند ماه منجر به آن جام، چندان بازی نکرده و اغلب غایب و مشغول مداوای خود بودیم. این چنین بود که به رغم زدن 3 گل برای برزیل در مرحله گروهی آن پیکارها، هرگز اوج نگرفتم و چیزی نشدم که میخواستم باشم.
مانو منهزس، ترکیب تیم ملی برزیل را تا حد زیادی عوض کرده و البته تا به حال از فراخوانی شما خودداری نموده است. فکر میکنید چه چیزی در افکار او میگذرد؟
منهزس چارهای جز انجام این تغییرات نداشته است. وقتی میبازید و مربی تیمتان را عوض میکنید، یعنی بدون این که به زبان بیاورید به او تکلیف میکنید تیم را عوض کند و افراد تازهای را به کار گیرد. از طرف دیگر برزیل الان با یک بحث مهم ویژه خودش مواجه است و آن برگزار شدن دوره بعدی جام جهانی در خاک خویش است و معنای این امر این است که محکوم به فتح جام است. برای این مهم تعداد قابل ملاحظهای از نفراتی که به جام جهانی آفریقای جنوبی رفتند، به سبب مسن شدن 4 سال بعد به کار نمیآیند و باید جوانان و افراد تازهای را به بازی گرفت و این کاری است که منهزس انجام داده است. او در هر 3 دیداری که بعد از جام جهانی تیم ملی را به میدان فرستاده به تعدادی وسیع از جوانان بها داده، اما اضافه بر دلایلی که برشمردم این کار این دلیل جنبی را هم دارد که بازیها هیچ کدام چندان مهم نبودند و رسمیتی نداشتند. مطمئنم زمانی که پیکارهای «کوپا آمهریکا» 2011 از راه برسد منهزس ترکیبی از همین جوانان و میانسالان اعزامی به جام جهانی امسال را انتخاب خواهد کرد.
لابد شما یکی از آن میانسالان خواهید بود.
امیدوارم که باشم و در این راه تمامی تلاش خود را به کار خواهم گرفت، اما هیچ کس تضمینی در این خصوص به من نداده است.
آیا هولناکتر از جام جهانی 2014 چیزی را سراغ دارید؟ جامی که اگر آن را نبرید، منفورترین مردان در دوران معاصر برزیل خواهید شد.
قسمت سخت قضیه همین است. چون در مرتبه قبلی میزبانی (1950) برزیل شکست بسیار تلخی در واپسین مسابقهاش در برابر اروگوئه داشت و به نایب قهرمانی اکتفا کرد.
تمامی کشور در یک غم بزرگ فرو رفت و سرخوردگی عظیمی تا سالها بعد در برزیل حس میشد و بعید است که در صورت تکرار آن شکست در سال 2014 سرخوردگی بزرگتری پدید نیاید. با این اوصاف تیم ملی برزیل در جام جهانی بعدی باید با تمام وجود و فقط برای قهرمانی بجنگد و هر چیزی جز این را از ذهنش خارج کند.
درباره اسپانیا که هر دو جام بزرگ طی سالهای اخیر جهان (یورو 2008 و جام جهانی 2010) را برده است، چه نظری دارید؟
اگر شایسته نبودند، هیچیک را نمیبردند. دستاورد آنها حتی برای فوتبال برزیل هم درسآموز و پندآموز است، زیرا سالها و سالها بهرغم داشتن بهترین مهرهها و مستعدترین نفرات ناکام میشدند و سرانجام فرمول موفقیت را یافتند و حالا نوبت ماست که بعد از عدم فتح2 جام جهانی 2006 و 2010 راه تصاحب جام 2014 را بیابیم و در این راه مثل اسپانیا عمل کنیم.
آنها حتی مدعی این هستند که به بر دوران معاصر هیچ تیمی به توان آنها نبوده است و با آنان برابری نمیکند.
شوخی میکنند، حرفشان را جدی نگیرید!
منهزس در سه بازی دوستانه اخیر برزل با آمریکا، اوکراین و ایران اغلب از «پاتو»ی 21 ساله که آشکارا از شما بسیار کمتجربهتر است در نوک حمله استفاده کرده است، در عین حال منهزس از پاتو خواسته که برخلاف شما فقط به فکر ایستادن در نقاط کور 18 قدم حریفان نباشد بلکه خودش به سمت بیرون برود و فرصتسازی کند.آیا این، نوعی نشان دادن راهکار به شما هم نیست؟
شاید باشد اما بدانید اولین چیزی که از یک سانتر فوروارد میخواهند گلزنی و استمرار در این کار است و اگر این کار را نکنید، از تیم بیرونتان میگذارند. منهزس در مسابقات اخیر بیشتر از زوج پاتو و روبینیو در خط حمله تیمش استفاده کرده و پاتو بخصوص درخشیده است.
وی به آندره (از باشگاه دینامو کییف) هم در خط حمله چشم داشته، اما بازیهای بعدی هم در راه است و همانطور که قبلا گفتم کافی است برای سهویا به اندازه لازم گل بزنم و آنگاه باید ببینیم آیا آقای منهزس میتواند باز مرا نادیده بگیرد، بعید میدانم بتواند.
سر آخر این را هم بگویید در سالهای اخیر تعداد قابلملاحظهای از نامداران فوتبال کشورتان بعد از چندین و چند فصل بازی در اروپا به برزیل و لیگ آن بازگشتهاند. چقدر احتمال دارد که شما نیز همان راه را بروید؟
برخلاف آنچه تصور میکنید بازی در لیگ کشورم را بسیار دوست دارم و از آن استقبال میکنم، اما فعلا جایم در اروپا محکم و بهرغم مشکلات اخیرم در اندلس قراردادم با سهویا همچنان برقرار است و دلیلی برای بازگشت عاجل به برزیل وجود ندارد. صبر میکنم تا ببینم بعدا چه میشود.
سایت فیفا
مترجم وصال روحانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: