در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
آبتین برقی،30 سال دارد و در تجربه کاریاش برای 10 فیلم مدیر صحنه بوده و البته تجربه طراحی صحنه هم داشته است.
معروفترین فیلمهایی که آبتین در آن مشغول بوده چهارشنبه سوری، درباره الی، زیر درخت گلابی و خیلی دور، خیلی نزدیک بوده و در فیلم کلاه قرمزی و گیگیلی هم طراح لباس و صحنه بوده است.
قبل از اینکه وارد بحث مدیر صحنه شویم اولین سوالی که به ذهنمان میرسد این است که آبتین یعنی چه؟
معنیاش روشنایی و صداقت است، همانهایی که به زعم او در سینمای امروز ما کمی کم رنگ شده است.
مدیر صحنه در سینمای جهان جایگاه ویژهای دارد، یعنی اگر در صحنهای از فیلم گلدانی در جایی قرار گرفته، بی حس آب نبوده و از آن مهمتر که در نقد فیلم این مساله به اندازه کارگردانی، بازیگری و سایر عناصر فیلم اهمیت دارد و به همان اندازه مورد نقد و بررسی قرار میگیرد، اما در ایران کار مدیر صحنه علیرغم همه اهمیتش، بیشتر در حاشیه قرار میگیرد.
آبتین علاوه بر این بحث به مشکل دیگری در این حرفه اشاره میکند: «متاسفانه در برخی موارد مدیر صحنه فقط اجراکننده سلیقه عوامل بالا دست خود است و برای اینکه فرصت کار در بقیه فیلمها را داشته باشد، نهتنها اعتراض نمیکند بلکه بدون توجه به ذوق و توانایی شخصی خودش صحنه را پر میکند و در واقع فقط یک اجراکننده محسوب میشود.»
اما با همه این گلهها این حرفه جذابیتش برای او بیشتر از اینهاست. وقتی از خوبیهای این حرفه میگوید چشمهایش برق میزند: «مدیر صحنه ازجمله عوامل فیلم است که از بسته شدن نطفه فیلم تا تولدش در آن حضور دارد. یعنی شما به عنوان مدیر صحنه در همه مراحل ساخت و تولید فیلم حضور داری و این مساله کار در این حرفه را جذاب میکند.» وی ادامه میدهد: «از طرفی تنوع کار در لوکیشنها و سکانسهای مختلف فیلم باعث میشود همه سلیقه و ذوقت را به کار بگیری تا کار به بهترین شکل ممکن دیده شود.»
اما شروع کار برای آبتین با مدیر صحنهای نبوده، او در هنرستان صدا و سیما درس خوانده و بعد هم در دانشگاه در رشته ادبیات نمایشی ادامه تحصیل داده است. همان زمانها که در هنرستان درس میخوانده نقش کوچکی در فیلم «تعطیلات تابستانی» بازی میکند. در همین حین با استادش امیر اثباتی آشنا میشود و وارد کار صحنه میشود. رمز موفقیت در این حرفه و البته در همه حرفهها از نظر آبتین داشتن اخلاق خوب است.
اما از لحاظ تخصصی تجربه آبتین به او نشان داده که مدیر صحنه خوب کسی است که دوربین و فضای فنی فیلم را خوب بشناسد و علاوه بر اینها از رنگها و چگونگی استفاده و در کنار هم قرار دادن آنها اطلاع داشته باشد.
آبتین در سینما آشنا و دوست زیاد داشته، اما خوب میداند که تکیه به این آشنا و دوستان نمیتواند جایگاهی برای او در این فضا ایجاد کند. او توصیه میکند که با توان علمی و تجربه میتوان مدیرصحنهخوبی در سینما شد و ماند.
و اما خاطره، هر چند که این سوال تکراری به نظر میرسد، اما خاطرهای که آبتین تعریف میکند تکراری بودن این سوال را بیرنگ میکند. «روز سیزده به در بود که ما همچنان سر فیلم چهارشنبه سوری بودیم. در خیابانی که لوکیشن فیلم انتخاب شده بود مشغول فیلمبرداری بودیم که چند جوان با ماشینی وارد این خیابان شده و با رفت و آمد و سرو صدا مزاحم کار شدند.»
خودروی مزاحم چند بار از جلوی گروه فیلمسازی رد میشود و در نهایت که اعتراض گروه را میبیند، دنده عقب میگیرد تا از صحنه دور شود که از عقب آبتین را زیر میگیرد و این جلو و عقب رفتنها تکرار میشود و کار آبتین به بیمارستان کشیده میشود.
«آن شب تا دیر وقت بیمارستان بودم و سرم 12 تا بخیه خورد البته گروه خیلی همکاری کرد و بچهها در بیمارستان همراهم بودند.»
اما ماجرا وقتی خندهدار میشود که چند روز بعد از این اتفاق که آبتین به کار برمیگردد همین اتفاق به شکل دیگری تکرار میشود.
«همان روزی که دوباره به کار برگشتم این بار بر حسب تصادف با ماشینم از روی پای منشی صحنه رد شدم!»
خاطره که تمام میشود از آبتین برقی میخواهیم که با مدیر صحنه یک جمله بسازد: «ای کاش آبتین برقی مدیر صحنه خوبی بود.» از این جملهاش تعجب میکنیم و مطمئنش میکنیم که حتما مدیر صحنه خوبی بوده که توانسته در فیلمهای خوبی مشغول به کار شود.
اما وقتی میفهمیم، چقدر در کارش سختگیر است که در جواب این سوال که سقف آروزیش در این حرفه چیست، میگوید: «هنر که سقف ندارد.»
پریجمالی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: