در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
پیپلی با تحسین فراوان منتقدان سینمایی روبهرو شد و تماشاگران معمولی هم استقبال خیلی خوبی از آن کردند. فکر میکنید فیلم چه تاثیری بر جامعه هند بگذارد؟
صادقانه بگویم، فکر نمیکنم این فیلم باعث شود که هیچ چیزی تغییر کند. فیلمهای سینمایی قدرت و توانایی تغییر دادن چیزی را ندارند. تا زمانی که خود مردم عادی بلند نشوند و درخواستهای خود را از دولت و حکومت طلب نکنند، هیچ اتفاقی نخواهد افتاد. چرا ما باید فکر کنیم تعدادی تماشاچی این فیلم را میبینند و احساس میکنند که باید کاری در این رابطه انجام دهند؟
فیلمنامه فیلم یک موضوع و مشکل کاملا جدی را مطرح میکند، ولی با این حال به صورتی نوشته شده که بینندهاش را به خنده وا میدارد.
خط اصلی قصه به صورتی کاملا جدی نوشته شد و اصلا قرار نبود باعث خنده شود. خود من هم هیچ تلاشی نکردم که قصه لحنی کمدی پیدا کند. هیچ چیز این فیلم کمدی نیست. پیپلی فیلمی کاملا جدی است. اما شما هنگام تماشای آن خندهتان میگیرد، زیرا این روایت جدی بعضی وقتها شکل خندهدار به خودش میگیرد، ولی حتی همین خنده هم برای شما در مقام تماشاچی کار سادهای نیست. در حال خنده، شما احساس بدی دارید و نسبت به این موضوع ناراحت هستید. مساله اصلی این است که زندگی آدمهای قصه فیلم و مشکل آنها، واقعا بعضی وقتها خندهدار به نظر میرسد و این هم یک درد بزرگ دیگر جامعه ماست.
تهیهکننده فیلم، عامرخان بازیگر سرشناس بالیوود است. به همین دلیل، پیپلی در زمان نمایش عمومی بشدت مورد توجه رسانههای گروهی، سیاستمداران و بوروکراتها قرار گرفت.
چون خودم روزنامهنگار بودهام، نگاه رسانههای گروهی به فیلم را درک میکنم. قصه فیلم نگاهی انتقادی به رسانههای گروهی در ارتباط با اخبار عمومی دارد. میتوانم بگویم این فیلم تلقی طنزآمیز من از تجربههایم در کار مطبوعات است و خواستم تجربیات شخصیام از نوع برخورد و واکنش رسانهها نسبت به یک موضوع را به نمایش بگذارم. اما حتی اگر قبل از این روزنامهنگار نبودم و فقط روزنامهها را میخواندم و اخبار تلویزیونی را تماشا میکردم، باز هم همین حس را نسبت به نوع برخورد رسانهها با یک خبر و موضوع داشتم و احساسم تغییری نمیکرد.
آیا تجربیات کار روزنامهنگاری در کار نگارش فیلمنامه کمکی هم به شما کرد؟
نه خیلی زیاد. تعدادی مقاله در روزنامهها و مجلات قبل از این چاپ شده بود که به موضوع خودکشی کشاورزان میپرداخت. اما مهمتر از آن، نگاه عمومی به این مساله نگاه خوب و درستی بود و کمک میکرد تا فیلمنامه را کامل کنم. فیلمنامه در حقیقت به کمک این چیزها بود که شکل گرفت و کامل شد.
در جایی گفتید مضمون فیلم عمومی و کلی است و میتواند در هر نقطهای از کشور هند اتفاق بیفتد. پس چرا فیلم را در مادیا پرادش فیلمبرداری کردید؟
این قصه در هر نقطهای از کشور میتواند رخ دهد و اختصاص به مکان خاصی ندارد. ولی به هر حال، ما مجبور بودیم فیلم خود را در یک جایی فیلمبرداری کنیم دیگر! ولی احساسم این بود که پیپلی در هر کجا فیلمبرداری شود تغییری در کلیت امر ایجاد نمیکند و همه روستاهای کشور به یک شکلی شبیه هم هستند و یک حس را تداعی میکنند. ولی شما فیلم را که تماشا میکنید، دیالوگهای آن به شما میگوید که این محل مادیا پرادش است. با این حال دهکده پیپلی یک دهکده خیالی است که میتواند نماینده تمام دهکدههای کشور باشد. شما حتی اگر به یونیفورمهای ماموران پلیس در فیلم نگاه کنید، میبینید که حالت عمومی دارند و متعلق به هیچیک از ایالتهای هند نیستند.
بازیگران فیلم از اهالی محل هستند؟
خیر. ما در کنار چند شخصیت اصلی ماجرا، حدود 900 نفر غیربازیگر داریم که باید نقش اهالی محل را بازی میکردند. یک آگهی منتشر کردیم و از بین داوطلبانی که از کل کشور به سراغمان آمدند، این 900 نفر را انتخاب کردیم. هریک از این افراد براساس نوع رفتار و وابستگیشان به یک منطقه خاص انتخاب شدند. برای قصه فیلم، نوع انتخاب این افراد اهمیت زیادی داشت. به همین دلیل، کار انتخاب آنها هم سخت بود و هم زمان زیادی را به خودش اختصاص داد. وقتی فیلم را برای اولین بار روی پرده تماشا کردم، احساس کردم این نوع انتخاب خیلی اهمیت داشته و توانسته در فیلم نتیجه مثبت خودش را نشان بدهد.
آیا حضور عامرخان به عنوان تهیهکننده فیلم کمک کرد تا پیپلی از امکانات ساخت بهتری برخوردار گردد؟
البته. عامرخان حکم سفیر فیلم را از ابتدای ساخت آن پیدا کرد. او دوستان و طرفداران خیلی زیادی دارد و حضورش در هر پروژهای میتواند کمک کند تا آن فیلم هم بهتر ساخته شود و هم امکان نمایش عمومی بهتری پیدا کند.
قبل از ورود به دنیای سینمای حرفهای، در کنار روزنامهنگاری کار مستند هم کردهاید؟
بله و این کار سود خیلی زیادی برایم داشت. این طور نبود که از دنیای روزنامهنگاری به شکلی ناگهانی به داخل دنیای فیلمسازی حرفهای و داستانی بیفتم. به اینترتیت، میبینید که این تغییر و تبدیل به یک باره و بدون هیچ مقدمهای نبوده است. کار روزنامهنگاری را سال 2002 رهاکردم و آن زمان، تصورم این بود که این کار را به اندازه کافی انجام دادهام و حالا باید وارد دنیای دیگری بشوم. به همین دلیل، راهی دنیای مستندسازی شدم که به
هر حال، یک جورهایی به حرفه قبلی و علائق شخصی خودم ارتباط پیدا میکرد. در همان دورانی که مشغول مستندسازی بودم، چند طرح فیلمنامه برای سینمای حرفهای ـ داستانی نوشتم و در جستجوی سرمایه لازم و کافی برای تولید یکی از آنها بودم.
نگاه مستندساز شما در پیپلی هم حضور دارد و خودش را به شکلی عریان به نمایش میگذارد.
هیچ آدمی نمیتواند از گذشته خود جدا باشد و شما وقتی کاری را انجام میدهید، ناخودآگاه تجربههای قبلیتان به کمکتان میآید. من نمیخواستم پیپلی را به صورت یک فیلم مستند بسازم، ولی پیشینهام در مستندسازی خودش را در طول ساخت فیلم به رخ میکشید. احساس میکنم آن نگاه مستندگونهای که شما صحبتش را میکنید، جزو ضروریات قصه فیلم است و ساختار آن میطلبید که چنین نگاهی در قصه جریان داشته باشد. با این وجود، پیپلی یک فیلم کاملا داستانی است که قصهاش را به شکلی سینمایی و سرگرمکننده تعریف میکند و البته در بعضی جاها از حال و هوایی مستند هم بهره میگیرد.
فیلم نمایش موفقی هم در چندین جشنواره بینالمللی داشت و جایزه بهترین فیلم اول سی و یکمین دوره جشنواره بینالمللی دوربان را گرفت. از بابت این موفقیتها چه حسی دارید؟
کاملا زبانم بند آمده بود. نمیتوانم درباره واکنشهایم صحبت کنم. واکنش نشان دادن نسبت به چنین چیزی واقعا سخت و مشکل بود. بجز من و عامرخان، حدود 150 نفر سر صحنه فیلمبرداری مشغول کار بودند. برای همه ما این یک موفقیت بزرگ بوده است.
پیپلی اولین فیلم هندی است که برای شرکت در بخش مسابقه جشنواره ساندنسن پذیرفته شد. این یک موفقیت بزرگ برای شما بود.
برای من و عامرخان هر دو این یک خبر هیجانانگیز بود. یک چنین واکنشهای بینالمللی مرا به هیجان میآورد.
چه عاملی باعث شد تا این قصه عجیب و غریب دهقانی را به عنوان اولین فیلم بلند سینمایی خود انتخاب کنید؟
بعضی وقتها با خودم فکر میکردم که نمیخواهم فیلمی سینمایی بسازم و علاقهای به اینکه وارد این حرفه شوم ندارم. یک روز هنگام تماشای یک برنامه تلویزیونی، ناگهان طرح این فیلم در ذهنم جرقه زد و دیگر از فکرم بیرون نرفت. این قصه طوری ذهنیت مرا مشغول کرد که نتوانستم خودم را از آن رها کنم و تصمیم گرفتم هر طور که شده آن را تبدیل به فیلمی سینمایی کنم. قبل از هر چیز، در این فکر بودم که این سوژه را به صورت یک فیلم مستند کار کنم، ولی خیلی زود متوجه شدم کار بسیار سختی است و تو نمیتوانی برای فیلمی مستند با چنین سوژهای، سرمایه کار را پیدا کنی، اما پیدا کردن سرمایه برای فیلمی مثل پیپلی ـ به این دلیل که درباره بوروکراسی و بیمنطقی دولت و مسوولان ایالتی است و میتواند یک فیلم کاملا سیاسی و اجتماعی باشد ـ تقریبا امکانپذیر است. پس کار نگارش یک فیلمنامه داستانی را شروع کردم. در ابتدای کار، حتی نمیدانستم یک فیلمنامه را چگونه باید نوشت و فقط کار نوشتن را شروع کردم تا چیزی نوشته باشم. کمی بعد مصاحبهای از عامرخان خواندم که در آن گفته بود در جستوجوی فیلمنامه جذاب و تازهای برای کار جدیدش است. بخودم گفتم، خیلی خوب شد. حالا من ایدهام را به شکلی درست تبدیل به فیلمنامه میکنم. نامهای برای او نوشتم و در همان حال مشغول کامل کردن فیلمنامه بودم. بالاخره او با چیزی که نوشته بودم موافقت کرد و قرار شد آن را تولید کنیم.
چالشهای مربوط به تعادل بین طنز و شوخطبعی قصه با یک موضوع مهم و جدی مثل خودکشی دهقانان چه بود؟
شوخطبعی هندی گرایش غالبی است که با موضوعات مهم و جدی جامعه ما گرهخورده است و خودش را به یک شکل و صورت ویژه به نمایش میگذارد. به همین دلیل، وقتی شما فیلم را نگاه میکنید متوجه میشوید که شوخطبعی و طنز آن کاملا هندی است. همه مردم هند در زندگی روزمرهشان با چنین چیزی سر و کار زیادی دارند. بعضی وقتها این نکته میتواند خیلی بیرحمانه، سرد و تلخ باشد. این وظیفه را در خودم احساس میکردم که تلاش کنم این مساله را به شکلی درست و به سبک هندی در فیلمم به نمایش بگذارم.
اکثر بازیگران فیلم تا قبل از این اصلا جلوی دوربین ظاهر نشده بود. تجربه کار کردن با این نابازیگران چطور بود و چه چیزی از آن یاد گرفتید؟
یک تجربه عالی بود و میتوانم از آن به عنوان یکی از بهترین و هیجانانگیزترین بخش کار تولید این فیلم اسم ببرم. هریک از آنها همراه خودشان چیزها و نکات تازهای وارد فیلم و حال و هوای آن کردند و باعث خلق شخصیتهایی واقعا زیبا و جذاب شدند. وقتی این همه استعداد را دوروبر خودت میبینی، طبیعتا به هیجان میآیی و میخواهی کار بهتری را خلق کنی.
سایت: rediff /مترجم :کیکاووس زیاری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: