به گزارش ایسنا، ساعت 19 روز 15 مرداد ماه سال 85 یک دستگاه خودروی آردی سبز رنگ در کرج به رگبار بسته شد و راننده آن به نام داریوش 35 ساله به قتل رسید.
با وقوع این حادثه و آغاز تحقیقات پلیسی به دستور بازپرس ویژه قتل کرج مشخص شد داریوش فقط با یک نفر اختلاف داشته و به این ترتیب تنها سرنخ این جنایت به نام علیاصغر 38 ساله بازداشت شد.
متهم در جریان بازجوییهای ابتدایی به قتل دوستش اعتراف کرد و گفت: من و داریوش با هم دوست و همکار بودیم. رفاقت ما به حدی بود که رفت و آمد خانوادگی پیدا کردیم. بعد از مدتی در یک کار آزاد با هم شریک شدیم و به این ترتیب رفت و آمدمان بیشتر شد. کم کم متوجه شدم او به همسرم نظر دارد. قبل از آنکه بتوانم کاری انجام دهم، زندگیم از هم پاشید و همسرم طلاق گرفت. بعد با داریوش ازدواج کرد. از همان زمان کینه او را به دل گرفتم و درصدد انتقام بودم چون او زندگی مرا نابود کرد و فرزندم به خاطر بیمادری به شرایط بدی دچار شد. برای گرفتن انتقام، یک اسلحه کلاشینکف تهیه کردم و روز حادثه در مسیر بازگشت داریوش از محل کارش کشیک دادم. وقتی نزدیک آمد، خودرویش را به رگبار بستم و متواری شدم.
در پی اعترافات این متهم، قضات شعبه 74 دادگاه کیفری استان روز 28 مرداد ماه سال 86 رای به قصاص وی دادند که این رای عینا به تایید شعبه 39 دیوان عالی کشور نیز رسید.
علیاصغر در حالیکه دو بار تا مرز قصاص پیش رفته بود، موفق به اخذ مهلت از اولیای دم شد تا با پرداخت مبلغی پول رضایت آنان را بگیرد.
صبح امروز (شنبه) به دنبال تلاشهای قاضی عصمتالله جابری دادیار اجرای احکام و سرپرست واحد صلح و سازش دادسرای امور جنایی تهران، اولیای دم داریوش حاضر به اعلام رضایت شدند و به این ترتیب علیاصغر پس از گذشت چهار سال از کابوس مرگ رهایی یافت.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم