در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
مارک زوکربرگ، دانشجوی دانشگاه هاروارد، پس از هک کردن سایت دانشگاه مجازات میشود. با این کار توجه 2 دانشجوی دوقلوی نخبه و ثروتمند به او جلب میشود و از او حمایت میکنند تا بتواند یک سایت برای خلق محیطی مجازی در اینترنت ایجاد کند که دانشجویان دانشگاه هاروارد بتوانند همدیگر را در آنجا ملاقات کنند، به هم تبریک بگویند و نظراتشان را درباره دانشگاه و دستاوردهایشان با هم به اشتراک بگذارند. از اینجا فیس بوک خلق میشود و البته اختلاف پدیدآورندگانش نیز شروع میشود. فینچر که پیش از این «ماجرای عجیب بنجامین باتن» را بر پرده داشت و حالا هم در حال فیلمبرداری «دختری با خالکوبی اژدها» نوشته استیگ لارسن در سوئد است، در قالب این موضوع، به بررسی روابط انسانها میپردازد و بیش از همه بر اختلافهایی که پس از ایجاد این شبکه بین پایهگذاران آن ایجاد شد، توجه میکند. این فیلم که با استقبال مخاطبان روبهرو شده و در صدر فیلمهای پرفروش هفته جای گرفته، با نظرات مثبت و منفی متعددی روبهرو شده است. نگاهی به 2 زاویه بررسی این فیلم شاید منصفانه ترین کار برای ارزیابی آن باشد.
آنچه میبینید را باور نکنید
جو مورگن استرن، منتقد سینمایی وال استریت ژورنال در نقد این فیلم مینویسد: هر چند شبکه اجتماعی فیس بوک در 7 سالی که پشت سر گذاشته، پیشینهای اسطورهای برای خودش درست کرده، اما پیش درآمد شروع کار آن برای پدیدآورندهاش باید بسیار فرساینده بوده باشد. در حالی که تماشای فیلم «شبکه اجتماعی» مثل رسیدن یک دونده به بالاترین نقطه بدون خون دل خوردن است. موفقیت بنیانگذار فیس بوک و رشد انفجاری آن شبکه، تماشاگر را در موقعیت هیجان و شادابی قرار میدهد و او را به مدت 2 ساعت در همان فضا نگه میدارد، اما آیا واقعا اصل موضوع را بیان میکند؟
دیوید فینچر در این فیلم همه مولفههای بیوگرافی را با نگاهی غیردوستانه به نفع حماسی این واقعه و جایگاهش در تاریخ فرهنگ معاصر، ویران و در بخش زندگینامهای فیلم آزادانه با موضوع خود برخورد میکند. در حقیقت فیلمنامه بسیار هوشمندانه و کاملا پرنشاط ایرون سورکین که بر مبنای کتاب بن مزریک با عنوان «میلیاردهای اتفاقی» نوشته شده، در حدی است که نباید همه چیزهایی را که در آن میبینیم به عنوان واقعیت باور کنیم.
نمایشی که با بازی جسی آیزنبرگ در نقش مارک زوکربرگ ارائه میشود، ممکن است برای تماشاگران فیلم روشنگر بخشهای منفی این شخصیت باشد، اما واقعیت این است که او در فردای فرهنگی جهان به عنوان یک الگو شناخته خواهد شد. روی پرده، دانشجوی جوان دانشگاه هاروارد که به جوانترین میلیاردر جهان تبدیل شده است، یکی از ضد قهرمانهای مهم پس از ریموند بابیت در فیلم «رین من» است. این شخصیت ترکیبی از یک فرد با ویژگیهای یک بیمار در مرزهای ابتلا به اوتیسم با متفکر و دانشمندی تک بعدی است که بر یک موضوع ساده زیبا تمرکز کرده و اغلب از واژهها برای ساختن جملههایی خشمگین استفاده میکند. طی روزهایی که او در هاروارد میگذراند، از نظر حسی با دیگران بیگانه است. برای آنها که از سایت فیس بوک استفاده نمیکنند ـ و من هم خودم را یک کاربر محتاط میدانم ـ ممکن است وسوسه آشنا شدن با این شبکه اجتماعی به عنوان یک مفهوم نه چندان جالب مطرح شود که نوجوانان برای سرگرم شدن از آن استفاده میکنند تا به همدیگر بگویند چه چیزی میخرند و کجا میروند. اما فیلمنامه، زوکربرگ را به عنوان چهرهای مجسم میکند که بر این امر وقوف دارد که از آغاز، در حالی که در انزوای کامل روحی و فیزیکی به سر میبرد، میداند نیاز به ارتباطهای عمیقی دارد. در حالی که فیس بوک در واقع ایدهای برای نسلی بود که به دنبال جایی برای حرف زدن میگشت و فیلم شبکه اجتماعی کاملا در تلاش است تا چالشی را که این سایت برای بودن به وجود آورده کاملا بیتفاوت نشان دهد.
تجسم یک قهرمان بر پرده نقرهای
اما راجر ایبرت، منتقد کهنهکار شیکاگو سان تایمز با دادن 4 ستاره به این فیلم، درباره آن چنین میگوید: شبکه اجتماعی، فیلمی درباره یک مرد جوان است که از توانایی غیرطبیعی برای ایجاد سیستمی با امکانات نامحدود برخوردار است و از این حس، فیلمی موفق بیرون میآید. مارک زوکربرگ، جوانی است که شبکه فیس بوک را ایجاد میکند و با این کار در حالی که هنوز بیست و چند سالی بیشتر ندارد، به یک میلیاردر تبدیل میشود. او بیشتر مرا به یاد بابی فیشر، نابغه شطرنج میاندازد. اما میتواند حسی از سندرم آسپرگر نیز ایجاد کند. آنها از نبوغ برخوردارند اما در شنیدن صدای موقعیتهای اجتماعی ناتوانند. برای مثال او حتی در یک مورد احساسی با همکلاسیاش هم میخواهد با منطق دقیق ریاضی جلو برود و با این کار تکبر فکری اش را نشان میدهد. فیلم دیوید فینچر از کیفیت نادری برخوردار است که که هم هوش درخشان یک قهرمان را نشان میدهد و هم غره بودن، بداخلاقی و تصویر هیجانزده و درک غریزی او را ارائه میکند.
همه اینها در خلال تماشای 2 ساعت فیلم پر دیالوگ به تماشاگر منتقل میشود. او داستانی ناگفتنی را براحتی بیان میکند. باید گفت غیرممکن است که بتوانی فیلمی درباره یک نویسنده بسازی، چون چگونه میتوان یک نفر را فقط در حال نوشتن نشان داد؟ به همین ترتیب ساختن فیلمی درباره یک برنامهریز کامپیوتر هم غیرممکن است، چون برنامهنویسی به معنی نوشتن آن هم به زبانی است که بسیاری از مردم اصلا آن را نمیدانند. حالا فینچر و نویسنده فیلمنامهاش ایرون سورکین، موفق شدهاند پدیده فیس بوک را که 500 میلیون نفر کاربر آن هستند، در قالب واژههایی بیان کنند که ما میتوانیم فوری درک کنیم.
برای تصور ذهنی فیس بوک، زوکربرگ (جسی آیزنبرگ) نیاز نداشت که چیزی از رابطه انسانی و طبیعت بشری بداند (همانطور که تقریبا هیچ اطلاعی هم نداشت). آنچه او لازم داشت توانایی درک راهی برای ارتباط بیشتر انسانها با هم بود، بیآن که خیلی یکدیگر را بشناسند. همانطور که من فقط 40 نفر از آنهایی را که در این شبکه با من در ارتباط هستند بخوبی میشناسم، 100 نفرشان را کمی و 200 نفرشان را فقط برای شهرتشان میشناسم. بقیه دیگر دوستان دوستانمان هستند که وارد این شبکه میشوند.
آرزو پناهی / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: