هولوکاست آن چیزی است که اینک در سرزمین های اشغالی جریان دارد

رقص و پایکوبی بر سر نقض حقوق بشر

با این که دقایقی بیش نبود، اما برای قلبی که برای آزادی می‌تپید و برای روحی که علیه ظلم و ستم اشغالگران مبارزه می‌کرد و برای بدنی که در خود می‌پیچید تا خود را در دیوارهای سلول بی‌در و پنجره‌اش از دست وحشی‌گری و ددمنشی قرن بیست و یکم در امان نگه دارد، همین چند دقیقه چون سال‌ها می‌گذشت.
کد خبر: ۳۶۲۰۷۰

وحشیان اشغالگر در نبود و غیبت وجدان بشری پیرامون قربانی اسیر خود که با پیکری نحیف و نزار و با سری پوشیده و چشمانی بسته در خود می‌پیچید تا از ضربات مشت و لگد آنها خود را در امان نگهدارد، به رقص و پایکوبی پرداختند.

آیا واقعا ربودن دختری عرب برای وحشیان اشغالگر صهیونیست تا این اندازه اهمیت دارد که پیرامون آن به رقص و پایکوبی بپردازند؟ دختری که تنها گناه او مبارزه برای نجات خود و آزادی ملتش است؟ یا این که آنها با این رقص، مرگ وجدان جهانی را جشن می‌گیرند که پشت حقوق بشر و آزادی بشر سنگر گرفته و به مقدس‌‌ترین مبارزه و جهاد برای آزادی یورش می‌آورد، مبارزه برای آزادی ملت فلسطین و نجات و رهایی از تروریسم ددمنشانه صهیونیستی که با حمایت غرب 60 سال است بر کشور فلسطین خیمه زده است.

احسان الدبابسه اسیر آزاده فلسطینی (24 ساله) این گونه در مورد نوار ویدئویی سخن می‌گوید که در آن یک سرباز صهیونیست همراه با صدای کر کننده یک موسیقی تند پیرامون اسیری دست و چشم بسته به رقص و پایکوبی می‌پردازد: یکی از سربازان بطری شرابی برایم آورد و از من خواست از آن بنوشم. پس از این درخواست لحظاتی نگذشته بود که سربازان دیگر وقتی با مخالفت وی مواجه می‌شوند، چون گرگ‌های گرسنه به وی حمله می‌کنند و او را زیر مشت و لگد خود می‌گیرند. او ادامه می‌دهد: یکی از سربازان با قنداق تفنگ ضربه‌ای به سرم زد، بیهوش نقش بر زمین شدم و سپس مرا به مرکز تحقیق و بازجویی المسکوبیه منتقل کردند. وقتی وارد اتاق بازجویی شدم، سه بازپرس در آنجا انتظارم را می‌کشیدند، با انواع فحش و ناسزا از من استقبال کردند و یکی از آنها مرا از موهایم می‌کشید. من در طول بازجویی دست بسته بودم.

داستان احسان دبابسه یکی از صدها داستانی است که هر روز اسرای زن و مرد فلسطینی در زندان‌های رژیم ‌نژاد پرست صهیونیستی با آن مواجه‌اند. امروزه 11 هزار اسیر فلسطینی در زندان‌های رژیم صهیونیستی بسر می‌برند. بی‌آن که جهان متمدن غرب آنها را برای لحظه‌ای به یاد آورد، مگر هر از چند گاهی که چنین فیلمی به دنیای خارج از زندان راه پیدا کند و در مقابل انظار عمومی به نمایش گذاشته شود. فیلمی که درد و محنت این اسرا را برای دقایقی به تصویر می‌کشد که در واقع این دقایق به تصویر کشیده شده فقط بیانگر لحظاتی از سال‌ها درد و محنت کشیدن این فلسطینی‌ها در برابر شدیدترین و ددمنشانه‌ترین زجرها و شکنجه‌ها و آزار و اذیت‌ها و زیرپا گذاشتن حرمت بشری است، بی‌آن که رسانه‌های آزاد جهان غرب و سازمان‌های مدافع حقوق بشر جهان و شورای حقوق بشر تابع سازمان ملل متحد، واکنش و اقدامی جهت محکومیت این گونه برخوردها که ساده‌ترین اصول و مبادی اخلاقی و قوانین بین‌المللی را زیرپا می‌گذارند، انجام دهند.

شاید رسانه‌های غربی از این در هراسند که مبادا به سرنوشت ریک سانچز دچار شوند که سی‌ان‌ان او را به صرف گفتن یهود مورد هیچ ظلم و ستمی واقع نشدند از کار برکنار کرد. اکنون بیش از 700 زن اسیر فلسطینی در زندان‌های رژیم صهیونیستی بسر می‌برند که چندین بار به زندان ابد محکوم شده‌اند، زنانی چون احلام عارف‌التمیمی از اهالی رام‌الله که در تاریخ 14‌/‌9‌/‌2001 بازداشت شد و به 16 بار حکم ابد محکوم گردید یا سناء محمد شحاده از ساکنان قدس و قاهره سعید السعدی از اهالی جنین و دعا زیاد الجیوسی از اهالی طولکرم و آمنه جواد از شهر رام‌الله که جرم همه آنها حمایت از مقاومت و مبارزه فلسطینی برای آزادی و حفظ کرامت انسان و حقوق بشر است.

هنگامی که افسر صهیونیست، احلام عارف‌التمیمی را به چندین بار زندان ابد محکوم کرد، او با صدای بلند خندید، افسر صهیونیست عصبانی شد و بر تعداد زندان‌های ابد او افزود. در واکنش به این اقدام التمیمی با صدای بلندتر خندید. هر بار که او می‌خندید، افسر صهیونیست بر تعداد احکام او می‌افزود و هنگامی که از او پرسید چرا به احکام خود می‌خندی؟ در پاسخ گفت: به این می‌خندم که مگر یک انسان چقدر عمر می‌کند که تو تا این اندازه برای او حکم زندان صادر می‌کنی؟ البته شاید من تا این اندازه عمر کنم، اما خدا را شکر تو تا آن موقع زنده نخواهی بود تا اجرای احکام بعدی مرا ببینی.

سکوت رسانه‌ای غرب

به دلیل همین هماهنگی و همراهی رسانه‌ها و رژیم‌های غربی با تروریسم صهیونیستی است که سربازان این رژیم تنها ظرف یک ماه بیش از 90 نوجوان فلسطینی را بازداشت می‌کنند. کوچک‌ترین این نوجوانان بازداشت شده خالد دعنا تنها 13 سال دارد که دادگاه نظامی رژیم صهیونیستی او را محکوم به دوری از خانواده می‌کند.

افزون بر صحنه‌هایی که در این فیلم ویدیویی نشان داده می‌شود، سازمان‌های بین‌المللی مدافع حقوق بشر بارها صحنه‌هایی از اشغال سلول‌های زنان اسیر فلسطینی در زندان‌های رژیم صهیونیستی را منتشر و اخباری در این زمینه پخش کرده‌اند که نشان می‌دهد، چگونه این اسرا در حالی که برهنه هستند، مورد انواع بازجویی‌ها و بازرسی‌های اهانت‌آمیز قرار می‌گیرند و صهیونیست‌ها آنها را وادار می‌کنند، از ساعت 9 صبح تا 3 بعدازظهر دست‌های خود را بالای سر بگیرند، آیا سیاستمداران غربی که از جنایتکاران جنگی چون نتانیاهو ستایش می‌کنند و اسرائیل را جزیره دموکراسی در خاورمیانه می‌نامند، از این شکنجه‌ها و نقض حقوق بشرها بی‌خبرند؟ همه می‌دانیم برای مثال دختر کوچکی به نام «نور» چگونه در زندان‌های رژیم صهیونیستی چشم به دنیا گشود و چگونه مادرش او را وضع‌حمل کرد و آن کودک بی‌گناه بسان مادرش به عنوان یک اسیر در زندان‌های رژیم صهیونیستی نگهداری می‌شود.

چرا آمریکایی‌ها به جای حمایت و پشتیبانی و تامین بودجه شهرک‌سازی صهیونیستی و زجر و شکنجه و آزار و اذیت فلسطینی‌ها، منادی آزادی و حقوق بشر در فلسطین نیستند؟ نکند فکر می‌کنند، فلسطینی‌ها نیز بسان سرخ‌پوستان آمریکایی و بومیان استرالیایی انسان نیستند تا از حق و حقوقی برابر با حقوق تمام بشر برخوردار باشند.

سکوت دولت‌های غربی و در راس آنها آمریکا در برابر این جرایم و جنایات ددمنشانه و فراتر از آن حمایت مطلق از رژیم نژادپرست صهیونیستی در سرزمین‌های اشغالی دست ارتش رژیم صهیونیستی و شهرک‌نشینان آن را آن قدر باز گذاشته تا از ارتکاب هر اقدام جنایتکارانه و ددمنشانه در حق غیرنظامیان فلسطینی فروگذاری نکنند. در بسیاری از موارد این اقدامات با چنان وحشیگری همراه است که مشابه آن حتی در رژیم آپاراتاید حاکم بر آفریقای جنوبی هم مشاهده نشده و پا را از جرایم نازی‌ها فراتر نهاده و این نکته‌ای است که یکی از نجات‌یافتگان از نازیسم در جنگ جهانی دوم که در کاروان آزادی و بر عرشه کشتی ایرین برای شکستن محاصره غزه حضور داشت، بر زبان آورد و گفت: آنچه که در کودکی‌ام هنگام هولوکاست دیدم تا حدود زیادی شبیه آن صحنه‌هایی است که امروزه کودکان فلسطینی با آن روبه‌رو می‌شوند. نکته‌ای که امیره هاس نیز در روزنامه صهیونیستی هاآرتص (7 اکتبر 2010) به آن بگونه‌ای دیگر اشاره ‌کرد و گفت: دستورات و اوامر اشغال و تجاوز، نیازی به دلیل، منطق و شرح و تفسیر ندارند، چون کار آنها در این خلاصه می‌شود که هر روز نوع جدیدی از آزار و شکنجه را برای ملت فلسطین ابداع کنند. وی می‌افزاید: امروزه دیگر چیزی به نام عار و ننگ وجود ندارد و حمایت از اسرائیل امری تضمین شده و حتمی است. واقعا باید گفت دیگر چیزی به نام عار و ننگ وجود ندارد، چون سکوت جامعه جهانی در برابر این جنایات امری مسلم و تضمین‌شده است و شکی وجود ندارد که رهبران جهان آزاد اگر مقابل لابی صهیونیستی حاکم بر کنگره و رسانه‌ها و جامعه آمریکا سرفرود نیاورند، دیگر آزاده بشمار نمی‌آیند. به همین دلیل است که هیچ یک از سران آمریکا و اروپا و حتی مقامات سازمان ملل متحد جنایات و قتل و کشتار و آزار و شکنجه‌های ملت فلسطین را محکوم نمی‌کنند. این امر نه تنها ملت فلسطین بلکه شامل هر کسی می‌شود که تکدر خاطری برای صهیونیست‌ها بوجود آورد، حتی اگر این شخص فردی چون «مرید ماگویر» برنده جایزه صلح نوبل باشد که سه فرزند خواهرش را به عینه دید، که چگونه در ایرلند شمالی کشته شدند و از آن زمان به فعالان صلح بین‌المللی پیوست تا ترویج دهنده مقاومت مسالمت‌آمیز در سراسر دنیا باشد و سال 1976 برنده جایزه صلح نوبل شد.

غرب در اسارت صهیونیسم

او نیز از ماه‌ها پیش برای شکستن محاصره نوار غزه در عرشه یکی از کشتی‌های تشکیل‌دهنده کاروان آزادی به نام راشل کوری (دختر جوان آمریکایی که بلدوزرهای اسرائیلی او را زیر گرفتند) بود و به همراه دیگر حاضران در کاروان توسط نیروهای اشغالگر صهیونیستی بازداشت و سپس آزاد شد، اما هنگامی که چند روز بعد وارد فرودگاه، بن گورین شد، صهیونیست‌ها او را بازداشت کردند. همان گونه که پیش از آن در همین فرودگاه نوأم چامسکی اندیشمند یهودی‌الاصل آمریکایی و نورمن وینکلشتاین دیگر اندیشمند جهان و ایوان برادو هنرمند اسپانیایی را بی‌شرمانه بازداشت کرده بودند، چون صهیونیست‌ها باور دارند، رسانه‌های آزاد جهان غرب در برابر نفوذ صهیونیسم و اموال و پول‌های صهیونیستی، دست و پا بسته‌اند و این نه تنها رسانه‌ها که سیاستمداران سراسر غرب را هم دربرمی‌گیرد تا چشم و گوش بسته مطیع خواسته‌های رژیم صهیونیستی و تروریسم صهیونیستی باشند و هیچ کس از ترس این که مبادا متهم به دشمنی با سامی‌گری شود، جرات انتقاد از رژیم نژادپرست صهیونیستی را نداشته باشد.

از جمله گناهان نابخشودنی مرید ماگویر یکی این بود که از ماه‌ها پیش در تظاهرات ضد دیوار نژادپرستانه حائل در بلعین در کرانه باختری شرکت کرده بود، همچنین از دیگر گناهان او دوبار شرکت در کاروان آزادی جهت شکستن محاصره غزه بود.

در سرزمین‌های اشغالی روزانه صدها جنایت شرم‌آور در حق انسان و بشریت بوقوع می‌پیوندد که نمونه آن محرومیت فلسطینی‌های ساکن اراضی 1948 از دیدن بستگان و آشنایان خود در کرانه باختری یا محرومیت فلسطینی‌های ساکن کرانه باختری از دیدن بستگان خود در نوار غزه و محرومیت ساکنان نوار غزه و کرانه باختری از دیدن عزیزان خود در اردن است.

اما جنایات رژیم نژادپرست صهیونیستی در حق اسرا و فعالان صلح و آزادی و عدالت و حقوق بشر حکایتی دیگر و بازتاب آن فراتر از سکوت کشورهای آزاد جهان است. درست است که اسرا و بازداشت‌شدگان و فعالان فلسطینی برای آزادی انسان و حفظ کرامت آن در فلسطین مبارزه می‌کنند، اما آنها در واقع نماینده وجدان بیدار آزادگان جهان هستند. حال آیا باید آنها را در زندان‌های مخوف رژیم صهیونیستی به حال خود رها کنیم؟ مثل نلسون ماندلا که ده‌ها سال او را بی‌پشتوانه و بی‌پناه در زندان‌های رژیم آپارتاید آفریقای جنوبی به حال خود رها کردیم و فقط منتظر آزادی او باقی ماندیم تا سال‌ها بعد، پس از آزادی وی از زندان از او سمبلی از آزادی و کرامت بشری سازیم؟ یا این که از هم‌اکنون برای آزادی تمام اسرا و بازگرداندن آنها به آغوش خانه و خانواده‌شان اقدام می‌کنیم؟! بی‌شک تا زمانی که سازمان‌های مدافع حقوق بشر و کشورهای مدعی آزادی بشر و حقوق انسان از 11 هزار اسیر فلسطینی که با انواع آزارها و شکنجه‌های روحی، روانی و جسمی مواجه‌اند، حمایت نکنند، کسی آنها را در جهان باور نخواهد کرد.

الشرق‌الاوسط
مترجم : قبس زعفران

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها