در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
زمانی که برنامه «نقره» را ساختی یادم میآید که گفتی ایدهاش را از دوروبریهایت گرفتهای. یعنی وقتی دیدهای در جمعهای دوستانه همه از خاطرات قدیمی یاد میکنند برنامهای ساختهای که ترکیبی از «یادش بخیر»ها بوده است. ایده برنامه «رادیو هفت» چگونه شکل گرفت؟
میتوانم بگویم تمام کارهایی که ساختهام، ایدهاش از خود مردم گرفته شده است. ایده رادیو هفت هم شامل این قاعده میشود. مدتها بود که میدیدم مردم درگیر تنشهای ذهنی هستند. برخی از این تنشها به مسائل اجتماعی مثل ترافیک، گرما، مدارا نکردن و... مربوط میشد. یک نفر از صبح تا شب گرفتار این تنشهاست. حالا وقتی به خانه میآید انتظار دارد که تلویزیون حالش را خوب کند، اما خود تلویزیون در بخشی از این تنشزایی مقصر است. الان سریالهای تلویزیونی یا داستان آدمهای کلاهبردار است یا داستان زن و شوهرهایی است که سر هم جیغ و داد میکنند. درست است که بیننده با اینها سرگرم میشود، اما این سریالها تنشزا هستند.
من فکر کردم باید در یک ساعت پایانی شب برای مردم یک برنامه آرامشبخش بسازیم. برنامهای که در آن آدمها آرام صحبت کنند، حرفهای خوب بزنند، موسیقیهای خوب گوش بدهند و... وقتی اینها را به مردم بدهیم، شاید تمام تنشهای روزانهشان کمتر بشود. از اینجا به بعد بود که فکر کردم یک برنامه ساده آرام برای شب میتواند چه ویژگیهایی داشته باشد.
در عین حال یکی از وظایف مهم هر رسانهای پرداختن به مشکلات اجتماعی مردم است. میگویند رسانهها باید آیینه مسائل مردم باشند. این صحبتهای تو با این تعریف در تضاد نیست؟
اگر فقط این تعریف را بپذیریم، از صبح تا شب باید ترافیک و گرفتاری را نشان بدهیم. این تنها وظیفه رسانه نیست. یکی از مهمترین وظایف رسانه در دوران جدید مساله سرگرمکنندگی است. سرگرمی خوب سرگرمی است که تو با دیدنش حالت بهتر شود. ممکن است یک سریال خیلی مردم را سرگرم کند، اما به مردم آرامش ندهد. داستان قاچاقچیانی که از چنگ عدالت فرار میکنند، هیجان تو را بیشتر میکند. این هیجان یک جاهایی خوب است، اما آرامش هم باید باشد.
من نمیخواهم درباره سریالها صحبت کنم. در همین فضا هم سریالهای خوبی داشتهایم، اما عمدتا سریالها به سمت و سوی ایجاد هیجان میروند.
الان یک موجی در تلویزیون به راه افتاده که خیلیها دوست دارند برنامهشان چالشی باشد. چالشیبودن معیاری برای سنجش میزان موفقیت برخی برنامههاست. نگران نبودی از این که داری برنامهای میسازی که هیچ چالشی ندارد؟
من منکر ضرورت چالشی بودن برنامه نیستم. من خودم سالها در مطبوعات با آدمهای مختلف مصاحبه گرفتهام و مصاحبههایم هم چالش داشتهاند. ولی هر چیزی تعریف خودش را دارد. شما آخر شبها که تلویزیون را باز میکنی چقدر باید برنامه چالشی ببینی؟ ما همیشه یا از این طرف بام میافتیم یا از آن طرف. یک زمانی میگفتیم چرا تلویزیون برنامه تاکشو (گفتگومحور) ندارد. الان هر شبکهای 4 برنامه تاکشو دارد. خیلیهایشان چون بلد نیستند درست گفتگو را انجام دهند، نتیجهاش یک چیز عجیب و غریبی میشود. یک زمانی میگفتند چرا در تلویزیون سریال کم ساخته میشود. یک باره همه سریال میسازند. یک دفعه میبینی که همه شبکهها شبیه به هم شدهاند. هر شبکهای باید کار خودش را بکند. تلویزیون باید برنامه چالشی داشته باشد. برنامه آرام هم داشته باشد.
خیلی از برنامههای آرامشبخش رادیو و تلویزیون مردم را مدام به خندیدن و مهربان بودن دعوت میکنند. رادیو هفت با آن برنامهها چه تفاوتی دارد؟
آرامش باید در ذات یک برنامه باشد. برخی ترانهها میگویند پنجره را باز کنید و لبخند بزنید. با این ترانهها چیزی درست نمیشود. تو با شنیدن این ترانهها به همسایهات لبخند نمیزنی.
تو اگر حالت خوب باشد به همسایهات هم لبخند میزنی. ما میخواهیم جوهره برنامهمان، حال مردم را خوب کند. جوهره رادیو هفت این است که تو حرفهای خوب بشنوی. ما در این برنامه خیلی مردم را درگیر تصویر نکردهایم. نرمافزارهای رایانهای یک نوع ذوقزدگی تصویری در ما به وجود آورده است. این نرمافزار به ما امکان میدهد که هر تصویر را تغییر بدهیم و هر چیز را روی چیز دیگری کپی کنیم. ما بعضی وقتها هول میشویم و همه چیز را با همه چیز قاطی میکنیم. این کار بیننده را خسته میکند. یک وقتهایی مخاطب نمیفهمد که این تصویر از کجا شروع شد و به کجا رسید. چرا یک تصویر اینقدر باید بچرخد؟ چرا باید اینقدر رنگ قاطی یک تصویر شود؟ این نکته فقط مشکل ما نیست. خیلی از تلویزیونهای جهان هم دچار این ذوقزدگی هستند. آنها هم تعریف هنری از این امکانات نرمافزاری ندارند.
شما در این رابطه چه کردید؟
ما سعی کردیم تصویر را به حداقل برسانیم، اما تصویر را حذف نکردیم. سعی کردیم مردم را خیلی درگیر تغییرات تصویری نکنیم. نماهنگهای ما خیلی شلوغ و پرحرکت نیستند. سعی میکنیم نماهنگهای شبانه ما آرامتر باشند. یک وقتهایی تو اگر فقط صدا را بشنوی چیز خاصی را از دست ندادهای.
یکی از ایرادهایی که منتقدان به برنامههای تلویزیون میگیرند این است که چرا فلان برنامه به کارهای رادیویی شباهت دارد. حالا با برنامهای مواجهیم که اسمش و ساختارش رادیویی است. فکر نمیکنی این مساله یک نقطه ضعف برای برنامهات باشد؟
نه. بگذار من یک خاطرهای برایت تعریف کنم. یک زمانی من داور یک جشنوارهای بودم. پرویز کیمیاوی هم یکی از داوران بود. سن من خیلی از بقیه کمتر بود و فکر میکردم همه چیز را میدانم. یک فیلمی بود که من فکر میکردم مبتنی بر کلام است. واقعا هم همین طور بود. میشد این فیلم را شنید. من اصرار داشتم که به این فیلم جایزه ندهند چون اگر تصویر را از فیلم میگرفتند هیچ اتفاقی نمیافتاد. من نظرم را گفتم. آقای کیمیاوی جواب داد: «تصویر را بگیریم؟ خب نمیگیریم.» من فهمیدم که اشتباه میکردهام.
ما میگوییم یک برنامهای تهیه کردهایم که رادیویی است. شبکه آموزش 16 ساعت دارد تصویر نشان میدهد. یک ساعت هم برنامهای به نام رادیو هفت دارد که خیلی تصویر ندارد. در ایران اولین بار است که چنین برنامهای پخش میشود، اما در خیلی از شبکههای دنیا برنامههای این طوری پخش میشود. ما سعی کردهایم تصویر را هم به کار بگیریم، اما معتقدیم بیننده میتواند تصویر را هم نبیند. یک ساعتهایی هست که تو برنامه را نمیبینی و فقط میشنوی. من دوست دارم بیننده روی مبل لم بدهد و پایش را روی پایش بیندازد. همین طوری ببیند و بشنود و نبیند و نشنود! بعد آرام بگیرد و بخوابد.
اصلا فرق تلویزیون و سینما همین است. تو در سینما تمام زمان باید روی پرده را نگاه کنی، اما در خانهات وقتت و امکاناتت در اختیار خودت است.
چه اصراری داشتی که اینقدر از مجریهای رادیو استفاده کنی؟
میخواستیم یک ادای دینی به رادیو داشته باشیم و فرصتی به رادیوییها بدهیم تا دیده بشوند. البته خیلی از رادیوییها دوست نداشتهاند دیده بشوند. خیلیها هم فضایی برای دیدهشدن نداشتهاند. کسانی هم که الان به برنامه ما آمدهاند، قصد ماندن در تلویزیون را ندارند. ولی به هر حال ترجیح دادهاند گاهی دیده بشوند.
اغلب مجریها لطف داشتند و حضور در برنامه ما را پذیرفتند. من خودم سالها در رادیو کار میکردهام. با خیلی از این مجریان آشنایی قبلی دارم. خدا را شکر کارهایی که تا به حال داشتهام کارهای بیآبرویی نبودهاند.
این که از مجریهای متعدد استفاده میکنی دلیل خاصی دارد؟
همین عنصر غافلگیری جذاب است. تو منتظری که ببینی امشب چه کسی برنامه را اجرا میکند. در طول یک شب اجرای برنامه، برای تو جالب است که بدانی نفر بعدی چه کسی است. تو میبینی پس از نیما رئیسی یک باره عماد افروغ میآید و قصه میخواند. اصلا انتظار همچین چیزی را نداری. نفر بعدی سعید مظفریزاده، داور بینالمللی فوتبال است. آدمهای مختلف میآیند و این رنگآمیزی جذاب است. بعضی از آدمهایی که متن خواندهاند و رفتهاند از نظر ما شاید گویندگان خوبی نبودهاند، اما محبوبیتی داشتهاند که برنامه را سرپا نگه داشتهاند.
یک تهیهکننده در چنین برنامهای دقیقا چه کارهایی انجام میدهد؟
در تیم ما هیچ تعریف مشخصی نداریم که چه کسی کارگردانی یا تهیهکنندگی و تولید میکند. همهمان همه کار میکنیم. در شکلگیری برنامه من به اندازه بقیه نقش دارم. برخلاف ظاهر برنامه، رادیو هفت یکی از سختترین برنامههایی است که تولید کردهایم. به عنوان مثال روز جمعه پیش ما تصویربرداری داشتیم. از ساعت 9 صبح تا 11 شب آدمهای مختلف آمدهاند. از عماد افروغ بگیر تا رضا رویگری و مریلا زارعی همه در طول یک روز به برنامه آمدهاند. برای هر کدام از اینها باید یک متن آماده کنی. باید فکر کنی که در پس زمینه هر کدامشان چه چیزی بگذاری. باید ببینی چه کسی را کنار چه کسی بگذاری. بخش عمدهای از وقت ما صرف انتخاب موسیقی میشود. زمان برخی موسیقیهای ما زیر یک دقیقه است، اما دنبال کارهایی هستیم که کمتر شنیده شدهاند و مرتبط با برنامه هستند.
اجرای زنده برنامه انتخاب خودتان بود؟
ما دوست داشتیم برنامه تولیدی باشد. اما شبکه اصرار داشت برنامه زنده اجرا شود. برنامه زنده حال و هوای دیگری دارد. تو میتوانی ساعت را اعلام کنی. متناسب با وضعیت آن روز یک ترانهای میتوانیم پخش کنیم. یک روز یکی از دوستان ما از مشهد تماس گرفت و گفت اینجا دارد باران میبارد. ما با نگاه ژورنالیستی که داشتیم آیتمهایمان را تغییر دادیم. تو در لحظه یک چیزی را که از قبل آماده کردی کنار میگذاری و یک چیز دیگر آماده میکنی که با حس و حال آن موقع جور در میآید.
برنامه رادیو هفت که از شبکه آموزش پخش میشود میخواهد چه چیزهایی را به مردم آموزش دهد؟
هدف این شبکه آموزش دادن است، اما آموزش صرفا به معنای آموزش مستقیم نیست. تو باید به مردم آموزش بدهی که آرام باشند. تو باید خوب بودن و لبخند زدن و راحت گرفتن ماجراها را آموزش بدهی.
در آینده برنامه رادیو هفت چه تغییراتی نسبت به برنامه فعلی خواهد داشت؟
فرم برنامه تقریبا درآمده و جواب داده است. دیشب سر صحنه تلفن استودیو را اعلام کردیم و با تماسهای زیادی مواجه شدیم. همه مردم دوست داشتند که همین وضعیت را حفظ کنیم و تغییر ندهیم. ما تغییری در این فرم خاص نمیدهیم. اما احتمالا نمایشهای کوتاه رادیویی را اضافه میکنیم. در یکی از برنامههایمان خانم مریلا زارعی آمد یک مونولوگ طولانی از فیلمهای زندهیاد علی حاتمی را خواند. مریلا زارعی قبلا در یک جایی گفته بود خیلی دوست داشتم در فیلمهای علی حاتمی بازی کنم. من فکر کردم ممکن است این آدم دوست داشته باشد به علی حاتمی ادای دین کند.
دو تا از بازیگران درجه یک رادیو، سکانس پرویز پرستویی و حبیب رضایی در آژانس شیشهای را دوباره اجرا کردند. این آیتم در روز 31 شهریور پخش شد.
برای برنامه شما چه قالبی میتوان تعریف کرد؟ رادیو هفت یک برنامه گفتگومحور است یا جنگگونه یا میزگرد یا...؟
چرا باید تعریفش کنیم؟ برنامه ما همین است که دارید میبینید. دوست نداریم نقطه عزیمتمان تعریف باشد و به برنامه برسیم. دوست داریم برنامه دیده بشود و مردم به تعریفش برسند. هر اسمی رویش بگذارند فرقی نمیکند.
رادیو هفت تا چه زمانی قرار است ادامه پیدا کند؟
اول قرار بود تا ماه رمضان ادامه داشته باشد. بعد گفتند تا مهرماه اجرا کنید. چون برنامه با اقبال زیادی مواجه شد، قرار شد تا بعد از ماه رمضان ادامه پیدا کند و هفتگی شود، اما نظر شبکه این بود که موج رادیو هفت ادامه پیدا کند. دکتر پورحسین و همکارانشان آنقدر آدمهای محترمی هستند که ما نمیتوانیم به آنها «نه» بگوییم. ما خواستیم یک زمان کوتاهی داشته باشیم تا یک تیمی را بچینیم. اگر قرار باشد برنامه تا پایان سال ادامه پیدا کند باید نیروهای جدیدی را جذب کنیم.
احسان رحیمزاده / گروه رادیو و تلویزیون
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: