به بهانه پخش فیلم یک «داستان کوتاه و چند داستان دیگر» از شبکه 4 سیما

آنها از کنار هم عبور می‌کنند

حجت قاسم‌زاده اصل را می‌توان از اولین کارگردانانی دانست که ساخت تله‌فیلم را در سال‌های اخیر در تلویزیون آغاز کرد. از زمانی که مدیران شبکه‌های مختلف به این فکر افتادند از تعداد فیلم‌های خارجی کم کنند و به جای آنها فیلم‌های ایرانی را در جدول پخش قرار دهند.
کد خبر: ۳۵۶۸۵۱

تلویزیون به دلایل مختلف که تاکنون بارها و بارها آنها را عنوان کرده است همه فیلم‌های سینمای ایران را نمی‌تواند برای میلیون‌ها مخاطب تلویزیون که هرکدام ذائقه خاص خود را دارند به نمایش بگذارد. آنتن تلویزیون به اثر نمایشی نیاز دارد. این آثار نمایشی هم باید سریال باشند تا بتوانند با داستان‌های دنباله‌دار خود مخاطبان را حفظ کنند و هم باید با زمان محدود باشند تا مخاطبی را راضی نگه دارند که گاهی اوقات پای تلویزیون می‌نشیند و توقع دارد یک فیلم خوب تلویزیونی ببیند. در همه دنیا، فیلم تلویزیونی با فیلم سینمایی تفاوتهای اساسی دارد.

فیلم سینمایی باید همه مختصات جذب بیننده برای تامین گیشه را داشته باشد و فیلم تلویزیونی باید همه ویژگی‌های جذب مخاطب برای ایجاد رضایتمندی او را دارا باشد. بیننده تلویزیون برای تماشای یک فیلم از این رسانه پولی پرداخت نمی‌کند اما تلویزیون باید بتواند او را مشتری خود نگه دارد تا در کنار این فیلم‌ها هم پیامهای رسانه‌ای را به مخاطب برساند هم با دریافت و پخش آگهی‌های بیشتر بخشی از هزینه‌های خود را تامین کند.

زمانی که شبکه‌های تلویزیونی برای تولید تله‌فیلم عزم خود را جزم کردند به مرور موجی در این راه به‌وجود آمد که این گمانه را قوت داد تولید تله‌فیلم برای پخش از شبکه‌های مختلف فقط جیب برخی را پر از پول کرده وگرنه ساخت چنین آثاری نتوانسته توقع مخاطبان را برآورده کند. این زنگ خطر زمانی صدایش بلندتر شد که فیلمسازانی مانند قاسم زاده اصل به روند تولید تله‌فیلم معترض شدند و در گفتگوهایی عنوان کردند که درهای تلویزیون نباید به روی هر کسی که مدعی کارگردانی و تهیه‌کنندگی تلویزیون است، باز باشد.

این اعتراض‌ها و نمایش فیلم‌های تلویزیونی ضعیف باعث شد تا مدیران تلویزیون به فکر سر و سامان دادن به وضعیت تولید فیلم در تلویزیون بیفتند. این اتفاق به مرور رخ داد و اکنون فیلم‌های تلویزیونی از وضعیت بهتری نسبت به گذشته برخوردار هستند.

اکنون فیلم‌هایی مانند «حبیب» و «یک داستان کوتاه و چند داستان دیگر» از شبکه‌های مختلف تلویزیون پخش می‌شوند که بیننده را جذب می‌کنند و او را وا می‌دارند که به موضوع فیلم و ساختاری که برای کارگردان برای ساخت آن در نظر گرفته فکر کند. تله‌فیلم حبیب که چندی پیش از شبکه یک سیما پخش شد، داستانی متفاوت داشت و بازیگری مانند حمید فرخ‌نژاد در آن نقش اصلی را بازی می‌کرد.

«یک داستان کوتاه و چند داستان دیگر» اما هم ساختاری متفاوت داشت و هم داستان خود را در قالبی روایت کرده بود که برای مخاطب باورپذیر بود. قاسم‌زاده‌اصل در چند فیلم متاخر خود نشان داده است که به روایت زندگی آدم‌های متفاوت در کنار یکدیگر علاقه‌مند است. آدم‌هایی که از کنار هم می‌گذرند و شاید خودشان ندانند که به نوعی در زندگی یکدیگر تاثیرگذار هستند اما واقعیت این است که آدم‌ها در دایره‌ای در حال حرکت هستند که خواه‌ناخواه در نقطه‌ای از این دایره به هم می‌رسند. این نوع روایت سال‌هاست در سینمای ایران و جهان باب شده است.

اولین فیلم‌ها به این ساختار را ایرج کریمی و امیرشهاب رضویان در سینما کارگردانی کردند. ایرج کریمی در فیلم از کنار هم می‌گذریم در یک جاده زندگی چند شخصیت را بازگو کرد که از کنار هم بسادگی می‌گذشتند اما برهم تاثیر می‌گذاشتند. رضویان هم در فیلم تهران، 7 صبح به این نکته پرداخت که آدم‌هایی که صبح در پشت چراغ قرمز ایستاده‌اند در زندگی یکدیگر بدون این‌که خودشان بدانند، تاثیر می‌گذارند.

قاسم‌زاده در فیلم یک داستان کوتاه و چند داستان دیگر از همین نوع روایت و ساختار استفاده می‌کند اما آدم‌هایی که در این فیلم در کنار هم قرار می‌گیرند گاهی بر هم تاثیر می‌گذارند و گاهی هم فقط از کنار هم عبور می‌کنند و فقط در نقطه‌ای از زندگی با هم روبه‌رو می‌شوند. همین عبور از کنار هم است که قصه فیلم قاسم‌زاده را الکن می‌کند.

داستان اصلی فیلم درباره زن و شوهر جوانی است که فقط یک صبح تا شب فرصت دارند 3 میلیون تومان پول پیش خانه خود را فراهم کنند. اما در کنار این زن و شوهر شخصیت‌های دیگری هم به داستان وارد می‌شوند که حکم شخصیت‌های فرعی و داستان‌های حاشیه‌ای را دارند.

اما جالب اینجاست که زندگی این شخصیت‌ها هیچ ربطی به شخصیت‌های اصلی و داستان زندگی آنها ندارد و اصلا از فرمول رایج این نوع روایت در سینما و تلویزیون تبعیت نمی‌کند.

در این نوع ساختار شخصیت‌های فرعی به نوعی در زندگی شخصیت‌های اصلی تاثیر می‌گذارند اما در فیلم یک داستان کوتاه و چند داستان دیگر فقط شخصیت آبدارچی شرکت درست تعریف شده و جایگاه درستی دارد و بقیه شخصیت‌ها و زندگی آنها کاملا با داستان اصلی بی‌ربط است، بخصوص شخصیت مرد جوان روزنامه‌فروش.

با همه اینها فیلم یک داستان کوتاه و چند داستان دیگر، فیلم خوبی بود چون توانست مخاطب خود را تا پایان روایت داستان پای تلویزیون نگه دارد.

قاسم‌زاده شخصیت‌های خود را به‌گونه‌ای تعریف کرده بود که بیننده دوست داشت عاقبت داستان آنها را ببیند. قاسم‌زاده در انتخاب بازیگران فیلم هم هوشمندی به خرج داده بود و بازیگرانی را انتخاب کرده بود که توانسته بودند با داستان و نقش خود عجین شوند و آن را باورپذیر اجرا کنند. مهران احمدی، شاهرخ فروتنیان، لیلا زارع، مریم مقدمی و افشین سنگ‌چاپ بازی‌های روان و قابل قبولی را به نمایش گذاشته بودند.

یک داستان کوتاه و چند داستان دیگر که از شبکه 4 سیما به نمایش درآمد، نشان داد که ساخت تله‌فیلم برای تلویزیون را باید جدی گرفت تا در بیننده احساس رضایتمندی شکل بگیرد.

تله‌فیلم‌هایی مانند کار قاسم‌زاده همچنین ثابت می‌کند که کار را باید به کاردان سپرد و تلویزیون وآثار نمایشی آن را دست‌کم نگرفت.

طاهره آشیانی / گروه رادیو و تلویزیون

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها