در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
مدتی است که در نقشهای مختلف ظاهر میشوید. از این جهت فکر میکنم متفاوت بازی کردن را جزو برنامههایتان قرار دادهاید، درست است؟
بله، همیشه به این موضوع فکر میکردم و جزو دغدغههای اصلیام بود و که بتوانم در نقشهای مختلف بازی کنم و موفق هم شوم، اما این مساله در تئاتر خیلی بیشتر بود. متاسفانه در کار تصویری نوعی راحتطلبی وجود دارد و نقشهای سخت و متفاوت خیلی زیاد نیست و از این جهت حس کردم بازیگری در تلویزیون دارد به یک کار یکنواخت و دستچندمی تبدیل میشود.
خب فکر میکنید علت اصلی این مساله چیست؟
متاسفانه تهیهکنندگان و کارگردانان به بازیگران اعتماد نمیکنند و قدرت ریسک کردن ندارند و تعداد کسانی که امکان متفاوت بودن را برای بازیگر فراهم میکنند بسیار اندک است. مثلا همایون اسعدیان از جمله افرادی بود که ریسک کرد و یک نقش کمیک را به من سپرد. او جرات کرد و من هم سعیام را کردم و خب نقش هم بد از آب در نیامد. به هر حال تا این جا سعی کردهام نقشهای نزدیک به هم را بازی نکنم و هیچ وقت هم دستمزد برایم اهمیت اصلی نداشته است البته گاهی به لحاظ مالی کاری را قبول کردهام، ولی هرگز دلم نمیخواهد در سریالهای معمول نقشهای شبیه هم بازی کنم.
با این اوصاف چگونه به صادق کرمیار اعتماد کردید و در سریال «یک روز قبل» بازی کردید؟
این کارگردان را من از قبل نمیشناختم و تنها اسمش را شنیده بودم و میدانستم که فیلمنامهنویس است و از طرف یکی از دوستان به وی معرفی شدم. و وقتی با خودش صحبت کردم متوجه شدم که فیلمنامهاش متفاوت است و قصه را هم خوب میشناسد این بود که به «یک روز قبل» پیوستم.
از این اعتماد راضی هستید؟
قسمت اول کار، مشکلاتی داشت. مثل تیتراژ، نورپردازی و... اما در ادامه کار بهتر شد.
با نقش خودتان چقدر ارتباط برقرار کردید؟
نقش مقدم را تا به حال تجربه نکرده بودم. به نظرم این نقش حتی میتوانست یک تیپ باشد. به هرحال چون نقش متفاوت و تازهای بود این را دوست داشتم و با آن ارتباط برقرار کردم.
کدام ویژگی این نقش برایتان جالب بود؟
این که همکارانش را دوست دارد، به کشورش متعهد است و خیلی آدم خشک و بیتفاوتی نبود. او حتی سعی میکرد یک جاهایی به همکارانش کمک کند. به هرحال ما ابعاد مختلفی از این آدم را میدیدیم که این موضوع برایم جالب بود و مرا برای اجرای نقش او مشتاق میکرد.
آقای فلاحیپور! قصه این سریال، قصه تازه و متفاوتی بود و میتوان گفت تا به حال کمتر از این نوع داستانها در سریالهای تلویزیونی شاهد بودیم. بازی در این گونه سریالها که به یک موضوع خاصی اشاره دارند چقدر سخت یا آسان است؟
خب قطعا کار در چنین آثاری دشوارتر است. چون هم بازیهای متفاوتی را میطلبند و هم گروه باید تلاش بیشتری از خود نشان دهند. از نوع تصویربرداری گرفته تا تدوین و... یک روز قبل شاید در وهله اول یک داستان پلیسی به نظر برسد اما یک کار جاسوسی بود که البته نمونه خارجی آن را زیاد دیدهایم اما در ایران کمتر کسی به سراغ این گونه قصهها میرود.
در واقع میخواهید بگویید «یک روز قبل» میتواند یک شروع در این زمینه باشد؟
بله دقیقا. ساخت این سریال میتواند یک شروع باشد برای دیگرانی که شاید جسارت ساخت این گونه کارها را تا به حال نداشتهاند یا از میزان استقبال مخاطب واهمه داشتهاند. ما این سریال را با بودجه بسیار محدودی ساختیم و به جرات میتوانم بگویم آقای علیاکبری (تهیهکننده) از خودشان مایه گذاشتهاند. شاید چون این کار از نظر خیلیها یک کار تجربی بوده است. به هر حال امیدوارم این اثر بتواند راهگشایی برای دیگران باشد.
اما آیا قبول دارید که شاید قصه این سریال دغدغه خیلی از مخاطبان تلویزیون نباشد؟
معمولا ما ایرانیها وقتی به چیزی عادت میکنیم دیگر جدایی از آن برایمان سخت است ولی از آن طرف هم وقتی با فضای تازهای مواجه میشویم پس از مدتها ذائقهمان به آن عادت میکند. قطعا اگر از این دست سریالها زیاد ساخته شود مخاطب هم استقبال میکند. به هرحال این ما هستیم که باید برای مخاطب دغدغه ایجاد کنیم.
خودتان به عنوان مخاطب این سریال چقدر از دیدن آن لذت میبرید؟
از این که در ایران چنین کاری ساخته شده، خیلی خوشحالم. چون داستان آن یک قدم رو به جلو است، اما بهتر است این مسائل دغدغه مدیران باشد تا دغدغه بازیگر و کارگردان. به هر حال اگر ما هم بتوانیم دنبال راههای جدید قصهگویی در تلویزیون باشیم، میتوانیم مخاطب را جذب کنیم، چرا که او هم نیاز به تنوع و تازگی دارد.
آقای کرمیار به عنوان کارگردان سرصحنه نسبت به چه چیزهایی حساسیت بیشتری داشتند؟
یک صحنه را از چند زاویه میگرفت و این مساله کار را سختتر میکرد. با همه اینها چون قدرت ریسک بالایی داشت توانست از عهده کار به خوبی برآید.
متاسفانه تهیهکنندگان و کارگردانان
به بازیگران اعتماد نمیکنند و قدرت
ریسک کردن ندارند و تعداد کسانی که امکان متفاوت بودن را برای بازیگر فراهم میکنند بسیار اندک است
آقای فلاحیپور! کارهای خودتان را تنها به عنوان یک بیننده میبینید یا یک منتقد؟
بیشتر به عنوان یک منتقد به آثار خودم نگاه میکنم. سعی میکنم کارهایم را ببینم و اشتباهات خودم را بگیرم. برای مثال اگر الان بخواهم شب دهم را یک بار دیگر بازی کنم، قطعا به شیوهای دیگر «یاور» را بازی میکنم. به هرحال سعی میکنم کارهایم را با حساسیت ببینم تا خطاهایم را در کار بعدیام تکرار نکنم و حتی به نوعی آنها را جبران هم بکنم.
تعداد قسمتهای «یک روز قبل» نسبت به سریالهای دیگر کم است. از ابتدا میدانستید که قرار است در یک مینیسریال بازی کنید؟
بله و مینیسریال هم حداقل 6 قسمت و حداکثر 8 قسمت است.
با این مساله مشکلی نداشتید؟
خیر. برایم جالب بود.
چرا؟
چون قبلا یک مینیسریال به نام «پارادوکس» دیده بودم که بسیار آن را دوست داشتم. حالا بدم نمیآمد که آن را تجربه کنم.
در مورد نقشتان بگویید. این که چه چیزهایی را خودتان به این نقش اضافه کردید؟
برای بازی در این نقش من فرصت کمی داشتم. تصویربرداری چیزی حدود 3 ماه طول کشید اما من فقط یک ماه در این سریال کار داشتم. وقتی فیلمنامه را خواندم متوجه شدم که باید ریتم شخصیت مقدم تندتر از بقیه باشد و از این روش در طول کار استفاده کردم.
آقای فلاحیپور! گریمتان در این سریال خیلی متفاوت بود. با این گریم تازه چطور کنار آمدید؟
قبل از شروع کار با آقای بابایی (گریمور) خیلی صحبت کردیم. او گفت میخواهد برای من گریم متفاوتی طراحی کند من هم چون از چیزهای متفاوت و تازه استقبال میکنم خودم را به ایشان سپردم.
فکر نمیکردید که شاید مخاطب شما را با این گریم جدید نپسندد و با نقش ارتباط برقرار نکند؟
آنهایی که من را دوست دارند قطعا استقبال کردهاند (میخندد). معتقدم که بازیگر و کارگردان باید مثل یک شعبدهباز برای مخاطبانشان باشند. اگر او بفهمد که قرار است ما چه کار کنیم دیگر هیچ هیجانی برای پیگیری اثر ندارد بنابراین آنها باید ما را در چهرههای متفاوت ببینند.
این سریال لوکیشنهای خارجی بسیاری داشت. از این نظر بازی برایتان سخت نبود؟
بله. این کار هم خیلی پرلوکیشن بود و هم خیلی سکانسهای خارجی داشت. گروه هم شمال رفتند و هم لبنان. به هرحال ساخت این سریال خیلی راحت نبود و همه ما سعی کردیم که کاری خوب را به مخاطبان عرضه کنیم.
«یک روز قبل» چه جایگاهی در پرونده هنریتان دارد؟
دوست دارم به این سریال به عنوان یک تجربه خاص نگاه کنم و نمیخواهم جای خاصی برایش باز کنم، ولی با این همه نقش مقدم را بسیار دوست داشتم.
در آینده شاهد چه کاری از شما خواهیم بود؟
بسیار دوست دارم در یک نقش کمدی بازی کنم. دلم برای این گونه فضاها تنگ شده است.
کار تاریخی چطور؟
بازی در کارهای تاریخی را دوست دارم اما بستگی به این دارد که قرار است آن اثر تاریخی را چه کسی بسازد.
محبوبه ریاستی / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: