در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
بر این مبنا، منطقی نیز بر مدال گرفتنش ساری و جاری نیست و اگر سبک و سیاق کار قهرمانان بزرگی چون برادران خادم، علیرضا دبیر، علیرضا حیدری، عباس جدیدی، حمید سوریان را یک استثنا و حاصل تلاش و کوشندگی بیوقفه و هوش و خلاقیت فردیشان بگذاریم، طی این سالها کمتر شاهد بودهایم که قهرمانی از ایران برای سال بعد نیز بر مدار موفقیت و قهرمانی گام بردارد. انتقاد هم که بکنید، بلافاصله پاسخ میدهند موجودیت کشتی ایران همین است، پشتوانه نداریم و... .
پنداری اگر انتقادی صورت میگیرد، به منزله این است که میخواهند مسوولیت را از آنان بگیرند و برای همین نیز سرسختانه در مقابل انتقادها گارد میگیرند؛ البته خوشبختانه کشتی فرنگی ما راه خود را در این زمینه جدا کرده است تا نتایجش طی این چندساله در عرصه رقابتهای مختلف بینظیر باشد، اما در کشتی آزاد ، قضایا به گونه دیگری است و مسوولان فدراسیون و کادر فنی تیم ملی معتقدند چون در بین 64 کشور در مسابقات جهانی مسکو با یک نقره و یک برنز چهارم شدهایم، باید این نتیجه را یک موفقیت و پیروزی تلقی کنیم و زیاد به آنان خرده نگیریم. اینکه با چنین رویکردی کشتی ما به کجا خواهد رسید، باید نشست و دید.
با غلامرضا محمدی، سرمربی تیم ملی کشتی آزاد، درباره عملکرد این تیم در رقابتهای مسکو به گفتگو نشستیم که در پی میآید.
به نظر میرسد انتقاد کارشناسان کشتی پس از رقابتهای جهانی 2009 دانمارک دال بر اینکه کسب عنوان سومی تیم ملی کشتی آزاد ایران در آن رقابتها به دلیل جوانگرایی حریفان بوده در رقابتهای جهانی امسال در مسکو، رنگ واقعیت به خود گرفت؛ چراکه تیم ایران، تنها با کسب یک مدال نقره و یک برنز به کار خود در این پیکارها پایان داد و به لحاظ تیمی نیز با یک پله نزول در رده چهارم قرار گرفت.
قبل از هر چیز لازم است بگویم باید واقعیتها را پذیرفت و من به عنوان سرمربی تیم ملی و همکارانم باید ضمن بیان واقعیات به مردم، پاسخگوی هر نتیجهای که تیم ملی کشتی آزاد رقم میزند، باشیم.
واقعیت کارنامه مربیگری ما در این 20 ماهی که مسوولیت تیم ملی را عهدهدار شدهایم، این است که با توجه به امکانات و بضاعت کشتی ایران، نتایجی که به دست آوردهایم، قابل قبول بوده است؛ چراکه 2 بار نایب قهرمان جام جهانی، یک بار سوم جهانی دانمارک، 2 بار قهرمان آسیا و حالا هم چهارم جهان شدهایم. این نمیتواند کارنامه ناموفقی باشد.
درباره عنوان سومی جهانی دانمارک بارها توضیح دادهام و نیازی به تکرار مکررات نمیبینم؛ اما امسال با همه بدشانسیهایی که داشتیم و اتفاقاتی که در مسکو رخ داد و در کنار آن عملکرد ضعیف نفرات ما در اوزان 55 و 84 کیلوگرم، بدشانسی مهدی تقوی درقرعه و عمل ناجوانمردانه روسها در خرید کشتیگیر کوبایی (برنده تقوی)، در نهایت ما را با یک پله نزول و چهارمی در جهان مواجه کرد؛ عنوانی که میتوانست حتی نایب قهرمانی باشد. وقتی مهدی تقوی با شایستگی کشتیگیران پرقدرت ازبکستان و اکراین را شکست داد و بنا به هر دلیل مغلوب گازرون کوبایی شد، روسها در دور بعد این کشتیگیر کوبایی را خریدند و باعث حذف تقوی شدند. در حقیقت آلن گوگایف روس اصلا در حد مدال نبود و دیدیم در فینال نیز مغلوب سوشیل کومار هندی شد. این عمل ناپاک روسها
8 امتیاز تیمی را از ما گرفت؛ چراکه مدال برنز در چنگ تقوی بود و همین 8 امتیاز ما را نایب قهرمان میکرد.
با این پیشفرضها که نباید برای خودمان نسخه موفقیت بپیچیم. همان طور که گفتید باید واقعیتها را گفت. واقعیت این است که ما تنها 2 مدال گرفتیم و نباید به جایگاه چهارمی دنیا ببالیم، چون این دو مدال بخوبی ضعف تیم ملی کشتی آزاد را به نمایش گذاشت. صرف نظر از علل و عواملی که باعث کسب این نتیجه شد، چه تدبیری برای جبران مافات در میدانهای آتی دارید؟
به هر حال همان طور که گفتم، ما در این رقابتها ضعفهای غیرقابل انکاری به عنوان مثال در اوزان 55 و 84 داشتیم و باید این نقاط ضعف را با تجدیدنظری که در ارنج تیم صورت خواهد گرفت، پوشش دهیم. گرچه نگرفتن مدال طلا ناخوشایند است؛ اما نباید فراموش کنیم که مسکو نه میدان المپیک بود و نه بازیهای آسیایی. مهم این استکه در مسابقات قهرمانی جهان ملاک کسب و جمعآوری امتیاز است، نه رنگ مدال. اگر به طور مثال ما
2 مدال طلا میگرفتیم، اما در بین 4 تیم برتر قرار نمیگرفتیم، خوشایند بود؟
به هر حال ارزش مدال را نمیتوان نادیده گرفت. همان طور که با وجود کسب 2 طلای با ارزش، کسی عملکرد کشتی فرنگی را به صرف روی سکو نرفتن ضعیف ارزیابی نمیکند، آن هم در شرایطی که اگر قرار بر این عناوین چهارمی و پنجمی باشد، خیلی بدان رسیدهایم.
اما به نظر من که این طور نیست و باید هر مسابقهای را براساس شرایط خودش سنجید.
حرف اساسی این است که اینها توجیهی شده تا ما از اصل موضوع که به عملکرد امروزی ما برمیگردد، غافل شویم. به هر حال و براساس همین شرایطی که خود شما بر آن تاکید دارید، حسن رحیمی، نماینده وزن 55 کیلوگرم ما همچون دوره گذشته رقابتهای جهانی ضعیف ظاهر شد و چنگی به دل نزد. حاصل کار او قرار گرفتن در رده دهم دنیا و کسب یک امتیاز تیمی است، این نتیجه را چطور ارزیابی میکنید؟
من هم معتقدم رحیمی خوب کشتی نگرفت. او در یک سال اخیر به رقابتهای مختلف اعم از جام جهانی و تورنمنتهای مختلف اعزام شد و در حالی باز هم ضعیف ظاهر شد که ما تمام تلاش خود را برای کمک به او انجام دادیم. البته اصلیترین فاکتور برای موفقیت در کنار سایر عوامل به خود کشتیگیر برمیگردد. متاسفانه در پیروزیها همه سهیم هستند و در شکستها فقط کادر فنی باید پاسخگو باشد. کشتیگیری که میخواهد در سطح دنیا، حرفی برای گفتن داشته باشد، در درجه اول باید روح بزرگی داشته و تاکتیکپذیر باشد. چون در غیر این صورت، او نمیتواند با وجود پشت سر گذاشتن تمرینات خوب، در مسابقه آنی باشد که از وی انتظار میرود. متاسفانه این شرایط و توانمندی را در وجود حسن رحیمی خیلی کم میبینیم و از جمله اوزانی که باید در آن تجدیدنظر کنیم، همین وزن اول است.
فکر نمیکنید درباره این کشتیگیر دیر به نتیجه رسیدهاید؟ آخر او سال گذشته هم در دانمارک چنین وضعیتی داشت.
فکر میکنم بیشتر از آن چیزی که باید به رحیمی توجه میکردیم، این کار را انجام دادیم؛ اما همان طور که گفتم هر کشتیگیری باید شخصیت قهرمانی داشته باشد تا بتواند به شکوفایی برسد. وقتی خلأئی در یک وزن ایجاد میشود، پر کردن آن زمان میبرد. ما چند جوان را به اردوی تیم ملی اضافه کردهایم، اما زمان میبرد تا آنها به کشتیگیرانی باتجربه تبدیل شوند. به هر حال با توجه به اینکه عباس دباغی بار دیگر اعلام کرده که میخواهد در 55 کیلو کشتی بگیرد، او را به اردو دعوت کردیم تا در کنار دو سه جوان دیگر شرایط را بررسی و برای برطرف کردن این نقطه ضعف تلاش کنیم.
به نظر من، تقوی بالیاقتترین کشتیگیر دنیا در این وزن است و شک نداشته باشید که مدال طلا برازنده گردن اوست
یکی از مدالهای تیم ایران را در مسکو مراد محمدی، کشتیگیر باتجربه 60 کیلو کسب کرد. فکر نمیکنید در این وزن هم نیاز به تجدیدنظر بود و میتوانستید با گسیل یک جوان به مسکو، مراد محمدی را برای بازیهای آسیایی گوانگجو و کسب طلای آن رقابتها آماده کنید؟
واقعا آنقدر شرایط کار کردن در تیم ملی کشتی سخت است که ما نمیتوانستیم چنین ریسکی بکنیم. اگر مراد محمدی را کنار گذاشته و یک جوان را به مسکو میبردیم، شاید نتیجه تیم ما خیلی پایینتر میآمد و حتی در بین 6 تیم اول قرار نمیگرفتیم. آیا صبر و حوصله جوانگرایی و نگاه به آینده در جامعه ورزش ما وجود دارد؟ به نظر من، پاسخ این سوال منفی است و همواره نتایج به صورت مقطعی و آنی مورد بررسی قرار میگیرد. به عنوان مثال همین کادر فنی مگر پارسال تیم را سوم جهان نکرده است؟ آن موقع همه چیز خوب بود و امروز وضعیت خطرناک شده است؟! باید واقعبین بود. در این وزن، مراد چهارمین مدال جهانی خود را کسب کرد و مزد زحمات و وزن کم کردن خود را با کسب یک مدال برنز گرفت. باید قبول کنیم که بسیک کودوخوف روس که مراد محمدی باز هم مغلوب او شد، در این وزن یک استثناست که مبارزه با وی خیلی مشکل است. ما در مجموع از عملکرد مراد راضی هستیم، اما در مورد بازیهایی آسیایی هنوز تصمیمگیری نکردهایم. با توجه به اینکه محمدی برای حضور در این مسابقات، کیلوهای زیادی را کم کرده بود، هنوز نمیتوانیم در مورد ملیپوش این وزن در بازیهایی آسیایی تصمیمگیری کنیم؛ ولی به هر حال مراد محمدی یک مهره باتجربه و تاثیرگذار است.
از حذف مهدی تقوی، کشتیگیر وزن 66 کیلو با افسوس یاد کردید و اینکه عمل ناجوانمردانه روسها باعث حذف این کشتیگیر شد که سال گذشته در جهانی دانمارک با اقتدار قهرمان جهان شده بود؛ اما به دلیل و چگونگی شکست او مقابل گازرون کوبایی اشاره نکردید. این ادعا وجود دارد که تقوی پس از آن که قهرمان جهان شد، دچار نوعی غرور کاذب شد و همان طور که در جام جهانی شکست خورد، این بار در رقابتهای جهانی تن به ناکامی داد. در ضمن از نظر دور نیست که تقوی در مواجهه با کشتیگیران راستگارد دچار مشکل است. ارزیابی شما چیست؟
به نظر من، تقوی بالیاقتترین کشتیگیر دنیا در این وزن است و شک نداشته باشید که مدال طلا برازنده گردن اوست. واقعیت این است که تقوی یکی از سختترین قرعههای چند سال اخیر را داشت. بیشک در قهرمان شدن یک کشتیگیر، قرعه هم یک فاکتور تاثیرگذار است. او وقتی کشتیگیران ازبکستان و اکراین (نایب قهرمان المپیک) را برد، با پذیرش فشار مضاعف به خود به مصاف حریف کوبایی رفت؛ حریفی باتجربه و کشتیبلد که پیروزی بر وی کار راحتی نیست. همان طور که گفتید یکی از نقصهای فنی تقوی این است که در مقابل کشتیگیران راستگارد به مشکل میخورد و دیدیم در لیگ نیز مقابل سعید داداشپور که راستگارد است، مشکل داشت. این در شرایطی است که ما در تمرینات بارها روی این نقطه ضعف تقوی کار کرده بودیم و این نکته را به او گوشزد کرده بودیم؛ اما متاسفانه در مبارزه با حریف کوبایی دوباره به همان وضعیت سابق خود برگشت و همین مساله باعث شکست او شد. این را هم اضافه کنم اگر کشتیگیر روس قبل از تقوی با کوبا کشتی میگرفت، دیگر آن اتفاق تلخ و حذف تقوی صورت نمیگرفت، چون او براحتی بر کشتیگیر روس پیروز میشد. با این حال مدال برنزی که کمترین حق تقوی بود، با حرکت ناجوانمردانه روسها در خریدن کشتیگیر کوبایی از کف رفت. اطمینان داشته باشید که تقوی به هیچ عنوان مغرور نشده و اصلا در این وادیها نیست و تنها با اشتباه تاکتیکی مغلوب گازرون شد.
با وجود همه انتقادهایی که از تیم ایران میشود، اما این رقابتها یک نکته مثبت ملموس برای تیم ما داشت و آن اینکه صادق گودرزی مدال برنز سال گذشتهاش را به نقره تبدیل کرد. با این حال گودرزی در کشتی فینال خوب ظاهر نشد و به نظر میرسید مدال نقره او را راضی کرده بود. این طور نیست؟
دقیقا همین طور است. گودرزی در این یک سال پیشرفت خوبی کرده است و در مسکو تا دیدار فینال جسارت و جنگندگی همیشگی را داشت؛ اما در فینال اصلا خودش نبود. ما خیلی با او حرف زدیم و تفاوت بسیار مدال نقره و طلا را به او یادآور شدیم و اینکه ممکن است این آخرین فینال ورزشیاش باشد و نباید این موقعیت را از دست بدهد؛ اما متاسفانه گودرزی، جنگنده همیشگی نبود و به نقره قناعت کرد. به هر حال این کشتیگیر با تواناییهایی که دارد، میتواند سالها برای ایران افتخارآفرینی کند.
یکی از وزنهای دیگر که بصراحت اعلام کردید باید در آن تجدیدنظر شود، 84 کیلوگرم است؛ جایی که احسان لشکری در همان کشتی اول خود مغلوب کشتیگیر بینام و نشان رومانی شد و حکایت جمال میرزایی در دانمارک 2009 را تکرار کرد. این در حالی است که شما به او خیلی امید داشتید، براستی چه اتفاقی در این وزن افتاد؟
ما اگر احسان لشکری را به مسکو بردیم، به این دلیل بود که او در جام تختی و همچنین رقابتهای قهرمانی آسیا با اقتدار قهرمان شد، در جام جهانی هم خوب کشتی گرفت و خیلی سرحال بود. از طرفی گرچه در جام جهانی مغلوب عبدالسلام قاسداف روس شده بود، اما در جام زیلکوفسکی لهستان مقابل این کشتیگیر روس خیلی خوب ظاهر شد. این کشتیگیر در جهانی مبارزه نکرد؛ اما به نظر من بهترین کشتیگیر روسیه در 84 کیلو همین قاسداف است. به هر حال شکست لشکری مقابل کشتیگیر درجه چند رومانیایی ما را مات و مبهوت و بزرگترین ضربه را به پیکره تیم وارد کرد. لشکری از جایی ضربه خورد که ما بارها و بارها به او یادآور شده بودیم که روی هر حریفی به اندازه خودش باید حساب باز کند و هیچکس را نباید دستکم بگیرد. لشکری به فکر کشتی دور سومش یعنی با برنده ازبکستان و هربرت آمریکایی بود که اصلا به این مبارزه نرسد.
اسم تجدیدنظر را که میآورید یاد جمال میرزایی در این وزن میافتم. جمال با نتیجه ضعیفی که در دانمارک گرفت، عملا دیگر شانسی برای جبران نداشت و به طور کلی کنار گذاشته شد. آیا این سرنوشت در انتظار لشکری و رحیمی نیز خواهد بود؟
ما چه از جمال میرزایی، چه احسان لشکری و اصولا هر فردی که در خدمت کشتی ایران باشد، باید حمایت کنیم؛ اما وقتی کسی کمتر از حد توانش ظاهر میشود باید یک جورهایی با او برخورد کنیم تا بداند تیم ملی چه ارزش و جایگاهی دارد. اگر جمال میرزایی در این وزن کنار ماند، به این دلیل بود که بعد از جهانی دانمارک در هیچکدام از مسابقات حضور نداشت. نه در جام تختی، نه جام شیرودی و نه جام حبیبی و موحد؛ بنابراین طبیعی بود که از تیم کنار بماند. با این حال تصمیمگیری درباره این وزن را به بعد از آغاز اردو موکول کردهایم.
از دیگر نکات مثبت تیم اعزامی ایران به جهانی مسکو، ظهور پدیدهای به نام عرفان امیری در وزن 96 کیلوگرم بود. خود شما عملکرد این کشتیگیر را چطور ارزیابی میکنید و چه برنامهای برای حفظ این کشتیگیر جوان دارید؟
ابتدا باید این نکته را یادآور شوم که از اتخاذ چنین تصمیمی خوشحالم. عوامل مختلفی در این تصمیم موثر بودند، به عنوان مثال تدبیر و تفکر کادر فنی در کنار حمایت فدراسیون. حقیقت این است که اعزام یک جوان به رقابتهای جهانی جسارت خاصی میخواست و در سالهای گذشته این اتفاق نیفتاده بود که یک جوان به عضویت تیم ملی دربیاید و خوب هم ظاهر شود.
بهتر از دوحه نتیجه گرفتن کار بسیار سختی است؛ اما همه هدف ما این است که کشتی آزاد با کسب مدالهای طلا به ارتقای رنکنیگ کل کاروان ورزش ایران کمک کند
امیری کشتیگیران قزاقستان، کوبا و آمریکا را برد، این در حالی است که او 91 کیلو وزن دارد و اگر سنگینتر و اشکالاتش برطرف شود، مطمئنا میتواند مهره کارآمدی برای کشتی ایران هم در وزن 96 و حتی در 120 کیلو باشد. امیری در کشتی مرحله نیمه نهایی مقابل گاتسالوف نامدار هم بسیار خوب ظاهر شد و در هر دو تایم در کلنیچ (قرعه برای زیرگیری) بازنده شد. به هر حال بعد از کشتی با گاتسالوف، امیری به لحاظ توان جسمی تحلیل رفت و مقابل گوگشیلیدزه گرجی و با تجربه شکست خورد. کشتیگیری که در سالهای اخیر همه کشتیگیران ما را شکست داده است؛ بنابراین در مجموع از امیری راضی هستیم و باید او را برای فردای کشتی حفظ کنیم.
در سنگینوزن علیرغم سن و سال بالای فردین معصومی، هنوز هم کادر فنی روی او تاکید دارد و نخواسته جانشین شایستهای را در سنگینوزن معرفی کند. متاسفانه در مسکو معصومی هم مقابل کشتیگیر گرجستانی شکست خورد و حذف شد. چه برنامهای برای این وزن دارید؟ آیا وقت آن نرسیده روی گزینه دیگری فکر کنید؟
به نظر من حق معصومی در این رقابتها قرار گرفتن در بین 4 نفر برتر بود؛ اما متاسفانه بعد از اینکه موتالیموف قزاق مغلوب کشتیگیر گرجستانی شد، معصومی کار خود را برای راهیابی به نیمه نهایی تمام شده دانست و علیرغم همه تاکیدات کادر فنی مقابل این کشتیگیر گرجی با اشتباه تاکتیکی و تکنیکی ظاهر شد و با زیرگیری به صورت نشسته و زانو زده، مغلوب حریف شد. واقعیت این وزن هم این است که ما به خیلیها در میدانهای مختلف میدان دادیم؛ اما هنوز جایگزین شایستهای برای معصومی پیدا نکردهایم و او همچنان نفر اول این وزن است.
به نظر میرسد این وضعیت، خاص سنگینوزن نیست و ما تقریبا در همه اوزان بیشتر از یک کشتیگیر شاخص نداریم و عدم برگزاری رقابتهای انتخابی تیم ملی، بیش از آن که بیانگر اشراف کادر فنی و کمبود زمان برای برگزاری این رقابتها باشد، حاکی از تهی بودن کشتی ایران از وجود پشتوانه است. پشتوانههایی که البته در خلأ نیز پرورش نمییابند و باید برای رسیدن به آن آستین همت بالا زد و آنان را ساخت. بیشک اگر به همین داشتهها اکتفا کرده و قدرت ریسکپذیری نداشته باشیم، برای المپیک لندن هم باید به همین امثال معصومی و مراد محمدی دل ببندیم! این زنگ خطری برای ورزش اول ایران محسوب میشود. ارزیابی شما چیست؟
من و همه کسانی که دلشان برای کشتی میسوزد، دوست داریم در اوزان هفتگانه آنقدرکشتیگیر باکلاس و قدرتمند داشته باشیم که کار برای انتخاب یکی از آنان بسیار سخت باشد. مسلما در چنان شرایطی، مسابقات انتخابی هم رنگ و بوی دیگری به خود میگیرد. به هر حال ما با توجه به شرایطی که داشتیم و در پیش بودن رقابتهای جهانی و بازیهای آسیایی، احساس کردیم مسابقات انتخابی هیچ کمکی به ما نمیکند، چون موجودیت کشتی ما همین است. شاید بیشتر از موجودیتی که در اختیار داشتیم، به همه میدان و فرصت دادیم. اگر هم یکی دو نفر مثل جمال میرزایی و سعید ابراهیمی کنار ماندند، به این دلیل بود که در هیچ مسابقهای شرکت نکردند. با وجود این، من هم به برگزاری رقابتهای انتخابی اعتقاد راسخ دارم؛ مسابقاتی که در زمان و شرایط مشخص برگزار شود تا بهترینها به عضویت تیم ملی درآیند. سوالی که مطرح است اینکه اگر یک جوان در رقابت انتخابی قهرمان شد و در مسابقات رسمی شکست خورد، آیا صبر و حوصله این شکست در جامعه کشتی وجود دارد؟ به نظر من، پاسخ این سوال منفی است. همان طور که خود ما در جهانی 2005 این کار را کردیم و تیم ایران با یک برنز ششم شد؛ اما همه دیدند چه بلوایی بهپا شد، در حالی که ما چوب قانونگرایی را خوردیم.
اما همه ما میدانیم یکی از دلایل موفقیت خیرهکننده روسها در کشتی، برگزاری رقابت انتخابی و قانونمند بودن کشتی این کشور است؟
به نظر من اینکه کشتی ایران را با روسیه مقایسه کنیم، درست نیست. آنها در هر وزن، چند کشتیگیر آماده دارند که فاصلهشان با هم بسیار کم است. در موضوع نداشتن پشتوانه نیز فدراسیون و کادر فنی مقصر نیست، زیرا این مساله به سالهای دور مربوط است، ضمن اینکه صبر و حوصله جامعه ما خیلی پایین است و همین مساله قدرت ریسک را پایین میآورد.
اما سالهاست که گوشمان به شنیدن نداشتن پشتوانه عادت کرده و طوری شده که انگار باید عدهای خارج از مجموعه کشتی برای این رشته پشتوانهسازی کنند.
قبول دارم؛ اما وظیفه من به عنوان سرمربی تیم ملی پشتوانهسازی نیست و این پشتوانهها باید در باشگاهها و استانها ساخته شوند.
به سعید ابراهیمی اشاره کردید؛ کشتیگیر توانایی که در یک سال اخیر به بوته فراموشی سپرده شده و هنوز هم مشخص نیست بالاخره او میخواهد در 96 یا سنگینوزن کشتی بگیرد. به نظر میرسد توجه به این کشتیگیر که نقره جهان را در کارنامه خود دارد، یک ضرورت است.
فکر میکنم اگر ابراهیمی یک سال دور از میدانها بود، تنها خودش مقصر است. بارها در ارتباط تلفنی با او، این نکته را یادآور شدم که باید هرچه سریعتر تکلیف خود را روشن کرده و به میدان مبارزه برگردد. به هر حال او امروز این مساله را پذیرفته و قرار است هم در رقابتهای قهرمانی کشور و هم در انتخابی آتی تیم ملی، کشتی بگیرد. با این حال پس از نشست کمیته فنی فدراسیون که قرار است یکسری مسائل در آن مطرح شود، ابراهیمی در وزن 96 کیلوگرم به اردوی تیم ملی دعوت میشود؛ چراکه اگر او سرحال و قبراق باشد، میتواند تا چند سال آینده افتخارآفرین باشد.
پس تکلیف عرفان امیری جوان که او را تحسین کردید، چه میشود؟ آیا این اقدام شما باعث از بین رفتن انگیزههای او نمیشود؟
عرفان امیری همچنان در اردوی تیم ملی خواهد بود. ما در 7 ماه اخیر، این کشتیگیر جوان را در همه مراحل اردویی داشتیم، همان طور که جوانانی همچون رضا افضلی، محمد یوسفی، محمد طهماسبی، فرزاد جعفری، حسین خانی و حسن رحیمی حضور داشتند. درواقع 70 درصد نفرات اردونشین کشتی را جوانان تشکیل میدهند و ما از آنها غافل نیستیم.
به هر حال گرچه از کشتی همیشه انتظارات فزایندهای وجود دارد؛ اما حساسیتی که درباره این دوره از رقابتهای جهانی وجود داشت، بیشتر به در پیش بودن بازیهای آسیایی گوانگجو برمیگردد. چه شرایطی را برای تیم ملی در گوانگجو متصور هستید؟
لازم است این نکته را یادآور شوم که ما از بدو به عهده گرفتن مسوولیت تیم ملی کشتی آزاد، برنامه 4 ساله خود را تا المپیک 2012 لندن به صورت مکتوب به فدراسیون کشتی ارائه کردیم. در این برنامه ما در جهانی 2009 عنوان پنجمی، در جهانی 2010 چهارمی و در جهانی 2011 که سال آینده در ترکیه خواهد بود، کسب عنوان سومی را به عنوان هدف خود قرار دادهایم که در این میان موفقیت در گوانگجو را نیز به عنوان یک هدف میانمدت مدنظر داشتهایم. اینها علاوه بر کسب عنوان قهرمانی آسیاست که خوشبختانه در 2 سال اخیر به آن دست یافتهایم.
در رابطه با مسابقات جهانی، اینها اهداف حداقلی است که به آن اشاره کردید. حالا فکر میکنید بتوانید بهتر از دوره گذشته بازیهای آسیایی نتیجه بگیرید، یعنی بیش از 4 مدال طلا؟
بهتر از دوحه نتیجه گرفتن کار بسیار سختی است؛ اما همه هدف ما این است که کشتی آزاد با کسب مدالهای طلا به ارتقای رنکینگ کل کاروان ورزش ایران کمک کند. در چند وزن، شانس کسب مدال طلا را داریم و مطمئنا در گوانگجو، تیم ما خیلی بهتر از رقابتهای جهانی مسکو ظاهر خواهد شد. ما برای حضور در این رقابتها 4 مرحله اردو در نظر گرفتهایم و کشتیگیران، کادر فنی و تمامی عوامل فدراسیون و جامعه بزرگ کشتی با همدلی و یکدلی خود را برای این رویداد مهم آماده میکنند و امیدوارم با حمایت سازمان تربیت بدنی و کمیته ملی المپیک از فدراسیون کشتی، شاهد این باشیم که ورزش اول کشور بار دیگر در رویداد مهم آسیایی پرچمدار ورزش ایران باشد.
خوشبختانه چندسالی است که کشتی ایران به افتخارآفرینی آزادکاران محدود نمیشود و فرنگیکاران نیز افتخارات ارزشمندی را در این سالها کسب کردهاند. عملکرد تیم ملی کشتی فرنگی در جهانی مسکو را چطور ارزیابی میکنید؟
من به صورت کلی میخواهم در این رابطه صحبت کنم. متاسفانه انتقاداتی که از مدیریت فدراسیون میشود، دور از انصاف است و باید واقعیتها را در نظر بگیریم. فدراسیون کشتی و در راس آن محمدرضا یزدانیخرم، تمام تلاش خود را برای کسب موفقیت میکند و اگر در المپیک نتیجه نمیگیرد، نباید آن را به حساب رئیس فدراسیون گذاشت. بعد از تغییر و تحولاتی که در تیم ملی کشتی پس از رقابتهای جهانی 2006 صورت گرفت، تیم نایب قهرمان جهان در باکو 2007 به رده هفتم جهان سقوط کرد. این سقوط ناشی از عملکرد رئیس فدراسیون نبود، بلکه به عملکرد مردان فنی ما برمیگشت. براین اساس، من هیچ انتقادی را متوجه رئیس فدراسیون نمیبینم. برای نتایج ضعیفی از قبیل المپیک پکن باید کادر فنی و آدمهای فنی پاسخگو باشند. واقعیت این است نتایجی که در کشتی فرنگی در این سالها به دست آمده، بیسابقه بوده و نباید انتقاد غیرمنصفانه داشت. کسانی که امروز از مدیریت کشتی انتقاد میکنند، مگر در گذشته از حاجی طالقانی یا امیر خادم که از خانواده کشتی بودند، انتقاد نمیکردند!؟ بنابراین هدف آنها پیشرفت کشتی نیست.
به انتقاداتی که این روزها از فدراسیون کشتی و از تیمهای ملی آزاد و فرنگی میشود، اشاره کردید. شما به عنوان سرمربی تیم ملی، چه واکنشی نسبت به این انتقادها دارید؟
اگر انتقاد از سر دلسوزی و با ارائه راهکار و از سر منطق و تفکر باشد، خیلی خوب است و ما آن را با دیده منت میپذیریم؛ اما متاسفانه یکسری که خیلی انگشتشمارند و من اسم آنها را منتقدان مغرض همیشگی میگذارم، همیشه مغرضانه قضاوت میکنند و دنبال تخریب آدمها هستند و فکر میکنم دنبال تسویه حساب شخصی و منافع خود هستند. ما وظیفه داریم مقابل انتظار مردم با تمام وجود پاسخگو باشیم. باید از انتقادهای سازنده با تمام وجود استقبال کنیم؛ اما مطمئن باشید هیچ توجهی به اظهارات مغرضان نداریم، چون آنها فقط به دنبال حاشیهسازی برای کشتی هستند.
فدراسیون از عملکرد شما در 20 ماه اخیر و به طور کلی در رقابتهای جهانی مسکو رضایت دارد؟
با توجه به برنامه مکتوب ارائه شده ، فدراسیون از عملکردمان راضی است و اینکه در بین 64 کشور چهارم دنیا شدهایم، نمیتواند عنوان ضعیفی باشد. طبیعی است این نتیجه ایدهآل ما نیست و باید بیشتر تلاش کنیم؛ اما در مسکو کیفیت مسابقات به حدی بالا بود که قهرمانان سرشناس و بزرگ جهان و المپیک شکست خوردند. اگر این اتفاق در تیم ما میافتاد، اسم آن را فاجعه میگذاشتند. آمریکا بیست و دوم و ترکیه بیستم شدند. این اتفاق بزرگی است و بخوبی کیفیت رقابتها را نشان میدهد.
به عنوان آخرین سوال، چه نظری درباره شایعه برکناری خود از تیم ملی دارید؟
خوشبختانه حمایتهای فدراسیون باعث دلگرمی من و همکارانم است و ما تا المپیک با قدرت به کار خود ادامه میدهیم و دوستان منتقد خودشان را خسته نکنند. ما جابهجا نمیشویم.
امید توفیقی
گروه ورزش
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: