حسین علایی:

در 8 سال جنگ برخی در پی تحصیلات دانشگاهی خود بودند

روزهای پایانی جنگ، نقش حضرت امام(ره) در آن روزها، داستان پذیرش قطعنامه، رفتار صدام در آن روزها، دلیل جریان سازی ها علیه فرماندهان جنگ و تخطئه آنان، زیر سوال بردن دستاوردهای جمهوری اسلامی از این دفاع مقدس و... از جمله ابهامات و نکات مهمی است که این روزها به دلیل رفتار و گفتار نابخردانه برخی، اذهان عمومی مردم و به ویژه نسلی که آن روزها را درک نکرده، مغشوش نموده و متاسفانه موجبات تحلیل های نادرست و برداشت های ناصواب را فراهم آورده است.
کد خبر: ۳۵۶۰۴۱

به گزارش «تابناک» در همین راستا و با هدف روشن شدن برخی از زوایای تاریخی مسئله، با سردار حسین علایی از فرماندهان 8 سال دفاع مقدس ملت ایران، گفتگوی کوتاهی انجام داده ایم که به شرح زیر است.  

سوال: از سال‌های پس از پایان جنگ تا به امروز برخی همواره این شبهه را ایجاد می‌کنند که نباید قطعنامه را می‌پذیرفتیم و حضرت امام(ره) مجبور به پذیرش قطعنامه آن هم به سبب فشار برخی جریان‌ها بود، بیشتر منتقدین برای اثبات ادعای خود به این عبارت از حضرت امام(ره) اشاره می‌کنند که، «پذیرفتن قطعنامه برای من همانند نوشیدن جام زهر است»، دیدگاه شما درباره این موضوع چیست؟

پاسخ: به نظر می رسد، حضرت امام انتظار داشتند نتیجه این جنگ، سقوط صدام حسین و به دست گیری حکومت عراق توسط مردم این کشور باشد و تلاش داشتند با فشار نظامی که رزمندگان ما بر گرده ارتش بعثی عراق وارد می کنند، این ارتش را که عامل سرکوب مردم عراق بود، درگیر با نیروهای ایرانی کنند تا گشایشی برای مردم عراق ایجاد شود و آنان بتوانند در فرصت مناسبی، سرنوشت خودشان را در عراق به دست گیرند.

در سال پایانی جنگ، زمینه ای پیش آمد که امام احساس کردند، چنین هدفی اجرا شدنی نیست و امکان این که مردم عراق، بتوانند دست کم در کوتاه مدت، حکومت صدام را سرنگون کنند، نیست و از سوی دیگر، برنامه ریزی کشورهایی مانند آمریکا، شوروی و عراق در میان بود تا این اندازه که به قدرت صدام بیفزایند و شرایط جنگ را به سود صدام برگردانند.

به هر روی، در آن شرایط، امکان این که جلوی برنامه قدرت های بزرگ گرفته شود و اجازه داده نشود که جنگی بزرگتر از جنگ اول صدام بر ما تحمیل شود، وجود نداشت؛ بنابراین، حضرت امام خمینی(ره)، با پذیرش قطعنامه 598، جلوی جنگ بزرگ عراق علیه ایران را گرفتند، ولی چون از آغاز تمایل نداشتند این جنگ بدون سرنگونی صدام به دست مردم عراق پایان یابد، از تحلیل جام زهر استفاده کردند، چون ایشان گمان می کردند، با پذیرش قطعنامه، صدام فرصتی برای حکومت بیشتر بر مردم عراق و  ایجاد نفاق بیشتر در آن کشور پیدا خواهد کرد.

به نظر من، امام این عبارت را به کار بردند برای این که نشان دهند، ادامه حاکمیت صدام و حزب بعث در عراق تا چه اندازه تلخ است.

اما در این باره باید گفت که پذیرش قطعنامه 598 حکیمانه ترین کار در مقطع زمانی خود است، زیرا در آن اوضاع، امام با پذیرش آن، توانستند ابتکار پایان دادن به جنگ را به دست گیرند و از آن حالت تخریب گر جنگ که به وجود آمده بود، جلوگیری کنند.

سوال: یکی از گمانه‌هایی که هست، این که حضرت امام پیش بینی می‌کردند، ممکن است صدام در هنگام مستأصل شدن، دست به اقدامات دیوانه وار و فاجعه باری چون بمباران شیمیایی مناطق مسکونی و شهری بزند، البته فرسایشی شدن جنگ را هم می‌توان به آن اضافه کرد، از نگاه شما این موضوع چقدر می‌تواند به واقعیت نزدیک باشد؟

پاسخ: در سال پایان جنگ، عراق اقداماتی کرد که در طول جنگ، تقریبا بی سابقه بود. این اقدامات عبارت بودند از:

 نخست: بمباران همه تأسیسات نفتی ایران در خلیج فارس تا محدوده تنگه هرمز با کمک هواپیماهای میراژ فرانسه بود.

دوم: گسترش جنگ و حمله به شهرها تا منطقه میانی کشور، به گونه ای که شهرهایی مانند تهران، قم، اصفهان، شیراز و شهرهای مهم ایران را با هواپیما و موشک آماج حمله قرار می داد و به جای جنگیدن در جبهه، مردم بی گناه و غیر نظامی را مورد حمله قرار می داد و تلفات بسیاری از این راه بر کشور وارد می کرد.

اقدام سوم هم این بود که در جبهه های جنگ به صورت گسترده، از سلاح های شیمیایی بهره می برد که ما و همه مردم جهان، نمونه برجسته بهره گیری از آن را علیه مردم کشور خودش دیدیم و به یاد داریم؛ البته پیش از حلبچه، صدام از این سلاح برای مردم سردشت استفاده کرده بود که بیش از نود نفر از مردم غیرنظامی در این شهر به شهادت رسیدند.

از سوی دیگر، آمریکا به عنوان یک مداخله گر نظامی در خلیج فارس، وارد عمل شده و حتی حاضر بود به غیر نظامیان ایرانی در این منطقه حمله کند که نمونه بارز آن، حمله به هواپیمای مسافربری ایرباس برروی خلیج فارس بود؛ بنابراین، جنگ از حالت عادی خود بیرون آمده بود و به یک دیوانگی و جنون از سوی صدام و آمریکا رسیده بود.

من گمان می کنم در چنین شرایطی، حضرت امام احساس کردند که تداوم جنگ، پیروزی های بالاتری برای ایران به ارمغان نخواهد آورد.

بنابراین، در این باره باید گفت، هدف از جنگ، رسیدن به پیروزی و غلبه بر دشمن است؛ پس اگر قرار باشد در تداوم جنگ، خود ایران تلفات و آسیب بیشتری ببیند و به سود دشمن پایان یابد، ادامه دادن آن، کار عقلانی نیست و برای همین، به دنبال این بودند که جنگ را به فرصتی برای مردم عراق جهت از بین بردن رژیم بعثی تبدیل کنند و این گونه بود که  از این هدف کوتاه آمدند و جنگ را در آن شرایط پایان دادند.

سوال: به تازگی برخی بحث‌هایی را مبنی بر تخطئه فرماندهان جنگ و زیر سئوال بردن آن آغاز کرده‌اند که البته قدمتش به چندین سال پیش بر می‌گردد، این افراد حتی مستقیم و غیر مستقیم در روابط و اعتماد امام(ره) به فرماندهان جنگ تشکیک وارد می‌کنند، شما دلیل این جریان سازی را چه می‌دانید؟ شما به عنوان یکی از فرماندهان عالی جنگ این رابطه را چگونه تبیین می‌کنید؟

پاسخ: امام به فرماندهان جنگ اطمینان و اعتماد کامل داشتند و بنا بر همین، آنان را به عنوان کارشناسان نظامی تأیید می کردند. به گمان من، یکی از کارهای بسیار خوبی که آقای رضایی در ماه پایان جنگ انجام دادند، نوشتن همان نامه معروف به امام هست که واقعیات میدان جنگ را بیان کرده اند و مبنایی شد برای تصمیم گیری. البته امام در حال تصمیم گیری برای پذیرش قطعنامه 598 بودند. همین نامه، نشان می دهد که فرماندهان جنگ، هر گونه مسایلی که در جبهه های جنگ می گذشت، به حضرت امام(ره) منتقل می کردند و بنابراین، امام بنا بر دریافت اطلاعات از مجاری فرماندهان سپاه و ارتش، هم از راه دولت و هم از طریق دیگر منابع، مسائل را بررسی می کردند و بنا بر همان تصمیم می گرفتند و پیامی را که امام پس از پذیرش قطعنامه 598 در تاریخ 5/4/67 مرقوم فرمودند، حاکی از این است که امام با دریافت واقعیت ها و در واقع بینانمه از شرایط جنگ و کشور و با درایت و ذکاوت پذیرش قطعنامه را کاری درست و صحیح در آن مقطع تشخیص دادند.

 پس از پذیرش قطعنامه هم می بینیم، هنگامی که رئیس جمهور وقت،  پس از این که عراق دوباره به خاک ایران حمله کرد، به منطقه اهواز رفتند و زمانی که رزمندگان ما توانستند قوای متجاوز عراق را از جای جای اهواز ـ خرمشهر پاک کنند، ایشان از حضرت امام خواستند که اجازه دهند که ما عملیاتی را در خاک عراق انجام دهیم، اما امام(ره) فرمودند که ما در فضای پذیرش قطعنامه هستیم و نباید به خاک آنها وارد شویم، در واقع امام با بررسی همه جوانب، قطعنامه را پذیرفتند. ایشان در آن زمان، تشخیص داده بودند که جنگ باید پایان یابد؛ بنابراین کسی پذیرش قطعنامه را به امام تحمیل نکرد، بلکه شرایط و وضعیتی که در آن مقطع از جنگ پدید آمده بود، باعث شده بود به این نتیجه برسند که پذیرش آن به سود منافع ملی ایران و کشور است.

سوال: اما هم اکنون ما در برخی رسانه‌ها و حتی در موارد محدودی در تلویزیون می‌بینیم که بسیاری به راحتی، بسیاری از اقدامات زمان جنگ تحمیلی و نحوه اداره جنگ را زیر سوال می‌برند. در این میان، احساس می‌شود جریانی در حال حمله به اقدامات انجام گرفته در زمان جنگ است. تحلیل شما در این باره چیست؛ چه رویدادی در حال رخ دادن است؟

پاسخ: اگر این کار با هدف روشنگری باشد، هیچ مشکلی نیست؛ البته مشکلی که هست این که برخی تنها از موضع مسائل سیاسی و نیز برای از میدان به در کردن رقیب اینها را مطرح می کنند، وگرنه هر مسأله ای درباره جنگ مطرح شود، به فهم بهتر مسأله و نیز بهره گیری از تجربیات جنگ در راستای بهتر اداره کردن امور کشور، کمک می کند.

اما مسأله مهمی که هست، این که چنانچه نگاه علمی به این موضوع شود، بسیار مناسب و مفید خواهد بود، ولی اگر هدف بهره گیری از طرح موضوع برای حمله به رقیب باشد، بدون توجه به پاسخ ها یا دیدگاه های طرف مقابل، به نظر می رسد در کوتاه مدت، می تواند طراحان این موضوع را راضی کند، در غیر این صورت، ممکن است در درازمدت، سودی نداشته باشد. برای نمونه آنهایی که این پرسش را مطرح می کنند، چه نقشی در دوران جنگ داشته اند؟

آیا در آن دوران، همه وقت خود را در خدمت جنگ قرار داده بودند در حالی که در مقابل این عده، فرماندهان و رزمندگان دوران دفاع مقدس همه عمرشان را در خدمت امام و جنگ بودند؟ یا این که آنها به کارهای دیگری مشغول بودند و هم اکنون به فکر مطرح کردن این پرسش ها افتاده اند و یا این که اگر هم در جنگ بودند، همه وقت شان در آن هزینه نشد و هم اکنون این مسائل را مطرح می کنند!

برخی از این افرادی که این سخنان را بر زبان می آورند، تحصیلات دانشگاهی خودشان را در دوران جنگ انجام دادند و در واقع همه وقت خود را در خدمت امام و دفاع از میهن نبودند.

بنابراین، باید افراد صادقانه این گونه مسائل را مطرح کنند. در عین حالی که طرح هر گونه مسائلی حتی برای کسانی که در جنگ نبودند و حتی هیچ کمکی هم نکردند، ایرادی ندارد، ولی همه آحاد ملت ایران باید پاسخگوی مسائل دوران جنگ باشند، نه کسانی که در جنگ بودند و فداکاری کردند و جان و مال و وقت خود را در خدمت جنگ و علیه صدام به کار گرفتند.

سوال: موضوعی که الان مطرح می‌شود این است که حضرت امام(ره) تناسب میان دیدگاه‌های نظامی و سیاسی در اداره جنگ را  چگونه ایجاد نمودند؟

پاسخ: امام با آقای هاشمی ارتباط کاملی داشتند و نظریات ایشان را از جمله دیدگاه های صائب در مسائل جنگ می دانستند و در عین حال، نظریات کارشناسی فرماندهان ارتش و سپاه را نیز مورد توجه قرار می دادند، ولی تصمیم گیرنده اصلی خود حضرت امام بودند. ایشان بودند که تشخیص دادند قطعنامه را بپذیرند و باز خود ایشان بودند که باز هم تشخیص دادند پس از پذیرش، آن را به عنوان مبنای رسیدن به صلح قرار دهند. برای همین امام فرمودند که ما در چهارچوب قطعنامه به صلح پایدار خواهیم رسید و نتیجه پذیرش قطعنامه هم همان شد؛ صدام ساقط شد و حزب بعث عراق از میان رفت و ارتش بعثی هم نابود شد؛ بنابراین، نگاه من به مسائل این است که امام، به حق هم به سیاستمداران جنگ اعتماد کامل داشتند و هم به فرماندهان  نظامی.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها