جوانانی که با تئاتر دفاعمقدس شروع کردند، بزودی وارد شاخههای دیگر این هنر شدند و خوش درخشیدند. در واقع حوزه موضوعی دفاعمقدس باعث رشد تئاتر کشور هم شد و از نظر کمی و کیفی بر اعتبار آن افزود؛ اتفاقی که متاسفانه در سالهای اخیر دچار بنبست شده است.
اوج تئاتر دفاعمقدس
سهراب سلیمی در باره آن رویش دهه 70 میگوید: دفاعمقدس حوزه بکری بود که تا زمانی که جنگ ادامه داشت، بسیاری از موضوعهای آن قابل طرح نبود و برای همین از اواخر دهه 60 این فرصت فراهم شد تا بسیاری از حرفهای ناگفته آن روی صحنه بیاید.
مسعود دلخواه، مدرس و کارگردان نمایش هم در این ارتباط معتقد است: تئاتر دفاعمقدس از زمانی اوج گرفت که از شعار فاصله گرفت و به شعور نزدیک شد. وقتی که مسائل اجتماعی و فرهنگی در دل این نمایشها مطرح شدند، توانستند با مخاطبان ارتباط بهتری برقرار و نظر منتقدان و کارشناسان را هم جلب کنند.
حسین مسافر آستانه که سالها مسوولیت انجمن تئاتر دفاعمقدس را بر عهده داشت و در حال حاضر مدیر اداره کل هنرهای نمایشی است با اشاره به این که رویکرد واقعبینانه و شناخت دقیقتر هنرمندان از فرهنگ دفاعمقدس باعث رشد این حوزه نمایشی در طول سالهای گذشته شد، میافزاید: پژوهشهای کتابخانهای و میدانی راهی است تا به وسیله آن بتوانیم وقایع و همچنین شخصیتهای دفاعمقدس که به ظاهر ساده و دست یافتنی هستند ولی به واقع بسیار چند لایه و پیچیدهاند را درک کنیم و به درستی روی صحنه به نمایش در آوریم.
فرید مشکاتی، کارگردان و پژوهشگر تئاتر با اشاره به رشد خوب این عرصه از هنرهای نمایشی در سالهای گذشته تاکید میکند: در برههای نمایشهای دفاعمقدس توانستند مایه رشد و شکوفایی تئاتر کشور بشوند و بخش مهمی از هویت تئاتر ملی ما را شکل دهند که هنر هنرمندان و مدیریت مسوولان در راستای هم قرار گرفت و همدلی خوبی بین دستاندرکاران آن به وجود آمد.
نیما دهقان، کارگردانی که سال گذشته با نمایش دفاعمقدسی «خنکای ختم خاطره» توانست در گیشه و در داوری جشنواره فجر موفق باشد، در همین ارتباط میگوید: زمانی بود که بین آدمهای این حوزه فاصله نبود و همه آنان در کنار هم مشکلات را حل میکردند. اما در حال حاضر بین بدنه تئاتر دفاعمقدس و مدیریت آن فاصله افتاده است و هرکدام برداشت و گرایش خود را دارند.
در سراشیبی
نا کارآمدی مدیران، نبود ارتباط درست بین آنان و هنرمندان و اعمال سلیقه مهمترین ضعفی است که اهالی تئاتر مقدس بر آن انگشت گذاشته و به عنوان مهمترین دلیل افول این شاخه هنرهای نمایشی ایران از آن یاد میکنند.
امیر دژاکام هنرمندی است که چنین نظری دارد و میگوید: وقتی متولیان و مسوولان این عرصه از هنرهای نمایشی، دریافت شخصی خودشان را درستترین فهم میدانند و قائل نیستند که دیگران هم میتوانند فهم متفاوت و تازهای از این مساله داشته باشند، طبیعی است که از سرعت قطار تئاتر دفاعمقدس کاسته میشود و آن شتاب گذشته جایش را به سکون میدهد.
این کارگردان و مدرس تئاتر ادامه میدهد: متاسفانه مدیران نگاهی بسیار محدود به تئاتر دفاعمقدس دارند و به دیگران فرمان میدهند و بخشنامه میفرستند که تئاتر جنگی حتما باید همان ویژگیهایی را داشته باشد که در آن افق دید محدود میگنجد. برای همین نه تنها چهرههای تازه پا به این عرصه نمیگذارند که همان هنرمندان موفق پیشین هم عطای کار در تئاتر دفاعمقدس را به لقایش میبخشند.
میلاد اکبرنژاد یکی از همان جوانانی است که اگر چه در تئاتر دفاعمقدس خوش درخشید، اما این روزها چندان میلی برای کار در آن ندارد. او در این ارتباط میگوید: وقتی کسانی رشته این امر را در دست دارند که نه از تئاتر و نه از دفاعمقدس چیزی نمیدانند، جایی برای کار باقی نمیماند.
وی با اشاره به این که هر وقت مدیران از ترویج تئاتر دفاعمقدس و حمایت از آن دم زدند، بیشتر از هروقت دیگر این عرصه دچار مشکل شده است، میافزاید: در حال حاضر تئاتر دفاعمقدس بیشتر در بیلانهای کاری و آمارها جای دارد تا روی صحنه تئاتر. برای همین بهترین خدمت به این تئاتر آن است که عدهای دست از سرش بردارند و بگذارند هنرمندان علاقهمند به این موضوع کارشان را انجام دهند.
فرید مشکاتی هم در این ارتباط تاکید میکند: متاسفانه تئاتر دفاعمقدس که تا این اندازه در عرصه تئاتر ملی ما از اهمیت و ارزش بالایی برخوردار است، منحصر و محدود به هفته دفاعمقدس و خاص شده و بودجه اندک آن هم در این مناسبتها خرج میشود که بازده مناسبی ندارد.
افق روشن
نیما دهقان که در آثار دفاعمقدسی خود همچون «خنکای ختم خاطره» و «دو متر در دو متر جنگ» نشان داده نگاهی متفاوت به این موضوع دارد، درباره قابلیتهای این حوزه نمایشی میگوید: این فضا آنقدر سوژه و موضوع بکر دارد که اگر با خلاقیت هنری همراه شود میتواند شاهد پدید آمدن آثاری بزرگ باشد که به دلیل نزدیکیاش با مخاطب بیشک در جذب آنان نیز موفق خواهد بود.
او درباره قهر هنرمندان فعال در این حوزه نیز توضیح میدهد: با این که کم کار شدن تئاتریها در این حوزه یک واقعیت تلخ است، اما مطمئن هستم اگر فضای کار برای آنان فراهم شود، همه به خانه اصلی خود باز خواهند گشت.
دهقان توصیه میکند: وقت آن فرا رسیده تا مدیران با دعوت از هنرمندان عرصه تئاتر دفاعمقدس به کار، چراغ فعالیت در این حوزه را به پرفروغی سالهای پیشین برسانند و با نگاهی باز باعث شوند تا فاصله مخاطب با نمایشهای جنگ هر روز کمتر از گذشته شود.
اما دراین میان میلاد اکبرنژاد نگاه انتقادیاش را متوجه هنرمندان تئاتر نیز میکند و میافزاید: یکی دیگر از موانع پیش روی تئاتر دفاعمقدس، انگها و برچسبهای نابجایی است که از سوی تعدادی از اهالی هنرهای نمایشی به فعالان این عرصه زده میشود. وقتی آثار نمایشی این حوزه متهم به سفارشی بودن و بهره گرفتن از بودجه و امکانات دولتی میشوند، خب طبیعی است برخی از هنرمندان به سراغ آن نروند.
او ادامه میدهد: این در حالی است که تقریبا تمام نمایشهای اجرا شده در کشور با بودجه دولتی روی صحنه میروند و پرداختن به نمایشهای دفاعمقدس به هیچ وجه نشان دهنده حمایت از یک جریان سیاسی خاص نیست و ریشه در مقاومت مردمی در 8 سال جنگ تحمیلی دارد.
اکبرنژاد با این وجود اعتقاد دارد: اگر مشکلات مدیریتی و تبلیغات غلط دوستان نادان تئاتر دفاعمقدس حل شود، میتوان امیدوار بود تا این گونه نمایشی مسیر پیشرفت را در پیش بگیرد و از سکون و خمودی به در آید.
امیر دژاکام هم در این راستا میگوید: هنرمندان زیادی علاقهمند به کار در این حوزه هستند و از آنجا که تئاتر دفاعمقدس هم از ظرفیت نمایشی خوبی برخوردار است، میتوان امیدوار بود تا با رفع موانع و تنگنظریهای موجود، افقی روشن را در پیش چشمانمان شاهد باشیم.
مهدی یاورمنش / گروه فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم