در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
بازی در یک نقش منفی چگونه بود؟ نگران نبودید بازی در چنین نقشی به محبوبیت شما لطمه وارد کند؟
یک بازیگر باید در نقشهای متفاوت بازی کند تا بتواند در دنیای شلوغ امروز به حیات خود ادامه دهد. اگر به چند کار قبلی من در یک سال اخیر نگاه کنید، میبینید که نقشهای تکراریام، در فیلمهایی مثل رویاهای لندنی و آقا و خانم کانا با استقبال تماشاگران روبهرو نشد. این مساله نشان میدهد که برای موفقیت باید متفاوت بود و در نقشها و سوژههای تازه بازی کرد. کاراکتر من در دابانگ متفاوت از شخصیتها و نقشهایی است که قبل از این بازی کردهام و من این تفاوت را دوست دارم.
بازی در این فیلم را چرا قبول کردید؟ به همین دلیل که یک کاراکتر منفی بود؟
نه فقط به همین دلیل، هرچند مهمترین دلیل همین است! فیلمنامه قصه خوبی داشت و شخصیتپردازیهای آن مقبول بود. در عین حال، کارگردان فیلم آبیناو کاشیاپ (که با این فیلم اولین کار سینماییاش در مقام کارگردان ارائه کرد) آدم نوجو و خوشفکری است. مجموع این عوامل وسوسه بازی در آن را تشدید میکرد.
تهیهکننده فیلم برادر خود شما اربازخان است. آیا هنگام ساخت فیلم در کار فیلمساز دخالتی هم داشتید و در مورد نقشتان اعمال نفوذ هم میکردید؟
خیر. من یک بازیگرم و نباید در کار فیلمساز مداخله کنم. وقتی فیلمی بازی میکنم – چه تهیهکننده آن یک غریبه باشد و چه برادرم – خودم را موظف به اجرای کارهایی میدانم که کارگردان از من میخواهد. معمولا قبل از شروع کار، یک سری بحث و جدل با کارگردانهایم دارم تا بتوانم نقشم را جلوی دوربین بهتر بازی کنم. در دابانگ به دلیل آن که نقش مشکل و متفاوتی داشتم، اهمیت حضور کارگردان بیشتر از همیشه احساس میشد. آبیناو کاشیاپ این کاراکتر را بخوبی برایم شکافت و توضیح داد که چگونه باید نقشم را بازی کنم. بدون کمک او مطمئن باشید نمیتوانستم نقشم را بدرستی ایفا کنم.
دابانگ یک افتتاحیه عالی و خیرهکننده داشت. از این نکته خوشحالید؟
چه کسی از موفقیت بدش میآید؟ خوشحالم که تماشاگران از فیلم استقبال کردند و برای این خوشحالی دلایل زیادی وجود دارد. بعد از شکست سخت تجاری «ویر» خیلی ناراحت بودم. این درام تاریخی را خیلی دوست دارم، ولی شکست تجاری آن نشان داد که قبل از علایقم، باید به این نکته توجه داشته باشم که تماشاگران چه میخواهند. یک خوشحالی دیگر در این است که دابانگ یک محصول خانگی است و موفقیت مالی آن به نفع جمع خانوادههاست. قبل از نمایش عمومی فیلم، بسیاری از تحلیلگران اقتصادی سینما نسبت به استقبال بالای تماشاگران از آن، مطالب زیادی نوشتند. ولی همه ما زمانی که دابانگ اکران عمومی شد بشدت هیجانزده و نگران بودیم.
در آینده باز هم در نقشهای منفی و متفاوت بازی خواهید کرد؟
دوست دارم متفاوت باشم. ولی همه چیز بستگی به فیلمنامههایی دارد که پیشنهاد میشود. من نمیتوانم در فیلمهای متفاوتی که به من پیشنهاد نمیشوند بازی کنم. ولی از هر طرح و فیلمنامهای که متفاوت باشد استقبال میکنم و امیدوارم که در آینده در تعداد بیشتری کار متفاوت حضور داشته باشم.
شما که فیلمنامه «ویر» را نوشتید، قصد ندارید در آینده باز هم به کار فیلمنامهنویسی بپردازید؟
فیلمنامهنویسی را خیلی دوست دارم ولی «ویر» برایم یک تجربه تلخ بود. احساس شخصی خودم این است که یک جای کار غلط بوده است. تا زمانی که متوجه اشتباهاتم در کار نگارش «ویر» نشوم، دوباره دست به قلم نمیبرم.
ولی فکر نمیکنید نگارش فیلمنامه میتواند کمک کند تا شخصیتهای متفاوت را برای خودتان خلق کنید؟
خلق یک کاراکتر متفاوت در شرایطی که آن فیلم در نمایش عمومی با شکست تجاری روبهرو میشود، چه فایدهای دارد؟ متفاوت بودن زمانی خوب و جذاب است که با استقبال تماشاگران همراه باشد. زمانی دست به نوشتن و خلق یک کاراکتر متفاوت برای خودم در یک فیلمنامه میزنم که مطمئن باشم تماشاگران معمولی از آن استقبال خوبی میکنند.
قرار بود که «ویر» را خود شما کارگردانی کنید، چرا این کار را نکردید؟
همیشه دلم میخواست فیلمی را کارگردانی کنم و این آرزوی دیرینهام است. ولی بعضی وقتها بهتر است که آدم بعضی از رویاهایش را عملی نکند. با آن که کارگردانی را خیلی دوست دارم، ولی بازیگری را بیشتر میپسندم و در حال حاضر خیلی خوب دارم این کار را انجام میدهم. وقتی قرار شد «ویر» ساخته شود، هنوز در فکر کارگردانی آن بودم، ولی احساس کردم نمیتوانم به طور همزمان به 2 کار بازیگری و فیلمسازی بپردازم. به همین دلیل آنیل شارما که یک دوست قدیمیام است، کارگردانی آن را به عهده گرفت.
همیشه دلم میخواست فیلمی را کارگردانی کنم و این آرزوی دیرینهام است. ولی بعضی وقتها بهتر است که آدم بعضی از رویاهایش را عملی نکند
عامرخان رقیب شما یک فیلم ساخته که بسیار موفق هم
بوده است و شما هنوز پشت دوربین قرار نگرفتهاید!
خب، شاهرخخان هم هنوز فیلمی را کارگردانی نکرده است و همین طور آمیتاب باچان! دلیل ندارد که وقتی یک بازیگر معروف کاری را انجام داد، بقیه هم بلافاصله پشت سر او راه بیفتند. البته علاقه به فیلمسازی چیزی نیست که در چند سال اخیر سراغم آمده باشد. خیلی قبل از اینکه عامرخان «ستارهها روی زمین» را بسازد، من در فکر کارگردانی بودم. احساس میکنم هر زمانی که وقت آن برسد، این اتفاق میافتد و ضرورتی ندارد که بخواهم عجله کنم.
آیا هنوز هم پس از گذشت سالها از حضورتان در سینما، وقتی قرار است فیلم تازهای از شما اکران عمومی شود، هیجان و عصبیت دارید؟
خیر، من همیشه عصبی و هیجانزده هستم! (میخندد) میدانید، من هیچ انتظاری از فیلمهایم ندارم. وقتی در حال بازی در فیلمی هستم، تلاشم را میکنم تا بهترین کارم را ارائه دهم. بعد از آن، همه چیز به ذوق و علاقه تماشاچی بستگی دارد و امور را به دست آنها میسپارم. آنها هستند که باید تصمیم بگیرند که این فیلم را دوست داشته باشند یا خیر. اگر واکنش تماشاچی مثبت باشد فیلم تبدیل به یک کار پرفروش میشود.
بتازگی کار مجریگری یک برنامه تلویزیونی را قبول کردید. معنیاش این است که فعالیت سینمایی خود را کم میکنید؟
خیر. یعنی این که با تلویزیون هم همکاری میکنم! من یک بازیگرم و سینما انتخاب اول و اصلیام است، به همین دلیل بازیگر بودن است که میتوانم مجری یک تلویزیونی بشوم. حضورم در تلویزیون لطمهای به فعالیتهای سینماییام نخواهد زد.
بعد از آمیتاب باچان و شاهرخخان، سومین ستاره سینما هستید که مجری یک برنامه تلویزیونی میشوید. آیا این معنی شروع یک رقابت تازه است؟
خیر، این رقابت نیست، همکاری است. هریک از ما 3 نفر سبک و روشهای متفاوت کاری دارد و هر کس کار خودش را میکند. در عین حال، مقایسه کردن من با آمیتاب باچان کاملا غیرعادی است. او یک چهره بزرگ است و درست نیست که گفته شود من قصد رقابت با او را دارم.
فیلم جدید چه دارید؟
این روزها مشغول بازی در «فالتو» هستم که یک فیلم پرهزینه است. آمیتاب باچان، آکشی کومار، آبیشک باچان، کارینا کاپور و سوشمیتاس هم در این درام خانوادگی - اجتماعی بازی دارند. نکته جالب درباره «فالتو» این است که با وجود تعداد زیاد کاراکترهای آن، تمام این شخصیتها فرصت کافی برای حضور روی پرده سینما را دارند در یک کلام، نمیتوان گفت کدامیک از آنها نقش اصلی فیلم را به عهده دارد.
گفته میشود یکی از فیلمهای بعدی شما در مقام بازیگر «تام و جری» نام دارد، درباره آن هم صحبت میکنید؟
بلافاصله پس از شنیدن این نام، به یاد آن دو شخصیت کارتونی کلاسیک موش و گربه و نبرد آنها با هم میافتید اما فعلا قرار نیست اطلاعاتی درباره «تام و جری» که من در آن بازی میکنم به رسانههای گروهی ارائه شود.
مترجم: کیکاووس زیاری/ منبع: اینویا افام
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: