عشوه های نه چندان پنهانی !

1- تئاتر مخالفت با نحوه نظارت شورای نگهبان مجددا از سوی جناح چپ و رادیکال کشور به نمایش گذاشته شده است.
کد خبر: ۳۵۴۰۶
البته بر کسی نباید پوشیده باشد که «کپی رایت» این «تولید هنری» به نام جناح خاصی صادر شده است و امتیاز انحصاری آن از اول انقلاب تاکنون به گروه دیگری نرسیده است ! و در این که انتخابات در شکل دادن به حکومت امروز نقش محوری دارد ، تردیدی ندارم. ضمنا این امر مهم در کلیه مراحل خود از ابتدا تا انتها - که شامل ثبت نام ، تبلیغات ، نظارت ، شمارش و اعلام و تایید است - نیازمند تلاش برای «بهتر شدن» است اما بحث من و احتمالا دوستان متحصن و غیرمتحصن دوم خردادی ، هیچکدام راجع به «بهتر شدن» روند انتخابات نیست . برای من مطالبی که در این تبلیغات مطرح می شود، جالب و شنیدنی است!.
2- صحبت های رئیس جمهوری محترم دردمندانه بود ، خودمانی بود و با صفا دلشوره های خروج از زی دمکراسی در آن موج می زد. تا آنجا که ایشان اعلام کردند که هر نوع قرائتی از اسلام که با دمکراسی سازش نداشته باشد به نظر ایشان مردود است . شاید حدود وسط این ادعا - برهان چنین باشد: «اگر قرائتی از اسلام با دمکراسی سازگاری نداشته باشد ، پس لاجرم نوع حکومت مورد قبول آن استبداد خواهد بود. چرا که ورای دمکراسی جز استبداد نیست و البته استبداد حکومتی غیرعقلایی و ظالمانه است پس آن قرائت خاصی از اسلام که ظلم را تجویز می کند، باطل است». این که ورای دمکراسی گزینه ای جز استبداد نیست ، دعوی قدیمی فلسفه سیاسی است و احیانا بخشی از واقعیت را می نمایاند. شاید سخن بهتر این است که استبداد عارضه است و دمکراسی روش و چه بسا استبداد بر رژیمهای دمکراتیک هم عارض شود! البته دلیل برتری عملی دمکراسی همواره این بوده که احتمال ابتلائ حکومت به استبداد را کاهش می دهد ، اگرچه آن را کاملا مرتفع نمی کند.
3- اما خوشبختانه (یا متاسفانه) همزمان با مواضع جدید غرب لیبرال - صهیونی ، جمعی از دوستان ما در داخل معتقدند که «نباید» دمکراسی اولویت اول ایران باشد ، بلکه همه راهها «باید» به حقوق بشر ختم شود و از همین نحوه نگرش است که سخنان نغز در بیان مباینت نظارت استصوابی با حقوق بشر! فضای تبلیغاتی دوم خردادی ما را پر کرده است . یعنی اگر حتی همه مصایب ناشی از این نظارت را تحمل کنیم ، چگونه باید تضاد آن را با متن و روح اسناد جهانی حقوق بشر تحمل کنیم؛ انصافا «ناز سیاسی» بامزه ای است ؛ آنهم از دوستانی که کارنامه سیاسی آنها مملو از افراط، تندروی ، رادیکالیزم و چپ گرایی همراه با خشونت بوده است.
4- داستان این غمزه های ناب به این لطایف ختم نمی شود ملاحظه کنید: سفیر محترم ما در اسپانیا ظاهرا سراسیمه از مادرید به تهران نزول اجلال فرمودند و مستقیما از فرودگاه به محل تحصن نمایندگان (و احیانا غیرنمایندگان همدرد) تشریف برده و در حالی که زیر پارچه نوشته ویژه اضاعات خارجی نگران نشسته بودند ، دردمندانه فرمودند: «حال ما - یعنی جناب سفیر و همکاران هم خط و ربط ایشان - چگونه باید از اموری دفاع کنیم که قبول نداریم؛» به نظر من هیاتهای نظارت همین یک قلم جنس را کم داشتند تا کاملا تغییر مسلک بدهند! و از آن فراتر: علی الاصول در کشور ، امور اجرایی ، تقنینی و قضایی فراوانی در جریان است که بر اساس تلقی جناب سفیر ، اگر هر یک از این امور مطابق نظر مبارکشان نباشد کار سفارت لنگ می شود! اما از آنجا که هماهنگ کردن این همه مدیر و مسوول داخلی با سفرای کباری از این قبیل کاری بس مشکل و احتمالا غیرعملی است ، راه حل ساده این است که وزارت امور خارجه سفرا را از میان کادرهای سیاسی خود - که اقلا تجربه ای اندوخته اند و الفبای نمایندگی را می دانند - انتخاب کند تا هم به شخصیت های «قبه نور» این نظام سخت نگذرد و هم کار نمایندگی لنگ نماند.
خلاصه کلام این که حقیر نمی دانم نهایتا شورای نگهبان درباره مسائل مرتبط با احراز و یا ردصلاحیت ها چه تصمیمی اتخاذ خواهد کرد؛ اما آنچه مسلم است تئاتر تبلیغاتی جناح چپ ایران در آستانه انتخابات مجلس هفتم بسیار با مزه است . نتیجه هر چه باشد به تماشایش و احیانا به زحمت نمایش آن می ارزد!.

دکتر محمدجواد لاریجانی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها