پیشنهاد روز

مسافرخانه‌ای به نام دنیا

«داستان‌های ساده و سر راست» چند سالی است در سینمای ایران طرفداران زیادی پیدا کرده است؛ داستان‌هایی که از نقطه A آغاز و در نقطه Z به پایان می‌رسد و ماجراها و رویدادهای خاص و مشخصی را روایت می‌کند. فیلم «صبح روز هفتم» تابع چنین ساختاری نیست و شاید همین مساله باعث شده تا در اکران امروز سینما با کم‌توجهی مواجه شود. داستان فیلم یک روز از زندگی مردی جوان به نام «حامد» را روایت می‌کند که به‌تازگی از زندان آزاد شده است. او زندگی آشفته‌ای دارد. همسرش به خانه راهش نمی‌دهد و کار و کاسبی درست و حسابی هم ندارد. جهانگیر تصمیم می‌گیرد تا از خانه یک پیرمرد به ظاهر ثروتمند سرقت کند اما شرایطی برایش پیش می‌آید که اتفاق‌ها و رویدادهای آینده را ببیند و به همین دلیل از سرقت منصرف می‌شود و راه دیگری را در پیش می‌گیرد.
کد خبر: ۳۵۲۳۷۴

«صبح روز هفتم» فیلم ساده و جمع و جوری است. شاید علت اصلی این مساله این باشد که کارگردان آن مسعود اطیابی پیش از حضور در حرفه کارگردانی، مدیر تولید بوده و می‌داند چگونه می‌توان فیلمی را با هزینه‌ای اندک ساخت. ویژگی مهم فیلم «روایت» آن است. صبح روز هفتم به خوبی توانسته با انتخاب شیوه خاص روایتی، قصه زندگی روزمره آدمی را به تصویر بکشد که انگار در یک دایره بسته گیر افتاده و در این دایره، او و همه آدم‌های دور و برش سرنوشت و تقدیر خاص و مشخصی دارند که از آن گریزی نیست. اما برای یکی از آدم‌های گرفتار در این دایره بسته فرصتی پیش می‌آید که سرنوشت خودش را تغییر دهد.

بخش عمده‌ای از داستان در فضای یک مسافرخانه می‌گذرد. این فضا می‌تواند تعبیر و کنایه‌ای از دنیای زودگذر و فانی باشد که در قالب یک مسافرخانه با شخصیت‌های متفاوت شکل می‌گیرد. البته کارگردان رگه‌هایی از طنز را هم در داخل قصه وارد کرده تا نه مضمون تلخ فیلم برای مخاطب گزنده باشد و نه شکل روایتی اثر مخاطب را آزار دهد. اگر تمایل به تماشای چنین فیلمی دارید می‌توانید به یکی از پردیس‌های سینمایی سر بزنید.

رضا استادی ‌/‌ گروه فرهنگ و هنر

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها