در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اقرا باسم ربک الذی خلق / خلق الانسان من علق / اقرا و ربک الاکرم / الذی علم بالقلم / علم الانسان ما لم یعلم. [سوره 96 / آیههای 1 تا 5]
و با طراحی و ترسیم تدبر و درک و سردرآوردن و دل بستن، تداوم پیدا کرده است:
افلا یتدبرون القرآن، ام علی قلوب اقفالها؟! [سوره 47 / آیه 24]
و پیشنهاد صریح و روشن آن هم، این است؛ که تا آنجایی که شدنی است، قرآن بخوانید:
فاقروؤا، ما تیسر من القرآن! ... [سوره 73 / آیه 20]
پس: در این که باید قرآن را خواند، هیچ تردیدی نیست؛
اما بگذارید، آگاهانهتر و روشنتر، ببینیم که ـ اصلا ـ خود «خواندن» چیست؟
به چه کاری، میگویند: «خواندن»؟!
و محصول «خواندن»، چه چیزی باید باشد؟
آیا خواندن، فقط به خاطر خواندن است؟ و یا اینکه نه، از دل خواندن، چیز دیگری هم باید سر برآورد؟!
گیرم که شما ـ خدای ناکرده: چشم شیطان کور، گوش شیطان کر! ـ بیماری پیدا کرده و به دکتر رفتهاید. پزشک، برایتان «نسخه» مینویسد؛ تا بر پایه تشخیص او، درمان بشوید.
خوب، حالا شما چه کار میکنید؟
آیا «نسخه» دکتر را میبرید، که فقط برایتان «بخوانند»؟!
اگر در داروخانه، نوشته پزشک را ـ آن هم با تایید و تمجید و تکریم ـ فقط خواندند، و بعد به شما پس دادند، و دیگر هیچ کاری نکردند؛ واکنشتان چه خواهد بود؟! ...
از این مثال،میشود نتیجه گرفت؛ که: خواندن، فقط خواندن نباید باشد. «خواندن»، فهمیدن و سردرآوردن از منظور «نویسنده» باید باشد؛ و به آن منظور و مقصود، ترتیب اثر دادن ... که فعلا بماند؛ تا بعد! ...
ابوالقاسم حسینجانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: