در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
فیلمنامه را که همان اول خواندید نقش سامان آنقدر پرداخت شده بود که بخشهای جذاب این کاراکتر را دریافت کنید؟
به طور کلی این مجموعه، فیلمنامه خوبی داشت، اما در قسمتهای اول هنوز کامل نبود. معمولا سریالهای روتین که همزمان پخش میشوند چند قسمت اول فیلمنامهشان آماده است. نقش سامان هم از قسمت 11 به بعد شروع شد. این نقش را خیلی دوست داشتم و احساس کردم جای بازی دارد. با این که یک ماه و اندی همزمان دو جا مشغول بودم و متاسفانه گریم هر دو کاراکتر را هم نمیتوانستم تغییر دهم به همین دلیل صبحها نقش مثبت و شبها در کاراکتری منفی بازی میکردم، البته باورپذیر کردن 2?نقش متضاد با یک گریم برای بیننده سخت است. ولی تجربه خوبی برایم بود.
اشاره کردید به این که «فاصلهها» و «ملکوت» بهطور همزمان گرفته میشد، این به لحاظ برنامهسازی غیرحرفهای نیست؟
این همزمان گرفتهشدن به معنای غیرحرفهای کارکردن نیست حتی پخش این دو مجموعه نیز همزمان اتفاق نیفتاد بلکه پشت سرهم کار شد.
با وجود پخش پشت سر هم این دو کار اما نیما شاهرخشاهی 2 کاراکتر کاملا متفاوت را به نمایش گذاشت و اگر باز هم شما را در نقشی منفی میدیدیم آن وقت میتوان گفت انتخابت غیرحرفهای بوده است؟
بله. ماندن در یک کاراکتر یک وقتهایی خطرناک است. تخصص من در نقشهای منفی است و در رابطه با این موضوع میدانم که چه کار باید بکنم. چون خیلی تمرین کردهام شاید بتوانم 100 مدل نقش منفی را ایفا کنم و بعد از آن 180 درجه تغییر کاراکتر دهم و نقشی کاملا متفاوت را بازی کنم.
به تخصص اشاره کردی. این تخصص از کجا آمده است؟
برخی مسائل هست که علمش را میآموزی، زمانی تکنیک یاد میگیری و زمانی هم تنها یک حس به کمک بازیات میآید. تلفیق تکنیک و حس در ایفای نقش منفی کمک میکند تا بتوانی این کاراکتر را نسبت به نقشهای منفی دیگری که قبلا بازی کردی، متفاوتتر اجرا کنی.
در اجرای نقشهای منفی نمونه عینی در سینمای جهان برای خودت داری؟
خیر. در نمونههای خارجی بیشتر سعی میکنم فیلمهای خوب را ببینم ولی نه به این معنا که شبیه فلان بازیگر بازی کنم. چون در این صورت خیلیها متوجه میشوند که تو فقط ادای آن آدم را درمیآوری، به نظر من هر بازیگری نوع خاصی بازی میکند و اگر از تواناییهای خودش استفاده کند، خوب است.
در دیدن نمونههای خارجی تو فقط میتوانی بازی، تکنیک و هنر را ببینی ولی شخصا این را قبول ندارم که از بازیگران مطرح تقلیدی صورت بگیرد. بازیگر باید باهوش باشد یعنی در برخورد، نوع نگاه و تکیه کلامها خودش باشد ولی تکنیک حسی بازی را از بزرگان یاد بگیرد.
نقش سامان را میتوان متفاوتترین و در عین حال مثبتترین نقش شما دانست.
نقش سامان خیلی مثبت نیست. سامان کاراکتری عاشق است و در این راه اتفاقاتی هم میافتد. به طور کلی آدم عجیب و غریبی است حتی ساسان فاصلهها نیز منفی صرف نبود و به خاکستری گرایش داشت، اما به هر حال سامان نسبت به آن متفاوتتر است.
فکر میکنی این که بینندههایت را عادت دادی در نقشهای منفی بیشتر تو را ببینند، شانس حضور در نقشهای متفاوت را از خودت گرفتی؟
نقشهایی که بازی کردم همگی منفی نبودند، بلکه کاراکترهای مثبت هم داشتم. مثل فیلمهایی چون مجنون لیلی، دایره زنگی، سامان ملکوت، مکس و... البته یکی دو کار که نقشهای منفیشان را داشتم، کنار هم پخش شد که فکر میکنم خیلی بد نباشد که مخاطب اینچنین تو را بشناسد. زمانی اینگونه فکر میکردم مثل وقتی که فیلم «پارک وی» ساخته شد.
بعد از آن خیلیها گفتند نیما شاهرخشاهی در آن ژانر موفق بود و دنبالم آمدند تا تجربه ژانر وحشت را تکرار کنم. اما نخواستم کلیشه شوم و نقش یک آدم روانپریش را تکرار کنم، اما بعدها فکر کردم تخصص در یک ژانر و توانایی بازیگر به خوب درآمدن آن نقش کمک میکند و خیلی هم بد نیست که دیگران فکر کنند تو کلیشه شدهای، چراکه این کلیشهشدن تخصص تو را در یک قالب خاص میرساند.
زمانی حضور نیما شاهرخشاهی در تلویزیون و حتی نقش کوتاهش در شمسالعماره برای مخاطبان سیما و حتی مطبوعات جذاب و جالب توجه بود. این مسیر را ادامه دادی تا این اواخر که حضور پررنگتری در تلویزیون داری. این که بیش از حد در دسترس مخاطبان عام کارهایت باشی به حرفه سینماییات لطمه نمیزند؟
بازیگر گاهی در کارش اوج میگیرد که ممکن است در سینما باشد یا تلویزیون.
من 3 ماه دیگر در سینما بازی میکنم و دیگر در دسترس نیستم. بیشتر بازیگران توانای ما جذب تلویزیون شدند جز چند نفر. به هر حال این رسانه پولساز است و میتوان در کارهای خوب آن هم بازی کرد. نمیگویم سریالها هیچ نقصی ندارند ولی مردم را راضی نگه میدارند.الان سینما و تلویزیون فرقی ندارد. به هر حال در هر دو فیلمنامه خوب مطرح است. در سینما ممکن است 50 فیلم به شما پیشنهاد شود که با دیالوگهای هیچکدام نتوانی ارتباط برقرار کنی و باید شانس بیاوری که نقش خوب به تو پیشنهاد شود. من هم دوست دارم نقش خوب بازی کنم. در سینما چند تا کار خوب از ایرج قادری با فیلمنامههای درخشانی هم پیشنهاد شد. در تلویزیون هم در هر دو کار بلندی که حضور داشتم، فیلمنامه خوبی در اختیارمان بود هر چند بازی در این دو کار بسیار وقتگیر بود و روزی 20 ساعت وقتمان را میگرفت. بنابراین اگر با پشتیبانی سینما وارد تلویزیون شوم و در هر دو مدیوم حضور داشته باشم خوب است، اما اگر پس از این بخواهم صرفا در تلویزیون بمانم خطرناک است و در حال حاضر هر دو را کنار هم دارم، چون اتفاقات مثبت را در تلویزیون دیدم.
قبل از حضور در مجموعه ملکوت از افت کیفی جلوههای ویژه این کار اطلاع داشتید؟
فکر میکنید ما چقدر وقت داشتیم. 2 ماه و نیم زمان بود تا 30 قسمت ساخته شود، اگر 2 سال وقت بود به طور قطع کار درخشانتری ساخته میشد مثل فیلم سینمایی «ملک سلیمان» که 2 سال زمان و هزینههای میلیاردی صرف ساختنش شد. ولی به هر حال با زمانی که در اختیارمان بود، فکر میکنم کار خوبی شد.
پروانه صدقی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: