حماسه جاودان نفت شهر

با آیت‌الله علما، نماینده ولی فقیه در کرمانشاه به نفت‌شهر رفتیم. حوالی ظهر بود. هوا داغ بود و هوای نفت‌شهر داغ‌تر. آفتاب بشدت تابیدن گرفته بود. شعله‌های آتش چاه نفت شماره 24 و دود متصاعد از آن از کیلومترها قبل‌تر قابل مشاهده بود.
کد خبر: ۳۴۲۶۸۸

نفت شهر در واقع فقط یک کارگاه بزرگ استخراج نفت است. یعنی غیر از چاه و دکل و چندتا کانتینر، هیچ چیز دیگری در آن نمی‌شود دید، حتی آب لوله‌کشی هم ندارد.

به نفت شهر و محل چاه آتش گرفته رسیدیم. آتش نفت بر گرمای هوا افزوده بود. می‌گفتند ارتفاع شعله‌های آتش بیش از 150 متر است. نزدیک‌ترین فاصله‌ای که می‌شد، به آتش نزدیک شد، حدود 350 یا 400 متر بود.

نزدیک‌تر از آن محال بود. داغی بیش از حد صورت آدم را می‌سوزاند. دور محل اصلی آتش را خاکریز زده بودند، البته در گستره بسیار زیادتری هم شعله‌های کوچک آتش را می‌شد دید که از دل زمین گر گرفته‌اند. یکی از کارشناس‌ها می‌گفت، سختی استثنایی آتش چاه شماره 24 به این دلیل است که با فوران همزمان نفت و گاز رخ داده است و این مساله باعث می‌شد تا آتش آن وحشی‌تر و داغ‌تر باشد و خاموش کردن آن چیزی در خارج از تصور.

دور و بر پر بود از چادرها و کانتینرهای مختلف. خیلی زیاد بودند. از یک نفر پرسیدم این همه چادر و کانکس و تجهیزات را برای چه اینجا جمع کرده‌اید و او گفت: برای 6 ماه برنامه‌ریزی کرده‌ایم. خاموش کردن این قبیل چاه‌ها دست‌کم بیش از 6 ماه زمان می‌خواهد. فضای اطراف چاه 24 شکل غریبی داشت. لااقل برای ما کرمانشاهی‌ها که از نزدیک جنگ و عملیات مرصاد را دیده بودیم، دقیقاً یادآور حال و هوای جبهه‌های جنگ بود. ماشین‌های مختلف مدام در رفت و آمد بودند. همه اعضای تیم اطفا و آتش‌نشان‌ها و کارگرها چفیه انداخته بودند دور گردنشان و هریک مشغول کاری بودند.

در تمام دور و بر، چیزی که خیلی سبب جلب توجه می‌شد، پرچم‌های یا زهرا بود که همه جا نصب شده بود. حتی روی لودرهایی هم که به سمت آتش می‌رفتند پرچم یا زهرا نصب کرده بودند. شاید به‌خاطر این که حضرت زهرای ما بیش از تمام معصومین آتش را می‌شناسد! پرچم یا زهرا را نصب می‌کردند روی لودرها و راننده در حالی که مجبور بود حتی روی صورتش را هم به خاطر جلوگیری از سوختن توسط حرارت آتش بپوشاند به سمت آتش روانه می‌شد.

آن دور و بر خیلی‌ها از حاج حیدر هم می‌گفتند. حاج حیدر بهمنی، مسوول مهار آتش چاه شماره 24. حاج حیدری که من دیدم مردی بود با قامتی بلند که یک چفیه دور گردنش بود و مدام این سو و آن سو می‌رفت. می‌گفتند حاج حیدر این‌کاره است و تنها کسی است در ایران که از عهده مهار یک چنین آتش‌هایی برمی‌آید. می‌گفتند حیدر در ماجرای مهار آتش چاه‌های نفت کویت هم نقش مهمی داشته است و در این قبیل کارها یک حرفه‌ای محسوب می‌شود. امام جمعه کرمانشاه نیز در ادامه حضور ما، برای لحظاتی در جمع بچه‌های تیم مهار سخنرانی کرد. آیت‌الله علما در روز نهم آتش‌سوزی نفت شهر به بچه‌های تیم اطفا تأکید کرد که تنها چیزی که می‌تواند شما را در کارتان به موفقیت برساند، توکل و توسل است. امام جمعه کرمانشاه به بچه‌ها روحیه می‌داد و می‌گفت: با این روحیه مجاهدانه شما و این‌که در کارتان توکل دارید حتما خدای متعال و ائمه اطهار هم شما را کمک می‌کنند.

به یکی از آتش‌نشانان تیم اطفا به شوخی گفتم به جای این همه چفیه و پرچم یک فکری برای این آتش وحشتناک بکنید که چطوری خاموش بشود و او جوابم داد: اگر صاحب همین پرچم‌ها نباشد که ما کاره‌ای نیستم. می‌گفت، ما از بچه‌های جهادی جنگیم و این کار هم برای ما یک جهاد است. می‌گفت، ما ولایتی و اهل بیتی هستیم و اگر حضرت زهرا(س) نباشد که کاری از دست ماها برنمی‌آید. با توسل به خانم فاطمه(س) کمر آتش را با تمام عظمتش می‌شکنیم.

اسم حضرت زهرا(س) را که می‌برد اشک میان چشم‌های خسته‌اش حلقه می‌زد. بعد از حرف‌هایش دلم گرفت. نمی‌دانم چطور شد ولی لحظاتی بعد با 4، 5 تا از بچه‌های تیم اطفا یک گوشه نشسته بودیم و من داشتم برایشان روضه ابوالفضل (ع) می‌خواندم. چند دقیقه بعد تعدادمان خیلی زیادتر شد و کنار شعله‌های آتش چاه شماره 24 نفت‌شهر انگار شعله‌های آتش داشتند روضه‌مان را برای عباس(ع) نگاه می‌کردند.... و پروژه اطفای حریق بزرگ چاه شماره 24 نفت شهر در کرمانشاه، پس از 39 روز به اتمام رسید.

مسعود یارضوی
وبلاگ عبور

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها