خزان زود هنگام درختان پایتخت

«خش‌خش برگ‌های زرد و خشک و پژمرده زیر پای عابران پیاده، جوی‌های آب بند آمده از برگ‌های فروریخته و درختانی که گاه جز تنه چوبی لختشان چیزی برای خودنمایی ندارند»؛ بادهای پاییزی که بوزند دیدن این صحنه‌ها عادت می‌شود، اما وقتی بی‌برگ شدن، سرنوشت تابستانی درختان شود معلوم است که حادثه‌ای در راه است.
کد خبر: ۳۴۰۲۵۱

بیشتر از 15 سال است که ساکنان پایتخت در ماه‌های تابستان که هنوز از درختان توقع سایه‌افکنی دارند برگ‌های خشک در حال سقوط را می‌بینند که خیلی زود زمین را فرش می‌کنند و زیر پای عابران خرد می‌شوند. وقتی خزان زودرس درختان پایتخت هنوز در همه خیابان‌ها و نقاط مختلف شهر گسترده نشده بود خیلی از مردم فکر می‌کردند که شاید گرمای شدید هوا، درختان را به این روز انداخته، اما حالا که این خزان در حال همه‌گیر شدن است پای علل دیگری بجز گرما به میان آمده است. البته مرگ برگ‌های سبز و شاداب درختان در پایتخت نیز مثل خیلی از فجایع زیست محیطی دیگر به توپی شبیه شده که همه ترجیح می‌دهند در زمین خودی نماند و اصل خبر با همه حواشی‌اش در زمین دیگران باشد. برای همین است که وقتی مسوولان مختلف از نهادهای گوناگون لب به آسیب‌شناسی مساله می‌گشایند حرف‌هایشان به قدری ضد‌ و نقیض است که به نظر می‌رسد یا کار کارشناسی درباره‌اش انجام نداده‌اند و یا برخی درصدد مخفی کردن بخشی از حقایق هستند.

آبیاری غلط، آلودگی شدید هوا

چندی پیش محمد مختاری، مدیرعامل سازمان پارک‌ها و فضای سبز شهرداری تهران انگشت اتهام را به طرف گرمای فزاینده هوای پایتخت نشانه گرفت و این‌گونه استدلال کرد که وقتی درجه حرارت بالا می‌رود درختان بویژه پهن برگ‌ها شوکه می‌شوند و همین شوک سبب خزان زودرس می‌شود.

او البته در حالی که برخی اهمال‌کاری‌ها در آبیاری درست درختان را می‌پذیرد استفاده از روش‌های علمی برای آبیاری را راه مناسبی برای مقابله با خزان زودرس معرفی می‌کند: برای رفع مشکل باید فواصل آبیاری را تنظیم و زمان آبیاری را کوتاه کنیم چون شوک گرما وقتی با وقفه چند روزه در آبیاری همراه شود به برخی درختان پهن برگ مثل چنار که نیاز به آب زیادی دارند آسیب می‌زند.

اما وقتی هادی حیدرزاده، مشاور زیست محیطی شهرداری تهران درباره علت خزان درختان پایتخت اظهارنظر می‌کند گفته‌هایش به قدری با مدیرعامل سازمان پارک‌ها متفاوت است که جای تامل دارد. او در آخرین اظهارنظرش درباره خشک و بی‌برگ شدن درختان تهران گفت: آلودگی هوا در سال‌های اخیر نه تنها به کوتاه ‌شدن عمر شهروندان و مرگ ناگهانی آنها منجر شده و سالانه درصد قابل توجهی از اعتبارات شهری را می‌بلعد بلکه پیامد‌های سوء زیست‌‌محیطی بسیاری بر جا می‌گذارد که این عوارض در مرحله اول بر گیاهان و پرندگان که نسبت به آلودگی حساس بوده و ضعیف هستند تاثیر گذاشته و نمود پیدا می‌کند، به‌‌گونه‌ای که در مورد پرندگان به مهاجرت و فراری شدن آنها می‌انجامد، همانند اتفاقاتی که در سال‌های اخیر شاهد آن بوده‌ایم و در جریان آن‌ گونه‌هایی از پرندگان که بومی تهران بوده و در مواردی جزء گونه‌های نادر به حساب می‌آمدند از تهران رفته یا به نقاط شمالی آن پناه بردند.او معتقد است آلاینده‌های شیمیایی مانند لایه سیاهی از دود و غبار، برگ درختان را می‌پوشانند و در مناطق مرکزی شهر برگ‌ها کاملا به شکل سیاه درمی‌آیند به ‌گونه‌ای که تمامی راه‌های تنفسی درخت را پر می‌کنند و به ‌اصطلاح نفس‌کشیدن را برای درخت سخت و گاه ناممکن می‌کنند. به این ترتیب با مسدود شدن منافذ برگ که محل تنفس آن است تبادل اکسیژنی برگ از بین می‌رود و با توجه به اختلالاتی که در این فرایند به‌ وجود می‌آید برگ‌ها در فصل جوانی زرد و خشک می‌شوند.

هر چند تاکنون درباره علل خزان درختان کار کارشناسی دقیقی انجام نشده، اما با توجه به حجم آلاینده‌های موجود در هوای تهران و این‌ که گفته می‌شود میزان آلاینده‌ها چندین برابر استانداردهای جهانی است می‌شود سهم آلودگی هوای تهران در خشک شدن زودهنگام درختان را سهمی قابل توجه دانست بویژه وقتی محمدباقر صدوق، معاون محیط طبیعی سازمان حفاظت محیط زیست نیز بر نقش آلودگی هوای تهران تاکید زیادی دارد.

خاک، توده‌ای مسموم

صدوق هنوز مدیرکل محیط زیست استان تهران بود که با قاطعیت اعلام کرد درختان دیگر نمی‌توانند نفس بکشند و هشدار داد بزودی روزی خواهد رسید که درختان به جای تابستان در بهار زرد شوند. در واقع او نیز آلودگی هوای تهران را عامل اصلی مرگ درختان می‌داند ولی در عین حال به معضلی دیگر اشاره می‌کند که با حسابی سرانگشتی می‌توان به درستی آن اعتماد کرد؛ آلودگی خاک، خاک که نه توده‌ای از سم. صدوق چندی پیش از آلودگی خاک در پایتخت سخن گفت معضلی که درختان را در قفسی از آلودگی حبس کرده و به ریشه‌های آنها مجال تغذیه و تنفس نمی‌دهد.

او می‌گوید: آلودگی خاک تهران از هوای آن بدتر است و ریشه‌های درختان را از نظر رشد و تغذیه تحت‌تاثیر قرار می‌دهد. آلودگی هوا و آلودگی خاک دو معضلی هستند که در سهیم بودنشان در نابودی درختان تردیدی وجود ندارد، درست به همان اندازه که نمی‌توان به آلودگی آب جوی‌هایی که به خورد درختان می‌روند تردید کرد. در این میان البته عده‌ای هستند که می‌گویند اگرچه این عوامل نقش تعیین‌کننده‌ای دارند، اما سنگ‌چین کردن اطراف درختان به بهانه ساماندهی پیاده‌روها عاملی است که درختان را از نفس انداخته و تنفس ریشه‌هایشان را مختل کرده است.

البته اگر قرار باشد این عامل را در یک کفه ترازو و آلودگی‌های آب و خاک و هوا را در کفه دیگر بگذاریم به نظر می‌آید که خرده گرفتن بر سنگ‌چین‌ها بیشتر یک بحث انحرافی است چرا که در مناطقی که این سنگ‌چین‌ها وجود ندارند باز هم درختانی هستند که خزان در تابستان را تجربه می‌کنند. اما علت هر چه باشد مهم هشداری است که کارشناسان نسبت به بروز فاجعه‌ای در اکوسیستم شهری می‌دهند یعنی فاجعه‌ای که اگر اتفاق بیفتد مجموعه موجودات زنده (انسان، حیوان، گیاه) محیط زندگی آنها و روابط متقابلشان با یکدیگر را به خطر می‌اندازد. امروز شاید مرگ درختان از دید خیلی از شهروندان پنهان مانده باشد اما وقتی بدانیم که نابودی درختان نشانه بخشی از قانون طبیعت است که ضعیف‌ترها زودتر از قوی‌ترها می‌میرند آن‌وقت باورمان خواهد شد که پس از مرگ درختان بی‌تردید نوبت به ما آدم‌ها خواهد رسید؛ همان‌گونه که امروز نیز آلودگی هوای تهران بی‌محابا و در سکوت سنگین مسوولان قربانی می‌گیرد. در تهران خیلی وقت است که حتی اگر پای جان آدم‌ها هم در میان باشد باز عده‌ای هستند که مخفی کردن حقایق و مصلحت‌اندیشی را بر رو راست بودن با شهروندان و چاره‌اندیشی برای حل مشکلات ترجیح می‌دهند و با پنهانکاری‌هایشان فقط عمق بحران را بیشتر می‌کنند. در واقع مشکل امروز محیط زیست طبیعی و انسانی شهر تهران مشخص است، اما وقتی مثلا مسوولان عضو کمیته کاهش آلودگی هوای پایتخت گرد هم می‌نشینند و به جای رسیدن به اتفاق‌نظر می‌کوشند در همان حالی که با تعصب از عملکرد خود دفاع می‌کنند دیگران را به دخالت در حوزه کاری خود و برخی دیگر را هم به سستی و ناهماهنگی متهم کنند امیدها برای حل سریع مشکلات کمرنگ می‌شود.

انسان‌ها قربانیان بعدی

اما آمارها بی‌غرض از زبان خود واقعه را شرح می‌دهند. نتایج تحقیقات انجام شده توسط شرکت کنترل کیفیت هوا و وزارت بهداشت نشان می‌دهد که آلاینده‌ها در شهر تهران چندین برابر استاندارد جهانی است به این ترتیب که روزانه 1200 تن آلاینده در هوای تهران پخش می‌‌شود، در حالی که رشد سالانه انتشار Co2 (دی‌اکسیدکربن) در کشور نیز 25 درصد است. از سوی دیگر آمارهای مشابه دیگر نشان می‌دهند که با در نظر گرفتن مقدار تقریبی 65 درصد سهم از آلودگی هوا برای آلایندگی خودروها، روزانه 201 میلیون کیلو دی‌اکسیدکربن وارد هوای ایران می‌شود به نحوی که بنزن موجود در هوای تهران را 100 برابر توکیو می‌کند.

این در حالی است که به گفته یوسف رشیدی، مدیرعامل شرکت کنترل کیفیت هوا، سالانه حدود 2 میلیون و 289هزار و 762 تن انواع آلاینده‌‌ها تنها از منابع متحرک به هوای تهران وارد می‌‌شود که از این رقم حدود یک میلیون و 976هزار تن آلاینده منوکسیدکربن، حدود 21 هزار تن آلاینده ذرات معلق، بیش از 105 هزار تن اکسیدهای ازت و 180 هزار تن هیدروکربن است. اگر این آمارها را پشت‌سر هم بچینیم و بخواهیم از آن نتیجه‌ای بگیرم بوضوح مشخص است که اگر درختان از این حجم آلودگی به خفگی گرفتار نشوند و مرگشان به جلو نیفتد اتفاق عجیبی است، اما فاجعه وقتی تاسفبارتر می‌شود که مطمئن شویم اگر کاری برای کنترل آلودگی هوای تهران و خودروهای سمی‌اش انجام نشود بزودی این شهروندان هستند که سرنوشتی مشابه درختان شهر را تجربه می‌کنند.

مریم خباز
گروه جامعه

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها