در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
الان هم که بازیهای جام جهانی به مراحل حساسی رسیده و تب فوتبال همه را گرفته، بد نیست از این منظر به این موضوع نگاه کنیم.
فوتبالدوستان هنگام رقابت تیم او در جام جهانی بیش از هر بازیکنی چشم به او میدوزند. اما کمتر کسی از خودش میپرسد که چطور شد این مرد جوان و ریز نقش توانست به این مراحل از پیشرفت و شهرت برسد؟
آیا این ژنتیک بدن اوست که به طور کاملا تصادفی، تعادل، سرعت و قدرت دید را به او هدیه کرده است یا چیزی بیش از آن؟ اجازه بدهید که کمی دقیقتر به این مساله نگاه کنیم. مسی در 24 ژوئن سال 1987 در شهر روساریوی آرژانتین متولد شد. وی در 5 سالگی بازی را در تیم گراندولی آغاز کرد.
وقتی فقط 11 سالش بود پزشکان تشخیص دادند که دارای کمبود هورمون رشد است. شاید زمانی که والدین او فهمیدند که پسرشان چه مشکلی دارد و هزینههای درمان او چقدر زیاد است، هیچ وقت فکر نمیکردند که او روزی به این مرحله برسد. اما مسی تلاشش را متوقف نکرد؛ او در حالی که به راهش ادامه میداد با پشتکاری بیشتر از افراد عادی به ورزش مورد علاقهاش هم پرداخت؛ تمرین و تمرین و تمرین.
حالاجوان ریزجثه آرژانتینی یکی از بزرگترین و گرانقیمتترین بازیکنان جهان است. شاید اگر او هم به ژنتیک و شانس فکر میکرد، الان در خانه یا یک مغازه مشغول کاری دیگر بود. اما جرات و جسارت او را تبدیل به ستارهای در جهان ورزش کرد.
و اما ما که عادت کردهایم همیشه اینگونه فکر کنیم که ژنهای غالب در بدن ما تعیینکننده آینده ما هستند، چگونه رفتار میکنیم؟
آیا همه چیز را به دست شانس و تقدیر میسپاریم؟ باید شانس بیاوریم که در رشتهای خوب در دانشگاه قبول شویم، باید شانس بیاوریم که کار خوبی نصیبمان شود و باید شانس بیاوریم تا بتوانیم یک ستاره ورزشی شویم.
از طرف دیگر اگر ژن مربوط به بیماری را به ارث برده باشیم، چشمانداز و آینده خود را تیره و تار خواهیم دید و در انتظار بیماری خواهیم ماند؛ بدون تلاش و تحرک.
اما باید بدانیم با این که هر یک از ما مواردی خاص را به صورت ژنتیک دریافت میکنیم اما نکات دیگری هم در زندگی ما نقشهای کلیدی دارند که از همه آنها مهمتر نوع نگاه ما به زندگی است. به عبارت دیگر، هر یک از ما فرصتهایی برای بهتر شدن و نمونه بودن داریم، اگر برای بروز قدرتهای درونی خود تلاش و خودمان را باور کنیم.ستاره ورزشی موفق یا نابغه متولد شدن، افسانهای بیش نیست. پس بهتر است عمر خود را به جای افسوس خوردن در مورد اینکه چرا ما از نظر ژنتیکی برنده نیستیم، با سعی و تلاش سپری کنیم.به طور حتم، برخی از افراد از لحاظ ذاتی امتیازاتی نیز دارند، اما در پایان روز چیزی که موجب تمایز آنها از سایرین میشود، نیرو و زمانی است که آنها صرف کردهاند تا موفق باشند.
پس موفقیت و موفق بودن چیزی است که هر کدام از ما اگر دقت کنیم میتوانیم در وجود خودمان بیابیم. این ماییم که میتوانیم آیندهای تاریک و تیره یا سرشار از موفقیت برای خود ترسیم کنیم. البته هیچ وقت هم برای تصمیمگیری در مورد موفق شدن دیر نیست. هر زمانی که به این فکر بیفتیم و از حصار باورهای نادرست شانس و تقدیر رها شویم، میتوانیم به مراحلی باور نکردنی دست یابیم.
نیلوفر اسعدی بیگی / جام جم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: