در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
من و همکارانم به عنوان کارشناسانی که در مطبوعات فعال هستیم، تصمیم گرفتیم به شکلی مناسب و شایسته این فاجعه را پوشش دهیم. بنابراین در وهله اول روی رویکردهای فناورانه و ابتکاری مورد استفاده در صنایع نفتی که در چنین مواردی به کار گرفته میشوند، تمرکز کردیم. چرا که معتقد بودیم دانش و فناوری به قدر کافی ما را در مقابل چنین فجایعی یاری میکند و از تواناییهای علمی و فناوری پیشرفته و همچنین انعطافپذیر در مقابل مشکلات سخت و پیچیده برخوردارند که میتوانند راهحلهای نجات بخش برای برونرفت از این بحران ارائه کنند؛ ولی متأسفانه با واقعیت تلخی روبهرو شدیم: صنعت همچنان مانند چند دهه اخیر از همان 3 متد پاکسازی مرسوم خود یعنی بازوهای مهارکننده، کفگیری و مواد شیمیایی منتشرکننده بهره میبرد که هیچ کدام در مقابل لکههای نشتی عظیم کارآمد نیستند و حتی به موازات خسارتهای بالقوه لکههای نفتی، خود نیز تبعات منفی زیست محیطی و مخاطرات ضمنی جداگانهای را به بار میآورند.
از دیدگاه صاحبنظران، موضوع مشکلآفرینی که در افق این بحران جای خالی آن بخوبی احساس میشود، نبود رویکردهای تعیینکننده و باثبات است. اکنون که بازار عرضه نسل بعدی راهحلهای نجاتبخش دارد گرم میشود، میبینیم که بخش عمده آنها مستلزم تکنیکهای منتشرسازی بویژه انتشار باکتریهای کشت شده در میان لکههای نفتی با هدف هضم و تجزیه نفت است. اما موضوع جالب در این میان نقش علم است که در این برهه حساس تنها در حد و اندازه «نویدبخش بودن» ظاهر شده و این همان نقشی است که حدود 2 دهه پیش و در سال 1990 نیز کارشناسان ما به آن اشاره کرده بودند. واقعیت روشن در خصوص فاجعه خلیج مکزیک این است که فناوری لازم برای از کار انداختن و بستن چاههای نفتی در عمق و فشار بسیار بالا در مقایسه با مهندسی تحسینبرانگیز و پیشرفته حفاری که تا این حد موفقیتآمیز در آنجا پیش رفته است، مثل راه رفتن لاکپشت عمل کرده است. آیا ما باید به این نکته اعتراف کنیم که فناوری پیشرفته در این خصوص عملا تعارفی بیش نیست؟
مترجم:مهریار میرنیا
* سردبیر نشریهpopular science
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: