در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
از سال 1909 که اولین نسخه سینمایی قصه بینوایان توسط جی استوارت بلاکتن ساخته شد تا به امروز، هر چند وقت یکبار هنرمندان کشورهای مختلف جهان این قصه را به عنوان دستمایه اصلی کار خود انتخاب کردهاند.
به گفته هر دو گروه منتقدان ادبی و هنری، قصه ضداستبدادی و آزادیخواهانه ویکتور هوگو از چنان حال و هوای مترقی و مردمی برخوردار است که میتوان در هر شرایط زمانی و مکانی آن را تبدیل به یک اثر تصویری جذاب کرد. به اعتقاد آنها، بینوایان فاقد زمان و مکان است و میتواند زبان حال هر دورهای از تاریخ در هر یک از کشورهای جهان باشد. راز ماندگاری همیشگی قصه هوگو در همین است و شاید به همین دلیل است که هنرمندان سینما و تلویزیون، همیشه آن را به صورت یک سوژه تازه و بکر میبینند که میتواند دوباره و دوباره تبدیل به یک کار جدید سینمایی یا تلویزیونی شود.
اتحاد در برابر بینوایان
صنعت تلویزیون که قبل از این چندین بار قصه بینوایان را دستمایه چند مجموعه تلویزیونی موفق و پربیننده کرد، قصد دارد یک بار دیگر و در یک روایت تازه آن را به روی صفحه کوچک تلویزیون منتقل کند. این مجموعه یک محصول مشترک اروپایی خواهد بود که کشورهایی مثل فرانسه، انگلستان، آلمان، اسپانیا و سوئد سرمایهگذاران اصلی آن هستند. این مجموعه هم مثل مجموعه «اسپارتاکوس» ـ که نمایش آن در شبکههای تلویزیونی اروپا و آمریکا ادامه دارد?ـ قرار است نگاهی تازه و امروزی به قصه کلاسیک بینوایان داشته باشد. به این ترتیب، لحن روایتی مجموعه جدید متفاوت از لحن و حال و هوای فیلمها و مجموعههایی خواهد بود که تا قبل از این، بر اساس قصه ویکتور هوگو ساخته شدهاند. مجموعه جدید بینوایان در 13 قسمت 45 دقیقهای تولید خواهد شد و هنوز معلوم نیست سهم مالی هر یک از کشورهای درگیر در ساخت این پروژه، چقدر خواهد بود. پیشبینی میشود سهم فرانسه در این بین بیشتر از دیگران باشد و این در حالی است که یکی از بحثهای اصلی تهیهکنندگان این است که آن را به چه زبانی تهیه و تولید کنند. با آن که طرف فرانسوی خواستار آن است که زبان مجموعه فرانسوی باشد، (توجیه آنها این است که قصه هوگو فرانسویزبان است)، اما یک اراده قوی وجود دارد که آن را به زبان انگلیسی تهیه کنند. توجیه این گروه این است که زبان انگلیسی یک زبان بینالمللی است و بینندگان سراسر جهان ارتباط بهتر و راحتتری با آن برقرار میکنند. به همین دلیل مجموعه انگلیسیزبان بینوایان میتواند تعداد بیشتری مخاطب را جذب خود کند تا یک زبان دیگر.
ژان والژان در قرن 21
دیدیه دکوین، فیلمنامهنویس سرشناس تلویزیون فرانسه که کار نگارش نسخه تلویزیونی سال 2000 بینوایان را نیز انجام داده برای نگارش نسخه جدید تلویزیونی آن هم دعوت به کار شده است. علت انتخاب او برای این کار این است که آشنایی خیلی خوبی با قصه ویکتور هوگو دارد و میتواند کمک زیادی به عوامل تولید نسخه جدید بکند. او که تا به حال برای بیش از 30 مجموعه تلویزیونی فیلمنامه نوشته است، میگوید نسخه جدید تلویزیونی بینوایان کاملا متفاوت از نسخههای قبلی سینمایی و تلویزیونی آن خواهد بود و یک بینوایان قرن بیست و یکمی است که برای تماشاگران امروزی ساخته خواهد شد. البته او قول میدهد که تغییرات موجود در بینوایان جدید آنگونه نیست که باعث شگفتزده شدن طرفداران و دوستداران قصه کلاسیک ویکتور هوگو شود.
در حقیقت، فیلمنامه مجموعه جدید کاملا وفادار به قصه اصلی است و تفاوت فقط درلحن بیانی و روایت آن خواهد بود. به گفته دکوین: «تماشاچی امروزی حتی مثل تماشاچی سال 2000 که نسخه محبوب تلویزیونی بینوایان تولید شد، نیست. این تماشاچی در طول 10 سال اخیر تفاوتهای زیادی کرده است. پس باید بینوایان جدید را به گونهای تولید کرد که بتواند او را کاملا جذب خودش بکند. هر فیلم و مجموعهای باید محصول دوران خودش باشد تا بتواند مورد توجه عمومی قرار گرفته و تبدیل به یک کار موفق شود.»
ژاور همچنان در پی ژان والژان
به این ترتیب، قصه مجموعه جدید بینوایان، ژان والژان ـ این کاراکتر خیالی ـ را در راس ماجراهای خود دارد. او که به دلیل سرقت چند تکه نان دستگیر و زندانی شده، از زندان فرار میکند. سرگرد ژاور مامور میشود او را پیدا کرده و به زندان برگرداند. والژان پس از فرار از زندان تغییر نام داده و با کسب و کاری که در پیش میگیرد، تبدیل به یک آدم موفق میشود. در همین حال او به درخواست یک زن تیرهبخت، دختر او کوزت را پیدا کرده و بزرگ میکند. سالها میگذرد و ژاور هنوز به دنبال ژان والژان است. با شروع انقلاب فرانسه، اوضاع و شرایط تغییر میکند، ولی قصه درگیری والژان و ژاور هیچ تغییری نکرده است. پایان قصه مجموعه با یک تراژدی همراه است، تا پرونده بینوایان فرانسه و بقیه مردم کشورهای جهان را همچنان باز نگه دارد.
حالا باید به این نکته فکر کرد که حال و هوای امروزی مجموعه تازه، قصد دارد چه بلایی بر سر این قصه درآورد و آن را چگونه (و از چه زاویهای) تعریف کند. قصه ویکتور هوگو قصهای است که تمام دوستداران سینما و تلویزیون با آن آشنایی خیلی خوبی دارند و حتما برایشان جذاب خواهد بود که ببینند سازندگان مجموعه جدید چگونه با باورها و داشتههای آنان بازی خواهند کرد. منابع نزدیک به پروژه میگویند تهیهکنندگان آن با چند فیلمساز مطرح تلویزیونی و سینمایی قاره اروپا در این رابطه مذاکره کردهاند، اما نتیجه این مذاکرات معلوم نیست.
تهیهکنندگان مجموعه هم ترجیح دادهاند نامی از فیلمسازانی که در حال صحبت با آنها هستند، نبرند. اما برای تماشاگران معمولی تلویزیون (برخلاف منتقدانی که تاکید خاصی بر کارگردانی کار دارند) بازیگران نقشهای اصلی از اهمیت بیشتری برخوردارند. برای آنها نکته مهم این است که چه کسی میخواهد نقشهای کاراکترهای سرشناسی مثل ژان والژان، ژاور و کوزت را به عهده بگیرد. اینها نقشهایی هستند که قبل از این و در طول چند دهه، توسط بزرگترین و قویترین بازیگران سینما بازی شدهاند و بازی در این نقشها، جزو آرزوهای بزرگ هر یک از بازیگران سینماست.
تهیهکنندگان مجموعه قصد دارند برای نقش کوزت همان راهی را بروند که تیم برتن هنگام ساخت نسخه جدید و زنده «آلیس در سرزمین عجایب» طی کرد. برتن در شرایطی که نقشهای مختلف فیلم خود را به تعدادی از بازیگران سرشناس سپرد، برای ایفای نقش آلیس از یک بازیگر تازه وارد استفاده کرد.
نقش کوزت در مجموعه جدید بینوایان هم به دست یک بازیگر تازه وارد اروپایی سپرده خواهد شد. دیگر نقشهای اصلی مجموعه را بازیگران سرشناس سینمای اروپا ـ بویژه فرانسه و انگلستان ـ بازی خواهند کرد. زمزمههایی مبنی بر همکاری خاویر باردم اسپانیایی شنیده میشود. او یک بار (قبل از این که اصلا بحث تولید نسخه جدید مجموعه بینوایان مطرح شود. گفته بود دلباخته کتاب ویکتور هوگو ست و دوست دارد هر دو نقش ژان والژان و ژاور را در یک کار جدید سینمایی یا تلویزیونی از این قصه بازی کند.
به این ترتیب، احتمال زیادی وجود دارد که او یکی از این دو نقش را در نسخه جدید تلویزیونی بگیرد. باردم که چند هفته قبل جایزه بهترین بازیگر مرد جشنواره کن را گرفت، در اکثر نقشهای سینمایی خود به عنوان شخصیت مثبت قصه ظاهر شده است. اما بازی او در نقش قاتل خونسرد و بیرحم «سرزمینی برای پیرمردها نیست» ـ که اسکار بهترین بازیگر مرد نقش مکمل را برای آن دریافت کرد ـ نشان داد که توانایی خوبی در ارائه این گونه نقشهای منفی دارد و میتواند گزینه مناسبی برای ایفای نقش کاراکتر ژاور باشد.
بازیگران مطرح در بینوایان
تلویزیون قبل از این چند بار قصه بینوایان را تبدیل به یک سری مجموعه کرده است که معروفترین آنها مربوط به سال 2000 است. این مجموعه که تا به امروز آخرین کار تلویزیون در این رابطه است، توسط خوزه دایان کارگردانی شده، ولی شهرت خود را به دلیل حضور ژرار دپاردیو و جان مالکوویچ در نقش والژان و ژاور دارد.
این مجموعه فرانسوی که در 40 قسمت 90 دقیقهای تولید شد، به عنوان مجموعه ژرار دپاردیو مشهور و شناخته شد. این بازیگر کهنهکار فرانسوی که در دنیای سینما در نقش تعدادی از کاراکترهای سرشناس تاریخی ظاهر شد، بندرت حاضر به همکاری با رسانه تلویزیون است، اما علاقه وی به قصه بینوایان و اشتیاقش برای ایفای نقش ژانوالژان، باعث شد این نکته را نادیده بگیرد که مشغول بازی در یک مجموعه تلویزیونی است. همین اتفاق در ارتباط با مجموعه «راسپوتین» هم افتاد و او ماه قبل قرارداد بازی در نقش راهب نیمه دیوانه روسیه را در مجموعهای قبول کرد که به صورت مشترک توسط روسیه و فرانسه ساخته میشود.
تهیهکنندگان تلویزیونی در سالهای 1967، 1972، 1978و 1988 هم دست به تولید نسخههای قصه ویکتور هوگو زدند. یکی از این مجموعهها محصول فرانسه بود و سه تای دیگر در ایرلند و انگلستان تولید شد. هیچ یک از این مجموعهها سر و صدای خاصی در زمان نمایش عمومی خود به پا نکرد و تنها نکته قابل ذکر در این رابطه، حضور آنتونی پرکینز در نسخه سال 1978 است که در آن نقش ژاور را بازی کرد. اما منتقدان هنری بازی او را در این نقش نپسندیدند و گفتند ژاوری که وی جلوی دوربین ارائه میدهد بیشتر شبیه کاراکتر نیمهروانی فیلم معروف او «بیمار روانی» ساخته آلفرد هیچکاک است، تا مامور پلیس سمج قصه ویکتور هوگو. به اعتقاد آنها، این بازیگر انگلیسیتبار نتوانسته بود حالات روحی و روانی کاراکتر ژاور را ـ که خودش فکر میکرد آدم درستکاری است و دارد به وظیفهاش عمل میکند ـ بدرستی درک و روی صفحه کوچک تلویزیون به نمایش بگذارد.
ورایتی
مترجم: کیکاووس زیاری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: