در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
سرمربی سرد و گرم چشیده تیم ملی سوئیس که تیمش در صورت پیروزی بر هندوراس در مسابقه آخر، به جای شیلی راهی مرحله حذفی میشد، میگوید: «همه میدانستیم که برای صعود به چه چیزی نیاز داریم و راههای نیل به آن را بررسی و همه امور را ارزیابی کرده بودیم، اما همین آگاهیهای زیاد و فشار روحی و فکری به بازیکنان تیم کار خودش را کرد و ما را از صحنه خارج نمود. اینک به رغم گذشت روزهایی متعدد از آن ماجرا، ناراحتی هنوز بر دلمان سنگینی میکند، زیرا آرزو و اهداف بزرگی داشتیم و نیل به آن نیز در اندازهها و ظرفیت این تیم بود، ولی این مساله تبدیل به یک سد بلند روحی فراروی ما شد و همچون باری سنگین شد که بر دوش نفرات تیم گذاشته شده باشد. همینجا بود که نفرات ما کم آوردند و عصبی شدن هر لحظه بیش از پیش در بازی ما هویدا گشت. پاسها به اشتباه صادر میشد و دقت در کار ما نبود. فرصتهایی برای گلزنی به دست آوردیم، اما در مجموع در زمان پیشروی به سمت دروازه رقیب قوی عمل نمیکردیم.
بعد از برد عالیمان در برابر اسپانیا در روز نخست نتوانستیم بدرستی از شرایط موجود استفاده کنیم. در دیدار با شیلی باید حداکثر یک امتیاز میگرفتیم، اما داوران با اخراج یکی از بازیکنان ما (والون بدامی) و 10 نفره کردن تیم، کار را سخت کردند. اگر آن بازی مساوی میشد ما الان صعود کرده بودیم.»
سرمربی سابق بایرن مونیخ و بوروسیا دورتموند به این نیز معتقد است که فرصتهای از دست رفته در نبرد بیثمر با هندوراس در بلوم فونتن آفریقای جنوبی کلک تیم او را کنده است و تیمی که اینقدر سخت و کم گل بزند (فقط یک گل در سه بازی) طبعا شایسته صعود از گروهش نبوده است و باید واقعه تلخ حذف را بپذیرد.
هیتسفلد میگوید: «پاسکاریهای ما خوب بود، اما فقط تا مرحله آخر و تا قبل از صدور پاس آخر و وقتی کار به این مرحله میکشید تیم درست عمل نمیکرد. تا آستانه 18 قدم حریفان عالی بودیم، اما بعد از آن مشکل داشتیم. در مقابل دروازه رقبا باید بیرحم و قاطع باشید و ما چنین نبودیم. شاید غلبه بر هندوراس کاوی نهچندان سخت و در ظرفیتهای تیم ما به نظر برسد و واقعیت چیزی جز این هم نیست، اما مسائلی که گفتم و سنگین و غیرقابل تحمل شدن بار مسوولیت روی دوش تیم اثر خود را گذاشت و آن را کشت. با این وجود باید تاکید کنم که تنها دلیل ناکامی ما در این جام این مساله نبوده است.
مشکل گلزنی و کمبود در این خصوص و ضعف در زدن ضربات آخر، یک مشکل ریشهای در فوتبال سوئیس است و موضوع، نکته تازهای نیست. در دو سالی که هدایت این تیم را برعهده داشتهام، آن را پیوسته حس کردهام. ما مهاجمان خوبی داریم، اما آنها در لحظات آخر و در زمان زدن ضربات نهایی قاطعیتی را که باید داشته باشند، از خود بروز نمیدهند و به همین سبب است که شانسهای خود را پیوسته از دست میدهیم و به حق خود نمیرسیم.»
شب تلخ
هاکان یاکین، هافبک ترکتبار تیم سوئیس نیز نظراتی مشابه با سرمربی تیمش لااقل در ارتباط با بازی سرنوشتساز با هندوراس در استادیوم فری استیت در شهر بلوم فونتن در شب تلخ 4 تیر ماه دارد. وی میگوید: ناراحتی حذف از مرحله گروهی جام جهانی 2010 هنوز در ذهن و ذائقه ما هست و ما را آزار میدهد، زیرا ما شرایط و ویژگیهای صعود را داشتیم و متاسفانه از آن سود نجستیم.
ما در این دیدار و کلا در دو مسابقه آخرمان بداقبال بودیم و فرصتهای مساعدی از مشتمان پرید و این جای تاسف دارد.
ترن کیلو بارنتا، هافبک ـ مهاجم سریع و فنی سوئیس که پیشتر لب خط بازی میکرد معتقد است برد شگفتانگیز در برابر اسپانیا، قهرمان اروپا در دور نخست پیکارهای گروه هشتم به جای این که احیاکننده سوئیس بوده باشد بدترین لطمات را به او و یارانش زده است، زیرا از یکسو آنها را عصبی و نسبت به آینده نگرانتر کرد و از جانب دیگر یک احساس امنیت کاذب را در تیم به وجود آورد که به این باور رسید بر پایه 3 امتیاز حاصله از آن میدان، دیر یا زود صعود خواهد کرد.
بارنتا میافزاید: «پس از آن توقعات از تیم ما نیز غیرعقلایی و به حدی باورنکردنی و غیرقابل تامین رسید. سپس در دیدار با شیلی کاخ آرزوهای ما ویران شد. در آن دیدار خاص هیچ چیز به درستی پیش نرفت و 90 دقیقه رنج بردیم. باخت در آن مسابقه حساسیتهای دیدار واپسین با هندوراس را بیشتر و در نهایت حذف ما را پایهگذاری کرد. موضوع آنقدر حساس شد که به قول هیتسفلد آرامش برای رسیدن به هدف از اردوی ما رخت بربست و با رفتن آن ما نیز رفتیم.»
خبرگزاری D.P.A / مترجم: وصال روحانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: