در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
با درگذشت محمد سیدالطنطاوی برخی از لزوم استقلال تصمیمگیری در این مرکز سخن راندند که در گزارشی در همین صفحه به آن پرداختیم. اما این خواسته تحقق نیافت و سرانجام حسنی مبارک با حکمی رسمی احمد الطیب را به ریاست این دانشگاه منصوب کرد.
از آن پس این پرسش مطرح شد که احمد الطیب کیست و چه اهداف و برنامههایی برای آینده این مرکز بزرگ دارد؛ پرسشهایی که بخشی از آنها را چندی پیش روزنامه الشرقالاوسط با وی در میان گذاشته بود و ترجمه آن را اینجا تقدیم علاقهمندان میکنیم.
اخیرا شیخ احمدالطیب، رئیس دانشگاه الازهر مصر با رد درخواست برخی از علمای سلفی عربستان برای تکفیر شیعیان اعلام کرد: مذهب شیعه اثنیعشری یکی از بزرگترین مذاهب اسلام بوده و پیروان این مذهب همانند سایر مسلمانان جهان مورد احترام الازهر میباشند.
وی در گفتگو با روزنامه «الوطن» کویت تصریح کرد: شیعه و سنی دو بال امت اسلام هستند و شیعیان ریشه در تاریخ هزار و چهارصد ساله اسلام دارند بنابراین نمیتوان شیعیان را از اسلام جدا دانست.
شیخ الازهر ادامه داد: همانگونه که تعدادی از علمای اهل سنت و طلاب دینی اهل سنت در ایران تحصیل میکنند آمادگی پذیرش طلاب شیعه ایرانی در الازهر را داریم و مذاکراتی را نیز با برخی علمای بزرگ شیعه در ایران داشتهایم و قدم طلاب ایرانی در الازهر را گرامی میداریم.
جنابعالی فرمودید طرحی برای توسعه سطح آموزشی الازهر دارید. ویژگیهای این طرح چیست؟
از ابتدای شروع کارم به عنوان رئیس الازهر تا این لحظه دغدغهام اصلاح سطح آموزشی الازهر بوده و هدف ما توسعه شیوههای آموزشی قبل از ورود به دانشگاه است تا دانشجوی فارغالتحصیل شده از الازهر بتواند با تغییرات عصر خودش تعامل برقرار کند و فرهنگ سنتی و جدید را در کنار هم داشته باشد. بهزودی روند آموزشی الازهر را کامل میکنم و بر ارتباط دانشجو با فرهنگ علمی و اسلامی تمرکز خواهیم داشت بدون آنکه به اصول و قوانین شرعی آسیب بزنیم و در مرحله بعد به فرهنگ وسیع الازهر که در دو بخش آموزههای دینی و علمی خلاصه میشود توجه میکنیم. این فرهنگ در راستای حمایت و توسعه اصل آموزش تکنولوژی و هنر است.
گفتید میخواهید در روند توسعه سطوح آموزشی الازهر بر فرهنگ اسلامی تاکید کنید، منظورتان از این کار چیست؟
شکی نیست که ارتباط دانشجوی الازهر با فرهنگ علمی اسلامی خود منفعت زیادی در تربیت صحیح و رشد
علمی ـ فرهنگی آنها دارد چون این فرهنگ مانع از افراط و تفریط میشود. زیرا فرهنگ ما فرهنگ گفتگو و کثرتگرایی است؛ فرهنگی که به اصل احترام به نظر دیگران افتخار میکند. علوم اسلامی ما علوم اختلافات و گفتگو و به دنبال دلیل رفتن است و شخصیت فرد را برای پذیرش افکار دیگران آماده میسازد و از افراط و تفریط دور میکند.
هدف از تقویت سخنرانیها و پرداختن به خطبههای دینی چیست؟
ما به دنبال راهی هستیم تا خطبههای دینی توسعه پیدا کند تا سخنرانان بتوانند قدرت ارتباط جهانی برقرار کنند. از آنجایی که اقناع دیگران نیاز به بیان قوی و فنون جدید دارد، ما تلاش میکنیم نقش الازهر را در سطح بینالمللی تقویت کنیم تا بتواند فرهنگ اعتدال را گسترش دهد و دین درست را به جهانیان بشناساند.
چه راهکاری برای مشکلات الازهر بویژه مشکلات آموزشی و تلاش گروههای سیاسی برای نفوذ در آن اندیشیدهاید؟
اولا، لازم است بدانید که من به عنوان رئیس این مجتمع از مشکلات آموزشی آن بیخبر نیستم. حتی در زمان فعالیتم در کنار مرحوم دکتر محمد سیدالطنطاوی در شورای عالی افتا و مجمع تحقیقات از مشکلات الازهر دور نبودهام و میخواهم الازهر در تمام نقاط دنیا به عنوان یک دژ بزرگ فرهنگ اسلامی و خاستگاه این تفکر مطرح باشد. در این زمینه برای گسترش سطح آموزشی الازهر به طور کامل تلاش خواهم کرد زیرا برای توسعه الازهر طبق برنامه 5 سالهای که دارد، این تغییرات ضروری است. اما در مورد جریانات مخالف سیاسی، فکری یا دینی که سعی برنفوذ در الازهر را دارند باید بگویم که الازهر چون دژی مستحکم درخدمت فرهنگ اسلامی خواهد بود و به هیچ وجه نمیتوان در آن نفوذ کرد. من یک الازهری سر سخت و تا بن دندان هستم و به هر آنچه که با اصول آن موافق باشد خوشامد میگویم. اما هرکس اصول الازهر را که براساس آن تربیت شدهام زیر پا گذارد و یا بخواهد اندیشهای غیر از آن را رواج دهد در مقابل او خواهم ایستاد. برای آنکه سیستم آموزشی الازهر شرایطی را فراهم کند که یک مدرس درک درستی از اسلام داشته باشد، یعنی درکی که به شریعت اعتقاد داشته باشد و به آن عمل کند و مبتنی بر اصل کثرتگرایی و پذیرش نظر دیگران باشد و رویکردی باز نسبت به سنتهای متنوع داشته باشد باید خردی گفتگو محور داشته باشد و از تعصب روی یک مذهب پرهیز کند و چشم خود را روی سایر مذاهب که در طول تاریخ خرد اسلامی را پرورش دادهاند، نبندد. این فرهنگ ماست، فرهنگی که یک تمدن انسانی بزرگ را به وجود آورده و موجب شگفتی دانشمندان شرق و غرب شده است.
شما در دانشگاه سوربن مدرک دکتری گرفتهاید و با فرهنگ غرب آشنا هستید و در واقع تفکر غربی را شناختهاید با این وجود آینده گفتگو با غرب را چگونه میبینید. این گفتگوها چه پیامدهایی خواهد داشت؟
اولا دوست دارم جمله شما را تصحیح کنم که من دکتری خودم را در دانشگاه سوربن نوشتم ولی در الازهر دفاع کردم اما در مورد گفتگو با غرب باید تاکید کنم که مسلمانان از زاویه کثرتگرایی دینی و فرهنگی و تمدنی وارد این گفتگو شدهاند و این کثرتگرایی مذهبی به حقیقت جهان و انسان باز میگردد که قرآن مجید بر آن تاکید دارد زیرا اگر خدا میخواست مردم را براساس یک زبان و یک عقیده و یک نژاد و یک فرهنگ خلق میکرد اما این تشابه و یکرنگی را نخواست و اراده خداوند بر این قرار گرفت که مردم تا آخر این جهان متفاوت باشند و این تفاوت در زبان و عقیده و رنگ و نژاد تا آخر ادامه داشته باشد. همانطور که در این آیه شریفه میفرماید (ولو شاء ربک لجعل الناس امه امه واحده ولا یزالون مختلفین) این حقیقتی است که یک حقیقت دیگر را به دنبال خواهد داشت و آن اینکه اگر مردم بخواهند در تمام نقاط دنیا باوجود اختلافها در صلح زندگی کنند باید رابطه همکاری و احترام متقابل بین آنها وجود داشته باشد و این رابطه همان است که قرآن کریم آن را تعارف (شناخت متقابل) مینامد (یا ایها الناس انا خلقناکم من ذکر وانثی و جعلناکم شعوبا و قبائل لتعارفوا) در این مطلب بر یک اصل عام بشری و بر ضرورت برادری بین ابنای بشر تاکید شده است زیرا در واقع همه از یک پدر و مادر هستند. از این رو به طور کلی اسلام نزاع بین ملتها را رد میکند اما متاسفانه در این عصر شاهد حملات شدیدی از سوی نهادهای دینی غرب به اسلام هستیم و این دین بزرگ را به خشونت و ترور متهم میکنند. در حالی که تلاشهای بسیاری برای از بین بردن این تصور در اندیشه غربیها صورت گرفته اما موانع بسیار زیادی هم وجود دارند. از جمله این موانع کلی نگری و رویکرد تعمیمی غربیهاست که داوریهای زشتی را به اسلام و مسلمین نسبت میدهند. این نگرش از رفتارهای غیرمتعارف گروههایی ناشی میشود که حقیقت اسلام را درک نکردهاند. همچنین، در مقابل بعضی از مسلمانان نیز از عیب کلینگری و رویکرد تعمیمی داشتن خلاص نشدهاند و براساس آن درباره جهان غرب به نحوی داوری میکنند که گویی آنها همه دشمن اسلام و مسلمین هستند. دو طرف باید از کلینگری و تعمیمسازی دست بردارند تا گفتگوها مثمرثمر واقع شوند و نزدیکی و تفاهم بین دو طرف جهت دستیابی به صلح و همزیستی مسالمتآمیز بین ملتها ایجاد گردد.
رابطه شما با مسیحیها و یهودیها چگونه است؟
رابطه ما با آنها بسیار خوب است و مسیحیها و یهودیها تمایل به وحدت ملی مصر دارند و در مقابل هرکس که وحدت آنها را تهدید کند چون پیکر واحدی میایستند.
رابطه شما با رسانهها چگونه است؟ و در آینده چگونه خواهد بود؟
انشاءالله طی برنامهای که تنظیم میکنیم با رسانههای گروهی بویژه آنهایی که رعایت امانت و صداقت را میکنند ارتباط برقرار میکنیم تا یک منبع مشخصی برای ارائه اطلاعات وجود داشته باشد و مردم دچار سردرگمی نشوند اما درحال حاضر کارهای زیادی داریم که باید به آنها برسیم.
نگاهی به کارنامه شیخ احمد الطیب
شیخ احمد الطیب که در سن 66 سالگی به جای شیخ الطنطاوی نشست، اهل استان قنا در جنوب مصر، دانش آموخته فلسفه و اصول عقاید در دانشگاه الازهر و فلسفه اسلامی در سوربن (پاریس) است. به گزارش شیعه نیوز و به نقل از بی.بی.سی، احمد الطیب در دانشگاه الازهر فلسفه تدریس میکرد و نویسنده و مترجم آثاری در زمینه فلسفه اسلامی است. شیخ احمد الطیب در سال 2002 به مقام مفتی رسید و تا سال بعد که به ریاست دانشگاه الازهر رسید عهدهدار این مقام بود. او عضو دفتر سیاسی حزب دموکراتیک ملی، حزب حاکم مصر است، روابط نزدیکی با رهبران حزب دارد و به مخالفت با جریان اسلامگرای اخوان المسلمین مشهور است، دانشگاه الازهر در دوران مدیریت او شاهد سیاستهای جدی برای مقابله با دانشجویان هوادار اخوان المسلمین و تشکلهای اسلامگرا بود. شیخ احمد الطیب به شخصیتی مذهبی و دانشگاهی شهرت دارد که از جدلهای سیاسی دوری میگزیند اما از لحاظ مذهبی، همچون شیخ الطنطاوی، شیخ پیشین الازهر، اظهارنظرها و فتواهای جنجال برانگیزی از او صادر شده است. مخالفت با روبنده (نقاب) و صدور دستور ممنوعیت این پوشش در دانشگاه الازهر و موسسات تابعه آن، آخرین اقدام جنجال برانگیز شیخ الطنطاوی بود، شیخ احمد الطیب نیز در این زمینه با شیخ پیشین هم نظر است. اما جنجال برانگیزترین فتوای شیخ احمد الطیب این است که اشتغال مسلمانان به فروش مشروبات الکلی به غیرمسلمانان در کشورهای غیرمسلمان را جایز اعلام کرده، او همچنین پیشنمازی زنان برای مردان را مجاز میداند و اعتقاد دارد که در هنگام ضرورت، رشوه دادن حلال است. شیخ احمد الطیب علاوه بر جایگاه دانشگاهی و مذهبی، از شیوخ صوفیه نیز بهشمار میرود و پیشوایی پیروان طریقت خلوتی احمدی در جنوب مصر را نیز از پدرش، شیخ محمد به ارث برده که بنیانگذار این طریقت در شهر اسوان در جنوب مصر بود. خانواده شیخ احمد الطیب، خود را از سادات و نسل امام حسن میدانند. طریقت خلوتیه ریشه ایرانی دارد، بنیانگذار آن، شیخ سراجالدین عمر اهجی در قرن هشتم هجری (14 میلادی) در تبریز بود، این طریقت در آذربایجان و قفقاز رشد کرد اما با قدرت گرفتن صفویان در این سرزمینها، مرکزیت خلوتیه به آسیای صغیر انتقال یافت و پس از آن با گسترش امپراتوری عثمانی، طریقت خلوتیه هم در سرزمینهای این امپراتوری و از جمله مصر اهمیت و جایگاه برجستهای یافت.
الشرق الاوسط
مترجم: فرزانه کرمی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: