در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
فقر و نابرابریهای موجود در هر جامعهای، پیامدهای خاص خود را دارد و نهتنها باعث بروز بحران میشود بلکه بر اساس سلسلهای از روابط علت و معلولی، زمینه بروز بحرانهایی از قبیل بحران مهاجرت، حاشیهنشینی، بحران آسیبها و انحرافات اجتماعی از قبیل بحران طلاق، اعتیاد، بزهکاری، فحشا، قتل، خشونت و انواع جرایم دیگر را فراهم میآورد.
جامعهشناسان، انحراف یا جرم را برآمده از علل و عوامل اجتماعی میدانند که زمینههای اجتماعی وقوع آنها، مسائل و مشکلات اقتصادی همانند فقر، تورم، گرانی، اعتیاد، بیکاری و فشارهای زندگی و.. است که هر کدام از این مولفهها میتواند فرد را به یک بزهکار تبدیل کند.
بزهکاری را نمیتوان متعلق به یک طبقه اجتماعی خاص دانست، اما طبق گزارشهایی که در اغلب متون مربوط به این بحث آمده است احتمال بروز بزهکاری در طبقات پایین اجتماع بیش از طبقات متوسط و بالاست که البته این موضوع بیشتر در جوامع شهری صادق است.
دو عنصر آسیبساز
دکتر مجید ابهری، آسیبشناس اجتماعی در گفتگو با جامجم، با بیان اینکه فقر و بیکاری از آسیبهای برجسته اجتماعی هستند، معتقد است این دو مقوله در بسیاری از اوقات به عنوان بستر آسیبساز نمایان میگردند.
ابهری با اشاره به اینکه 65 الی 70 درصد از آسیبهای اجتماعی و بزهکاری با بهانه فقر اتفاق میافتد، میگوید: زایش فساد و انحرافات رفتاری و بسیاری از آسیبهای اجتماعی با حضور فقر آغاز شده و در بسیاری از موارد شتاب و تسریع پیدا میکنند.
بنا برعقیده این آسیبشناس اجتماعی، فقر در زمانی که ارزشهای اخلاقی کمرنگ شده و مبانی معنوی نادیده گرفته شوند میتواند مبنای بسیاری از بزهکاریها و جرمها باشد، اگرچه از نگاه رفتارشناسی نمیتوان حضور فقر را اصلیترین پایه برای ارتکاب جرم دانست، اما اگر فقر با ضعف ایمان همراه شود، آن گاه باید منتظر وقوع آسیب و بزه بود.
ابهری با اشاره به اینکه دروغ، دزدی، خودفروشی، قتل و بسیاری از ناهنجاریها میتواند از فقر سرچشمه بگیرد، میافزاید: اصالت تربیتی، فرهنگسازی، پر رنگ نمودن ارزشهای اخلاقی، سیاستگذاری برای فقرزدایی، کمک گرفتن از اصولی مانند زکات و صدقه برای اشتغالزایی و نه فقط سیر کردن افراد، میتوانند ابزاری برای مقابله با فقر در راستای آسیبزدایی باشند.
نوسانهای اقتصادی و نوسان قیمتها و دستمزدها و بازار و پول تاثیر فراوان در ارتکاب جرایم مالی دارد، به طوری که اگر اوضاع اقتصادی روبه بهبودی سوق داده شود جرایم بر ضد اموال مانند دزدی و قتل با انگیزه مالی و... کاهش مییابد و به عکس اوضاع نامساعد اقتصادی موجب ازدیاد اینگونه جرایم میشود، البته جرایم فقط جنبه مالی ندارند بلکه بر ضد اشخاص و بر ضد اخلاق نیز به وقوع میپیوندند که این جرایم نیز به طور جزیی زیر تاثیر نوسانهای اقتصادی قرار میگیرند.
به طور کلی میتوان بین فقر و جرم رابطه مستقیمی ایجاد کرد، چنانچه افراد فقیر در مقابل ثروتمندان قرار میگیرند و این تفاوت فاحش باعث میشود که برخی افراد کم درآمد برای اینکه بتوانند مانند افراد ثروتمند از زندگی خوبی برخوردار شوند دست به جرم و جنایت بزنند و در مواردی هم دیده شده که جرایم بزرگی مانند قتل عمد فقط به خاطر به دست آوردن مال باشد که این مقوله ناشی از فقر اقتصادی و وجود فاصله طبقاتی است.
نیازهای مادی
دکتر مهدی تقوی اقتصاددان، در ارتباط با تاثیر فقر اقتصادی روی بزهکاری با اشاره به اینکه فقر در بیشتر موارد آسیب اجتماعی ایجاد میکند، میگوید: حتما فقر منجر به جرم نمیشود، اما بررسیها نشان دادهاند که در طبقه متوسط آسیبهای اجتماعی و بزهکاری کمتر از طبقه پایین و اقشار فقیر جامعه است.
وی دلیل این امر را احتیاج افراد فقیر ذکر کرده و میافزاید: در خانوادههای فقیر علاوه بر نامناسب بودن شرایط کلی زندگی، نبود تغذیه مناسب و نامناسب بودن شرایط تحصیلی بسترساز مشکلات بعدی فرزندان این خانوادههاست. بیشتر فرزندان طبقات پایین جامعه به دانشگاه راه نمییابند و علاوه بر آن نمیتوانند شغل مناسبی داشته باشند و در این دور معیوب بعضی از آنها برای تامین مخارج زندگی مرتکب بزهکاری میشوند و در بعضی موارد هم تبدیل به کودکان کار میشوند که خود یکی از آسیبهای اجتماعی است.
این اقتصاددان دلیل وجود جرایم زیاد و اعتیاد در استانهای محرومی مثل خراسان جنوبی و سیستان و بلوچستان را همین امر عنوان کرده و میگوید: برای کاهش آسیبهای اجتماعی ناشی از فقر باید درآمدها به صورت عادلانه توزیع شود و یکی از راههای کم کردن فاصله طبقاتی در جامعه میتواند گرفتن مالیاتهای فراوان از ثروتمندان جامعه و تقسیم آن به صورت یارانه بین اقشار فقیر باشد.
دکتر تقوی با اشاره به کم بودن بزهکاری و جرم در کشورهایی که سیستم مالیاتی اینگونه دارند، میگوید: در جامعهای که تقسیم عادلانه درآمدها صورت گیرد دیگر کودکی نیست که بیمار باشد و والدین او به دلیل فقر اقتصادی نتوانند مخارج او را تامین کنند و برای همین کار، دست به دزدی و بزهکاری بزنند.
فقر همیشه بزه نمیآورد
در مجموع اختلاف طبقاتیای که بین افراد یک جامعه وجود دارد و تفاوتی که بین فقیر و غنی از لحاظ سطح زندگی و امکانات رفاهی وجود دارد، خود از عواملی است که اشخاص طبقه پایین را برمیانگیزد تا مرتکب جرم شوند و با علم به اینکه فقر اقتصادی هم یکی از عوامل بسترساز بروز بزهکاری در افراد است و ممکن است باعث بزهکاری در آنها شود، ولی هیچگاه نمیتوان گفت افرادی که فقیر هستند حتما هم بزهکار هستند یا در آینده بزهکار میشوند، چون در بسیاری از موارد میتوان مثالهایی را عنوان کرد که در آن فقر هیچگونه تاثیری در بزهکاری ندارد. همه ما افراد زیادی را میشناسیم که با آن که در نهایت فقر و تنگدستی به سر می برند و اوضاع اقتصادی بر آنان سخت و ناگوار است و بارها در تنگناهای بحرانی قرار گرفتهاند، اما هیچ گاه مرتکب بزه نشدهاند و نمیشوند.
با توجه به شرایط حاکم و مسائل مطرح شده باید هرچه سریعتر درصدد زدودن زوایای فقر از جامعه خویش باشیم، به این منظور باید اقدامات لازم را جهت کنترل جمعیت انجام دهیم و زمینههای لازم را جهت ایجاد اشتغال و ایجاد فرصتهای شغلی مبتنی بر آموزشها و مهارتهای قابل عرضه در بازار کار برای نیروی کار فراهم آوریم.
جلوگیری از مهاجرتهای بیرویه روستاییان به شهر به وسیله سیاستها و تدابیر اصولی و عملی، شناسایی عمیق فقر در جامعه، بررسی تعداد فقرا و درصد جمعیت زیر خط فقر، تحولات و نوسانات این گروه ، تامین بودجه و درآمد لازم برای تامین حداقل زندگی، بررسی علل فقیر بودن اقشار فقیر، شناسایی نیازها و کمبودهای آنان و تلاش در جهت رفع آن کمبودها، تنظیم سیاستها و برنامههای اجرایی هدفمند برای هر گروه از طبقات زیر خط فقر، گسترش سازمانهای بیمه و تامین اجتماعی و خدمت بازنشستگی جهت ایجاد گامهای موثر در کاهش نابرابریها از جمله مسائل قابل توجه برای کاهش آسیبهای ناشی از فقر در جامعه است.
الهام طباطبایی / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: