در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
قفقاز جنوبی منطقهای است متشکل از 3 کشور آذربایجان، ارمنستان و گرجستان که توسط 3 قدرت منطقهای یعنی ایران، روسیه و ترکیه محاصره شده است.
موقعیت جغرافیایی و اهمیت استراتژیک قفقاز جنوبی، این منطقه را به یکی از مهمترین مناطق جهان تبدیل کرده است. به لحاظ فرهنگی، قفقاز مرز میان تمدن اسلامی و تمدن مسیحی و 3 فرهنگ روسی، ترکی و ایرانی است.
موقعیت استراتژیک قفقاز در مسیر تلاقی آسیا، اروپا و خاورمیانه، این منطقه را به صحنه رقابت سیاسی و اقتصادی قدرتهای بزرگ تبدیل کرده است. از دیدگاه اقتصادی وجود منابع نفت و گاز بر عطش بازیگران خارجی افزوده است.
در حوزه امنیتی طرحها و الگوهای منطقهای و فرامنطقهای متنوعی در جهت ایجاد امنیت در قفقاز ارائه گردیده، ولی در نهایت با توجه به اهداف سیاسی این طرحها، نهتنها امنیت واقعی در منطقه حاصل نشد بلکه به نوعی گسلهای بحران در منطقه دوباره فعال شده است. مناقشه قرهباغ که 2 قوم همسایه را علیه یکدیگر شورانده بارزترین وجه این دگرگونی اسفبار است.
آذریها میگویند: قرهباغ همیشه بخشی از ولایت گنجه و تحت حاکمیت مسلمانها بوده است؛ ارمنیها میگویند قرهباغ از لحاظ جغرافیایی منتهیالیه شرقی فلات ارمنستان را تشکیل میدهد و با مرغزارهای جلگهای که اطراف آذربایجان است تفاوت آشکار دارد.
آذربایجان نیز متقابلا چنین عنوان میکند که بخشهای جلگهای و کوهستانی ولایت گنجه قرهباغ و مرغزارهای شرقیاش نهتنها با هم تنافری ندارند بلکه لازم و ملزوم یکدیگر نیز هستند، زیرا قرهباغ ییلاق نواحی قشلاقی جلگههای اطرافش میباشد.
ارمنیها بر نقش قرهباغ به عنوان مهد ادب و فرهنگ ارمنی و مقر آخرین حکومتهای مستقل ارمنی تاکید داشته و با اشاره به آخرین بازماندگان پادشاهی ارمنستان در ولایت «سیونیک» ـ که تقریبا با قلمرو کنونی جمهوری ارمنستان مطابقت دارد ـ از تداوم سلطه تقریبا مستقل حکمرانان ارمنی در قرهباغ یاد میکنند.
سستی حاکمیت روسها و تلاش ناموفق گورباچف برای جلوگیری از زوال محتوم رژیم شوروی، سرآغازی بود بر طرح مجدد انبوهی از مشکلات سرکوب شده 70 سال گذشته و از جمله مساله قرهباغ که با شکست تلاشها و ناتوانی مقامات کمونیست مرکزی و محلی در حل و فصل موضوع در قالبهای متعارف حاکم و استقلال جمهوریهای ارمنستان و آذربایجان بحران قرهباغ به صورت یک تعارض و رویارویی آشکار درآمد.
نقش روسیه در قفقاز
رهبری روسیه دشوارترین شرایط سیاسی را پس از فروپاشی اتحاد شوروی در قفقاز دارد. در قرن 19 منطقه قفقاز یکی از اصلیترین کانونهای ناآرامیها و تنشهای قومی بود. بیش از 5 قبیله در این ناحیه اوستیا ساکن بودند. آنها در 6 جمهوری در روسیه و 2 جمهوری آبخازیا و اوستیای جنوبی در گرجستان سازمان یافتند.
اوستیاهای شمالی از اوستیاهای جنوبی جدا شده ،کارباردها از آدیغه جدا شده به بالکارها پیوسته بودند. چچنها و اینگوشیها نیز جدا شده از یکدیگر بودند حداقل 30 مورد منازعه و کشمکش در میان اهالی قفقاز وجود داشت. روسیه از قرن نوزدهم سلطه خود را بر قفقاز تحکیم نمود.
پس از انقلاب اکتبر 1917 ، 3 جمهوری مستقل در این منطقه شکل گرفتند؛ آذربایجان، ارمنستان و گرجستان ولی پس از دوران کوتاهی استقلال این جمهوریها در سال 1920 یکی پس از دیگری تحت کنترل کامل روسیه قرار گرفتند. منطقه کوهستانی قرهباغ بااکثریت ارمنی آن در داخل خاک آذربایجان قرار گرفت و ناحیه نخجوان تحت حاکمیت آذربایجان، ولی در داخل خاک ارمنستان واقع شد.
اجرای سیاستهای بازسازی از دوران گورباچف سبب بروز اختلافات کهنه در میان آذربایجان و ارمنستان گردید. جمعیت ارمنی ساکن در منـــطقه کوهستانی قرهباغ که 90 درصد اهالی آن را تشکیل میدادند، از سال 1988 خواستار الحاق به ارمنستان شدند که با مخالفت شدید آذربایجان روبهرو شد.
ارمنستان که دارای همگونترین ترکیب نژادی در میان جمهوریهای بازمانده از فروپاشی اتحاد شوروی است، حمایت گستردهای از ارمنیهای قرهباغ به عمل آورد. «لئون تر پتروسیان» رئیسجمهور وقت در برابر فشارهای حزب ملیگرای داشناکسیون برای الحاق قرهباغ به خاک ارمنستان قرار گرفت.
داشناکها بیش از یک قرن است که برای استقلال و عظمت ارمنستان تلاش میکنند. آذربایجان متقابلا در برابر حمایت ارمنستان از ارامنه جداییطلب قرهباغ، این کشور را در محاصره اقتصادی قرار داد. ارامنه مهاجر که در فرانسه و آمریکا دارای نفوذ بسیاری هستند حمایت گستردهای را از این کشور انجام دادند.
آنها در آمریکا موفق شدند قانون منع ارائه کمکهای اقتصادی آمریکا را به آذربایجان به دلیل در محاصره اقتصادی قرار دادن ارمنستان به تصویب برسانند. رئیسجمهور غربگرای این جمهوری «ایلچیبیگ» کوشید با توسعه روابط با ترکیه و آمریکا بر مشکلات سیاسی ـ اقتصادی خود فائق آید؛ آذربایجان در دوران او روابط پرتنشی را با روسیه تجربه کرد. ایلچیبیگ مدل توسعه در ترکیه را مطلوب جمهوری آذربایجان میدانست. درگیری ارامنه و ترکزبانان در قرهباغ سبب تبدیل این جنگ منطقهای به یک مساله بینالمللی گردید.
در حالی که روسیه میکوشد براساس نقش سنتی و استراتژیک خود در قفقاز به این خصومت پایان دهد، سازمان ملل و سازمان امنیت و همکاری اروپا نیز به طور فعال برای پایان دادن به آن تلاش کردهاند. گورباچف در تلاش بود تا از این درگیری هیچ یک از طرفین پیروز یا شکست خورده خارج نشوند.
بهرهبرداری از نفت دریای خزر که قرارداد آن از سوی جمهوری آذربایجان با کنسرسیوم شرکتهای نفتی غربی در سپتامبر 1994 به تصویب رسید، تحولات جدیدی را در قفقاز به وجود آورد.
روسیه، قفقاز جنوبی را به عنوان حیاط خلوت خود قلمداد کرده است و حاضر به پذیرش نقشآفرینی هیچ قدرت منطقهای در ترتیبات امنیتی قفقاز جنوبی نیست. از طرفی چون کشور جمهوری آذربایجان و گرجستان در تلاش هستند که از تنگناهای طرح امنیتی روسیه بیرون بیایند و خودشان را در الگوها و طرحهای امنیتی غرب تعریف کنند و به همین جهت روسها در فضای امنیتی قفقاز جنوبی ارمنستان را نقطه استراتژیک خود در درون قفقاز قرار داده و سپس اقدامات اساسی را در راستای طرحهای خود به انجام میرسانند.
روسیه با ارمنستان اتصال ژئوپلیتیک ندارد و برای رسیدن به آن باید گرجستان را هموار کند. به همین دلیل، اهمیت گرجستان برای روسیه صرفا ناشی از تحولات داخلی گرجستان نیست بلکه میخواهد در صورت ادامه پروسه ضدروسی و در کنار غرب واقع شدن گرجستان با ایجاد یک کریدور بین اوستیای شمالی و اوستیای جنوبی، گرجستان را تقسیم و خود را به ارمنستان نزدیک کند؛ به عبارتی دیگر، روسیه برای فرود ژئوپلیتیک در منطقه، باید ارمنستان را حفظ و گرجستان را مدیریت کند به این ترتیب، آذربایجان در تله استراتژیک روسیه خواهد افتاد.
ترکیه و ارمنستان
اگر دولت باکو از آشتی میان ترکیه و ارمنستان به خاطر تنها ماندن در برابر رقیب قدیمیاش و از دست دادن یکچهارم خاک خود یعنی منطقه قرهباغ نگران است، در مقابل مسکو نگرانی بیشتری دارد و آن بیم رهبران کرملین از رانده شدن از کل قفقاز است که حیاط خلوت آنها محسوب میشود.
از یک طرف رهبران ترکیه و ارمنستان تحت فشارهای جهانی و بهرغم برخی مخالفتها در تلاش برای بازگشایی مرزهای خود هستند و صرفنظر از منافعی که قدرتهای خارجی در قفقاز جستجو میکنند در صورت تحقق روند آشتی میان آنکارا و ایروان، 2 کشور به منافعی در سطح ملی و منطقهای میرسند.
جمهوری ارمنستان علاوه بر خروج در انزوای منطقهای از وابستگی شدیدی که به روسیه دارد رها میشود. همچنین تحقق روند آشتی میتواند پیوند تاریخی ترکیه و جمهوری آذربایجان را به سود ارمنستان سست کند، این در حالی است که ترکیه در جستجوی ایفای نقش فعال در منطقه قفقاز است. قطع رابطه با ارمنستان به عنوان یکی از 3 جمهوری منطقه سد راه مهمی در این سیاست ترکها بود.
با برداشتن این سد، زمینه برای مانورهای این کشور در منطقه فراهم میشود. از دیگر سو برقراری رابطه با ارمنستان شرایط ورود این کشور به اتحادیه اروپا را آسان میکند و لابی ارامنه در غرب دیگر در راه پیوستن ترکیه به اتحادیه اروپا سنگاندازی نخواهد کرد.
بهبود روابط ترکیه و ارمنستان و تلاش 2 کشور برای عبور از اختلافات دیرینهشان آذربایجان را که در مناقشه قرهباغ از حمایت آنکارا برخوردار بود به مصالحه با ارمنستان و تلاش برای یافتن راهحلی مسالمتآمیز برای بحران قرهباغ ترغیب کرد.
وزرای امور خارجه ارمنستان و ترکیه طی نشستی در زوریخ که با حضور تعدادی از مقامات اروپایی و هیلاری کلینتون وزیر امور خارجه آمریکا برگزار شد توافقنامهای را امضا کردند که علاوه بر تلاش مشترک برای عبور از اختلافات دو طرف بر سر کشتار ارامنه توسط سربازان امپراتوری عثمانی راه را بر بازگشایی مرزهای مشترک دو کشور هموار کرد.
ترکیه و ارمنستان که مناسباتشان از سال 1993 قطع شده، در آوریل 2009 با تصویب طرحی موسوم به «نقشه راه» برای عادیسازی روابط خود گام برداشتند در نقشه راه که در پارلمانهای هر دو کشور به تصویب رسید، مراحل و گامهای این روند برای عادیسازی روابط مشخص شده است. در سال 1993 با اشغال منطقه کوهستانی قرهباغ توسط ارمنستان روابط دو کشور از سوی ترکیه قطع شد.
آذربایجان، قرهباغ کوهستانی را قسمتی از خاک خود میداند و ترکیه با باکو در این نقطهنظر که این اقدام ارمنستان نقض حقوق بینالملل است، شراکت دارد؛ موضوعی که توانست روابط باکو ـ آنکارا را بیش از پیش به هم نزدیک کند.
به هر حال علاقهمندی مسکو به مداخله در بحران قرهباغ و حمایت مسکو از مذاکره جمهوری آذربایجان و ارمنستان برای حل اختلافشان بر سر این منطقه هم زیاد به مذاق ترکیه خوش نیامده است.
به اعتقاد مقامهای وزارت امور خارجه ترکیه دلیل اصلی پیشقدمشدن روسیه برای میانجیگری در این مساله ترسیم خدشهای است که در جنگ با گرجستان به وجهه روسها وارد آمد و شاید مهمتر از آن، روسها خواستار جلوگیری از برقراری صلح بین ارمنستان و ترکیه باشند.
حل اختلاف ارمنستان و ترکیه و بازگشایی مرزهای 2 کشور به ضرر روسها و عامل کاهش نفوذشان در ارمنستان خواهد بود، زیرا برقراری امنیت در مرزهای ارمنستان در حال حاضر نیز همانند دوران اتحاد جماهیر شوروی بر عهده ارتش روسیه است.
خیرگرد رستمی
جام جم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: