در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
با آغاز تحقیقات کارآگاهان وقت پلیس آگاهی درخصوص شناسایی و دستگیری قاتل، مشخص شد متهم فراری جوان 16 سالهای به نام جواد است که خواستگار دختر مقتول بوده؛ اما به علت مخالفت وی با ازدواج این جوان با دخترش، میان آنها درگیری ایجاد شده و مقتول طبق نظریه پزشکی قانونی بر اثر ضربه مغزی ناشی از برخورد جسم سخت به قتل رسیده است.
فرار متهم پس از وقوع جنایت
با شناسایی هویت قاتل، شناسایی و دستگیری وی در دستور کار کارآگاهان ویژه قتل پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت؛ اما پیگیریها نتیجهای نداد. بنابراین کارآگاهان برای شناسایی و دستگیری متهم، ضمن هماهنگیهای قضایی لازم، تصویر متهم متواری شده را در جراید منتشر کردند؛ اما در این خصوص نیز به نتیجهای نرسیدند. با وجود این پرونده در دستور کار پلیس قرار داشت و کارآگاهان پلیس آگاهی مصمم به دستگیری متهم بودند.
دستگیری متهم پس از 15 سال زندگی مخفیانه
پیگیری کارآگاهان پلیس آگاهی برای شناسایی و دستگیری متهم در شرایطی ادامه داشت که در سال 86، کارآگاهان اداره دهم اطلاع یافتند متهم پس از گذشت این مدت، با هویت جعلی جواد مرادی تشکیل خانواده داده است. با به دستآمدن اطلاعات درخصوص سکونت خانواده همسر متهم در منطقه شهریار، کارآگاهان با اخذ نیابت قضایی به این منطقه اعزام، اما با وجود پیگیریها باز هم هیچگونه نشانی از محل سکونت خانواده همسر متهم متواری، به دست نیامد.
کارآگاهان اداره دهم پس از انجام سلسله اقدامات فنی و اطلاعاتی گسترده در نهایت موفق به شناسایی مخفیگاه متهم در منطقه شرق تهران شدند و پس از اطمینان از هویت واقعی متهم و حضور وی در داخل مخفیگاه، در روز 22 اردیبهشت امسال در عملیاتی غافلگیرانه او را دستگیر و به پلیس آگاهی تهران بزرگ منتقل کردند.
اعتراف به جنایت پس از 15 سال
متهم فراری که از دستگیری خود بسیار غافلگیر شده بود، پس از انتقال به اداره دهم، لب به اعتراف گشود و به کارآگاهان گفت: در 16 سالگی خواستگار دختر مقتول بودم که وی با ازدواج من و دخترش مخالفت کرد و این موضوع باعث کینه من نسبت به او شد تا این که روز حادثه در میدان انقلاب او را دیدم.
وی افزود: درخصوص مخالفتش با ازدواج من و دخترش با او جر و بحث کردم که همین موضوع باعث درگیری میان ما شد و من با مشت به سرش زدم که به زمین افتاد و من هم متواری شدم. در این مدت به شهرهای مختلفی سفر کردم و هویت اصلی خود را مخفی کردم و در سال 85 با احتمال این که پرونده مختومه و پلیس نیز از پیگیری موضوع خسته شده است، ازدواج کردم و در تهران مشغول به کار شدم و به هیچ عنوان تصور نمیکردم پلیس روزی موفق به دستگیری من شود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: