دستگیری نخستین قاتلان سریالی سال، بهانه‌ای برای ورود مجدد به این پرونده‌ها است

دلایل زنجیره‌ای در قتل‌های سریالی

پرونده نخستین قتل‌های سریالی سال به مراجع قضایی ارجاع شد، قضات دیوانعالی کشور بر حکم اعدام و قصاص قاتل زنان کرجی مهر تایید زدند و قاتل 8 مرد در کازرون پای میز محاکمه رفت. همزمان‌شدن این وقایع و انتشار اخبار آنها در 2هفته گذشته کاملا اتفاقی بود و نباید آن را بر‌بالا بودن آمار قتل‌های سریالی در ایران تلقی کرد اما باید به این موضوع نیز توجه داشت که حقیقت‌هایی هر چند تلخ و گزنده وجود دارند که باید برای جبران آنها و پیشگیری از شیوع‌ و گسترش‌شان راهکارهای مناسبی پیدا کرد.
کد خبر: ۳۲۹۲۶۰

نخستین قاتلان سریالی سال

نخستین قاتلان سریالی سال دو جوان 18 و 21 ساله هستند که 4 راننده مسافرکش را در شهرهای مختلف به قتل رساندند. این قاتلان از نظر جرم شناسی در دسته قاتلان در سفر قرار می‌گیرند و دستگیری آنان دشوارتر از جنایتکارانی است که در یک محدوده جغرافیایی خاص مرتکب جرم می‌شوند. با وجود این نیروی انتظامی هر دو متهم را در مدت کوتاهی پس از شروع کشتارها دستگیر کرد و آنان را در اجرای پنجمین نقشه جنایتکارانه‌شان ناکام گذاشت، آن‌طور که سرهنگ اصغر قطب‌زاده رئیس پلیس آگاهی هرمزگان می‌گوید:‌ این دو جوان با آدم‌کشی‌هایشان انگیزه سرقت را دنبال می‌کردند با وجود این در مجموع کمتر از 100 هزار تومان به دست آوردند. متهمان نخستین قتل را در شهرستان خوی انجام دادند. آنها یک خودروی مسافرکش را به صورت دربستی کرایه کردند و پس از قتل راننده پول‌های او را ربودند. بعد از این قتل بود که دو متهم برای از‌بین‌بردن ردپای خود راهی شهرستان مرند شدند و جنایتی مشابه را در آنجا رقم زدند. دو پسر جوان که از واهمه شناسایی و دستگیری آرامش نداشتند بار دیگر چمدان‌هایشان را بستند و  این‌بار بندرعباس را برای اقامت انتخاب کردند در آنجا بود که راننده سوم طعمه متهمان شد و قاتلان سریالی با کشتن او 20 هزار تومان سرقت کردند. پس از این جنایت دیگر بندر عباس هم برای این دو همدست امن نبود. آنها که می‌خواستند برای اشتغال در یکی از معادن استان کرمان راهی این استان شوند با مشخصات جعلی بلیت اتوبوس تهیه کردند و ابتدا به شیراز رفتند و آن‌طور که خودشان می‌گویند در آن شهر بود که دیدند پول کافی برای رسیدن به مقصد ندارند به همین خاطر تعداد قتل‌های خود را با کشتن یک راننده دیگر به عدد 4 رساندند و سپس به محل مورد نظر رفتند و در آنجا شناسایی و دستگیر شدند. سرهنگ قطب‌زاده می‌گوید: متهمان اعتراف کرده‌اند قصد داشتند در کرمان با کشتن مسوول معدن از او نیز سرقت کنند.

در کنار جزییات این پرونده این نکته حائز اهمیت است که چرا و چگونه دو جوان کم‌سن‌و‌سال برای مبلغی کمتر از 100 هزار تومان دست به چنین جنایت‌هایی زدند. ناصر میرزایی، روان‌شناس با این که به گفته خودش اطلاعات محدود و ناقصی از قاتلان دارد به این موضوع که متهمان صرفا برای سرقت آدم می‌کشتند با دیده تردید نگاه می‌کند و می‌گوید: آیا باید بپذیریم این دو آنقدر در تنگنا بودند که برای مبالغ چند 10هزار تومانی قتل انجام می‌دادند. آنها آن‌طور که من اطلاع دارم قبلا افراد بیکاری نبودند و به‌عنوان مثال مدتی در همان بندرعباس که بعدها در آنجا مرتکب قتل شدند، کارگری می‌کردند. انسان سالم در چنین مواقعی سراغ قتل نمی‌رود حتی مجرمان عادی نیز وقتی در برابر مشکلات مالی قرار می‌گیرند و در رفع گرفتاری خود ناتوان می‌مانند به جرایمی دست می‌زنند که صرفا مال دیگران را تهدید می‌کند و به صورت مستقیم جان طعمه‌هایشان را هدف قرار نمی‌دهند، بنابراین انگیزه سرقت بیشتر شبیه به پوششی ظاهری است که متهمان می‌کوشند با بیان آن توجیهی برای اعمالشان پیدا کنند در حالی که به نظر من هر‌دوی آنها از مشکلات شدید و عمیق شخصیتی رنج می‌برند و گذشته آنها، خانواده‌شان، شرایط اجتماعی، محیط اطراف و... زمینه‌ساز این قتل‌ها هستند.

دکترمحمد رضا رحمت، جرم‌شناس هم در این باره می‌گوید: قاتلان سریالی افرادی هستند که دوران کودکی بسیار سختی را پشت سر گذاشته‌اند. البته منظور از دوران سخت فقط فقر مادی نیست آنها به لحاظ عاطفی هم در شرایط بدی قرار داشته‌اند و همین باعث شده عقده‌های حقارت به طرز غیرقابل کنترلی در آنها رشد کند. قاتلان سریالی افرادی بسیار باهوش و آرام هستند، آنها برای جلب توجه دیگران آدم می‌کشند و براحتی با جملاتی که در دادگاه به کار می‌برند، ترحم دیگران یا حداقل توجه مردم را نسبت به خود جلب می‌کنند.

سرهنگ قطب‌زاده نیز درباره نخستین پرونده قتل‌های سریالی در سال جاری این طور ابراز نظر می‌کند: فقط تهی شدن قلب از ایمان به خدا می‌تواند سبب ارتکاب چنین جنایت هولناکی در عرض 5 روز شود چراکه قاتلان حرفه‌ای نیز پس از ارتکاب به قتل پس از چند روز دچار عذاب وجدان و بروز سایر مسائل روحی می‌شوند.

این مقام انتظامی برای کاهش احتمال تکرار چنین قتل‌هایی یک توصیه برای رانندگان تاکسی و مسافرکش‌ها دارد: رانندگان باید دقت داشته باشند که در برابر کرایه‌های بالا و پیشنهاد مسیرهای انحرافی از طرف افراد مشکوک در ساعات نامناسب شبانه‌روز دقت لازم را به عمل آورند.

تایید یک حکم

ماجرای پرونده امید برک که 8 زن را در کرج و 2زن را در شمال کشور کشته بود، بارها در نشریات مختلف به تفصیل منتشر شده و آنهایی که اخبار او را پیگیری می‌کنند دو هفته قبل حتما خواندند که حکم 11 بار قصاص و اعدام وی به تایید دیوان عالی کشور رسید و او اکنون در  یک قدمی چوبه دار است اما امید بتازگی کار تازه‌ای انجام داده است در حالی که پلیس همسر او ملقب به ساحره را به اتهام همدستی با وی دستگیر و نماینده دادستان نیز این زن را به معاونت در قتل متهم کرده بود در جلسه محاکمه، امید بارها تکرار کرد ساحره کاملا بی گناه است و از هیچ کدام از جنایت‌ها خبر نداشت. این زن نیز بر بی‌تقصیر‌بودنش اصرار کرد با وجود این بتازگی امید با قاضی پرونده خود تماس گرفته و ادعای تازه‌ای را مطرح کرده و گفته است ساحره از قتل‌ها خبر داشت و با او همکاری می‌کرد. بنا به ادعای تازه این جنایتکار او هر گاه می‌خواست قتلی انجام بدهد از همسرش درخواست می‌کرد خانه را ترک و شرایط را برای او مهیا کند. این ادعا باعث شد معمای تازه‌ای در این پرونده مطرح شود اما در کنار این نکته ابهام‌آمیز، انگیزه امید از قتل‌ها هم هنوز کاملا روشن نیست. آیا او واقعا آن طور که در مراحل تحقیقات مقدماتی بیان کرده بود به خاطر ضربه خوردن از زنان و نفرت از این جنس قتل انجام می‌داد یا این که انگیزه سرقت را دنبال می‌کرد یا امیال جنسی او را به این راه کشاند.

دکتر رحمت بر فرضیه قتل با انگیزه مالی خط بطلان می‌کشد و می‌گوید: انگیزه مالی در قتل‌های سریالی موثر است اما عامل اصلی نیست. امید در دوران کودکی بی‌مهری شدیدی دید به همین دلیل هم خیلی زود متاهل شد و قتل‌هایش را پس از آن شروع کرد که این نشان می‌دهد سرخوردگی او بعد از ازدواج به بالاترین حد خود رسید در یک نمونه دیگر بیجه هم در محیطی بسیار فقیرنشین زندگی می‌کرد اما برای قتل‌های سریالی انگیزه مالی نداشت و عقده‌های حقارتی که در دوران کودکی برایش به وجود آمده بود او را به این سمت سوق داد. عقیده دارم عقده‌های سرکوب‌شده و آرزوهای دست نیافته و خشم دور ماندن از اهداف، عامل اصلی این‌گونه جنایت‌هاست البته منکر نقش اقتصادی که سرمنشأ بسیاری از فقرها از جمله فقر مالی، فرهنگی، تحصیلات و فقر در رشد شخصیت افراد است، نیستم.

ماجرای جوان کازرونی که 8 مرد را در این شهر به قتل رساند و 2هفته پیش پای میز محاکمه رفت، مصداقی برای اثبات گفته‌های این جرم‌شناس است. متهم کودک بود که پدرش را ربودند و کشتند و خانواده آنها از نظر مالی در تنگنا قرار گرفت. از سویی متهم موفق به ادامه تحصیل نشد، برادرانش در دام اعتیاد گرفتار شدند و خانواده به مرز فروپاشی کشانده شد و متهم که آن زمان کودک بود دچار خشم و کینه‌ای شد که از همان زمان او را به صرافت انتقام انداخت و سال‌ها بعد در 25 سالگی افرادی را که احتمال می‌داد در مرگ پدرش مقصر هستند از پا درآورد. هنوز محاکمه این متهم به پایان نرسیده اما او به جنایاتش اعتراف و تایید کرده است با هدف انتقامجویی دست به جنایت زده است.

روان‌شناسی جرم در تمام کشورها بسیار مهم تلقی می‌شود. در ایران نیز کارشناسان هرگاه با چنین پرونده‌های هولناکی مواجه می‌شوند اصرار می‌کنند پیش از مجازات متهمان باید با آنها گفتگو کرد و آنان را مورد روانکاوی قرار داد تا شاید بتوان انگیزه‌های پنهان جنایت‌ها را کشف و برایشان چاره‌جویی کرد اما به گفته میرزایی این کار در کشور کمتر انجام می‌شود و لازم است مسوولان دستگاه قضایی در این خصوص همکاری بیشتری با روان شناسان و متخصصان داشته باشند.

داوود ابوالحسنی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها