روزانه‌ها

افسوس «نوچ نوچ کنندگان» میراث فرهنگی

مفهوم میراث فرهنگی برای ما شرقی‌ها مقوله‌ای تناقض‌آمیز است، در زندگی‌مان جریان دارد و در حالی که گمشده رفتارهای روزمره ماست، هر روز افسوسش را می‌خوریم که مبادا فراموش شود اما در همان حال به آن بی‌اعتنا هستیم. به عنوان مثال در تاکسی نشسته‌ای و تا خبر سرقت فلان اثر تاریخی را رادیو پخش می‌کند آقا یا خانم شنونده کنار دستی نوچ نوچ کنان سر تکان می‌دهد و افسوس می‌خورد که ببینید این را هم بردند و در مقابل همان آقا یا خانم نوچ نوچ‌کننده اگر پایش بیفتد با نوک کلید روی سر ستونی از تخت جمشید حک می‌کند که مثلا فلانی از فلان جا آمده تخت جمشید را نگاه کند!!
کد خبر: ۳۲۸۹۹۶

یا آن‌که «نوچ‌نوچ‌کنندگان!» گرامی در مقابله با انتشار خبر سرقت و خروج یک اثر تاریخی از کشور می‌گویند: بهتر که بردند، آن طرف آب‌ها از آن بهتر مواظبت می‌کنند؛ در حالی که خودشان می‌دانند آن اثر، بخشی از هویت تاریخی‌شان بوده و سرقت شده است.

می‌بینید تغییرات بالای تفاوت رفتاری را نسبت به یک مفهوم؟ امروز روز موزه‌ها و میراث فرهنگی است؛ روزی که باید تمام قد ایستاد به احترام نامش. روزی که بخشی از هویت و جانمایه هر آدم را روی این کره هستی تشکیل می‌دهد. در برخی کشورهای اروپایی و آمریکایی زنگی در مدارس وجود دارد به نام زنگ موزه. دسته دسته کودک و نوجوان است که راهی موزه‌ها می‌شوند تا لمس کنند تاریخی را که در کتاب‌هایشان می‌خوانند. بزرگسالان ادارات دولتی و غیردولتی نیز هر از چند گاهی بازدید از یک موزه را در سبد کالاهای فرهنگی خود می‌گذارند؛ اصلا این کار را وظیفه می‌دانند. می‌خواهند تا هر روز حس وطن‌دوستی‌شان با تماشای تلاش گذشتگانشان متبلور شود و در این میان موزه‌ها را به عنوان حلقه واسط برگزیده‌اند.

شاید دلیل این رفتارشان این باشد که موزه‌ها را موجوداتی زنده می‌دانند، نه قبرستان اشیای مرده تاریخی. هر روز ارتباطی زنده و مستقیم با این اشیا برقرار می‌کنند تا با هویت تاریخی خویش زندگی کنند.

اما راستی آخرین باری که به موزه‌ای سر زدیم، کی بود؟ راستی چند بار در شنیدن خبر سرقت یک اثر تاریخی به جماعت «نوچ نوچ کنندگان» پیوسته‌ایم؟

مهدی نورعلیشاهی / گروه فرهنگ و هنر

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها