در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
یا آنکه «نوچنوچکنندگان!» گرامی در مقابله با انتشار خبر سرقت و خروج یک اثر تاریخی از کشور میگویند: بهتر که بردند، آن طرف آبها از آن بهتر مواظبت میکنند؛ در حالی که خودشان میدانند آن اثر، بخشی از هویت تاریخیشان بوده و سرقت شده است.
میبینید تغییرات بالای تفاوت رفتاری را نسبت به یک مفهوم؟ امروز روز موزهها و میراث فرهنگی است؛ روزی که باید تمام قد ایستاد به احترام نامش. روزی که بخشی از هویت و جانمایه هر آدم را روی این کره هستی تشکیل میدهد. در برخی کشورهای اروپایی و آمریکایی زنگی در مدارس وجود دارد به نام زنگ موزه. دسته دسته کودک و نوجوان است که راهی موزهها میشوند تا لمس کنند تاریخی را که در کتابهایشان میخوانند. بزرگسالان ادارات دولتی و غیردولتی نیز هر از چند گاهی بازدید از یک موزه را در سبد کالاهای فرهنگی خود میگذارند؛ اصلا این کار را وظیفه میدانند. میخواهند تا هر روز حس وطندوستیشان با تماشای تلاش گذشتگانشان متبلور شود و در این میان موزهها را به عنوان حلقه واسط برگزیدهاند.
شاید دلیل این رفتارشان این باشد که موزهها را موجوداتی زنده میدانند، نه قبرستان اشیای مرده تاریخی. هر روز ارتباطی زنده و مستقیم با این اشیا برقرار میکنند تا با هویت تاریخی خویش زندگی کنند.
اما راستی آخرین باری که به موزهای سر زدیم، کی بود؟ راستی چند بار در شنیدن خبر سرقت یک اثر تاریخی به جماعت «نوچ نوچ کنندگان» پیوستهایم؟
مهدی نورعلیشاهی / گروه فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: