هرچند نام علی پروین برای متصل شدن این باشگاه حداقل از لحاظ معنوی به پرسپولیس کفایت میکرد ولی حضور تنی چند از بازیکنان قدیمی پرسپولیس مثل علی انصاریان، بهروز رهبریفرد، ابراهیم اسدی، حامد کاویانپور، محمد محمدی، داوود فنایی، علی سلمانی، داوود سیدعباسی و محمد پروین در این تیم مزید بر علت شد تا همگان به این تازهوارد به چشم پرسپولیس دوم نگاه کنند.
وقایع بعدی و حضور تقریبا یک ساله مالک این باشگاه در پرسپولیس در نقش رئیس هیات مدیره هم حتی با ترک این پست در خرداد ماه 88 باعث نشد تا هدایتی عشق و علاقه خود به پرسپولیس را کتمان کند و بارها و بارها در مقاطع مختلف حتی هواداران پرسپولیس را هم به یاری طلبید و تیم خود را به نوعی به پرسپولیس متصل کرد.
هرچند وی اخیرا مدعی شده که تیمش هیچ نسبت و وابستگی به پرسپولیس ندارد، ولی عملکرد این باشگاه در فصل جاری و صحبتهای عوامل مختلف استیلآذین بجز سردار آجورلو که چند ماهی است به جای امیر مهریزی مدیرعامل باشگاه شده، نشان میدهد که انفصال استیلآذین و پرسپولیس حداقل در ذهن بسیاری از عوامل این باشگاه صورت نگرفته است.
جذب مجدد حامد کاویانپور همراه با بهکارگیری علی کریمی و حسین کعبی که بعدها مهدی مهدویکیا و علیرضا نیکبخت واحدی هم به آنها اضافه شدند با کادر فنی تمام پرسپولیسی شامل حمید استیلی، علیرضا مرزبان و سعید عزیزیان که در لیگ هفتم تیم مربیگری پرسپولیس را در کنار افشین قطبی شکل میدادند، رنگ قرمز استیلآذین را بیشتر میکرد.
سرپرستی رضا عابدیان که بعدها جایش را به محمدرضا زادمهر داد هم باعث شد تا صندلی سرپرست هم در اختیار قدیمیهای پرسپولیس قرار بگیرد و دست آخر تغییرات کادر فنی و آمدن افشین پیروانی، رضا شاهرودی و احمدرضا عابدزاده هم قرمز استیلآذین را پررنگتر کرد و شاید در این میان بتوان گفت جذب عابدزاده که تا روز قبل از پیوستن به این تیم بر سر مسائل مالی با پرسپولیس بشدت اختلاف داشت و بعد از حضور در استیلآذین هم کارش در باشگاه پرسپولیس به درگیری با لیدر و کارمند باشگاه انجامید خیلی بر حساسیت هواداران پرسپولیس در مورد سوءنیت باشگاه استیلآذین در مقابله با تیم محبوبشان دامن زد.
علاوه بر این که پیروانی و تنی چند از پرسپولیسیهای قدیمی مثل کریمی در اظهارات خود مدام سابقه خود در تیم مقابل را به رخ میکشیدند و مجموعه این عوامل باعث دلخوری پرسپولیسیها و شعار آنها علیه مدیران استیلآذین و کادر فنی و بازیکنان این تیم شد.
این که استیلآذین هنگام جذب نفرات، سراغ اسمیهای پرسپولیس رفته جای هیچ انتقادی ندارد، چون به هر حال در کورس و رقابت حرفهای هر تیمی میتواند متناسب با بودجه باشگاه نسبت به خرید و جذب نفراتی که مورد علاقه مربیانش است اقدام کند، ولی به هر حال منتسب شدن و چسبیدن یک تیم به تیم دیگری در همان سطح و رده موردی نیست که در هیچ جای دنیا سابقه داشته باشد.
طبیعی است که یک باشگاه تازه متولد شده برای کسب شهرت و اعتبار، خود را به یک تیم پرطرفدار بچسباند، ولی استیلآذین که هماکنون در پایان اولین فصل حضورش در لیگ برتر خود را تا رده پنجم بالا کشیده، با مجموعهای که در اختیار دارد اکنون باید در پی هویت مستقل خود باشد.
به هر حال این شرایط فعلی و اعلام رسمی تعلقخاطر نسبت به پرسپولیس در صورت ادامهدار بودن میتواند حرف و حدیث زیادی پیرامون نتایج این تیم در فصل آینده ایجاد کرده و قبل از هر مسابقهای که نتیجه آن با حضور استیلآذین به سرنوشت پرسپولیس ربط پیدا کند، ذهنیت و شائبههای زیادی ایجاد کند. البته استیلآذین در شرایط فعلی مشکلی بابت احراز هویت مستقل ندارد.
توجه داشته باشیم که هر 3 مربی این تیم به همراه کریمی، مهدویکیا، زندی و کعبی سابقه حضور در جام جهانی را دارند، آجورلو همراه با پاس یک قهرمانی و دو نایبقهرمانی در لیگ را دارد. شخصیت دکتر زادمهر هم سر جای خود محفوظ و با سرمایه حسین هدایتی مسلما این تیم چند ستاره دیگر را هم در فصل نقل و انتقالات جذب خواهد کرد و این مجموعه بدون متصل کردن خود در شرایط مختلف به پرسپولیس، پتانسیل جذب تماشاگر و کسب هویتی مستقل را دارد.
هرچند مشخص نیست حسین هدایتی تا چه زمان توان هزینه کردن و سرمایهگذاری بدون برگشت در فوتبال را خواهد داشت، ولی به هر حال داشتن یک هویت جداگانه برای این همه هزینه، خیلی بهتر از چسبیدن این تیم به پرسپولیس یا هر تیم دیگری است.
آرش رستم نمدی
جام جم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم